مجله گیزمیز

اقتضائات سلبریتی بودن…

ادمین/26
۱۷ مهر ۱۳۹۶
۱۱ نظر
  • محسن افشانی, ساره بیات و آزاده نامداری پس از انتشار تصاویرشان چه باید می کردند؟

    بهترین واکنش دربرابر منتشر شدن یک عکس یا فیلم از زندگی شخصی‎مان چیست؟ سکوت؟ توضیح؟ توجیه؟ عذرخواهی؟ یک روان‎شناس و یک جامعه ‏شناس پاسخ می‎دهند.

     

     

     

     

     


     

     

    اقتضائات سلبریتی بودن…

     در هفته های اخیر که اسم «آزاده نامداری» و «محسن افشانی» به‎دلیل انتشار عکس‎های غیرمتعارف خصوصی‎شان، بر سر زبان‎ها افتاد، توجیهات و انکارهای عجیب و غریبشان ماجرا را پیچیده‎تر و کاربران فضای مجازی را کنجکاوتر کرد. در ادامه این روند، توضیحات عجیب ساره بیات درباره جریان عکس نامتعارفش با رضا قوچان‎نژاد هم بیش از آن عکس، توجهات را جلب کرد. به‎هرحال در دنیای امروز، حفظ حریم شخصی نه‎تنها برای افراد سرشناس که برای ما آدم‎های غیرمشهور هم کار راحتی نیست اما غیر از سازش با مقتضیات دنیای جدید و حواس‎جمع بودن، چه کاری می‎شود کرد؟ بهترین واکنش دربرابر منتشر شدن یک عکس یا فیلم از زندگی شخصی‎مان چیست؟ سکوت؟ توضیح؟ توجیه؟ عذرخواهی؟ یک روان‎شناس و یک جامعه ‏شناس پاسخ می‎دهند.

    یادداشت رضا زیبایی، روان‎شناس بالینی در باب شهرت و خیر و شر آن

    این روزها جنجال هایی بر سر انتشار تصاویر خصوصی برخی چهره ها، نقل و نبات صفحات اجتماعی شده، نقل ونباتی شیرین برای مهمانان ناخوانده و تلخ و زهرآگین برای میزبان مستأصل. این‎که چه می‎شود گاه فردی مشهور عمدا یا سهوا چنین می‎کند و برخی هم مترصد و در کمین به او حمله‎ور می‎شوند، یکی از موضوعات جامعه ماست. یکی از پیامدهای زندگی شهری و نسبتا مدرن، گاه رفاه و فراغت افراطی برای برخی اقشار جامعه است و از سویی یکنواختی، فقر تفریح، لذت های طبیعی و میل به لذت‎طلبی برای اقشار متوسط و فقیر. این دو عامل فراغت بیش از حد در برخی اقشار مرفه و میل به سرخوشی کاذب در برخی اقشار پایین‎دست، ترکیب نامیمونی ایجاد می‏کند که به آن «سادیسم اجتماعی» می‏گویند؛ 

    آزردن دیگری برای تفریح و فراغت. حال مهم نیست سوژه چه باشد و فرد قربانی کیست و چرا مرتکب چنین رفتاری شده، بلکه مهم پر شدن وقت، تخریب و عقده‎‏گشایی، کسب لذت کاذب و ترشح «آدرنالین» است. تأکید می‌کنم که این رفتارها در همه جوامع کنونی بشری وجود دارد و ما نیز مستثنا نیستیم منتها میزان شیوع آن در جامعه‌ای به جامعه دیگر فرق دارد و رابطه مستقیم با میزان کلی سلامت روان جامعه دارد. 

