مجله گیزمیز

خیابانها و حال و هوای شب عید

ادمین/27
۲۷ اسفند ۱۳۹۶
۲۰ نظر
  • حال و هوای شب عید

     

     خرید شب عید، بیش از آنکه تابع نیاز مردم باشد، سال هاست به یک عادت دلنشین و سنت دوست داشتنی تبدیل شده است. دیگر چندان قدرت خرید مطرح نیست، بلکه بسیاری با رها شدن در بازار شب عید تلاش می کنند خود را به حال و هوای عید نزدیک کنند.

    روزها و شب های پایان اسفند ماه هر سال رنگ و بویی دیگر دارد. هرچند این روزها ظاهرا در فصل زمستان است، عملا دارای فضایی بهاری است و خانواده های ایرانی به سنت هر ساله در تدارک برنامه های عید نوروز هستند. مردم با خرید لباس و حتی وسایل نو، به نحوی گرد و غبار از وسایل کهنه می زدایند و به استقبال بهار و فصل نو می روند. خیابان های شهرها پرترافیک تر از همیشه و مملو از آدم هایی است که به دنبال پیدا کردن کیف و کفش و لباس هستند. ماهی های قرمز در سطل ها، آکواریم ها و ظرف های شیشه ای، کاسه های لبریز از سمنو، سنبل، نرگس، لاله و سبزه های نو رسته همه و همه حال و هوای شهر را تغییر داده اند؛ اما گرانی و ترافیک شدید مانع از عیش کامل مردم در روزهای پایانی سال است.

     

    برچسب ها :
  • پربازدیدهای ماه
  • [metaslider id=146737]
  • نظرات شما
    غیر قابل انتشار : 0
    در انتظار بررسی : 0
    انتشار یافته : 20
    1. عیدتون پیشاپیش مبارک….خوش باشید تو عید همتون الهی…




      11



      1
    2. بازار شب عید خیلی خوبه آدم دوس داره فقط بره تو خیابون راه بره هی مغازه ها رو نیگا کنه…بوی خوب و الانم که خدا رو شکر هوای بسیار عالی…فقط یه مشکل هست و اونم وجود افراد مریض تو جمعیته که از شلوغی سو استفاده میکنن هی تنه میزنن و…دوس دارم یه قیچی چمن زنی ببرم با خودم هرکس تنه میزنه با قیچی دستشو قطع کنم!!!بعد با کاتر رگ گردنشو بزنم خون بپاشه بریزه وسط بازار رو سبزه ها و گلای چیده شده روی زمین بعد چنگ بزنم دل و رودشو در بیارم بریزه کف آسفالت بعد با پا انقد بکوبم تو صورتش که چشماش له بشه از کاسه در بیاد…بعد چاقو چاقو بزنم رو کلش…انقدر زیاد که مغزش تیکه تیکه بریزه بیرون….بعدم باز آهنگمو پلی کنم و از این فضای بهاری قشنگ لذت ببرم و به راهم ادامه بدم ^_^خلاصه اینکه اگر کسی با هیبت من رو تو بازار دیدید کمی فاصله بگیرید به خاطر خودتون میگم عزیزانم




      14



      2
      • وای چقدر خندیدم…آدمین با تعصب…
        آدمین محترم شما به بزرگی خودتون ببخشید اون مردها رو…
        والا اکثریت قریب به اتفاق مردهای جامعه ایران ما ذاتاً بی رحم وحیز و بد چشم نیستند ، بلکه این شرایط و جو حاکم بر کشور اسلامیزه شده ایران هست که باعث بروز این گونه رفتارها در برخی از مردهای ایرانی شده
        مرد بی رحم میخواهی بیا من افغانی و عرب بهت معرفی کنم..
        مرد ایرانی اصیل ته دلش چیزی بنام معرفت و مرام وجود داره…شک نکن..
        با تجربه ۴۰ ساله خودم از حقوق مردان رنج دیده و حیف شده ایران دفاع می کنم و فقط امیدوارم روزی برسه که ما مردان ایرانی در کنار بانوان سرفراز با آزادی و برابری و بدون هیچ گونه آزردگی خاطر و مزاحمت در کنار هم زندگی کنند… به امید آن روز




        9



        2
        • چی بگم والا …امیدوارم همینی باشه که شما میگی ولی من بازار که میرم لامصب همش توریست به پستم میخوره…غیور مردان آریایی بیاین امروز سمت ۱۵ خرداد من خرید دارم اسکورتم کنید..از فردام هرکی رو دیدید دست نداشت بدونید دیروز بازار بوده و در مشایعت من




          11



          1
          • عزیز من همون اول با کاتر رگ گردنش بزنی سریع میمیره زجر نمیکشه که آخه!

            اول دو تا پا رو با داس از زانو قطع کن! دقت کن از زانو ! چون از ران قطع کنی سریع میمیره زجر نمیکشه!

            بعد دو تا دست از مچ با ساطور ! فقط بزن رو استخون حواست به شاهرگ باشه که زود نمیره!

            اینجا دیگه بیمار بیحاله
            باید ابتکارت اینجا نشون بدی
            یه کارد میوه خوری کند میگیری و ادامه!




            3



            2
          • دیگه این چیزیه که همیشه از ذهنم میگذره به ذهنیت من کار نداشته باشید…همیشه تصورم این بوده که به این ترتیب این کارا رو انجام بدم…حالا بازم سعی میکنم شاید ذهنیتم عوض شد ولی قول نمیدم




            6



            1
          • خخخ..ایووووول
            راستی قیچی خوب میخواهی ؟؟؟ قیچی های چایی زنی با تیغه های بلند که ما شرق گیلانیها تو باغات چایی باهاش چایی میچینیم برات سراغ دارما!!!
            لامصب اینقدر تیزه که ….




