مجله گیزمیز

حکایت مهر(۱)

ادمین/27
۱۳ اسفند ۱۳۹۶
۲۲ نظر
  • این پسر آنتونی بورگس ۱۵ ساله است. او با بدنش در کلاسشان را در تیراندازی فلوریدا بسته نگه داشت و جان ۲۰ دانش آموزی که داخل کلاس بودند را نجات داد، اما خودش ۵ گلوله خورد.
     

    بعد از دیدن این تصاویر لبخند خواهید زد (۱)


    برایان مردبازنشسته‌ای است که هر شب ۵۰ غذا برای بی خانمان‌ها درست می‌کند و همه هزینه‌های آن را از حقوق بازنشستگی که تنها درآمدش است، پرداخت می‌کند.

     

    بعد از دیدن این تصاویر لبخند خواهید زد (۱)


    در باربادوس وقتی صد ساله شوید، یک تمبر به افتخار خودتان دریافت می‌کنید

     

    بعد از دیدن این تصاویر لبخند خواهید زد (۱)


    مردی که هر روز صبح برای پرندگان حیاط دانه می‌ریزد تا همسرش با این منظره بیدار شود

     

    بعد از دیدن این تصاویر لبخند خواهید زد (۱)


    مردم در حال نجات دادن مردی که سعی داشت خودکشی کند

     

    بعد از دیدن این تصاویر لبخند خواهید زد (۱)


    مرد معتادی که اعتیادش را ترک کرد و پولی که ۵ سال پیش دزدیده بود را برگرداند

     

    بعد از دیدن این تصاویر لبخند خواهید زد (۱)


    یک مرد سالخورده در حال پارو کردن برف‌های جلوی خانه اش بود که دچار حمله قلبی شد. امدادگران او را به بیمارستان رساندند و سپس به همان جا برگشتند تا کار نیمه تمامش را تمام کنند.

     

    بعد از دیدن این تصاویر لبخند خواهید زد (۱)

     

    این مرد در فقر شدید بزرگ شد. او در کودکی همیشه آرزو داشت یک کیف ناهار چاریزارد داشته باشد و فکر می‌کرد اگر در مدرسه آن را داشته باشد، احساس می‌کند مثل همه بچه‌ها معمولی است. نامزدش ۱۸ سال بعد این کیف را برای او خرید.

     

    بعد از دیدن این تصاویر لبخند خواهید زد (۱)


    ناجح البلداوی بمبگذار انتحاری را که قصد انفجار در عراق را داشت محکم گرفت. این کار به قیمت جان او تمام شد، چون بمبگذار در آغوش او منفجر شد. اما جان ده‌ها نفر را نجات داد.
     

    بعد از دیدن این تصاویر لبخند خواهید زد (۱)


    این زن ۱۱۲ ساله‌ ۳ سال است که در خانه سالمندان هیچ ملاقات کننده‌ای نداشته است. این دختر برایش کوکی درست کرده و به دیدنش آمده است.
     

    بعد از دیدن این تصاویر لبخند خواهید زد (۱)


    پیشخدمت رستوران در حال غذا دادن به زن معلول تا همسرش بتواند غذای خودش را بخورد

     

    بعد از دیدن این تصاویر لبخند خواهید زد (۱)


    این مرد هر سال با دختر ۱۳ ساله اش در مسابقه ورزش سه گانه شرکت می‌کند. دختر او فلج مغزی است، بنابراین هنگام شنا  او را روی قایق می‌کشد، در حال دوچرخه سواری روی کالسکه می‌گذارد و هنگام دویدن ویلچرش را هل می‌دهد.
     

