مجله گیزمیز

داستان مرد خسیس و ۴۰ سال رنج زن/گیزمیزیا خسیسید؟(بحث آزاد)

ادمین/26
۱۹ مهر ۱۳۹۶
۲۲ نظر
  • ۴۰ سـال رنج زن سالخورده در خانه مرد خسیس

    تصویر مرتبط

     

     

    به گزارش مشرق، «پاییزه» زن ۶۰ ساله که همراه تنها پسرش به دادگاه آمده بود، می‌گفت: «به خاطر حرص و جوش خوردن خیلی زود پیر شدم.» مادر و پسر در راهروی مجتمع قضایی صدر منتظر بودند تا نوبت رسیدگی به پرونده‌شان برسد. دادخواست مطالبه مهریه و اجرت­ المثل پاییزه در شعبه ۲۴۴ دادگاه خانواده به جریان افتاده بود. با این حال از شوهرش «یعقوب» خبری نبود. انگار ابلاغ دادگاه به دستش نرسیده بود.

    آشنایی زن و شوهر به بیش از ۴۰ سال پیش باز می‌گشت. یعقوب قبل از شب خواستگاری پاییزه را یکبار در مغازه آجیل فروشی پدرش دیده بود و عاشق‌اش شده بود. اما دختر جوان «بله» را نگفت و بهانه آورد که می‌خواهد درسش را ادامه بدهد. اما پاییزه از خواستگارش به این خاطر دلخور شده بود که به رسم معمول سبد گل برایش نیاورده و ارزانترین شیرینی را هم خریده بود. اما پدر و مادر پاییزه از اسم و رسم خانواده یعقوب و وضع مالی‌شان آنقدر تعریف کردند که بالاخره پاییزه «بله» را گفت.

    نخستین اختلاف‌های عروس و داماد جوان از خرید لباس عروس شروع شد، چرا که یعقوب حاضر به خرید لباس عروس نشد و بهانه آورد که؛ «آدم عاقل برای یک شب جشن نباید پولش را دور بریزد!» به همین خاطر به خاله‌اش تلفن زده بود و لباس عروس او را امانت گرفته بود تا پاییزه بر تن کند. اختلاف‌های بعدی بر سر هزینه مراسم، تالار پذیرایی، شام و… پیش آمد تا جایی که پاییزه لج کرد و نه لباس عروس پوشید و نه به آرایشگاه رفت. عروسی آنها داشت به هم می‌خورد که با وساطت بزرگترهای فامیل، یعقوب قول داد در عوض عروس خانم را در ماه عسل غافلگیر می‌کند و بدین ترتیب جشن عروسی برگزار شد.

    هنگامی که پاییزه و پسرش منتظر وقت رسیدگی به پرونده‌شان در دادگاه خانواده بودند، پاییزه به یاد روزهای بعد از جشن عروسی افتاد.

    او هیچ خاطره‌ای از ماه عسل نداشت، چرا که ماه عسلی در کار نبود و حسرت آن دوران هم در دلش ماند. او روزها و سال‌های زیادی را با همسرش سپری کرده بود، اما مشاجرات آنها بر سر خرجی خانه، هزینه‌های خوراک و پوشاک، مهمانی و مسافرت و… همواره مسأله اصلی اختلافات بود. اما پاییزه اهل شکایت و دادگاه رفتن و طلاق نبود. او تصمیم گرفته بود هر طور شده شوهرش را عوض کند و برای همین سعی می‌کرد مشکلات زندگی و شرایط سخت مالی را تحمل کند تا اینکه در یک مؤسسه فرهنگی هنری مشغول به کار شد.

