مجله گیزمیز

درخواست طلاق به خاطر کار ۱۰۰ تومانی!

ادمین/27
۲۶ فروردین ۱۳۹۷
۱۱ نظر
  • درخواست عجیب یک مرد برای طلاق زنش / عذرا در خانه کار می کرد! + عکس

     

    شغل زن بسته‌بندی جعبه در خانه بود، کاری که فقط ۱۰۰ هزار تومان برایش درآمد داشت. ظهر یکی از روزهای آخر آبان که تهران هوایی بسیار سرد را تجربه می‌کرد در یک کوچه باریک پردرخت، زنگ خانه «عذرا» به صدا درآمد. زن جوان تصور کرد که از شرکت بسته‌بندی جعبه‌های کادو، برای تحویل سفارشات جدید آمده‌اند.

    بعد از دو هفته، زوج جوان در شعبه ۲۴۴ دادگاه خانواده حاضر شده بودند. به محض ورود آنها  قاضی «حمیدرضا رستمی» اسمشان را خواند و سپس رو به «ناصر» همسر زن جوان کرد و گفت:«چه اتفاقی افتاده که بعد از یک دهه زندگی مشترک تصمیم گرفتید همسرتان را طلاق دهید؟»
    مرد که قدری  چاق بود و بسختی می‌توانست خود را جا به جا کند، جواب داد:« دوست ندارم زنم کار کند. یک سال است این حرف را می‌زنم ولی گوشش بدهکار نیست. آخر این هم شد، کار؟ از خروس خوان تا بوق سگ در خانه جعبه درست می‌کند، اما دریغ از یک ریال عایدی. دم ظهر که از سر کارم به خانه می‌آیم، دینگ! زنگ خانه را می‌زنند و دو مرد قوی هیکل با کلی کاغذ و پارچه و سطل چسب به خانه من می‌آیند و ده بیست تا جعبه را برمی‌دارند و می‌روند… آقای قاضی من نخواهم زنم کار کند باید چه کار کنم؟»
    قاضی جواب داد:« شغل خودتان چه هست؟» ناصر دوباره گفت:«من مشاور املاکی هستم. الان یکی دو سال است خرید و فروش و اجاره راکد شده، درآمد من هم کمتر شده. من نه پدر پولدار دارم و نه پدرزن پولدار. از همان وقت ایشان شروع کرده به غر زدن. خب ندارم. چه کنم؟ خاله من در شمال شهر زندگی می‌کند. آنجا پرتقال می‌خرد ۱۳ هزار تومان، من پایین شهر از وانتی می‌خرم سه هزار تومن. اما دست خالی به خانه نمی‌روم. صد بار گفتم؛ خانم کم می‌خوریم گرد می‌خوابیم. منت کسی را نمی‌کشیم.»
    عذرا نگاهی به همسرش کرد و با نیشخند گفت:«تو کم می‌خوری؟!»
    ناصر هم به تندی جواب داد:«آقای قاضی، زنم راست می‌گوید، من تا دو تا بشقاب نخورم از سر سفره بلند نمی‌شوم. عدس پلو اگر گوشت چرخ کرده نداشته باشد لب نمی‌زنم. از سیر تا پیاز خانه را خودم می‌خرم. اما خلق و خوی من هم همین است؛ دوست ندارم همسرم کار کند. صد بار گفته‌ام از این جعبه‌سازی چقدر درمی آوری؟ من خودم آن را می‌پردازم. خیال می‌کنم به جای ۸۰۰ هزار تومان، ۹۰۰ هزار تومان اجاره داده ام. اما از این گوش می‌گیرد و از آن یکی در می‌کند. مرد هم مردهای قدیم…»

    وقتی سکوت در اتاق سایه انداخت، زن به حرف آمد و با آرامش گفت:«آقای قاضی، مشکل ما این ۱۰۰ هزار تومان درآمد و کار من نیست. این آقا پیش همه خوش اخلاق است جز پیش من. ۱۰ سال است ازدواج کرده ایم، اما هنوز ودیعه اجاره ما از ۱۰ میلیون تومان بالاتر نرفته. خودش هم که درآمد حسابی ندارد.