    بعد از دیدن این تصاویر لبخند خواهید زد (۱)


    زنی در حال دوختن صندلی اتوبوسی که سوار آن است

     

    بعد از دیدن این تصاویر لبخند خواهید زد (۱)

     

    بعد از یک ماه بستری بودن در بیمارستان، پدربزرگ به اتاقی برده شد که می‌توانست از پنجره بیرون را ببیند، نوه اش این کار را کرد تا اولین چیزی که بعد از بیداری می‌بیند این یادداشت باشد

     

    بعد از دیدن این تصاویر لبخند خواهید زد (۱)

     

    این مرد در زمان بمباران اتمی هیروشیما ۱۰ ساله بوده است. او آنقدر غذای کمی داشت که خودش و اطرافیانش برای زنده ماندن پرندگان کوچک را می‌خوردند. حالا هر روز به پرنده‌های کوچک غذا می‌دهد تا محبتشان را جبران کند

     

    بعد از دیدن این تصاویر لبخند خواهید زد (۱)


    دو مربی مهدکودک، کمدی در مدرسه بچه‌های نیازمند درست کردند و در آن لباس و لوازم بهداشتی قرار دادند که همه را با کمک‌های مالی تامین می کنند

     

    بعد از دیدن این تصاویر لبخند خواهید زد (۱)
    تظاهرکننده برزیلی در حال حمل پلیسی که در شورش سائوپائولو آسیب دیده بود

     

    بعد از دیدن این تصاویر لبخند خواهید زد (۱)


    همه مردم هلند به احترام قربانیان جنگ در این لحظه دو دقیقه سکوت می‌کنند. این پیک موتوری هم وسط خیابان به احترام آن‌ها ایستاده و سکوت کرده است.

     

    بعد از دیدن این تصاویر لبخند خواهید زد (۱)

    برچسب ها :
  • پربازدیدهای ماه
  • [metaslider id=146737]
  • نظرات شما
    غیر قابل انتشار : 0
    در انتظار بررسی : 0
    انتشار یافته : 22
    1. حدیث 21 شیراز

      چقد زیبا….
      دریک کلام آزادگی….




      24



      0
    2. ما ایرانیا تو یه چیزایی خیلی بی انصافیم. تا بتونیم از خودمون انتقاد میکنیم و مسخره میکنیم ولی همون مورد جای دیگه واسمون میشه جاذبه و به به چه چه میکنیم. مثلا همین احترام به کشته شده های جنگ اگر تو کشور خودمون بود کلی کمپین علیه ش تشکیل میشد و اعتراض و … . تو اینستا پردیس کومار فیلم معبدی رو گذاشته بود که زن و مرد باید با موی پوشیده واردش بشن و پاهاشونو تو حوضش بشورن. یادم به امام زاده های خودمون افتاد و اجبار چادر پوشیدن. نمیگم کار متولیان امامزاده تو چادر اجباری درسته، ولی همینم اگر یه جایی غیر از کشور خودمون بود کلی خوشمون می اومد و برامون جالب بود. جامعه داره ازین نگاهای مطلقا سفید و مطلقا سیاه خیلی ضربه می خوره




      20



      7
      • بحث اجبار و اختیاره….وقتی مختاری لذت بخشه و از دل برمیاد و طبیعتا بر دل میشینه ولی وقتی مجبوری اینطوری نیست برای همین به دل نمیشینه.




        18



        4
      • کاوه(هادی)/تهران/28

        الان کم از شرکت کنندگان و کشته شدگان جنگ گفته شده و میشه ؟؟؟!!!

        خانواده‌هاشون و خودشون از مملکت به جای مستراح استفاده کردن ……

        کسی که الان همون خانواده‌ها به دروغ علیهش حرف می‌زنن و میگن که مملکت دست اونه و اونه که این شکلیش کرده ! بارها گفته مملکت تا الان زیر دست همون‌ها اداره شده و هر چی که بخوان همون رو انجام میده ………

