مجله گیزمیز

داستانهایی دلگرم کننده از انسانیت/شما هم داستانی دارید؟

ادمین/27
۴ اسفند ۱۳۹۶
۱۳ نظر
  • بنی


    ساکنان شهر سالم در اورگان سال‌ها اسکناس‌های ۱۰۰ دلاری پیدا می‌کردند که همه جا پنهان شده بود. هر اسکناس امضایی با نام «بنی» داشت، اما این نام واقعی شخص نیکوکار و بشردوست اسرارآمیز نبود.

     

    ساکنان شهر اسکناس‌های بنی را هر جایی می‌توانستند پیدا کنند، از کالسکه بچه تا پشت پنجره ماشین یا حتی کیسه خواب افراد بی خانمان. بنی حدود ۵۰۰۰۰ دلار به مردم کمک کرد. در بسیاری موارد این اسکناس‌های ۱۰۰ دلاری زمانی ظاهر می‌شدند که افراد ناامیدانه به پول نیاز داشتند.

     

    سخاوتمندی بنی الهام بخش کل شهر شد و برخی افراد هم کار او را دنبال کردند. بسیاری از اشخاص خوش شانسی که اسکناس‌های بنی را پیدا می‌کردند ولی واقعا به آن نیاز نداشتند، اسکناس‌ها را به خیریه می‌دادند یا در جیب افراد دیگر می‌گذاشتند. هرچند اهداکننده واقعی یک راز است، اما کارش به سرعت به سنت شهر تبدیل شد و مدت زیادی ادامه یافت.

     

    ماجراهایی دلگرم کننده از انسانیت و نیکوکاری

     



    جالاندار نایاک


    در یک روستای دورافتاده در هند، دانش آموزان باید ۱۰ کیلومتر پیاده بروند که با عبور از میان بوته‌های انبوها و بالا و پایین رفتن از تپه‌ها و موانع سه ساعت طول می‌کشد تا به مدرسه برسند. قابل درک است که چرا بسیاری از این کودکان ترک تحصیل می‌کردند.

     

    اما پدری به نام جالاندار نایاک مصمم بود که پسرانش به تحصیل خود ادامه دهند، بنابراین دست به کار شد. نایاک تنها با بیل و کلنگ یک جاده به روستا درست کرد. او موانع را از سر راه برداشت و زمین را کند تا یک سطح صاف ایجاد کند. او از طلوع تا غروب آفتاب، هشت ساعت در روز و به مدت دو سال کار کرد تا بتواند این جاده را بسازد.

     

    خبرگزاری محلی داستان نایاک را پخش کرد و مسئولین موافقت کردند که روستا نیاز به یک جاده داشته است؛ بنابراین بابت این مدت به او حقوقی پرداخت کردند. جالاندار وقتی توجه رسانه‌ها را جلب کرد، درخواست آب آشامیدنی و برق هم برای روستا کرد. بعد از نسل‌ها دورافتادگی این روستا از تمدن، اقدامات یک مرد به کل ساکنان آن کمک کرد.


     

    ماجراهایی دلگرم کننده از انسانیت و نیکوکاری

     



    محمد بزیک


    محمد بزیک با همسرش از لیبی به کالیفرنیا مهاجرت کرد. آن‌ها رویا‌های بزرگی داشتند و هرگز فکر نمی‌کردند تنها پسرشان با بیماری شکنندگی استخوان و کوتولگی به دنیا بیاید. همسرش چند بچه در خانه شان بزرگ کرد، اما متاسفانه مرد و محمد را با مراقب از پسر معلولشان تنها گذاشت.

     

    محمد می‌دانست که والدین دیگری هم با فرزندان معلول وجود دارند که سرپرستی آن‌ها را بر عهده نمی‌گیرند. در هر لحظه ۶۰۰ بچه یتیم با بیماری لاعلاج در لس آنجلس وجود دارند. بیشتر اوقات آن‌ها تنها در بیمارستان می‌میرند حتی با اینکه والدینشان زنده هستند.

     

    محمد تصمیم گرفت هر تعداد بچه با بیماری لاعلاج که می‌تواند را خودش بزرگ کند و خودش را وقف آن‌ها کند. او می‌خواست به آن‌ها عشق و زندگی در یک خانه واقعی بدهد. محمد در شصت سالگی متوجه شد که سرطان دارد و باید برای عمل جراحی به بیمارستان برود. او هیچ همسر یا خانواده‌ای نداشت که کنارش باشد و دوران نقاهت را به تنهایی در بیمارستان گذراند، در حالی که یک پرستار خانگی از بچه‌ها مراقبت می‌کرد. بعد از اینکه ماجرای او در اخبار پخش شد، صفحه‌ای برای کمک به محمد و این کودکان باز شد. او بیش از ۵۰۰ هزار دلار کمک مالی دریافت کرد.

