مجله گیزمیز

در برگه‌های امتحانی چه می گذرد؟/ فوت و فن نامه نوشتن به استاد!

  •  

    کنکور

     

    اگر فکر می‌کنید تنها راه پاس کردن امتحانات درس‌خواندن و جواب صحیح نوشتن برای سوالات امتحانی‌ست سخت در اشتباهید. چون راه دیگری وجود دارد که رابطه مستقیمی با قوه تخیل و انشا نویسی شما دارد.

    مجله‌مهر: «نامه‌نگاری» برای اساتید در امتحانات دانشجویی از شایع‌ترین شیوه‌های اخذ نمره قبولی برای دانشجویانی‌ست که آن طور که باید و شاید درس نخوانده‌اند و چشم امید دارند با نوشتن یک داستان غم‌انگیز واقعی یا غیرواقعی پای برگه امتحانی یا برگه اعتراض به نمره، درس مورد نظر را از سر راهشان بردارند. نامه‌نگاری دانشجویان پای برگه‌های امتحانی از زنگ تفریح‌های برخی اساتید است که می‌توانند هنگام برگه صحیح کردن، کمی استراحت و تفریح کنند و حتی یک دل سیر بخندند. نوشتن نامه برای اساتید خیلی وقت است که تبدیل به یکی از فوت و فن‌های دانشجویان شده‌است. فوت و فن‌هایی که کار دانشجویان زیادی را در دوران دانشجویی راه انداخته‌است. با اینکه قرار است در این گزارش با نامه‌های دانشجویی شوخی کنیم و به آن‌ها بخندیم اما این ماجرا وجه غمگینی هم دارد که پاس شدن به فهم اطلاعات دانشجویی اولویت دارد و می‌توان با یک نوشتن نامه بخش بزرگی از نقص سواد و دانسته‌ها را جبران کرد.

    بعضی درس‌های بیهوده را باید به هر قیمتی پاس کرد

    مهدی دانشجوی سابق و یزدی رشته کامپیوتر است که حالا بعد از چند سال دانشجویی امروز برای خودش معلم شده است و تاکید می‌کند که نام فامیلش را ننویسیم. چون ممکن است این مطلب به دست دانش‌آموزانش برسد. مهدی میان هم دوره‌ای‌هایش در دانشگاه، به استاد نامه‌نگاری معروف بود. طوری که بچه‌ها همه اعتراض‌هایشان را به مهدی می‌سپردند. دانشجویی که توانست با همین هنر ۸‌ترمه درسش را تمام کند و با معدل خوب ۱۶.۳۴ فارغ التحصیل شود. از مهدی پرسیدیم برای چه درس‌هایی نامه می‌نوشته و از چه فوت و فنی برای نامه نوشتن استفاده می‌کرد که او گفت:« به جز درس‌های تخصصی برای بقیه درس‌ها مثل عمومی و پایه تقریبا نامه برای استاد نوشتم. برای اینکه درس‌های تخصصی را واقعا باید یاد گرفت و به خاطر آنها داریم مدرک می‌گیریم. اما بقیه که هیچ ربطی ندارند و در زندگی هم به هیچ دردی نمی‌خورند را باید هر طور شده نمره‌شان را گرفت.»

    طوری نامه نوشتم که استاد فقط اعتراض مرا قبول کرد

    مهدی معتقد است برای نامه‌نگاری باید روانشناسی هم بدانی و استاد را خوب بشناسی تا بتوانی یک نامه خوب بنویسی و از او نمره بگیری :«راستش واسه نوشتن اعتراض یک جورهایی باید در زمینه‌ی روانشناسی هم تخصص داشته باشی، نقطه ضعف‌های استاد، مشکلات دغدغه‌ای خودش و خانواده‌اش، مواردی که روی آن حساس است یا خوشش می‌آید را باید در نظر گرفت، البته پیش زمینه این دانستن‌ها این است که حداقل چند جلسه سر کلاس استاد مورد نظر رفته باشید. مثلا سر امتحان ریاضی دو، از آنجایی که استاد زن بود و پسر خودش هم گفته بود که دانشجو هست،  منطقی بود در متن اعتراض پای پسرش را وسط کشید، تا مرا جای پسرش بگذارد: «چجوری ترم بعد باید سه واحد این درس رو دوباره برداره و ۳۰۰ هزار تومن پول اخذ این درس بده، در حالی که این نمره ۷.۵  که بهش دادید باعث شده این ترم مشروط بشه و حداقل یک ترم بیشتر توی غربت با این هزینه‌های سنگین تهران سر کنه. واقعا ۲.۵ نمره درس ارزشش رو داره یک جوون ۲۰ ساله اینقدر به سختی بیفته و باعث بشه از درس و زندگی خسته بشه و انصراف بده؟» و همین باعث شد بین  ۱۰ ۱۲ نفری که افتاده بودند فقط من را پاس کرد.»

