مجله گیزمیز

درهم برهم

ادمین/27
۱۹ تیر ۱۳۹۷
۳ نظر
  •  

    خیلی ها اعتراض میکنن چرا صدا و سیما خوراک دام وارد کرده؟!
    واقعا واستون متاسفم که به مسئولای عزیز صدا و سیما تهمت زدید این خوراک و میارن واسه اسب های جومونگ و مختار.الان ۱۰ سال اینا رو دارن نشون میدن شما باشی گرسنه نمیشی؟!

    شما هم وقتی بستنی‌تون تموم شد چوبش رو طی فرآیندی شامل شکستن و جویدن و ریش ریش کردن، تجزیه میکنید؟!!

    مردم عادی وقتی اشتباه تایپ میکنن :
    -رقتم
    -رفتم (edited)
    من وقتی اشتباه تایپ میکنم :
    رقتم
    زقتم(edited)
    زفتم(edited)
    رفتمخ(edited)
    رفتخحپابگحرنزبب (edited)
    طرف مقابلم :
    +خفه شو!!

    شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (۵۱۱)
    وقتی پاتو از‌گلیمت دراز تر میکنی
    سر ظهر دیدم طرف زیر آفتاب واستاده داره تراکت پخش میکنه یکی داد بهم دلم سوخت گفتم ۴۰-۵۰ تا بده من میریزم میره توام کارت زود تموم میشه.یه نگا از موضع بالا بهم کرد گفت ابله تبلیغاتِ مغازه خودمه اون یدونه تراکتم ازم گرفت رفت.!
    ‏نوشته برم یه ردبول از کف یخچال بردارم بخورم
    اونوقت من یبار یه رانی بازِ نصفه تو یخچال دیدم. تا یه قلوپ خوردم، بابام اومد گفت: خوب لاکچری زندگی میکنیا بی مصرف!
    به بابام گفتم بعد از تابستون می‌خوام مستقل شم، گفت چرا بعد از تابستون؟ همین الان گمشو بیرون. خدا کنه این مسجد، مکبر شبانه روزی بخواد بتونم شبا بخوابم!
    به سلمونی موقع حساب کردن گفتم چقدر میشه؟ گفت ۲۰ تومن. گفتم پول رنگ مو رو هم حساب کردین؟ گفت رنگ نزدم که. گفتم مشکی اومدم قهوه ای سوخته رفتم.
    همه مشتریاش پا شدن!!!
    دخترا وقتی چیزی رو میخرن ۱۰۰ تومن، به دوستاشون میگن ۵۰۰ خریدم به باباشون میگن ۲۰، به چند نفرم میگن نامزدم برام خریده.!
    شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (۴۹۱)
    وقتی که سر ماه خرج خونه رو نمیدی
    اینجوری میشه =)))
    یه بارم بعد سه ماه به رفیقم مسیج دادم نمیخوای پونزده تومنمو بدی؟
    گفت ۱۵ میلیون؟
    گفتم ۱۵ میلیون بود که سر یه هفته حکم جلبتو میگرفتم ,۱۵ هزار تومن
    ۲۰ تومن داد گفت این قضیه رو جایی نگی فقط! 😐
    شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (۴۹۱)
    احتمالا بابام موقع خواب منو این شکلی میبینه که با صداهای
    هوی و هوش و اینا میاد بیدارم میکنه

    نصرت رحمانی شاعر غریبی بود. مثلا سرود:

    دیرگاهیست آرزو دارم
    ای زن سبز چشم در یک شب
    تخم چشم ترا بیرون آرم
    زیر دندان خویش بفشارم
    بمکم سبزهای ماتش را
    تا دو چشم تو هم کبود شود
    شب شود
    غم شود
    غروب شود
    تا شود رنگ زندگانی من
    رنگ اندوه جاودانی من

    و خودش اصرار داشت که این شعر عاشقانه است

    آیت الله بطحایی از مجلس خبرگان گفته مردم مومن انقلابی دلار خود را در سطل زباله می‌اندازند.. دلار و سکه دیگر چیست!؟

    – اشاره به سطح بالای درابت مؤمنان انقلابی

     

    ظاهرا قراره ۳۰۰ میلیون یورو از آلمان به ایران منتقل بشه
    پیشاپیش انتقال این پول رو به حزب‌الله و حماس و جبهه پولیسارو و حشد الشعبی و بقیه گروه‌های تروریستی تبریک میگم چون از این پول که یه ریالم به مردم ایران نمیرسه

    پسر عجب شیر تو شیری بوده:)))

    حسین فریدون برای ترخیص اجناسش صدای برادرش #حسن_روحانی  ر تقلید میکرده!!