     

    ماجراهایی دلگرم کننده از انسانیت و نیکوکاری

     



    جیم گلاب و دیلن پارکر


    وقتی جیم گلاب و دیلن پارکر به آپارتمان جدیدشان در منهتن نقل مکان کردند، هرگز فکرنمی کردند صد‌ها نامه که به آدرس بابانوئل ارسال شده دریافت کنند. آن‌ها ابتدا فکر می‌کردند این یک شوخی یا کلاهبرداری باشد. اما هرچه زمان می‌گذشت تعداد نامه‌ها بیشتر می‌شد.

     

    آن‌ها آدرس جدیدشان را در گوگل جستجو کردند، اما چیزی نیافتند. به هر دلیلی این بچه‌ها فکر می‌کردند که بابانوئل در نیویورک سیتی زندگی می‌کند. همه آن‌ها می‌دانستند که به آدرس جیم و دیلن نامه خود را بفرستند. بسیاری از بچه‌ها در نامه هایشان گفته بودند که پدر و مادرشان پول کافی برای خرید هدیه برای آن‌ها را ندارند. نامه‌ها غم انگیز بودند ولی برای جیم و دیلن غیر ممکن بود که آرزوی همه بچه‌ها را برآورده کنند.

     

    آن‌ها یک گروه فیسبوک راه اندازی کردند و نامه‌های بچه‌ها را با دوستان، خانواده و داوطلبانی که مایل بودند آرزوی کریسمس بچه‌ها را محقق کنند به اشتراک گذاشتند. یکی از دوستان جیم و دیلن مشکوک به نوعی کلاهبرداری شد، بنابراین بعد از فرستان یک بسته هدیه کریسمس به یکی از این آدرس‌ها رفت و بیرون از خانه منتظر ماند تا ماشین پست برسد. بچه‌ها از خانه بیرون دویدند و فریاد زدند بابانوئل آمده است. در حالی که مادرشان از خوشحالی گریه می‌کرد. همه چیز واقعی بود. امروزه جیم و دیلن از این پدیده استقبال کرده و بنیادی به نام معجزه خیابان بیست و دوم راه اندازی کردند که هرکسی می‌تواند داوطلب پاسخ دادن به نامه‌های بچه‌ها به  بابانوئل باشد.


     

     

    ماجراهایی دلگرم کننده از انسانیت و نیکوکاری

     



    شیام لال


    پسر ۱۵ ساله‌ای به نام شیام لال در روستایی در هند زندگی می‌کرد. روستاییان دائما از خشکسالی رنج می‌بردند و از سوی دولت حمایت نمی‌شدند. هیچ جاده‌ای برای ارتباط روستا با دنیای بیرون وجود نداشت، بنابراین تنها راه دسترسی مردم به آب چاه‌هایی بود که به سرعت خشک می‌شدند. دام‌ها می‌مردند، مردم بیماری می‌شدند و غذا کمیاب می‌شد.

     

    همان طور که مردم و حیوانات می‌مردند، شیام تصمیم گرفت در این باره کاری کند. او بیلی برداشت و شروع به حفر گودال کرد. روستاییان به او می‌خندیدند. اما او گوش نداد و هر روز به مدت ۲۷ سال به حفاری خود ادامه داد. امروزه این گودال به برکه‌ای تبدیل شده که چهار هزار متر مربع مساحت و ۵ متر عمق دارد و همه مردم روستا، دام‌ها و محصولاتشان از آن استفاده می‌کنند.

     

     

     

    ماجراهایی دلگرم کننده از انسانیت و نیکوکاری

     



    عمو ویگلی وینگز


    درست بعد از جنگ جهانی دوم آلمان تقسیم شد. آلمان شرقی تحت کنترل جماهیر شوروی و شهروندان آلمان غربی از گرسنگی در حال مرگ بودند. نیروی هوایی آمریکا تلاش می‌کرد برای برلین غربی غذا و لوازم صروری ببرد.

     

    در سال ۱۹۴۸ خلبانی به نام گیل هالورسن هواپیمایی را هدایت می‌کرد که مسئول رساندن لوازم ضروری مثل غذا و زغال بود. او متوجه گروهی از کودکان آلمانی شد که از حصارهای انتهای فرودگاه او را نگاه می‌کنند و به آن‌ها سلام کرد. او بسته‌های آب نبات را با چترهای کوچک برای آن‌ها می‌فرستاد. وقتی پرواز می‌کرد، هواپیما را به جلو و عقب تکان می‌داد تا به بچه‌ها بگوید که آب نبات‌ها پایین می‌آیند. قرار نبود شکلات مشکلات این کشور را حل کند، اما شاهدان می‌گویند که امید زیادی به بچه‌ها می‌داد که بدانند دنیا آن‌ها را فراموش نکرده است.
     

