مجله گیزمیز

بدشانسید اگر…

ادمین/27
۱۲ بهمن ۱۳۹۶
۱۸ نظر
  • فلاش دوربین مشخص کند چه چیزی در تاریکی بوده است…
     

     اگر فکر می‌کنید روز بدی دارید این تصاویر را ببینید


    اثر هنریتان بعد از ساعت‌ها تلاش از دستتان بیفتد

     

    اگر فکر می‌کنید روز بدی دارید این تصاویر را ببینید 


    عجله داشته باشید و وقتی در را باز کنید با انبوه برف مواجه شوید

     

    اگر فکر می‌کنید روز بدی دارید این تصاویر را ببینید

     

    بعد از چهار ساعت کار متوجه شوید کفش‌هایتان را اشتباه پوشیده‌اید

     

    اگر فکر می‌کنید روز بدی دارید این تصاویر را ببینید

     

    صبح به آشپزخانه بروید و با چنین صحنه‌ای روبرو شوید!

     

    اگر فکر می‌کنید روز بدی دارید این تصاویر را ببینید 


    یک شب برفی پنجره ماشینتان باز بماند

     

    اگر فکر می‌کنید روز بدی دارید این تصاویر را ببینید


    بدشانسی

     

    اگر فکر می‌کنید روز بدی دارید این تصاویر را ببینید 


    در حال رانندگی چنین ماری از ماشینتان بیرون بیاید

     

    اگر فکر می‌کنید روز بدی دارید این تصاویر را ببینید

     

    به باغ وحش بروید، گوشی از دستتان بیفتد و تمساح آن را بگیرد

     

    اگر فکر می‌کنید روز بدی دارید این تصاویر را ببینید

     

    درحال عکس گرفتن از فرزندتان چنین اتفاقی بیفتد

     

    اگر فکر می‌کنید روز بدی دارید این تصاویر را ببینید

     

    چادرتان پرواز کند

     

    اگر فکر می‌کنید روز بدی دارید این تصاویر را ببینید 


    موقع فوت کردن شمع تولدتان آتش بگیرید

     

    اگر فکر می‌کنید روز بدی دارید این تصاویر را ببینید


    لپتاپ را بیرون ببرید تا در فضای باز کار کنید ولی…

     

    اگر فکر می‌کنید روز بدی دارید این تصاویر را ببینید

     

    هنوز هم فکر می‌کنید روز بدی داشتید؟

     

    اگر فکر می‌کنید روز بدی دارید این تصاویر را ببینید 


    نیم ساعت قبل از تمام شدن شیفت کاری چنین بلایی سرتان بیاید

     

    اگر فکر می‌کنید روز بدی دارید این تصاویر را ببینید 


    بعد از چند ساعت پخت و پز در قابلمه بشکند

     

    اگر فکر می‌کنید روز بدی دارید این تصاویر را ببینید 


    همه مژه هایتان با هم کنده شود

     

     اگر فکر می‌کنید روز بدی دارید این تصاویر را ببینید


    کف خانه بریزد

     

    اگر فکر می‌کنید روز بدی دارید این تصاویر را ببینید 


    تصویر واقعی در فلورانس

     

    اگر فکر می‌کنید روز بدی دارید این تصاویر را ببینید 


    عینک هایی که برای دیدن خورشید گرفتگی سفارش داده بودید ۴ روز بعد از خورشید گرفتگی به دستتان برسد

     

    اگر فکر می‌کنید روز بدی دارید این تصاویر را ببینید 

     

     امروزتان چطور گذشت؟

     

    اگر فکر می‌کنید روز بدی دارید این تصاویر را ببینید

     

    لپتاپتان را شمع بسوزاند

     

    اگر فکر می‌کنید روز بدی دارید این تصاویر را ببینید

    برچسب ها :
  • پربازدیدهای ماه
  • [metaslider id=146737]
  • نظرات شما
    غیر قابل انتشار : 1
    در انتظار بررسی : 0
    انتشار یافته : 18
    1. بی مزه بودن

      Thumb up 5 Thumb down 33

      • همین که تو ایران بدنیا اومدم بد شانسیه دیگه بدتر از اون اینه که تو دوره ای به دنیا اومدم که خوشی ها تموم شده و گیر یه عده پشمالو افتادیم

        Thumb up 51 Thumb down 8

    2. *یه بار با دمپایی رفتم اداره و تقریبا ساعت ۱۱ متوجه شدم!
      *n بار مقتعه رو برعکس سر کردم
      *یه بار قرمه سبزی پختم تا ریختم تو ظرف پیرکس شکست!
      *گوشیم افتاد تو دستشویی عمومی شهر نور در حالی که یک هفته هم از خریدش نگذشته بود!

      Thumb up 38 Thumb down 2

      • به چه امیدی زنده ای ماذا فاذا

        Thumb up 31 Thumb down 1

        • ادی یعنی اگه می افتاد دستشویی خونه مشکلی نداشت؟ واسه ماهم یه بار افتاد، مامانم میگفت یالا زود برو درش بیار…عن غریبه که نیس مال خودمونه

          Thumb up 22 Thumb down 0

          • خخخخخخ…نه منظورم این نبود…اولا که بین راهی بود زنونه مردونه بود پدرم نمیتونست بیاد بعدم از اونا بود که تهش میرسه به هسته زمین در کل به فنا رفت قابل بازگشتم نبود

            Thumb up 6 Thumb down 0

            • کاوه(هادی)/تهران/28

              ان انه !