     با این حال تولد پسر و دخترشان هم تغییری در شیوه زندگی یعقوب به وجود نیاورد و همچنان خسیس بود. یعقوب مرد سالم و خوش برخوردی بود، اما عقیده داشت؛ «پول با سختی به دست می‌آید و باید در خرج کردنش مراقب بود» به خاطرهمین طرز فکر، خانواده آنها در ۴۰ سال گذشته هیچ وقت به مسافرت نرفته بودند و هرگز گذرشان به رستوران نیفتاده بود. حتی یک بار هم بچه‌ها از پدرشان هدیه‌ای نگرفته بودند و هیچ وقت فامیل و آشنایان به خانه‌شان دعوت نشده بودند.وقتی پاییزه و پسر جوانش وارد شعبه ۲۴۴ شدند، قاضی «حمیدرضا رستمی» با اشاره دست از آنها خواست بنشینند. بعد هم از زن درباره علت درخواست مطالبه مهریه و اجرت المثل پرسید.پاییزه از جایش بلند شد و گفت: «آقای قاضی در طول این ۴۰ سال دائم در مضیقه مالی بودم و سعی می‌کردم با حقوق ناچیزم صورت خودم و فرزندانم را با سیلی سرخ نگاه دارم، اما دیگر خسته شده‌ام و نمی‌توانم با خساست‌های این مرد کنار بیایم. آمده‌ام مهریه و اجرت کار کردن در منزل شوهرم را بگیرم.»قاضی پرسید: «البته هر دو مورد حق شماست. اما چطور شده بعد از ۴۰ سال حالا دادخواست داده اید؟»

    پاییزه نگاهی به پسرش انداخت و جواب داد: «راستش دیگر عادت کرده بودم که هیچ چیز از شوهرم نخواهم چون هر بار بهانه‌ای می‌آورد و پول خرج نمی‌کرد. می‌دانم همین الان چند صد میلیون تومان در حساب هایش دارد، اما ۴ سال است که یک دست لباس برای خودش نخریده. حتی جوراب هایش را وصله پینه می‌کند و می‌پوشد. تا چهار سال پیش که به مغازه خودش می‌رفت دردسر ما فقط خساست او بود، اما از وقتی خودش را بازنشست کرد و مغازه را اجاره داد در خانه نشسته و علاوه بر اینکه خرجی نمی‌دهد دائم بهانه می‌گیرد…»

    در این موقع پسر جوان به میان حرف مادرش پرید و گفت: «خواهرمان به خاطر رفتارهای پدرم تا آخر وقت کار می‌کند و وقتی هم می‌آید مستقیم می‌رود به اتاق خودش. من هم جرأت ندارم حرف بزنم.»

    زن دوباره رشته کلام را در دست گرفت و ادامه داد: «آرزو دارم بچه‌هایم هر چه زودتر ازدواج کنند، اما با این شرایط همه ما نگران آبروریزی شوهرم هستیم. باور کنید تا حرف ازدواج بچه‌ها پیش می‌آید، فریاد می‌زند و می‌گوید: ندارم.»

    پاییزه که به شدت عصبانی بود، پس از ترکیدن بغض گلویش، سرش را پایین انداخت و سکوت کرد. چند لحظه بعد دوباره گفت: «کاش همان اول جدا شده بودم تا…» در پایان جلسه قاضی اعلام کرد که مهریه ۲۰۰ هزار تومانی زن باید توسط کارشناس به نرخ روز محاسبه شده و در عین حال لازم است فهرست اموال و دارایی‌های مرد ضمیمه پرونده شود. سپس تأکید کرد که در جلسه بعدی نیز باید یعقوب حضور داشته باشد تا به پرونده رسیدگی شود.
     