    هرچه افراد جامعه‎ای افسرده‎تر، ناکام‏تر و خشمگین‌تر باشند، به همان نسبت، این‌گونه ابراز خشم‌های به ظاهر متمدنانه شیوع بیشتری دارد و برعکس. و اما آن سوی قضیه فرد قربانی چه می‎کشد و چه باید بکند؟ هرچه دفاع بیشتری کند، متهم‎تر می شود و در این غرقاب، غرق‎تر! بهترین دفاع گاه سکوت است و گاه یک عذرخواهی کوتاه بدون هیچ توجیهی. بی شک دیده و خوانده‎اید که هر جمله و عبارت توجیهی فرد قربانی مسبب حملات بی شمار بعدی به او بوده‏است؛ حملاتی که گاه رنجش بیشتری از خود واقعه اصلی برای فرد به ارمغان می‏آورد. نکته کلیدی در این توصیه این است که ما وقتی به مناظره و گفت‌وگو با فرد یا افرادی می‎پردازیم که «موضوع» و «روشِ» گفت‎وگو مشخص است، در حالی‏که در جنجال‏ های صفحات اجتماعی موضوع و روش را هر فرد به سلیقه و منطق خود مشخص می‏کند و سپس بر تیر و کمان خود می‎نوازد. در چنین فضایی، تلاش‎های بی‎وقفه فردی که عکس و فیلمی از او منتشر شده، سند و مدرک آوردن، توصیف، توضیح و تعریف کردن از خود و سابقه خود، متأسفانه همه و همه خوراک جدیدی‏است برای گروه قلیل مترصدان و شکارچیان بیکار و سرخوش صفحات اجتماعی که باز بر فرد بتازند. پس بهتر است در چنین شرایطی علاج واقعه قبل از وقوع کنید و با سکوت خود و یا یک عذرخواهی کوتاه مجالی برای آن‎ها نگذارید. البته این امر به‎واقع نیازمند خویشتنداری فرد قربانی و از همه مهم‏تر دوری و پرهیز از خواندن و شنیدن زهر نوشته‏ های آن گروه معلوم‎الحال است. روش دوری و فرار که برخی افراد مشهور از ابتدای ورود صفحات اجتماعی به کار گرفته‎اند هم برگرفته از این تجربیات اجتماعی و تاریخی بوده‏است که عطایش را به لقایش بخشیده‏اند؛ حالا درست و غلطش بماند ولی گاه آدم ناچاراست یک غلطی بکند ولی فردا به صد غلط کردن نیفتد. به امید روزی که کثرت شعور اجتماعی بر قلت بی‏شعوری اجتماعی چنان غالب شود که چنین اتفاقاتی مثل رعدی گذرا باشند و هرگز هیچ هموطنی احساس قربانی شدن نکند و حتی اگر اشتباهی کرده‎است جامعه ایرانی و ایمانی ما فرصت جبران و برگشت را به او بدهد و نه مطرود شدن و تحقیر را.

     

    یادداشت دکتر حامد بخشی، جامعه‎شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه 

    چندوقت پیش مجموعه عکس‎هایی از «آزاده نامداری» بدون روسری منتشر شد؛ درجایی که یک فضای سبز عمومی به نظر می‎رسید و گویا دیگرانی (غیراز محارم او) حضور داشتند. او در ویدئویی انتشار این تصاویر را تقبیح کرده و آن را زیر پا گذاشتن حریم خصوصی دانسته و توضیح داده که در جمع محارم بوده‎است (توجیهی که به نظر خلاف واقع می‎آید). 

    چندی پیش هم «بهاره رهنما» از انتشار خبر جدایی‎اش از «پیمان قاسم‎خانی» ابراز ناراحتی و آن را دخالت در زندگی خصوصی‎اش قلمداد کرده‎بود. همان زمان «مهناز افشار» با اشاره تلویحی به رهنما، به درستی بیان کرده‎بود که اقتضائات سلبریتی بودن را باید پذیرفت، از جمله این‎که نمی‎شود سلبریتی بود و از مزایایش منتفع شد و از سویی درباره جنبه‏ های منفی این شهرت ابراز ناراحتی کرد. 

    یکی از اموری که امروزه حساسیت و تأکید زیادی بر روی آن وجود دارد، حریم خصوصی و مسئله دخالت نکردن به این حریم است. در گذشته مرزهای محکمی بین حریم خصوصی و عمومی برقرار نبود. زندگی خانوادگی افراد در عین خصوصی بودن، عمومی هم بود. روابط زن و شوهر یا مسائل خانوادگی به راحتی در میان همسایه‎ها و افراد محله منتشر می‎شد؛ این موضوع گرچه ممکن بود ناراحتی شخصی را که جنبه‎های مگوی‎ زندگی‎اش برملا شده‎بود،در پی داشته‎باشد اما فرد تصور نمی‎کرد که حقی از او تضییع شده یا به حریم خصوصی‎اش تجاوز شده‏است. دنیای جدید اما همراه با تأکید بر حریم خصوصی است. 