     

     

     

     

    نامه اعتراضی که نمره ۶ را ۱۴.۵ کرد

    البته اوج کار من که به مرز پختگی و باتجربگی در این کار بود به امتحان ریاضی مهندسی بر می‌گردد، ترم یکی مانده به آخر. که استادش از آن مشتی‌های روزگار بود ولی سختگیر،  با کسی هم رودربایستی نداشت،  نمره‌ها که آمد ۶ شده بودم! اصلا هیچ امیدی نبود واقعا ۴ نمره می‌خواستم و راهی نداشت، ولی خب با یک متن خوب و بازی با کلمات برای تحت تاثیر قراردادن استاد معجزه شد. واقعا هر چیزی داشتم گذاشتم. نوشتم: «دو ترم مشروط شدم  به خاطر افتادن در درس ریاضی مهندسی، در حالی که فقط یک ترم دیگه دارم حالا با این نمره نه تنها نمی‌تونم ترم بعد این درس رو بردارم و به اجبار یک ترم اضافه‌تر خواهد شد، بلکه باعث سومین مشروطی و اخراج من نیز خواهد شد. ولی شما می‌توانید با دادن نمره ۱۴ به من نه تنها باعث قبولی من بشوید بلکه باعث حذف نمره‌های قبل هم بشوید و آن دو مشروطی من نیز از بین می‌رود. (البته این قانون تا ورودی‌های ۹۱ بود و الان دیگر نیست.)همان‌طور که دیدید این ترم همه کلاس‌ها را مرتب برای گرفتن بالای ۱۴ آمدم و تمام تلاش و تمرکزم را هم گذاشتم. من واقعا برای ریاضیات ساخته نشدم نمی‌فهمم و کم آوردم. نگذارید من اخراج شوم» فکر کنید وقتی جواب اعتراض‌ها آمد به من ۱۴.۵ داده بود و یک معجزه بود.»

    در نوشتن نامه از کلیشه پرهیز کنید

    مهدی می‌گوید همین هنر باعث شده که از هر گوشه دانشگاه سراغش بیایند و از او بخواهند که برایشان یک نامه اعتراض درست درمان بنویسد. نامه‌های اعتراضی که همیشه موفق هم بوده‌است. «همین داستان‌ها باعث شده بود که سراغم زیاد بیایند تا برایشان اعتراض بنویسم و من هم با چند سوال درباره جو کلاس خود استاد برای اینکه پیش زمینه داشته باشم. متن اعتراض را می‌نوشتم. کار خداست که تا به حال هیچ کدام از اعتراض‌هایی که نوشتم نشده که نمره نیاورند و همگی با موفقیت پاس شدند. حالا نصیحتم این است که گوش استادها از مادربزرگم مریض بود. خودم مریض بودم. باید تا نیمه شب کار کنم و …. این حرف‌های تکراری پر است، در یک کلاس ۴۰ نفره شاید ۱۵ نفر از این کلیشه‌های تکراری بنویسند. باید چیز جدیدی ابداع کرد. خلاقیت به کار برد. احساسات استاد رو با مواردی که خودش روی آنها حساس است تحریک کرد نه مواردی که همه می‌گویند. یک چیز نو و جدید چون دیگر کلیشه‌های قدیمی جواب نمی‌دهد و باید اعتراض‌ها را برای نمره آوردن آپدیت کرد.»

    چی نامه نوشتم چی شد!

