مجله گیزمیز

بیماری‌هایی که شخصیت شما را تغییر می‌دهند

ادمین/27
۲۶ بهمن ۱۳۹۶
۶ نظر
  • .

    Related image

     

     

    آلزایمر


    این بیماری روی تفکر، قضاوت، حافظه و تصمیم گیری‌تان اثر می‌گذارد و می‌تواند باعث شود احساس پریشانی کنید و واکنش متفاوتی نشان دهید. مثلا ممکن است زود مضطرب شوید یا به راحتی دلخور شوید. به مرور زمان این بیماری می‌تواند تاثیرات جدی‌تری بگذارد. یک فرد متواضع و اهل فکر ممکن است سلطه طلب و پرتوقع شود. یا کسی که خیلی نگران و مضطرب بود یا به راحتی دچار استرس می‌شد ممکن است خونسرد و بی‌تفاوت بشود.

     

     


     


    زوال عقل یا اجسام لویی


    بعد از آلزایمر، زوال عقل یا اجسام لویی، شایع‌ترین نوع از دست دادن مشاعر است. انباشت پروتئین‌های غیرعادی به نام اجسام لویی در نواحی از مغز که حافظه، حرکت و تفکر را کنترل می‌کنند شکل می‌گیرد. بنابراین هم از لحاظ فیزیکی روی فرد تاثیر می‌گذارد و هم از نظر روانی. افرادی که این بیماری را دارند، منفعل‌‌تر شده و نسبت به علاقه مندی‌های همیشگی و فعالیت‌هایی که داشتند، هیجان و انگیزه‌ی خود را از دست می‌دهند.

     


     


    بیماری پارکینسون


    شاید با کمی لرزش در دستهای‌تان شروع شود اما بیماری پارکینسون می‌تواند در نهایت طرز راه رفتن، حرف زدن، خوابیدن و طرز فکرتان را تحت تاثیر قرار بدهد. حتی به زودی می‌تواند منجر به چیزهایی مثل وسواس نسبت به

     مسائل جزئی یا بی‌احتیاطی‌های ناگهانی شود. بعدا شاید به نظر گیج و حواس پرت بیایید یا مثل گذشته اجتماعی و برونگرا نباشید. تمرکز و توجه‌ نیز کار سختی خواهد شد.

     


     


    بیماری هانتینگتون


    این بیماری است که با آن متولد می‌شوید اما معمولا در دهه‌ی ۳۰ یا ۴۰ عمر خود را نشان می‌دهد. این بیماری به سلول‌های مغز آسیب زده و روی تمام بخش‌های زندگی اثر می‌گذارد. ممکن است به سختی بتوانید به طور واضح فکر کنید یا آنقدر عصبانی شوید که با مشت به دیوار بکوبید و یا چیزهای اساسی مثل مسواک زدن را فراموش کنید. حتی ممکن است ندانید این اتفاق‌ها بخاطر بیماری‌تان هستند!

     


     


    مولتی پل اسکلروزیس یا MS


    در اثر این بیماری سیستم ایمنی شما به اعصاب مغز و نخاع حمله می‌کنند. بیماری MS می‌تواند مشکلات مختلفی ایجاد کند، از مشکلات مثانه گرفته تا ناتوانی در راه رفتن. در برخی موارد می‌تواند موجب احساس سرخوشی غیرعادی شود، یعنی شادی فراتر از حد نرمال و غیر واقعی. بیماری MS می‌تواند باعث خنده یا گریه‌ای شود که خارج از کنترل به نظر رسیده یا ربطی به احساس واقعی‌تان ندارد.

     


     


    بیماری تیروئید


    تیروئید هورمون‌هایی تولید می‌کند که به بدن می‌گویند با چه سرعتی کار کند. اگر این هورمون‌ها زیاد باشند درست مثل این است که کسی پایش را مدام روی پدال گاز گذاشته است. ممکن است حساس و مضطرب شده و نوسانات خلقی پیدا کنید. اگر هم به اندازه‌ی کافی از این هورمون‌ها تولید نکنید، شخصیت‌تان ممکن است گنگ و بی‌تفاوت به نظر برسد. شاید فراموشکار شوید و به سختی بتوانید در مورد چیزی درست فکر کنید. بیماری تیروئید اگر درمان نشود، می‌تواند تاثیرات ماندگار روی مغز بگذارد.