        صدام نوامیس مملکت رو دزدیده بود و تهدید می‌کرد که مورد سوء استفاده قرار میده ( شرفش بیشتر از این جماعت کثافت بود که این کارو کردن ؛ نه صد بار و نه هزار بار …. ) این هم بهونه جنگ بود تا خاکو بتونه اشغال کنه ……. کل جنگ پروژه دستگاه حاکم بود که به کمک ساواکی‌ها و مأموران ژاندرمری سابق و … به دقت اجرا شد …….. بعد از جنگ همه شرکت کنندگان و خاندان کشته شده هاشون ، فلان شاه کلید رو که سوار موج شده بود و مأموران دستگاه حاکم که بیشترشون رو یهودی‌ها تشکیل میدادن خوردن ………

        مملکت رو کردن مستراح که نوکری دستگاه رو کرده باشن ……..

        در راستای لج کردن با من شاه کلید رو به اوج قدرت رسوندن ؛ از پول چاپ کردن و ریختن به حسابش گرفته تا نادیده گرفتن و کمک کردن برای انواع قاچاق و پولشویی و …… سر شرط بندی‌ای که شاه کلید با اکبر رفسنجانی کرده بود از هیچ رذالت و پست‌فطرتی و حرومزادگی‌ای فروگذار نکردن ……. دیابتیم کردن ، یرقانیم کردن ، زخم معده و و و …… بعدم که شکست خوردن و قرار بود خودشون و اربابانشون به دست مردم کشته بشن ؛ قبل از اینکه کسی خبردار بشه شرط بندی رو عمومی کردن و همه رو کشوندن توی شرط بندی ……..

        کثافتی مثل شاه کلید که کل وجودش نجسه ، قبل از انقلاب می‌رفت روسپی خونه‌ها ، می‌خونه‌ها ، کاباره‌ها و مزاحم ناموس مردم می‌شد ……. خنگ و بی‌شعور بود …… فقط صرف اینکه بر اثر مصرف مواد ( انواع و اقسام ) شانسی فهمیده بود که توی کتاب‌های فرانک ادواردز چه رازی هست بستری شد ……. این در حالیه که خیلی چیزاشو تا اون آخری من ننوشته بودم نفهمیده بود …….. از جمله راز بشقاب پرنده‌ها ، قتل آبراهام لینکن و خیلی چیزای دیگه …….

        بعد اون وقت به جای اینکه شرط بندی این جوری بشه که منم مثل خودش باشم که بشم مثل خودش ؛ شرط بندی کرد که باید همه داغونم کنن و گند بزنن بهم ، باید هر جور که شده عاشق نشم و نباشم ، هیچ راهی نباید داشته باشم ……. همینایی که می‌فرمائید باید ازشون تجلیل بشه !!! ازش حمایت کردن که کار به اینجا کشید ……..

        هر جا جنگیده بودم یک تنه پیروز شده بودم ….. ولی سر جریان این مملکت ؛ از بسی که این جماعت شکم‌پرور و عوضی و خنگ و بی‌شعور و عوضین با زحمت فقط ایستادگی کردم …….. نذاشتم اون کسایی که به خاطرشون جنگیده بودم آلوده بشن ……. ولی این جماعت انقدر لجنن که تک تکشون رو آلوده کردن و کل دنیا رو کردن کثافت‌دونی ……. دیگه وقتی رهبرشون عصاره کثافتی مثل شاه‌کلید بوده ، اوضاعشون مشخصه ……..