    اجازه هم نمی‌دهد من کار کنم؟ بنابراین تصمیم گرفتم در خانه کار کنم تا حرف و بحثی هم پیش نیاید. باور کنید همین شندرغاز هم با هزار منت و دردسر به ما می‌پردازند، اما من تحمل می‌کنم تا بتوانم پسرم را یک بار شهر بازی ببرم یا اگر اسباب بازی خواست برایش بخرم.»
    لحظه‌ای سکوت کرد و ادامه داد:«یک روز می‌گوید درآمدت را چه کار می‌کنی؟ یک روز می‌پرسد چرا تلگرامداری؟ یک روز می‌گوید چرا با تلگرام وقت تلف می‌کنی؟ خب من چه کار کنم، وقتی که معلم مدرسه درس‌ها را با تلگرام به اطلاع والدین می‌رساند؟»
    قاضی که متوجه شده بود مشکل مهمی در میان زوج جوان نیست، آنها را به مدارا و همدلی دعوت کرد و تأکید کرد با مشاوره و ریش سفیدی بزرگترها مشکلات را رفع کنند و به خانه برگردند. اما مرد گفت:«شاید حرف‌های من درست نباشد، اما من دوست ندارم زنم کار کند. دوست ندارم سرش به گوشی باشد. دوست ندارم زیر منت زن باشم!»
    قاضی نگاهی به پرونده آنها انداخت و گفت:«ظاهراً مهریه همسرتان ۵ سکه طلا و یک  سفرزیارتی است. بعلاوه اجرت المثل سال‌های زندگی که به ایشان باید بپردازید. از آنجایی که هنوز با هم زندگی می‌کنید بحث نفقه هم ظاهراً ندارید.» اما ناصر بلند شد و جواب داد:«فکر می‌کنم حدود ۳۰ میلیون تومانی باید بپردازم. البته نمی‌توانم همه آن را یکجا بپردازم.» قاضی هم تأکید کرد که با هم به توافق برسند و با معرفی داور نظر آنها را ضمیمه پرونده کنند تا رأی لازم را صادر کند. قبل از آنکه زن و شوهر از دادگاه خارج شوند، عذرا به سمت میز محکمه آمد و گفت:«می دانید چرا فقط ۵ سکه مهریه‌ام کرد؟ چون تازه طلاق گرفته بودم و به حرف‌هایش اعتماد کردم. فکر می‌کردم در ازدواج اولم بدشانسی آورده‌ام». ناصر هم رو به همسرش گفت:«من هم به خاطر تو قید خانواده‌ام را زدم و بدون اجازه آنها ازدواج کردم. حتی نتوانستم یک بار لباس دامادی تنم کنم.»
    قاضی درحالی که از زن و شوهر جوان می‌خواست تا در این باره بیشتر فکر کنند آنها را به داور ارجاع داد.

    برچسب ها :
  • پربازدیدهای ماه
  • [metaslider id=146737]
  • نظرات شما
    غیر قابل انتشار : 0
    در انتظار بررسی : 0
    انتشار یافته : 11
    1. اون یه تیکش که گفت تو کم میخوری ترکیدم از خنده…خیلی باحال گفت زنه…
      چرا عاخه استقلال یه زن انقد سخته واسه مردا؟حتی بابای منم بدش میاد من بگم پول دارم …هرچی میخوام باید اعلام کنم که بخره مثلا بگم بابا یه دونه پفک میخری؟بعد با خوشحالی میره میخره ….مثلا یه موقعایی برگشتنی خرید میکنم میوه و گوشت و این چیزا میگیرم یه اخمی میکنه که نگو…میگه نداشتیم تو خونه میگفتی خودم میخریدم دخترم…بعدم باید کلی بگم ببخشید میوه هاش خوب بود دلم نیومد نخرم و اینا … تا چند ساعتم میره تو لک یه ابروشو میده بالا…برعکس مامانم …میگه وا خوب بذا بخره میخواد چی کار کنه پولاشو؟تازه زنگ میزنه سفارشم میده خخخخخخخخ…




      33



      8
      • مهرو(گل مجلس)

        عاشق این مدل باباهام




        19



        5
      • ادمین مورد این پست رو نمیگم، روی حرفم با شماست که راجع به عدم تحمل مردها واسه دیدن استقلال مالی زن ها حرف زدی . اولا مرد ها احساس افت و شکست میکنن،از منت احتمالی زن میترسن، دوما، مرد ها اکثرا جنبه ی استقلال مالی رو دارن، ولی خلقیات، رفتار و کلا گروه خونی اکثر زن ها با قبل و بعد استقلال مالی عوض میشه .