     

     

    ماجراهایی دلگرم کننده از انسانیت و نیکوکاری

     



    آجای مونت

     

    آجای مونت تاجر ثروتمند هندی بود که ۹۳ هزار پوند برای عروسی دخترش کنار گذاشته بود. شاید برای بیشتر شما مسخره و احمقانه به نظر برسد، اما هند ثروتمندانی دارد که ۵۹ میلیون پوند صرف مراسم عروسی می‌کنند. در کشوری که فقر زیادی وجود دارد، بسیاری افراد از این عروسی‌های کلان و تجملی انتقاد می‌کنند.

     

    اما مونت فکر کرد بهتر است پول عروسی دخترش صرف کمک به افراد نیازمند کند. او یک هکتار زمین خرید و ۹۰ خانه کوچک با آب و برق در آن ساخت. سپس افراد بی خانمانی را پیدا کرد که به جای ماندن نیاز داشتند. تنها شرط او این بود که آن‌ها نباید معتاد باشند. دختر مونت از ایده پدرش استقبال کرد و آن را بهترین هدیه عروسی که می‌توانست بگیرد توصیف کرد. این خانواده هنوز می‌توانستند با درصد کمی از آن پول یک عروسی زیبا بگیرند. وقتی خبر نیکوکاری او در اخبار منتشر شد، سایر پدران تشویق شدند به جای هدیه ازدواج پولشان را صرف خیریه کنند.
     

     

     

    ماجراهایی دلگرم کننده از انسانیت و نیکوکاری

     



    شانگ شویهوا

    شانگ شویهوا در ۵۴ سالگی بیشتراز آنچه تصورش را می‌کرد پول داشت. او در روستایی در چین بزرگ شد که همه در کلبه‌های کوچک و با سختی فراوان زندگی می‌کردند. مردم روستا به او کمک کرده بودند و او می‌خواست محبت آن‌ها را جبران کند. او وقتی در صنعت فولاد به موفقیت رسید، هرچیزی که می‌خواست به دست آورد؛ بنابراین تصمیم گرفت از پولش برای کار‌های خیر استفاده کند.

     

    او ۴ میلیون پوند صرف خراب کردن کلبه‌ها و ساخت آپارتمان‌های شیک و جاده به جای آن‌ها کرد. ۱۸ خانواده در دوران سخت کودکیش بیشترین کمک را به خانواده او کرده بودند. به همین دلیل به جای آپارتمان برای آن‌ها ویلا‌های لوکس ساخت؛ و به همه افراد مسن روزی سه وعده غذای رایگان می‌داد تا مطمئن باشد دیگر هرگز گرسنه نمی‌مانند.
     

     

     

    ماجراهایی دلگرم کننده از انسانیت و نیکوکاری

     



    سر نیکولاس وینتون


    آقای وینتون در سال ۱۹۳۸ اواخر دهه بیست زندگی خود را به عنوان یک سهامدار انگلیسی در پراگ تحت اشغال نازی‌ها می‌گذراند. او در پراگ متوجه کودکان یتیم یهودی شد که والدینشان کشته شده بودند. به همین دلیل به دنبال خانواده‌هایی که گشت که حاضر باشند سرپرستی آن‌ها را به عهده بگیرند و هزینه سفر کودکان از پراگ به لندن را هم اغز جیب خودش پرداخت می‌کرد. او توانست برای ۶۶۹ کودک خانه پیدا کند.


    در سال ۱۹۸۸ مصاحبه‌ای تلویزیونی با نیکولاس درباره تجربیاتش انجام شد. او آنقدر فروتن بود که سال‌ها بعد کار‌هایی که انجام داده بود شناخته شد. در این برنامه او را غافلگیر کردند. مجری برنامه از حضار پرسید: «آیا کسی هست که زندگی خود را مدیون نیکولاس وینتون باشد؟ اگر هست لطفا بایستد.»


    چندین ردیف از افرادی که اطراف نیکولاس بودند ایستادند. تمام سالن با افرادی پر شده بود که نیکولاس آن‌ها را نجات داده بود. در سال ۲۰۰۳ ملکه انگلستان به او مقام شوالیه داد. او در سال ۲۰۱۵ و درسن ۱۰۶ سالگی درگذشت.