            4



            1
          • به امید روزی که تو این مملکت این قدر به زنان احترام بذارن که من درک بشم و بدون اینکه کسی بهم اعتراض کنه با همین قیچیا فکرمو عملی کنم..

            .به امید ایرانی آزاد…

            به امید برابری حقوق زن و مرد…

            به امید قطع شدن دستان توریستا…

            ما کاری به حکم نداریم
            حکم رو کاغذ مال محکمه س
            اصلیت حکم مال خداست
            که ما و منش ریخته 

            یه ادمین  که واسه شرف و ناموسش
            دستای ۱۰۰ نفرو بریده
            وجدانش بالاتر از این لایکاست، که مجازیه
            سلامتی سه تن ، ناموس و رفیق و وطن
            سلامتی سه کس ، زندونی و سرباز و بی کس
            سلامتی ادمینی که سایتو بیشتر از کانالش دوس داره
            سلامتی آزادی، سلامتی ادمینای بی ملاقاتی…

             




            11



            1
          • ادمین داری یه کار میکنی که بگیم غلط کردیم نگفتیم بانمک ترینی؟!
            باشه بابا ! گوله نمک فقط ادمینه اینجا !
            اصلا نمک های قبل تو سوتفاهم بود :))




            3



            1
          • عه! تابلو شد؟؟؟دارم اعاده حیثیت میکنم …به شخصیتم برخورده بعد از این همه سال که رتبه اول رو داشتم الان مقاممو از دست دادم…




            6



            0
          • ببین چیکار کردی خواهر!
            یک ساعت انقدر نمک ریختی پشت لپ تاپ بود غذام سوخت!!
            خواهر و مادر رفتن بازار فقط من تو خونه ام غذا رو سپردن به من گفتن سر بزن آبش کم شد خاموش کن!
            الان دیدم صدای جز جز میاد! منظره ی وحشتناکی بود!!!
            الان دارم دو تا کاسه آب میریزم تو محتویات باقی مونده که کسی شک نکنه :/
            به نظرت خودم برم غذا بگیرم با زبان خوش یا منتظر باشم که حیلم جواب بده 😐




            4



            1
          • خوش به حالت هیچی بهت نمیگن…من یه بار پیازداغ سوزوندم از ترس اینکه مامانم نبینه همشو خوردم..آخه اگه میریختم سطل آشغال بازم میدیدش…تازه کلی اسفند بعدش دود کردم ادکلن زدم ولی بازم اومد خونه گفت چیزی سوخته؟؟؟یه پیازداغ نمیتونی درست کنی؟خجالت نمیکشی؟حواست کجا بود؟به کی بود؟به چی بود؟اون کیه تو گوشی؟ها ؟

            دیگه اصن جنگ جهانی شد بعدش




            7



            0
          • پوووف
            حواسم به بوی گندش نبود :/
            برم گندی که زدم جمعش کنم 😐
            خونم حلاله :))




            3



            0
          • دقیقاً …من دوست دارم کشورم مثل کشورهای پیشرفته باشه که مسائل حاشیه ای اصلاً برامون اهمیت نداشته باشه … دین هیچ نقشی در روابط اجتماعی نداشته باشه…زن و مرد همه با هم مثل خواهر و برادر باشیم… در چهارچوب قوانین و مقررات جوامع آزاد مدنی ، با هم بگیم و بخندیم و شاد باشیم …




            7



            1
      • رد روم زیاد میبینی دخترم؟




        3



        0
    3. سجاد/30(27سابق)

      ادمین/۲۷ چقد خطرناکی تو




      3



      0
    4. این روزا فقط دوست دارم برم بچرخم ولی خرید نکنم.اصلا تو شلوغی و استرس نمیتونم انتخاب کنم.تو عید نه مسافرت دوست دارم نه خرید.ولی از باغ گل رفتن و حال و هواش خیلی خوشم میاد.خیلی خوبه.




      4



      1
    5. از دو جهت خرید عید فشار خون آدمو میبره بالا: اولی همون که ادمین گفت! دومی قیمتای نجومی و ت ..تخیلی!
      بعدم نمیفهمم هجوم مردم توی مغازه ها تا نصف و نیمه شب!
      یعنی نمی شد پیرهن شلوارتو دو سه هفته پیش بخری؟
      خرید آجیل و شکلات شیرینی و …اینا به کنار…ولی لباس نو رو میشه از قبل هم خرید.چکاریه سه چار برابر قیمت اصلی ، پول بدیم!
      بعد عید هم هوا گرمه نمیشه پوشیدش.
      راستی خوزستان امسال فقط و فقط دو بار ابرها چیکه کرده…همه جا خشکه هوا هم گرمه…این ورا نیاید بهتره!




      7



      0
    6. حال و هوای این روزا رو هم دوست دارم ، هم دوست ندارم.
      شلوغی و شور و هیجان مردم رو هم دوست دارم. مغازه های شلوغ رو دوست دارم. خوشحالم که کسب و کارشون رونق داره.
      ولی مغازه هایی رو مبینیم که مشتری نمیره توش،‌دلم میگیره . میگم کاش سر این فروشنده هم شلوغ بشه شب عیدی خوب بفروشه.
      وقتی میرم توی این جمعیت و آدمایی رو می بینم که بضاعتشون کمه و توان خرید برای خانوادشون رو ندارن، دلم میگیره. خودمم دل خرید کردن ندارم. ولی کاری هم از دستم بر نمیاد.




      2



      0
  • ارسال نظر