    منبع: روزنامه ایران

    برچسب ها :
  • پربازدیدهای ماه
  • [metaslider id=146737]
  • نظرات شما
    غیر قابل انتشار : 2
    در انتظار بررسی : 0
    انتشار یافته : 22
    1. یه دوستی داشتم دوران عقد سر مساله خست جدا شد…میگفت میخوام برم حموم همسرم تو دستم شامپو میریزه!کلا یه دست لباس داره…بیرونم میریم از خونه تو فلاکس چایی میریزه میاره!
      هنوزم حرفاش تو گوشمه…تو کتم نمیره آدم اینجوری باشه من خودم خیلی دست و دلبازم تحمل آدم کنس رو ندارم
      اقای دهنوی میگفت یکی از مواردی که من میگم جدا شید و راهی نیست وقتیه که طرف خسیس باشه چون هیچ جوره درست نمیشه

      Thumb up 40 Thumb down 0

      • مهدی 20(444سابق)

        گفتی شامپو
        نمیدونم کدوم گاوی تو منبع آب لوله کشی خوابگاه شامپو ریخته کف و آب با بوی شامپو از شیر میاد بیرون
        آهای الاغ اگه این کامنت می بینی بدون خیلی بی شعوری

        Thumb up 37 Thumb down 4

      • من هم تو دوران مجردی یه دوستی داشتم که با استکان کوچک چایی خوری بنزین می ریخت تو باک موتورش!!! خخخخخخ.یه بار ازش پرسیدم لامصب برو پمپ بنزین باک موتورت رو پر کن دیگه چرا این کار رو میکنی؟؟در جوابم گفت من با استکان بنزین می ریزم که اگر دوست و فامیل بهم گفتند بریم با موتورت دور بزنیم باک موتور رو بهشون نشون بدم و بگم بنزین زیاد ندارم!!!!چند سال بعد این دوستمون ازدواج کرد و تقریباً سه تا چهار سال بعد از ازدواج دیدمش گفت زنم رو طلاق دادم، دیگه روم نشد ازش بپرسم چرا طلاق گرفتی!!!!

        Thumb up 22 Thumb down 0

    2. فتانه /29 /تهران

      تحمل آدم خسیس واقعا سخته برای همین میگن هم کفو باشید مخصوصا از نظر فرهنگی که این موارد جزءشه وبه تربیت طرف برمیگرده .آدم خسیس هم زندگی رو برای خودش سخت میکنه هم برای اطرافیانش .
      خیلی دست و دلبازم البته با توجه به وسعم نه خسیس نیستم

      Thumb up 16 Thumb down 1

    3. هر چیزی اندازه‌ای داره. بار اول نیست که داستانهای مشابه این رو میشنوم. بیشتر شبیه بیماریه. البته در مقابل خست، ولخرجی هم هست که همونقدر بده. بعضی زنها یا شوهرها به حدی ولخرجن که هیچ جوره نمیشه باهاشون زندگی رو ساخت. صعب العلاجم هستن.

      Thumb up 16 Thumb down 2

    4. مهدی 20(444سابق)

      خانمه چه اسم قشنگی داره…پاییزه …
      چرا این ریش سفیدا دخالت بیخود میکنن؟الان مسیول عمر هدر رفته ی این زن بیچاره علاوه بر خودش اطرافیان ابله هم هستند که طرف مجاب به مقاومت و تغییر اوضاع میکنن
      این یارو که خسیس نیست یکی میشناختم چند دهنه مغازه تو بهترین جای شهر داشت هر کدوم چند میلیارد فقط مجموع اجاره ماهیانس ۲۰۰ تومن بود!!
      این آقا تو خونه ی. گل گوییGel Guuie(خونه سنتی مازندران که پهن گاو با گل قاطی میکنن رو کاهگل میزنن) زندگی میکرد!!
      یعنی تنها خونه ی قدیمی شهر بود که همینطور مونده بود حتی میخواستن بکننش موزه!
      این آقا بیمه نبود و یکبار هم دکتر نرفت تو سن ۵۰ سالگی در اثر بهمن زیاد کشیدن سکته قلبی کرد!
      الان پسر ۲۰ سالش که بعضی وقتها لنگ چند هزار تومن بود و یه قد ۱٫۵ متری و صورت آفتاب سوخته داره کلی پلنگ دورشن و پورشه پانامرا خریده در حالیکه پدرش پیکان وانت داشت!!!!!!!!!!
      خودم که تو این زمینه خیلی بی موالاتی میکنم سر ماه که پول میگیرم چه از جاهایی ترجمه و تدریس و پژوهش میکنم چه از پدر مهربان تا ۱۵ ماه ۸۰% پول رفته تو ۱۵ روز مونده سعی میکنم فقط زود بگذرونمش!