     

     


    تومور مغزی


    وجود یک تومور در لُب جلویی مغز می‌تواند روی نواحی از مغز که شخصیت، هیجانات، حل مسئله و حافظه را کنترل می‌کنند اثر بگذارد. این اتفاق باعث فراموشکار شدن و پریشانی می‌شود. همچنین می‌تواند نوسانات خلقی ایجاد کرده و شما را تهاجمی کند یا حتی اختلال پارانوئید بوجود بیاورد، مثلا فکر کنید کسانی آمده‌اند که شما را بدزدند در حالیکه واقعیت ندارد.

     


     


    برخی انواع سرطان


    تومور در مغز و طناب نخاعی، تنها چیزهایی نیستند که می‌توانند  روی شخصیت اثر بگذارند. اگر تومور سرطانی در غده‌ی هیپوفیز داشته باشید که کنترل کننده‌ی سطح هورمون‌هاست، همین تاثیر را خواهد گذاشت. آدنوکارسینوم نیز عواقب مشابهی به دنبال دارد. آدنوکارسینوم می‌تواند در تمام بدن شامل سینه‌ها، روده‌ بزرگ، ریه‌ها و لوزالمعده روی بدهد.

     


     


    سکته مغزی


    وقتی جریان خون در قسمتی از مغز قطع می‌شود، سلول‌ها اکسیژن کافی دریافت نکرده و شروع به مُردن می‌کنند. تاثیری که این اتفاق بر شخصیت شما می‌گذارد بستگی به طول مدت سکته‌ مغزی و جایی از مغز که دچارش شده دارد. ممکن است نتوانید قسمت‌هایی از بدن‌تان را حرکت بدهید و شخصیت‌تان را نیز تحت تاثیر قرار بدهد. شاید به راحتی صبر و تحمل خود را از دست بدهید، دچار نوسانات خلقی شدید بشوید یا نسبت به قبل، ناگهانی‌تر و وسواسی‌تر رفتار کنید.

     


     


    آسیب تروماتیک مغز


    بعد از یک ضربه‌ی جدی به سر، تغییراتی در شخصیت ممکن است علائم پنهانی باشند که به مرور زمان روی می‌دهند. در موارد شدیدتر، شاید فرد دیگری به نظر برسید! یعنی مثلا چیزهایی بگویید یا کارهایی بکنید که قبلا هرگز نمی‌گفتید یا انجام نمی‌دادید.

     


     


    افسردگی


    حتما می‌دانید که افسردگی بر تمام جنبه‌های زندگی اثر می‌گذارد. افسرگی نه فقط خلق و خو بلکه طرز فکر، حافظه و تصمیم گیری‌ها را نیز تحت الشعاع خود قرار می‌دهد. افسردگی می‌تواند باعث شود نگاه‌تان به دنیای اطراف‌تان تغییر کند. این بیماری در زنان و مردان متفاوت است. زنان معمولا احساس بی‌ارزش بودن، اندوه و گناه می‌کنند در حالیکه مردان دچار احساس خستگی، خشم و آزردگی می‌کنند.

     


     


    اختلال وسواس فکری – عملی


    این بیماری (OCD) باعث می‌شود احساس اضطراب کنید و افکار و تمایلاتی داشته باشید که نتوانید کنترل‌ یا متوقف‌شان کنید. مثلا ممکن است دست‌های‌تان را بارها و بارها بشویید. شاید هم برای انجام یک کار ساده آنقدر تردید و دقت به خرج دهید که نتوانید تمامش کنید. اگر کسی انتقاد یا سرزنش کند ممکن است بدتر هم بشوید زیرا اضطراب‌تان را تغذیه می‌کند.

     


     


    اختلال دوقطبی


    اختلال دوقطبی موجب تغییراتی در خلق و خو می‌شود که فراتر از فراز و نشیب‌های معمول زندگیست. وقتی شاد و روبراه هستید، خوب و تند حرف می‌زنید و ریسک‌های بزرگ می‌کنید. وقتی هم که حال و حوصله ندارید یا اندوهگین هستید ممکن است مدام نگران باشید و کم انرژی و احساس بی‌ارزش بودن و پوچی بکنید. گاهی اوقات نیز ممکن است احساس‌تان ترکیبی از هر دو باشد. این تغییرات شدید می‌توانند خواب و انرژی‌تان  را بهم بزنند و به سختی بتوانید درست و واضح فکر کنید.