     

     

    ماجراهایی دلگرم کننده از انسانیت و نیکوکاری

    برچسب ها :
  • پربازدیدهای ماه
  • [metaslider id=146737]
  • نظرات شما
    غیر قابل انتشار : 0
    در انتظار بررسی : 0
    انتشار یافته : 13
    1. اینا همه توطئه غربه وگرنه اونجا فسادخونه است مگه میشه کار خوب انجام بدن؟
      دارن همه فیلم بازی میکنن صرفاً هم فقط برای ما ایرانی ها تا به ما بگن نه ما فاسد نیستیم تا ما گول بخوریم.الان کل دنیا از خداشونه که ایرانی ها رو گول بزنن.
      بعدش منتظرن یه مسلمون از ما پیدا بشه منت بذاره سرشون بره اینا رو با اسلام آشنا کنه بعد بگن عه دیدین کل عمر داشتم تو جهالت زندگی میکردم.
      بعد یه مصاحبه کنن و بگن تا قبل از مسلمون شدنم زندگیم هر روز فقر و عذاب بود اما از وقتی مسلمون شدم خدا هر روز داره برکت میفرسته الان برکت دونیم پر شده داره پاره میشه از این تریبون میگم هرکی برکت خواست شماره کارت بده برکت های اضافی ریخته شده دم در رو براش بفرستم 😀
      حالا هی آدم های خیری مثل آقا هاشم تو این سایت میخوان این حقیقت رو به ما بگن ولی چون گول این ظاهرنمایی ها رو خوردیم قبول نمیکنیم بیاید خوب های واقعی مثل سعید طوسی رو یه بار چشامونو بشوریم و دوباره ببینیم 😀




      27



      13
      • سلام
        همیشه تغییر از من شروع میشه ، لطفا اولین قدم رو شما بردارید بجای اینکه الکی به چیزهای نامربوط گیر بدین.
        صحبت از انسانیته و در ایران و در بین مسلمونها و در همه جای دنیا با هر رنگ و زبان و مسلکی میشه اونو پیدا کرد.
        کمک به زلزله زدگان بم و کرمانشاه ، روز نیکو کاری ، قبول کردن مقداری از هزینه های کودکان بی سرپرست و غیره و غیره و غیره که در ایران اسلامی میشه اونها رو دید راست میگن مرغ همسایه همیشه غازه
        چشمها رو باید شست جور دیگر باید دید




        3



        7
        • من از خدامه که انسانیت رو الگو زندگی قرار بدیم اما خب چه کنیم که هرجا میریم پر از خرافاته.
          زلزله میاد یه حیف نون میگه به خاطر بی حجابی خانم ها بوده!!!
          هواپیما سقوط میکنه همون حیف نون میگه به خاطر گناه مردمه!!!
          بعدش حقوق نمیدن به مردم میگن چرا نباید یه وعده غذا بخورن؟؟
          یا جوونا انقدر وضعیت مالی بدی ندارن که اصلاً نمیتونن فکر ازدواج هم کنن بعد باز همون حیف نون میگه جوونا برن حموم آب سرد بگیرن که به گناه کشیده نشن!!!

          منم میخوام همیشه امیدوار و انرژی مثبت باشم اما انقدر آدم منفی باف هم که نه بلکه اتفاق منفی ایجاد کن تو این مملکت هست و قدرت هم متاسفانه دست همون منفی سازاست که نمیشه حتی مطمئن باشی الان شب بخوابی فردا صبح بیدار شی این عوضی ها انرژی منفی جدیدی نداده باشن.
          با این وضعیت چطوری میشه الکی به خودمون امیدواری بدیم؟
          روز به روز خبر بد از این منفی سازا.
          روز به روز خبر محدود سازی بیشتر مردم.
          روز به روز خبر سرکوب بیشتر مردم.

          حالا شما با این وضعیت شادی دیگه به نظرم یکی از دو حالتی:
          ۱٫یا خودتونم جزو اونایید که از وضعیت فعلی مملکت سود میبرن.
          ۲٫یا اینکه اگه جزو اونا نیستید مردم براتون پشیزی ارزش نداره و ققط زندگی خودتونو بتونید موفق و پولدار و امیدوار نگه دارید بسته.