        18



        4
        • زنی که بعدا استقلال پیدا کنه شاید ولی خانمی که از اولم استقلال مالی داشته که خیلی بهتره…مثلا عملا داره اعلام میکنه من نیاز مالیم رو خودم دارم تامین میکنم و زندگی زناشویی رو فقط به خاطر علاقم دارم انتخاب میکنم و مجبور به انتخابش نیستم…بعدم متاسفانه تو ایران از بس شوخیش زیاد شده واقعا مردا فک میکنن فقط به درد تامین منابع مالی میخورن در صورتیکه واقعیت اصلا این نیست




          14



          3
      • بازم بابای شما، پیش بابای من خوبه؛)
        الان که رفتم سر خونه خودم ی موقع ها میگه چرا برای خونت گوشت و مرغ و‌‌.. میخری بیا از خونه ما ببر؛))))




        12



        0
        • عخی…نه دیگه بعد ازدواج خوب نیس پس این گرازچی کار کنه تو خونه؟از پول بابای من بخوره؟میزنم نصفش میکنم …




          18



          2
      • مردا دوست دارن کسی باشه که مراقبش باشن اصن تو خلق و خوی مردا اینطوریه
        وقتیم میبینن زنشون با مردای غریبه مثل این خانوم کار میکنه به نظر خودش تو ذهن اون مردای غریبه یه شوهر بی لیاقت و بی مصرف هست که زنش مجبوره کار کنه بده این بخوره.
        در صورتی که اینطور نیست ولی خب خیلی مردا از دیدن این چیزا عذاب میکشن ، نمیشه مردای ایران رو با اروپا مقایسه کرد همونطور که تعصب خانوادگی و غیرت روی زنشون زیاد دارن این مشکلات هم هست دیگه باید باهاش ساخت




        3



        1
        • در مورد بعضی شغلا بله ولی مثلا یه خانومی که معلمه و تو محیط زنونست چی؟یا مثلا خیاطه؟هزار تا شغل هست که با مردا ارتباط نداری ولی میتونی مستقل باشی… به نظرم ربطی به غیرت نداره مردا دوس دارن زنشونو وابسته خودشون بدونن تا بتونن مالکش بشن…اعتماد به نفسشون کمه وگرنه چرا یه زن باید شوهرشو به پول بفروشه؟یا مثلا پولدار شد از شوهرش بدش بیاد؟مرد هزار جور دیگه میتونه زنشو تامین کنه…احساسی،عاطفی،حمایتی،زبانی و …چون غرورشون اجازه نمیده همه اینا رو ول میکنن میچسبن به پول که راحت ترین راهه!!!




          4



          2
    2. با اینکه زن یکبار قبلاً طلاق گرفته بود و علتش معلوم نبود ، ولی بدر اینجا بیشتر حق با زن هست … وقتی پول مرد کفاف زندگی رو نمیدهد ، زن مجبور به کار می شود . مخصوصاً اینکه بچه مدرسه ای دارند..من خودم بچه مدرسه ای و پیش دبستانی دارم و صحبتهای اون زن رو درک می کنم…خدایی سخته زندگی…واقعاً مدرسه ها ی دولتی شده گدا خونه هر کاری تو مدرسه انجام می دهند پولش رو از والدین دانش آموز میگیرند..خوب زن چیکار کنه؟؟؟




      24



      1
    3. سارا۳۶تهران

      اینکه مرده کلا با کار کردن خانومش مشگل داشت بده و باید براش فرهنگسازی بشه ولی خداییش اون بخش حرفش که میگفت دوست ندارم کل روز درگیر کاری بشی که درامدش فقط ۱۰۰ تومنه راست میگه این صد تومن و خانومه میتونه تو مدیریت خرجهای خونه هم بدست بیاره دیگه لازم هم نیست انقدر بیگاری بکشه حداقل یکاری پیدا میکرد که حقوقش دهن شوهرش و ببنده




      11



      4
    4. من هم از استقلال شغلی و مالی همسرم حمایت میکم به شرطی که خرج من رو بده و نسبت به پلی استیشن ۴ حساسیت نشون نده.




      5



      8
  • ارسال نظر