    مسائل خویشاوندی و خانوادگی و به‎طور کلی هر آن‌چه فرد (درچهارچوب عقل و شرع) پنهان از عموم انجام می‎دهد، به شرط آن‎که آسیب‎زننده به دیگران نباشد، جزو حریم خصوصی فرد شمرده می‎شود و اجماع عمومی بر انتشار نیافتن و برملا نساختن آن است. با استفاده از استعاره نمایشی «گافمن» می‎توان گفت امروزه انسان‎ها از حق پنهان نگاه داشتن «پشت صحنه» خود برخوردار شده‌اند؛ پشت صحنه از آن‎جا که مخفی نگاه داشته می‎شود، اطلاع یافتن از آن جذابیت دارد. وسوسه از زندگی خصوصی دیگران سر در آوردن، همواره وجود دارد، هر چند تقبیح عمومی آن در جامعه جدید، به کنترل آن منجر شده‎است؛ این وسوسه به‎ویژه درباره افراد مشهور بیشتر است. سلبریتی‎ها سبک زندگی خود را در معرض دید عموم می‎گذارند و از این راه بر شهرت و منافع خود می‎افزایند. 

    به درخواست رسانه‎ها مبنی بر آشکار کردن و توصیف زندگی خصوصی خود، نظیر رابطه با همسر و خانواده، نگرش‎ها و نظرات زندگی خصوصی، پاسخ مثبت می‎دهند و به نوعی مرزهای حریم خصوصی خود را به روی عموم مردم می‎گشایند و اجازه می‎دهند تا به‎صورت کنترل‎شده دیگران از بخشی از حریم خصوصی‎شان مطلع شوند؛ به‎این ترتیب، مرزهای حریم خصوصی سلبریتی‎ها به ‏صورت خودخواسته توسط خودشان عقب‎تر می‎رود. زمانی که آن ها بخش هایی از زندگی خود را به جلوی صحنه می‎آورند، دیگر نمی‏توان انتظار داشت این امور به دلخواه شان به پشت صحنه برود. برای مثال، زمانی که یک سلبریتی اخبار مربوط به پیوند زناشویی خود را منتشر می‌کند، این امر عمومی می شود؛ 

    در نتیجه، نمی‌تواند انتظار داشته‎باشد خبر ازدواج او امر عمومی باشد اما خبر طلاق او همچنان امر خصوصی بماند. همین‎گونه است زمانی که یک سلبریتی نحوه پوشش خود در مکان‎های عمومی را به عنوان یک امر عمومی منتشر می‌کند، این مقوله در هر دو حالت -مطلوب و نامطلوبِ سلبریتی- دیگر جزو حریم عمومی شده‏ است. در نتیجه شکایت از این‎که چرا پوشش او در مکان عمومی در جایی دیگر که دلخواه سلبریتی نیست و صدمه زننده به اوست، انتشار یافته‎است راه به جایی نمی‎برد. این‎ها اقتضائات سلبریتی بودن است. نمی‎توان بخشی از آن را گرفت و بخشی دیگر را پس زد. نمی‎توان از انتشار اخبار جذاب آن منتفع شد و از نشر اخبار نامطلوب و رسواگر در همان زمینه‎ها شکایت کرد؛ این‎ها دو روی یک سکه‎اند.انتشار اخبار سلبریتی‎ها بخشی از یک مبادله فرهنگی است که هر دو طرف بر روی آن توافق کرده‌اند. جامعه از جذابیت اخبار آن‌ها بهره‎مند می‎شود و سلبریتی با آن به شهرت بیشتر و انتفاع دست می‎یابد، این امری غیرطبیعی نیست اما باید به‎خاطر داشت زمانی که چنین قرارداد نانوشته ‏ای منعقد می‏شود، اخبار دلخواه و غیردلخواه سلبریتی در حوزه‎های عمومی‎شده، هر دو را در بر می‎گیرد و نمی‏توان بخش غیردلخواه آن را جدا کرد.

    برچسب ها :