     

     



    اسکیزوفرنی یا روانگسیختگی


    این بیماری جدی روانی می‌تواند باعث شود صداهایی بشنوید یا چیزهایی ببینید که وجود ندارند. شاید هم به وجود چیزهایی باور داشته باشید که در واقع وجود خارجی ندارند. ابتدا ممکن است فقط اینطور به نظر برسد که خیلی آدم اجتماعی نیستید اما به مرور زمان و با تشدید بیماری علائمی چون ناتوانی در جمع و جور کردن افکار یا مشکل داشتن در حرف زدن با دیگران بروز می‌کنند. شاید هم جوری رفتار کنید که دور از شخصیت شماست و قابل پیش بینی نبوده و کنترل نشدنی است.

     

     

     

    برچسب ها :
  • پربازدیدهای ماه
  • [metaslider id=146737]
  • نظرات شما
    غیر قابل انتشار : 0
    در انتظار بررسی : 0
    انتشار یافته : 6
    1. من هشت ساله بیماری اعصاب دارم!! باور کنید ۸۰درصد همه ی این گزینه های بالا را دارم!! انقد گیج شدم نمیدونم چکار کنم؟؟ خودتون بگید من دلیلی برای زنده بودن دارم؟؟ وقتی حتی توان راه رفتن درست و حسابی ندارم و سردرد شدید و لرزش تمام اندام بدن موقع راه رفتن و یا نشستن و یا خوابیدن!! مشکل نفس و تمرکز و حمله عصبی و اختلال شخصیت و افسردگی شدید و نا امدید و نداشتن قدرت تصمیم گیری و وسواس فکر سدید در مورد جزیی ترن چیزها!! خودتون بگید من دلیلی دارم برای زنده بودن؟؟ حالا بماند که تنهام و بی پولم و قیافه ام ندارم!! توانایی کار کردنم ندارم!!




      13



      0
      • منم بیماریم که پایین توضیح دادم و شرایط نداری زندگیم باعث افسردگیمم شده طوری که حتی برام مهم نیست کسی بهم بگه دیوونه یا نه چون تو محل که همه میگن دیوونه و بارها میشونم میگم پسر فلانی (فامیلی پدرم) همون دیوونهه نگاه ها هم همه عاقل اندر سفیه هستن ولی دیگه اصلاً برام پشیزی ارزش نداره.

        شما هم نترس که اسمتو کسی ببینه تو این شرایط زندگی کردن که آدم از همه چیز میبره و از همه چیز بدش میاد دیگه مگه اسم ارزش داره؟

        فقط امیدم اینه که کاش تولد دوباره ای طبق نظریه تناسخ وجود داشته باشه و زندگی بعدیم بهتر و شاد تر باشه.
        ایشالا برای شما هم اگه تناسخ وجود داشت زندگی بعدیتون همیشه شاد و سرزنده و الخصوص پولدار باشید 🙂




        6



        0
      • روحیات و شرایط زندگیتو نمیدونم، ای کاش میگفتی . یه مبحثی هست به نام holistic medicine .
        میشه درمان کلی گرایی . اگه یه جایی مشکل داره پس همه جا مشکل داره . گرفتن و اومدن و رفتن سرماخوردگی باید سه هفته طول بکشه، چرا سه روز طول میکشه ؟ چون عصبی هستیم، غمگین هستیم، دلواپسیم، تنهاییم، افسرده و دلشکسته ایم، هم ناراحتیم هم دیگران رو ناراحت میکنیم. جسارتا توصیه ی من به شما اینه که غمگین نباش، غمگین بودن راه تنبل ها و راحت طلب هاست، شجاع، تلاشگرها همیشه شاد ان . ورزش کن ، غم به دل راه نده، مریضی اعصاب خودش خسته میشه میره .
        ای کاش میتونستم غمگین نبودن رو به خودم هم بگم، و خودم هم به اینها عمل کنم .