    خدارحم کرده به حسن که اینا دوقلو نیستند، وگرنه وای به حال حسن و زن بچش:)))

     

    -زندگی شاید؛
    ریسمانی‌ست
    که مردی با آن
    خود را از شاخه می‌آویزد …

    فروغ_فرخزاد

    خانه‌ی سینما گفته به خاطر مشکلات اقتصادی امسال جشن نمی‌گیره. کاش وزارت ارشاد هم از خیر آن چند میلیاردی که می‌خواهد برای حضور ناشران دولتی در نمایشگاه کتاب فرانکفورت خرج کند، بگذرد. ناشران خصوصی هم اگر خواستند با جیب و پول خودشان بروند.
    پدرم همیشه می‌گفت:
    یادت باشه این مملکت رو قانون اداره نمی‌کنه!
    لذا نباید بذاری کار به جایی بکشه که
    بخوای از قانون کمک بخوای!
    پدرم قاضی بود!
    اسحاق_جهانگیری   امروز در اصفهان طرح توسعه صنعت فولاد سبا را افتتاح کرد! در شهری که بی‌آبی به خانه‌های مردم رسیده. برای تولید هر تُن فولاد ۲۳۰ هزار لیتر آب مصرف می‌شود

     

     

    ‏توروخدا اگه من خودکشی کردم سعی نکنین نجاتم بدین‌

    مجبور میشم سر اینکه بقیه هی ازم میپرسن چرا اینکارو کردی دوباره خودکشی کنم

     

    😊😁😁😁😁

    اگه شک دارید که چاق هستید یا نه از یه بچه بخواید که شکل شما رو‌ بکشه،
    اگه شروع به کشیدن دایره کرد بدونید که خطر‌ نزدیکه..
    پخش برنامه زابی واکا با اجرای علی انصاریان و مجیدیاسر با نامه صدا و سیما متوقف شد
    این برنامه طی روزهای گذشته به علت صحبتهای انصاریان حاشیه ساز شده و چندین تذکر گرفته بود /خبرآنلاین

    علیرضا فغانی: دلار گران نمی‌گذارد سوغاتی بخرم! یه عروسک یه میلیون تومن 😐

    دیگه آقای فغانی هم نتونه بخره وای به حال ما…

     

    باکاهش ارزش ریال درمقابل دلار، خوزستان شاهد ورود گسترده عراقیهاست وکاسبانو پزشکان به بومیها خدمات نمیدهند!

    هرجای دنیا اینو بری بگی نه تنها بهت پناهندگی نمیدن بلکه پرتت میکنن بیرون

    افشاگری خلبان امیر صادقی در حالا خورشید:
    برخی شرکت‌های هواپیمایی خلبان رو مجبور می‌کنن با وجود نقص فنی، پرواز رو انجام بدن!
    «سیستم قطع شده» تو ادارات فقط یه جمله نیست بلکه سبک زندگیه.

     

     

    ‏بر اثر شیوع طاعون (ppr) در پارک ملی خبر کرمان بیش از۵۰گوسفند و بزوحشی از بین رفتند

    طاعون هم اومد،واقعا جاش خالی بود تو این شرایط!کم بدبختی داشتیم داره میاد که کلا نسلمون منقرض بشه

     

     

    اقدام عجیب مسولان استان فارس

    همزمان با بحران آب در کشور، مراتع استان فارس به شترهای قطری اجاره داده می شود!/ شرق

    (‏تو این کم آبی این تعداد شتر همون مقدار آب که مونده هم خشک میکنن)