        1



        0
    3. خیلی تاثیر گزار بود




      14



      0
    4. چقدر قشنگ…کاش همه ی آدمای روی زمین مهربون بودن رو انتخاب کنن




      15



      0
    5. فوق العادست!
      همشون فوق العاده بودن ولی بعضیاش اشک آدم در میاورد! اون پدری که دختر فلج مغزیش بغل کرده…
      اون مرد جوان برزیلی که داره به پلیس کمک میکنه…
      اون دانش آموز امریکایی فداکار
      اون مرد از خود گذشته ی عراقی
      ..
      مهربانی و زبان خیرخواهی و نیکوکاری در بین تمام انسان ها دیده میشه فارغ از نژاد و رنگ پوست و زبان و…
      تغییر جامعه از همینجا شروع میشه! از اصلاح کردن انفرادی! از یک قدم به سمت نیکی رفتن!
      اگر روزی عادت بدی رو اصلاح کردید یا به کسی کمک کردید و یا هر کار نیک حتی کوچک دیگه ای! اون روز خوشحال باشید که یک قدم ایران و یک قدم تمام جهان رو بردید سمت رفاه و خوشبختی!
      ..
      یه نمونه ی ایرانی بگم!
      یه مدرسه ی دخترانه ی ابتدایی میشناسم تو شاهی که نه تو منطقه پولداراست و نه فقرا ! به خاطر جاش همه جور خانواده ای بچه هاشونو ممکنه بیارن به این مدرسه! این مدرسه بوفه داره با کلی خوراکی؛ هر زنگ تفریح اونایی که پول دارن میرن میخرن ولی نگاه پر حسرت چند تا دانش آموز کادر اداری مدرسه رو به خودش جلب میکنه.تحقیق میکنن می بینن چند تا از این فرشته ها پدرشونو از دست دادن و وضع مالی خوبی ندارن یعنی افتضاح!! یه سری دیگه موندن بین پدر و مادر بی مسیولیت که دنبال عشق و حال خودشونن و بچه ی بیچاره رو هواست 🙁 همین جور اوضاع پیش میرفت تا اینکه یه روز یه فرشته کوچولو میاد تو دفتر و میگه خانوم گرسنمه با حالت بغض 🙁 یکی از کادر اداری به مستخدم میگه که بره نون و پنیر بگیره و بیاد!
      از اون روز به بعد کنار میز یکی از افراد کادر اداری همیشه دو تا نون گرم و پنیر هست و اون بیست تا فرشته میان زنگ تفریح ها لقمه میخورن و میرن.
      عید میشه اینا لباس ندارن سال تحصیلی جدید میاد اینا کتاب و دفتر ندارن! همون کادر اداری میان یه خیریه ی غیر رسمی تشکیل میدن و در طول سال با کمک مردم و خودشون برای این بچه ها لباس و کتاب و دفتر میگیرن و حتی به خونه هاشون هم کمک میکنن!
      ببینید این مردم هزینه ی خیلی ناچیزی کردن ولی تاثیرش فوق العاده میتونه باشه…
      این فرشته ها میتونستن تو یه محیطی بزرگ بشن که سرشار از حسرت و بعدا براشون عقده بشه! ولی الان مثل بقیه همسن و سالاشون هستن و بعدا هم در جامعه فرد مقبول عادی خواهند بود
      میتونستن بی سواد بزرگ بشن و برای جامعه خطرناک باشن ولی الان کتاب میخونن درس میخونن تلاش میکنن از کجا معلوم شاید از بین همین چند تا فرشته یه نفر بعدا یه کاری کنه که رفاه بشری رو چند گام ببره جلو!شاید بتونه وضع ایران تغییر بده شاید یه معلم خوب بشه!شاید یه مهندس مفید بشه! و همه ی اینها در اثر همون “””مهربانی””” کوچک انسان هایی با قلب های بزرگه که شاید دستشون خالی باشه ولی حسشون عالیییه و کمک میکنن 🙂




      28



      1
      • یاد اکیپمون افتادم دوره راهنمایی مدرسه نمونه بودیم که همه بچه ها در یک سطح نبودن با هم پول تو جیبی هامونو میذاشتیم واسه همکلاسی هامون که گاهی نیازی داشتن چیزی میخریدیم میدادیم از طرف مدرسه بهشون به عنوان دانش آموز برتز اخلاق یا درس یا … بدن
        اونی که بیشتر از همه یادم مونده یکی از همکلاسی هام بود ک خیلی درسش عالی بود متاسفانه پدرشو از دست داده بود …کفشاش پاره شده بود واسش کفش خریدیم یادم نمیره خوشحالی و خنده هاشو
        در کل اینکارا خیلی خوبن به نظرم منباید انتظار داشته باشیم یه سوپرمنی بیادو همه مشکلاتو حل کنه خودمون باید به هم کمک کنیم تو این روزا که حتی با صحبت کردن و مهربونی کردن از اضطرابای زندگی ک اینروزا خیلی زیاد شدن کم کنیم