        5



        0
    2. وای یعنی اعصابم از OCD خورده خورده ۱۰ سال یا بیشتره که به این بیماری مبتلام بزرگترین عیبش اینه که این بیماری ناعلاجه و فقط میشه کنترلش کرد.
      یعنی اگه کسی به این بیماری مبتلا بشه باید تا آخر عمرش باهاش سر کنه و کنترلش کنه که کنترلش شامل هم رفتار درمانی ها و هم دارو درمانی میشه.
      همه دارو هاش هم فقط در جهت آسونتر کردن کنترلش هستن و اگر کسی دارویی براش تجویز بشه تا آخر عمرش باید بخوره.
      این بیماری انقدر ناشناخته است که هنوز دلیل اصلی ابتلا بهش هم کسی نمیدونه ولی اکثر پزشک ها معتقدن که ریشه ژنتیکی داره و ارثی میتونه باشه ولی اینکه آیا اون اولین نفر تو هفت جد و آباد چطوری گرفته رو کسی نمیدونه.
      این عکس رو ببینید:
      http://s9.picofile.com/file/8319511218/DEP_ADHD_OCD.png
      درباره سه بیماری افسردگی (DEP) بیش فعالی (ADHD) و وسواس فکری عملی (OCD) نوشته که متنش اینه:
      افسردگی یعنی زندگی در گذشته، بیش فعالی یعنی زندگی درحال و وسواس فکری عملی یعنی زندگی در آینده.عذاب زندگی با همه اینا یعنی زندگی در بلانسبت گوه (دقیق تو انگلیسی هم همینو گفته) 😀
      واقعنم راست میگه خدا نسیب هیچ کس نکنه که واقعاً زندگی آدم قهوه ای میشه.




      4



      0
    3. کاوه(هادی)/تهران/28

      خیلی بیماری‌های دیگه هم هستن … مثل اختلال شخصیت تجزیه که فرد مدام شخصیت‌های مختلفی رو به خودش می‌گیره و نمونه‌هاش تو همین سایت هم هستن …. مثلاً طرف پسره ، خودش رو دختر معرفی می‌کنه و برای مخفی کردنم نیست ….. در واقع در عرض دو سال چندین اسم دختر و چندین اسم پسر رو ساخته و باهاشون دیدگاه‌های متفاوت و بعضاً متضاد رو به صورت عمدی انعکاس می‌ده …… یا زنه ، خودش رو با چندین اسم پسر معرفی می‌کنه و با چندین اسم جعلی دختر …….. خلاصه فیلمین واسه خودشون …….

      شر و ورهایی هم که راجع بیماری روانی توسط افرادی که به انواع بیماری‌ها دچارن و از روی دری وری‌هایی که می‌نویسن میشه به ذهن متلاطم و از هم پاشیده‌شون پی برد و مدرک روانپزشکی یا روان‌شناسی دارن رو هم از این گوش بگیرید از اون گوش ول کنید بره …….

      بیماری روانی مثل بیماری جسمی نیست …… یعنی هیچ ربطی به ژنتیک یا تغذیه یا هیچ چیز دیگه‌ای نداره که اگر داشته باشه بیماری جسمیه ! و میشه با تغذیه درست برطرفش کرد یا انواع عقب‌موندگی ، ذهنی به هیچ وجه روان‌پریشی حساب نمی‌شن …… افرادی که توانایی خلاقیت علمی ، اختراع ، اکتشاف ، یاد گرفتن ، یاد دادن و … رو ندارن خنگن ولی معمولاً این افراد نمی‌تونن ذهنشون رو درست بچینن و بدون دلیل ( با وجود داشتن خانواده خوب یا معمولی ، برخوردار بودن از تغذیه مناسب ، دسترسی به تفریحات سالم و … ) احمق هستن که بهشون میگیم روان‌پریش …….

      اگر دقت کنید روان‌پزشک‌ها هم روانی هستن …… علاوه بر اینکه اکثرشون خانم باز و بچه باز و لواط کار و موادی و … هستن ( من تقریباً از تک تکشون چندین اکانت توی شبکه‌های اجتماعی پیدا کردم و خیلی چیزای دیگه که اگه خواستید بگید اینجا بذارم ) ؛ به قدری احمقن که روی نوروترنسمیترها به دنبال دلیل بیماری روانی می‌گردن !!! که قبلاً هم همین‌جا نوشتم و توی اینستامم هست …… اصولاً توی علم الکتروشیمی به بررسی ایجاد جریان الکتریکی بر اثر تجزیه یا ترکیب مواد می‌پردازیم که میشه توش علت افزایش یا کاهش ولتاژ یا فرکانس جریان‌های الکتریکی رو توی مغز ( اگر واقعیت داشته باشه ) بر اثر مصرف مواد مخدر یا چرندی به اسم اختلال ژنتیکی بررسی کرد ……. حتی منی که همین روانی‌پزشک‌ها تو سال ۸۷ در اوج سلامتی ذهن و مغز بودم رو با تزریق مواد سمی و ماندگار که الان اکثر پزشکا و روان‌پزشکا سر در نمیارن چین ( و البته اونایی هم که شرط بندی رو هدایت می کنن از روی تئوری‌های خودم موفق شدن به علوم تا انتها مسلط بشن ) کاری کردن که بر خلاف شرط بندی مغزم جلوی فعالیتش گرفته بشه ……. بعدم بر اساس شرط بندی که شاه‌کلید بستری شده بود بردنم بستریم کردن و اون مواد که اثر دارو رو هم چندین برابر می‌کردن داغونم کردن …… ولی خوب بازم می‌فهمم و درک می‌کنم …….. اینکه به ضرر شرط بندیه و ممکنه بقیه بمیرن رو حواله می‌کنم به چاه مستراح ……