     

     

    نوشته مغز کاهو رو نخورید چون تمام سموم کشاورزی و آلودگی‌های خاک رو به خودش جذب می‌کنه😐

    زارت فکر کردین می‌تونین دونه دونه دلخوشیامونو ازمون بگیرین؟ من اگه آغشته به رادیواکتیو هم باشه می‌خورمش :))

    ‏دهه پنجاهی
    ‏دهه شصتی
    ‏دهه هفتادی
    ‏دهه هشتادی
    ‏هر کوفتی که هستی فرق نداره اگه توی ایران زندگی میکنی
    رئال مادرید با انتشار بیانیه‌ای انتقال کریستیانو رونالدو به یوونتوس را تائید کرد

     

    در جامعه‌ای که اغلب به زنان زیبا فقط به خاطر ظاهرشان پاداش داده شود و محترم شمرده شوند، این موضوع آنقدر تکرار می‌شود که از رشد و توسعه در بخشهای دیگر وجود خود غافل می‌مانند.

    اعتماد به نفس و احساس موفقیت آنها سطحی بوده و به اندازه‌ی پوست بدنشان عمق دارد و وقتی زیبایی محو می‌گردد دیگر چیزی برای ارائه ندارند.

    چنین زنی نه هنر جالب توجه بودن را در خود پرورش داده و نه توانایی توجه به نکات جالب دیگران را دارد.

    👤 اروین یالوم

    ‏قانون بقای مشکلات
    مشکلات در ایران حل نمی‌شوند، فقط تمرکز افکار عمومی از مشکلی به مشکلی دیگر منتقل می‌شود.
    پر کاربردترین دروغ ایرانیا بعد از “اونم سلام‌ میرسونه” تعلق میگیره به “مسئله پولش نیست”

     

    🔹دختر جوانی از مکزیک برای یک مأموریت اداری چندماهه به آرژانتین منتقل شد✈️

    🔸پس از دو ماه، نامه ای از نامزد مکزیکی خود دریافت می کند💌

    🔹مضمون نامه این بود : لورای عزیز، متأسفانه دیگر نمی توانم به این رابطه از راه دور ادامه بدهم و می دانم که نه تو و نه من شایسته این وضع نیستیم. من را ببخش و عکسی که به تو داده بودم برایم پس بفرست!
    با عشق : رابرت💕

    🔸دختر جوان رنجیده خاطر از رفتار مرد، از همه همکاران و دوستانش خواست که عکسی از نامزد، برادر، پسرعمو، پسردایی… خودشان به او قرض بدهند و همه آن عکس ها را با عکس رابرت، نامزد بی وفایش، در یک پاکت گذاشته و همراه با یادداشتی برایش پست میکند🖼

    🔹مضمون نامه این بود: رابرت عزیز، مرا ببخش، اما هر چه فکر کردم قیافه ی تو را به یاد نیاوردم، لطفاً عکس خودت را از میان عکسهای داخل پاکت جدا کن و بقیه را به من برگردان✉️

    🔺دختر است دیگر

    هندونه نبریده را در یخچال نگذارید!
    در یخچال ماده بتا-کروتن هندوانه که در بدن به ویتامین آ تبدیل می شود از بین می رود، مگر آنکه بریده شده باشد که در این صورت باید آنرا بپوشانید