          5



          2
          • سلام
            ۱-فرض کنیم تمام حرفاتون درسته ولی مطلب اینجاست که به موضوع مطرح شده مربوط نمیشه
            ۲-نمی دونم چطور تونستی من و با یک نظر دادن قضاوت کنی ولی دوست عزیز اگه همیشه اینطور قضاوت می کنی بنظرم بالای ۸۰ درصد از قضاوت هات اشتباه از آب در بیان
            موفق باشی




            0



            4
          • ۸۰ درصد که هیچی ۱۰۰ درصد به قول شما قضاوت هامم اشتباه در بیاد حداقلش مثل بعضی حیف نون ها این قضاوت های اشتباهم رو به عنوان حکم حلال و حرام و جرم و… به زور تو حلقوم ملت نمیکنن.
            فوقش قضاوت اشتباهم رو اینجا میگم و یکی مثل شما خوشش نمیاد میاد جوابمو میده.
            ولی مشکل من و امثال من و اون بدبخت هایی که تظاهرات کردن و براحتی سرکوب شدن اینه که یه عده دوست دارن قضاوت ها و اعتقادات خودشون رو تو حلقوم بقیه کنن.
            الان شما از اعتقاد من خوشت نمیاد براحتی قبولش نکن منم به تفکرات شما تا وقتی که نخواد به زور تو حلقومم بره احترام میذارم.
            این پست هم تمسخر اون تفکرات زوری و تحمیلی هست که همون عده حیف نون میخوان به زور تو حلقوم مردم کنن.حالا چه میخواد مربوط باشه چه نه من به عنوان یه شهروند وظیفه دارم جهت آزادی عقاید مردمم همیشه حرکات تحمیلی امثال حیف نون ها رو تمسخر کنم چه اینجا چه تو نونوایی سرکوچه 😀
            بازم شما با من مخالفی باش ولی هرگز به دسته اعتقاد تو حلقوم مردم کنا نپیوند.




            3



            1
    2. چقدررر زیبااا چقدر انسان دوستانه درحالی ک یک کدومشونم مسلمون نیستم
      چقدر دوست داشتم نام ی ایرانی رو هم تو این لیست ببینم




      15



      1
    3. عالی بودن واقعا.




      7



      0
    4. حامی حیوانات

      همیشه به حال کسانیکه انقدر دل دریایی و بزرگی دارن برای کمک کردن به انسانها و حیوانات غبطه میخورم و کاش انقدر پول داشتم که به هر کسی که احتیاج داره کمک کنم و نمیذاشتم هیچوقت هیچ انسان و حیوانی بخاطر بی پولی زجر بکشه اگر زجر کشیدن حیوانات گفتم به این علت که خیلی از حیوانات اسیبدیده بخاطر تعداد کم حامیهای حیوانات و نبود پول دارن بدترین دردها رو میکشن و اخر سر هم عاقبتشون مردن بدون اینکه حتی زبانی برای گفتن درد کشیدنشون داشته باشن




      13



      1
    5. منم یه بار اومدم انسانیت به خرج بدم میانجی یه دعوای زن و شوهری شدم تو پارک، داشتم موهای خانومه رو از چنگال شوهرش در می آوردم ، فحشم داد و گفتش به تو چه فلان فلان شده! منم به آقاهه گفتم بزنش تیکه تیکه کن زنیکه رو…دو نفری دنبالم کردن! یه بار دیگه ام انسانیت از خودم به خرج دادم ضامن دوستی شدم که وامونده بود، هیچی دیگه قسطاشو نداد تا جیرینگ آخرشو خودم دادم.هیچوقتم پس نداد.
      فهمیدم انسانیت به مت نیومده. البته مرز انسانیت و خریت یک تارموی نازکه به جون شما




      30



      1
    6. نمیدونم چرا بعضیا همه چی رو به هم ربط میدن…..بحث راجب انسانیته…..الکی طوسی رو چرا وسط میکشی..




      7



      9
      • چون همه اش انسانیت خارجی ها و غربی ها رو نوشته که از نظر مدافعان طوسی اونا فاسدن.
        اگه فاسدن و کفارن و ۲۴ ساعته نشستن دشمنی ما رو کنن چطور اینکارا رو میکنن؟




        5



        1
    7. شما ایرانیا موقعی که حرف از انسانیت و عدالت و انصاف میاد فقط سکوت کنید
      نژاد پرست هستید
      از طالبان حمایت می کنید
      سوریه رو نابود کردید
      یمن رو ویران کردید
      جنایات محور مقاومت در غوطه شرقی هم که بماند




      3



      5
    8. اینا همون هدفهایی هستن که اگه کسی تو زندگیش انجام بده یعنی دنیا رو تکون داده.مثل ی پزشک که جون کسی رو نجات میده.اینا دنیا رو نجات دادن.همیشه آرزومه اینجوری زندگی کنم.اما چه کنیم که دنیا ولمون نمیکنه.




      3



      0
  • ارسال نظر