      قبلاً هم نوشتم که نظریه بیگ بنگ وقتی کامل شد ؛ مشخص شد که جهان هستی در حال انبساطه و تا چند میلیارد سال دیگه می‌رسه به حالت انقیاض و در نهایت یک انفجار دیگه رخ می‌ده و جهان جدیدی خلق میشه ……. بنابراین وقتی توی فیزیک و شیمی می‌خونیم که ماده و انرژی یک منشاء دارن و نه نابود میشن و نه خلق می‌شن ؛ اصولاُ یاد دادنش برای روان‌پریش‌ها مثل گل لگد کردن می‌مونه …….

      در چرخه حیات درست مثل چرخه احیای کربن ، سلول‌ها چرخه‌ای از تغییرات رو از دی‌ان‌ای یا آر‌ان‌ای دارن که مدام این چرخه باعث تکثیر سلول‌ها میشه و پایدار نگهشون میداره ، این چرخه‌ها به مرور زمان میشکنن و موجود زنده مدام به مرگ نزدیک میشه و در نهایت تبدیل به موجودی میشه که دیگه اون چرخه‌ها رو نداره …. و ما بهش میگم مرده ……. میوه‌ها موجودات نیمه‌زنده هستن …… چرا که در صورت قطع شدن دریافت تغییر از محیط ( برای حفظ چرخه‌های تغییر ساختار خودشون ) ؛ واکنش نشون میدن ( تغییری در چرخه‌ تغییراتشون به وجود میاد که میشکنه ) و شروع می‌کنن به پلاسیده شدن و مردن ……… خیلی راخت میشه با بررسی ابتدای شروع چرخه ، روند حیات رو شناسایی کنیم و با تغییر ژنتیکی در جانوارنی مثل انسان عمر اونها رو جاودانه کنیم ……… چیزی به اسم روح وجود نداره ……. اونچه که وجود داره جنون و روان‌پریشیه که مغز رو فلج می‌کنه ……….

      بعضی وقت‌ها هم می‌بینید که مغز فلج‌ها مثل افراد این سایت از نفر اول تا کاربرها که به خاطر شرط بندی شلنگ تخته میندازن ، در حالی که طرفدار احمدی‌نژاد بودن به یک‌باره با بررسی وضعیت و تهدید زندگی خودشون و مردم رنگ عوض می‌کنن ……. یا بعد از اینکه چندبار نوشتم که احمدی‌نژاد سینه چاک سرمایه‌گرایی و صهیونیسمه به یک باره تغییر موضع می‌ده و مثلاً بعد از اینکه من نوشتم در حال نوشتن کتابم هستم مدام میگه میخوام کتابمو چاپ کنم ( اصولاً نجس‌ها شرم و حیا ندارن ) و با کمک گرفتن از دیگران ممکنه خودشون رو دارای مغز نشون بدن ……. که خوب کسی که سالمه و مدام با سنجش یکسان بودن‌ها و نبودن‌ها و چیدن درست اطلاعات و پیدا کردن روندها ، حقیقت رو می‌کشه بیرون می‌فهمه که این طرف سه کار می‌کنه ………

      فی‌الواقع کسی که تعریف نشده‌ست یا باید آدم بشه یا باید نابود بشه ……. حتی اگر خودش رو تکثیر کرده باشه و ۸۰ درصد مردم دنیا رو عین خودش کرده باشه ……… فرقی نمی‌کنه ؛ وجودش لکه ننگیه برای عالم هستی ……….




      1



      3
    4. تیروئید هم خیلی مزخرفه ؛خیلیییی




      4



      0
  • ارسال نظر