    💠برخورد پیامبر با زنِ خواننده مشرک

    🔹 ﺳﺎﺭه، ﺩﻭ ﺳﺎﻝ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺟﻨﮓ ﺑﺪﺭ ﺍﺯ ﻣﮑﻪ ﺑﻪ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﺁﻣﺪ ﻭ ﻧﺰﺩ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﮐﺮﻡ ﺭﻓﺖ. ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩ:
    – ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺷﺪه‌ﺍﯼ؟
    – ﻧﻪ
    – ﺑﺮﺍﯼ ﻗﺒﻮﻝ ﺩﯾﻦ ﺍﺳﻼﻡ ﺑﻪ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﺁﻣﺪهﺍﯼ؟
    – ﻧﻪ
    – ﭘﺲ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻪ ﺁﻣﺪهﺍﯼ؟
    – ﺷﻤﺎ همیشه ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﭘﻨﺎه ﻭ ﭘﺸﺘﯿﺒﺎﻥ ﺑﻮﺩﯾﺪ، ﺍﮐﻨﻮﻥ ﻣﻦ ﭘﺸﺘﯿﺒﺎنی ﻧﺪﺍﺭﻡ ﻭ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪ ﺷﺪهﺍﻡ، ﺁﻣﺪهﺍﻡ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﯿﺪ؛ نه جامه‌ای دارم، نه مرکبی و نه پولی که زندگی ام را بگذرانم.
    – ﺗﻮ ﮐﻪ در مکه روزگاری ﺁﻭﺍﺯهﺧﻮﺍﻥِ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺑﻮﺩﯼ، ﭼﻄﻮﺭ شد که ﻣﺤﺘﺎﺝ ﺷﺪﯼ؟
    – ﭘﺲ ﺍﺯ ﺟﻨﮓ ﺑﺪﺭ ﮐﺴﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻭﺍﺯهﺧﻮﺍﻧﯽ سراغ من نمی‌آید، فراموش خاص و عام شده‌ام، به سختی زندگی می‌کنم.

    🔸 ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ (ص) ﺑﻪ ﺧﺎﻧﺪﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺯﻥ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﻨﺪ. ﺁﻧﺎﻥ ﮐﻤﮏ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺟﺎﻣﻪ ﻭ ﻣﺮﮐﺐ ﻭ ﭘﻮﻝ ﺩﺍﺩﻧﺪ.

    🔹عجیب ﺭﻭﺍیتی است! هم عجیب و هم ﻏﺮﯾﺐ!

    ﯾﮑﯽ ﺍینکه ﺍﯾﻦ ﺯﻥ ﻣﻮﻗﻌﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﮑﻪ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪه ﺑﻮﺩه، ﻫﻢ ﺍﺯ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﮐﻤﮏ ﻣﯽﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ هم ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﭘﻨﺎه ﺍﻭ ﺑﻮﺩه است.
    ﺩﻭﻡ ﺍینکه ﻧﻔﺮﻣﻮﺩ ﻗﻮﻝ ﺑﺪه ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﻧﮑﻨﯽ ﺗﺎ ﮐﻤﮑﺖ ﮐﻨﻢ، ﺑﻠﮑﻪ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﮐﻤﮑﺶ ﮐﻨﻨﺪ.
    ﺳﻮﻡ اینکه ﻫﻨﻮﺯ ﻣﺸﺮﮎ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﻤﯽﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺷﻮﺩ، ﺁﻣﺪ ﮐﻤﮏ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺭﻓﺖ!

    🔺ﺧﺪﺍﯾﺎ! ﻣﺎ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﻣﺎﻥ ﺷﺒﯿﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ تو ﺍﺳﺖ؟

    📚 منبع: علامه ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﺣﮑﯿﻤﯽ، ﺣﮑﻮﻣﺖ ﺍﺳﻼﻣﯽ، ﺑﺨﺸﯽ ﺍﺯ ﮐﺘﺎﺏ ﺍﻟﺤﯿﺎﺓ ﺟﻠﺪ ﻧﻬﻢ، ﺹ ۲۳۲، ﻧﺸﺮ ﺍﻟﺤﯿﺎﺓ، ﭼﺎﭖ ﺍﻭﻝ، ۱۳۹۱، به نقل از ﻣﺠﻤﻊ ﺍﻟﺒﯿﺎﻥ،۹/۲۷۰

    ‏من حتى یه بار رفتم مهمونى به صاب خونه گفتم این شیرینى هارو گرفتم با هم بخوریم بازم نیاورد که بخوریم
    تو این هوا هر لحظه ممکنه‌ هممون‌ تق! صدا بدیم‌ و تبدیل به چس فیل شیم!