      Thumb up 24 Thumb down 2

    5. افسانه شیراز

      عروسی داشت به هم میخورد که با وساطت بزرگترهای فامیل… چی باید گفت به این بزرگترهای عقل فامیل 😐

      Thumb up 28 Thumb down 1

    6. ادمین جان الان انتظار داری یکی بیاد بگه من! من خسیسم! روزگار اطرافیانمو سیاه کردم!…؟
      خوب معلومه کسی نمیاد بگه . اصلا کسی که خسیسه خودش فکر نمیکنه که خسیسه! فکر میکنه داره معقول خرج میکنه!
      پس این پست رو کان لم یکن کن!!
      به جاش بپرس کی هزینه میده؟!!

      Thumb up 29 Thumb down 2

    7. وای تحمل یه آدم کنس وحشتناک ترین شکنجه اییه که روزگار میکنه تو پاچت
      تو عمرم نتونستم یه قرونم پس انداز داشته باشم
      تا کل پولی ک تو کیفمه رو خرج نکنم آروم نمیگیرم
      پولیو ک تو جیبم باشه و با بودنش هزار و یه حسرت رو دلم بمونه رو میخوام صد سال سیا نباشه
      به قول سعدی
      مال از بهر آسایش عمر است
      نه عمر از بهر گرد کردن مال

      Thumb up 18 Thumb down 4

    8. از دو عادت روحی و روانی افراد که برام خیلی غیر قابل تحمل هستش بخوام نام ببرم
      یکی خساست هستش و دیگری وسواس
      خدا قسمت هیچ کس نکنه این افراد کاملا حق را از آن خود می دانند و فقط اطرافیان در عذاب هستن.

      Thumb up 13 Thumb down 0

    9. آدم سالم اگه کم خرج میکنه و پس انداز میکنه براش هدف داره و میگه می خوام مثلاً پول جمع کنم بتونم فلان کار رو کنم یا فلان چیزو بخرم و…
      ولی آدم خسیس کسیه که فقط جمع میکنه و حتی برای خودش هم اهداف و آرزویی با اون پول فراهم نمیکنه و آخر سر می میره و پولش مثل آب خوردن میره تو گلو ورثا 😀
      تو فامیل ما هم هست مادر بزرگی داریم که میلیون میلیون تو حسابش پول داره اما بچه هاش (که ۱۰ تا هم بچه داره) زندگیشون بپاچه یا بمیرنم پول بهشون نمیده الانم یکی از بچه هاش طلاق گرفته است و یکی دیگه هم با زنش همش دعوا سر پول داره :)

      Thumb up 14 Thumb down 0

    10. من به نظر خودم خسیس نیستم و آدم منطقی خرج کنی هستم ولی چند باری به خساست متهم شدم که خیلی بهم برخورده و ناراحت شدم حالا یکمی از اخلاقیاتم میگم شما خودتون قضاوت کنین
      مثلا چند روز پیش سر کفش خریدن برای بچه با خانومم حرفم شد در حالی که بچه دو جفت کفش کاملا نو داره به من زور کرده بود که براش یه کتونی دیگه بگیریم منم گفتم یکی از همین کفشها رو بپوشه دیگه چون چند ماه دیگه عیده و باید کفش نو براش بگیریم واینم گفتم که اگر الان کفش بخرم دیگه عید نمیخرم براش
      یا اینکه معمولا برای خودم سالی یکبار خرید میکنم و کل لباسی که لازم دارم رو میخرم حتی شده ۲ یا ۳ دست لباس و اگر در شرایطی ( عروسی ) باشه ممکنه بازم لباس بخرم و برای همسرم معمولا سالی ۲ بار لباس میخریم یکی اول پاییز یکی هم شب عید
      در مورد کادوی عروسی و غیره چندباری با همسرم بحث کردیم من همیشه موقع کادو دادن نگاه میکنم ببینم طرف چقدر برام داده یه درصدی میذارم روش و کادو میدم درصورتیکه خانومم همیشه میگه باید خیلی بیشتر کادو بدیم
      در مورد خورد و خوراک هم همیشه یخچالمون ۸۰ درصد پره و بعضی وقتا میوه های خراب شده رو که میبینم آتیش میگیرم
      خواهشن شما قضاوت کنید من خسیسم یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟

      Thumb up 11 Thumb down 3

      • نه خیالت راحت … شما خسیس نیستی . ولی گه گاهی هم مطابق میل همسرت رفتار کن هر چند اگه در نظر شما خواسته اش غیرمنطقی بود .

        Thumb up 11 Thumb down 1

      • دخمل همساده/26

        با عرض معذرت باید بگم که من با نظر خانمتون موافقم ….
        من اگه بچم دو جفت کتونی نو و قابل استفاده داشت… مجبورش میکردم یه جفتشو هدیه بده به کسی که احتیاج داره و اون چیزی رو که دوست داشت رو براش میخریدم …
        گاهی آدم یه لباس داره و دیگه احتیاجی نداره ولی چشمش یه چیزی رو میگیره …. پول که فقط برای خرج های ضروری زندگی نیست … این جور خرجا با خودش لذت میاره …
        در ضمن من برای هدیه بردن به وضعیت مالی خودم نگا میکنم .. نه به هدیه ای که طرف واسم آورده …
        شخصی با اخلاقیات شما از نظر من هم کمی خساست داره … قصد جسارت نداشتم … اجازه ی اظهار نظر رو خودتون دادین

        Thumb up 10 Thumb down 10

      • با اینکه تک تک کاراتون و واکنشاتون منطقی و معقول بود ولی خبببب
        چی بگم
        شما خسیس نیستی فقط دست و دلباز نیستی همین
        اگ بچتون ی جفت کفش داشت ک به پاش زار میزد و شما همچنان پافشاری خانومتونو نادیده میگرفتین اونوخت بود ک میشد بهتون گفت خسیس
        الان فقط میتونم ی جمله تحویلتون بدم
        شما دست و دلباز نیستی
        و لاغیر

        Thumb up 7 Thumb down 1

        • ممنون از شما و بقیه دوستان به خاطر اینکه جواب دادید
          یه چیزایی هم بگم برای اینکه یکمی به سمت دست ودل بازی سوق پیدا کنم مثلا هفته ای یکبار غذا از بیرون میخریم حتما ماهی یک بار رستوران خوب می برمشون تمامی مناسبت ها از سالگرد عقد و ازدواج گرفته تا روز زن و تولد رو براش کادو می خرم ( کادو هاش زیر یکی دو تومن نیست)
          اینم بگم که ۷۰ درصد داراییهام به نام خانوممه
          پسرم رو هفته ای دوبار شهربازی میبرم
          ببخشیدا ولی اگه یکمی دیگه نرمش نشون بدم به سمت ولخرجی سوق پیدا میکنم

          Thumb up 3 Thumb down 1

    11. واسه بقیه خسیسم واسه خودم نه.

      Thumb up 10 Thumb down 5

    12. آسمونی/تهران/63

      من برای خودم خرج میکنم و به عبارتی میگن ولخرجم… اطرافیان میگن خودمو خیلی دوست دارم… و اینکه دلم نمیخواد آرزوی چیزی به دلم بمونه …

      Thumb up 0 Thumb down 0

  • ارسال نظر