              دستشوئی خانم شیلا خداداد یا خانم شقایق جعفری جوزانی نیست که به دل آدم بشینه ……

              تازه آدم یاد مسافرا که میفته ( بایرام یاردانقلی ، اصغر سگ‌سبیل ، سلطان بچه‌باز و … ) حتی اگه آیفون‌ایکس با قاب طلا هم داشته باشه ؛ قیدشو می‌زنه ……….

              Thumb up 7 Thumb down 8

      • خدایی با چه امیدی سرکار موندی.البته دمپایی واه خانم ها چون زیبایی داره شاید به چشم نیاد.اما کافیه ی مرد دمپایی پلاستیکی بپوشه بره سرکار.وای خدا چه شود

        Thumb up 1 Thumb down 0

    3. وااااااااااااای امیدوارم برا هیشکی از این اتفاقا نیفته واقعا خیلی بده

      Thumb up 10 Thumb down 0

    4. از همه بدتر مژه هاس
      غیرقاابل هضمه
      وااایییی خداا

      Thumb up 13 Thumb down 2

    5. همش قابل تحمله به جز بدشانسی تولد در این جبرجغرافیایی

      Thumb up 19 Thumb down 6

    6. اتفاقا هفته پیش یه نفر زد سپر ماشینمو داغون کرد، سپر نو انداختم فرداش یه نفر دیگه اومد زد سپر و چراغ خطرو با هم داغون کرد

      Thumb up 13 Thumb down 2

    7. یه بار یه مهمونی مجلل گرفته بودیم
      بعد یه دسر ابداعی دارم که هرکی خورده تو خوشمزگیش مونده
      آغا اونروز تصمیم گرفتم برا همشون از اون دسره درست کنم
      همه چیو با دقت کامل انجام دادم پودر فندق نداشتیم
      گشتمو گشتم تو کابینتا یه نایلون فندق پیدا کردم
      فندقا رو انداختم تو خوردکن و پودرشون کردمو ریختم تو دسرمو خلاصه کارم ک تموم شد گذاشتم تو یخچال
      شب ک موقه سروش رسید همه از شکل و شمایلش تعریف میکردن و کلی به به و چه چه تحویل گرفتمو تحسین شدم
      ولی موقه خوردنش هیششششکی قاشق دومشو ازش نخورد همه پس کشیدن
      خودم یه قاشق ک خوردم متوجه شدم چه گندی زدم
      مزه فندق کهنه میداد
      به حدی بدمزه بود ک نتونسم قورتش بدم
      نگو فندوقا برا عید پارسال بودن و من خبر نداشتم
      خلاصه تو عمرم اینقد ضایه نشده بودم
      فقط میخاسم زمین دهن وا کنه و برم توش
      چقده براش زحمت کشیده بودم هعی 🙁

      Thumb up 15 Thumb down 4

    8. سارا۳۵تهران

      یبار کلی مهمون دعوت کردم سفره و که انداختم موقع کشیدن خورشت قیمه دستم خورد به قوری همه تفاله چاییها ریخت تو قیمه هیچی دیگه سفره و جمع کردم تا برم بیرون کباب بگیرم برای من بد بیاری بود ولی مهمونام بدشونم نیومد الانم به شوخی بهم میگن باز از اون قیمه ها بپز

      Thumb up 11 Thumb down 0

    9. چند وقت پیش مهمون داشتم از شهرستان از اوناایی که بشدت تعارف داشتیم باهاشون زمانی که زنگ زدن آدرس دقیق کوچه رو بپرسن سریع رفتم سراغ آبکش کردن برنجا که تا سبد رو چرخوندم بزارم تو سینک شوهرم مثل خرزو خان جلوم سبز شد منم ترسیدم و دستم شل شد و تمام ۱۰ پیمونه برنج ریخت کف زمین…
      مهمونامم که انگار فقط پلاک رو نمیدونستن زنگو زدن
      روی لباسامون آب برنجا ریخت مونده بودم چیکار کنم فقط تونستم بپرم تو حمام و البته یه فحش پدرمادر دار به شوهرم دادم
      ایشونم فرش آشپزخونه رو انداخت تو حمام و در و زد و پرید تو اتاق لباساشو عوض کنه
      مهمونا که اومده بودن بالا کپ کردن که خونه خالی … میزبان تو حمام….؟!؟
      البته بعدش تعریف کردیم و کلی خندیدیم و به یادموندنی شد

      Thumb up 5 Thumb down 0

    10. یه بار رقته بودیم افطار خونه یکی از دوستامون برای اولین بار.
      من تا حال فرنی نخورده بودم و اون گفته بود برامون فرنی درست میکنه
      موقع اقطار وقتی همه یه قاشق فرنی گذاشتن دهنشون به هم دیگه نگاه کردن اون یکی دوستم به شوهرش گفت اشکال نداره هیس.
      بعد شوهر میزبان زد زیر خنده و گفت خانم تو فرنیت دوغ ریختی به جای شیر .الان هم به دوستم میگیم بازم فردوغ درست کن

      Thumb up 0 Thumb down 0

  • ارسال نظر