        3



        0
    6. وقتی رفتار انسان دوستانه و خیرخواهانه خارجیها رو میبینم لذت میبرم.دمشون گرم بدون هیچ ادعا و چشم داشتی به همدیگر کمک میکنند..




      11



      0
    7. پست خیلی قشنگی بوود…
      بودن ادمایی که بهم در شرایط بد کمک کردن و بوده موقع هایی که منم شدم ناجی ی انسان، پرنده یا حتی یه سگ…
      کلا نیکی و محبت کردن و متقابلا تجربه کردنش خیلی شیرین..




      7



      0
      • حامی حیوانات

        نیلا خانم احسنت که اگر تو شرایط بد بهتون کمکی شده شما هم تو شرایط بد چه به انسان چه حیوان کمک کردین و اما این کلمه حتیییی که قبل از سگ گذاشتین نمیدونم منظورتون چیه ازش اما باور کنید الان همون سگها انقدر شرایط اسفناکی دارن و بهشون ظلم میشه که واقعا قلب انسان به درد میاد سگ مادری رو دیدم که بخاطر کشتار سگها با تفنگ کشته بودنش و توله هاش مادر ول نمیکردن و کنارش خوابیده بودن سگهایی هستند که مردم با چوپ زدن قطع نخاعش کردن همین سگها خیلی احتیاج به کمک دارن همیشه اکر میتونین بهشون کمک کنید پروردگار شاهد مهربانیهاست




        2



        0
    8. اشکم دراومد چه خوبه که هنوز انسانیت هست




      7



      0
    9. حال دلمون رو خوب کردین . ممنون




      10



      0
    10. همه کارها قابل تقدیر و ستایش هستن ولی آن چیزی که از نظر من فوق العاده بود کار آن پدر برای بچه فلجش است (با دیدن این کار به عنوان یه پدر کاری نکردم )و پیش خدمتی که به همسر معلول مشتری خود غذا می دهد (ای کاش این چنین کارهایی منشا ما شود نه دین )




      6



      0
    11. پرندگان چقدر خوب و بدون ترس اون پیرمرد رو در آغوش میگیرن
      یقینا” پرنده ها اون رو بخشیدن…




      7



      2
      • o.O
        مگه خوردن پرنده ها نیاز به بخشش داره؟ :))
        من از همه مرغها، گوسفندان و گاوها پوزش میخام که خوردمشون و متاسفانه راه جبرانم ندارم. خدا کنه رو پل صراط جلومو نگیرن :دی




        9



        3
    12. کاش به جای فضولی تو زندگی دیگران سعی می کردیم خودمون آدم درستی باشیم و دیگران رو قضاوت نمی کردیم
      واقعا تا به حال به این فکر کردین که چقدر انسان خوبی بودین؟؟؟؟؟؟؟؟؟




      6



      3
    13. سجاد/30(27سابق)

      دنیا قشنگ بود اگه همه آدما مهربون بودن




      12



      0
    14. لیلی 31 تهران

      ادمین کامنتا پریده!!!!!!!!!!تو هر پستی کامنت گذاشتم نیست




      0



      0
    15. حامی حیوانات

      با خوندن مطالب این پست اشکم جاری شد خیلی زیبا بود کاش با تمام افریده های پروردگار چه انسان چه حیوان مهربان باشیم




      2



      0
    16. گریه ام گرفته تا دنیا این زیبایی ها را داره خدا ازادما ناامید نمیشه




      2



      0
  • ارسال نظر