    نامه‌نگاری برای گرفتن نمره از خاطرات همه دانشجویان است که شاید با وجود گذشتن چند سال از آن دوران هنوز به عنوان یک خاطره خنده‌دار از آن یاد می‌کنند. در شبکه اجتماعی توییتر از کاربران خواستیم که خاطراتشان از نامه‌نگاری‌های دانشجویی و نتیجه‌اش را برایمان تعریف کنند که به جواب‌های جالبی دیدیم:

    «قرار بود به دیدار سایه برم زیر برگه نوشتم سوالاتو بلد بودم ولی با سایه( هوشنگ ابتهاج- شاعر) قرار دارم فقط اومدم غیبت نخورم ترم دیگه میشه باهات برداشت ولی سایه شاید ترم دیگه ایران نباشه …هیچی ننوشتم بهم داد چهارده»

    «فیزیک یک رو افتاده بودم ترم بعد یک و دو رو با هم برداشتم با همون استاد ترم قبل، امتحان فیزیک‌دو خورد به عقد آبجیم نتونستم بخونم نرفتم فرداش هم فیزیک یک داشتم، پایین برگه فیزیک یک براش نوشتم چرا دو رو نرفتم بدم، بهم نمره‌ی بیشتر داد. برای اولین بار نامه نوشتم.»

    «تعداد و نوع سوالا جوری بود که به هیچوجه نمیشد تو زمانی که استاد تعیین کرده امتحان رو تموم کرد. دوتا از سوال‌هارو کامل نکرده بودم هنوز و نصفه نیمه بودند که وقت تموم شد. نوشتم که "این دوتارو بلد بودم ولی زمان امتحان کم بود و مراقب الان بالاسرمه و نمیتونم بیشتر بنویسم" ۲۰ شدم»

     

    «یکی از هم دانشگاهی‌ها توصیه می‌کرد حتی امتحان‌هایی که نمره خوب میگیرید رو نامه فراموش نشه نوشتنش.»

     

    «یه بار نوشتم این قسمت رو بد درس دادید، وقتی هم ازتون پرسیدم با عصبانیت منو روندی، توقع نداشته باش جواب شو بلد باشم.»

     

    «من فقط یکبار این کارو کردم اونم نه برای نمره گرفتن، برای اینکه حرفم رو بهش بزنم. چون سر کلاس خیلی تیکه مینداخت و گنده‌گویی و بی‌ادبی می‌کرد. طولانی نوشتم، اصل مطلب این بود: گفتم شما یه مدعی تو خالی آزادی بیان هستید که خودتون هم حرف‌های خودتون رو نقض میکنید. فکر کنم ۱۸ شدم.»

     

    «من خودم خاطره ندارم، می‌خوام خاطره یکی از استادامو تعریف کنم. تو استرالیا یه استاد داشتم می‌گفت یه بار یه پسره تو برگه نوشته بود: جولیا من جواب سوال دوم رو بلد نیستم پس بذار یه جوک بنویسم که هم تو بخندی هم من. میگفت جوکش باحال بود اما امتحانو افتاد!»


    «من فقط یه بار نوشتم اونم تو دوران حاملگی، استاده خیلی سختگیر بود کلی براش زیر صفحه نوشتم استاد تو رو خدا حاملم حالم بد بود نتونستم بخونم منو ننداز می‌ترسم مشروط بشم ایقدر زار زدم ته برگم بهم ۱۴ داده بود.»

    «نوشتم درسته شما خانمی‌ ولی مردونگی کنید مریض بودم یه مقدار دست بالا نمره بدید که نیافتم… بهم نوزده و نیم داد. همین یکبارم بود که نوشتم»


    «ترم اول به استادم گفتم پدرم فوت کرده و خرج خونه با منه، نمره قبولی بهم داد چند ترم بعد باهاش درس داشتم گفت حال پدرتون چطوره منم که یادم رفته بود گفتم خوبه سلام داره خدمتتون همون جلسه اول گفت شما برو حذف کن»

    «یه بارم تعمدا کل برگه رو انقدر بد خط نوشتم و نهایتا گفتم ببخشید بد خط شده چون سره جلسه امتحان حالم مساعد نبوده»

     

    «سوال آخر رو بلد نبودم، یه عزیزی برای یکی دیگه با صدای بلند جواب رو گفت و من هم نوشتم، نه دل خط زدن داشتم و نه به تقلب رضایت داشتم، نهایتا برای استاد نوشتم جواب این سوال با تقلب نوشته شد»

     

    «من ترم اول دانشگاه هیچی بلد نبودم از امتحان پشت صفحه پایین نامه نوشتم برا استاد خواستم برگه رو تحویل بدم رفیقم گفت وایسا الان نرو خلاصه اینقدر بهم رسوند خودم رفتم زیر اون نامه برا استاد نوشتم که آقا فرجی شد به ما شما را رحمت ندهیم سپاس گزارم»