    چرا از خواب میپریم؟

    ساعت ۱۱تا ۱_ناامیدی عاطفی
    دیگران را ببخشید

    ۱تا۳_عصبانیت
    آب سرد بنوشید

    ۳ تا ۵_غم
    با آن کنار بیایید

    ۵ تا ۷_احساسات سرکوب شده
    درد و دل کنید

     

    عربهای خوزستان رسم دارن موقع ختم، میان فاتحه میخونن و موقع رفتن یه مبلغی (بیست سی تومان،هرچقدر بشه) تو پاکت میذارن. اینجوری همه هزینه ها جبران میشه و عزادار بهش فشار نمیاد دیگه

    ✨⁣معمولی بودن در زندگی، می‌تواند سخت‌ترین وضعیت ممکن باشد.
    مثلا؛
    شاگرد معمولی بودن، قیافه معمولی داشتن، دونده معمولی بودن، نقاش معمولی بودن، دانشجوی معمولی بودن، نویسنده معمولی بودن، معمولی ساز زدن، معمولی مهمانی دادن، فرزند معمولی داشتن…

    منظورم از «معمولی» همان است که عالی و ایده آل و منحصر به فرد و کمیاب و در پشت ابرها نیست، بلکه همین جا، روی زمین، کنار ما، فراوان و بسیار هست.
    فرهنگ ایده‌آل‌گرایی تیغ دولبه‌ای است که هم انگیزه‌ای‌ست مثبت برای پیشرفت و هم می‌تواند شوق و ذوق فراوان آدم‌های معمولی را شهید کند.

    من مثلا بعد از سال‌ها با علاقه نقاشی کشیدن، روزی که فهمیدم در نقاشی خیلی معمولی‌ام برای همیشه نقاشی را کنار گذاشتم. این کنار کشیدن زمانی بود که همکلاسی دبیرستانم، در عرض دو دقیقه با مداد بی‌جانش، چهره معلم‌مان را کشید…
    کنار طرحی که من بیست دقیقه طول کشیده بود تا دزدکی در حاشیه جزوه از او بکشم.
    حقیقت این است که دوستم در نقاشی یک نابغه بود و تمرین و پیگیری من خیلی با نبوغ او فاصله داشت و من لذت نقاشی کشیدن را از خودم گرفتم تا خفت معمولی بودن را تحمل نکنم.
    آن روزها آنقدر ضعیف بودم که با شاخص‌های «ترین» زندگی کرده و خود را مقایسه می‌کردم و این ترین بودن آدم را ضعیف و شکننده می‌کند.

    شاید همه آدم‌ها اینطور نباشند. من اما، همیشه در درونم یک سوپر انسان داشته‌ام که می‌خواست اگر دست به گچ بزند، آن گچ حتما طلا شود. یک توانای مطلق که در هیچ کاری حق معمولی بودن را ندارد.

    اما امروز فهمیده‌ام که معمولی بودن شجاعت می‌خواهد. آدم اگر یاد بگیرد معمولی باشد نه نقاشی را می‌گذارد کنار، نه دماغش اگر معمولی است را عمل می‌کند، نه غصه می‌خورد که ماشینش معمولی است، نه حق غذا خوردن در یک سری از رستوران‌های معمولی را از خودش می‌گیرد، نه حق لبخند زدن به یک سری آدم‌ها را، نه حق پوشیدن یک سری لباس‌ها را.

    حقیقت این است که «ترین»ها همیشه در هراس زندگی می‌کنند. هراس سقوط در لایه آدم‌های «معمولی». و این هراس می‌تواند حتی لذت زندگی، نوشتن، درس خواندن، نقاشی کشیدن، ساز زدن، خوردن، نوشیدن و پوشیدن را از دماغشان دربیاورد.

    تصمیم گرفته‌ام خودِ معمولی‌ام را پرورش دهم. نمی‌خواهم دیگر آدم‌ها مرا فقط با «ترین»هایم به رسمیت بشناسند. از حالا خودِ معمولی‌ام را به معرض نمایش می‌گذارم و به خود معمولیم عشق می‌ورزم و به آدم‌ها هم اجازه دهم به من معمولی عشق بورزند.

    👤متن برگرفته از کانال دکتر علیرضا شیری، روانکاو

     

     

    برچسب ها :