     

     


     

     

    اساتید چه می‌گویند؟

    از آلبوم نامه‌های دانشجویی تا برگه ام آرآی

    اساتید نیز خاطرات زیادی از نامه‌ها و اعتراضات دانشجویی دارند که آنها را به عنوان خاطره برای بقیه تعریف می‌کنند و حتی از این نامه‌نگاری‌ها عکس‌های یادگاری می‌گیرند. البته تلاش برای گرفتن نمره همیشه فقط به نامه ختم نمی‌شود.

    آقای ایرانی استاد سخت گیر رشته مکانیک در شهر کاشان درباره نامه‌نگاری‌های دانشجویان به ما گفت: «نامه‌نگاری که همیشه هست اما مواردی که هیچ وقت یادم نمی‌رود این است که یکبار یک دانشجو زیر شماره دانشجویی‌اش چندین خط پررنگ کشیده بود که من ببینم و بفهمم که چقدر درسش طول کشیده و نمره بدهم. یا مثلا اینکه یکی از دانشجوها عکس ام آر آی کمرش را ضمیمه برگه امتحانی کرده بود تا به این بهانه نمره بیاورد. در یک نمونه بامزه‌تر هم یک دعوتنامه برای اقامت و سفر چندروزه به کیش از طرف یکی از مسئولین آنجا ضمیمه برگه امتحانی شده بود که خیلی عجیب بود.

     

    استاد مصطفی فروتن مدرس دروس معارف  در دانشگاه‌های استان خراسان جنوبی است که چندسالی‌ست یک آلبوم از نامه‌های اعتراض و پایین برگه‌های دانشجویان جمع کرده‌است. از آقای فروتن خواستیم چند نمونه از این نامه‌های دانشجویی را در اختیار ما قرار دهد؟

     

     

    بیست شده ولی اعتراض زده!

     

     


     

     

    اگر لای برگه‌ات لبو می‌پیچیدی ۱۰۰ می‌دادم

    مرتضی برزگر نویسنده جوان و محبوب نیز در یکی از داستان‌های کوتاهش به نامه‌های دانشجویی اشاره می‌کند. برزگر در این داستان کوتاه می‌نویسد:« به هیچکدام از سوال‌ها جواب نداده بود. فقط زیر سوال آخر نوشته بود: «نه بابام مریض بوده، نه مامانم، همه صحیح و سالمن شکر خدا. تصادف هم نکردم، خواب هم نموندم، اتفاق بدی هم نیفتاده. دیشب تولد عشقم بود. گفتم سنگ تموم بذارم براش. بعد از ظهر یه دورهمی گرفتیم با بچه‌ها. بزن و برقص. شام هم بردمش نایب و یه کباب و جوجه ترکیبی زدیم. بعد گفت: بریم دربند؟ پوست دستمون از سرما ترک برداشت ولی میارزید. مخصوصن باقالی و لبوی داغ چرخیهای سر میدون. بعدش بهونه کرد بریم امامزاده صالح دعا کنیم به هم برسیم. رفتیم. دیگه تا ببرمش خونه و خودم برگردم این سر تهرون، ساعت شده بود یک شب. راست و حسینی حالش رو نداشتم درس بخونم. یعنی لای جزوتم باز کردما، اما همش یاد قیافش میافتادم وقتی لبو رو مالیده بود رو پک و پوزش. خندهام می‌گرفت و حواسم پرت میشد. یهویی هم خوابم برد. بیهوش شدم انگار. حالا نمره هم ندادی، نده. فدا سرت. یه ترم دیگه آوارت میشم نهایتش. فقط خواستم بدونی که بی اهمیتی و این چیزا نبوده. یه وقت ناراحت نشی.» چند سال بعد، تو یک دانشگاه دیگر از پشت زد روی شانه‌ام، گفت: «اون بیستی که دادی خیلی چسبید» گفتم: «اگه لای برگه‌ات یه تیکه لبو می‌پیچیدی برام بهت صد می‌دادم بچه.» خندید و دست انداخت دور گردنم،  گفت: «بچمون هفت ماهشه استاد. باورت میشه؟» عکسش را از روی گوشیش نشانم داد. خندیدم. گفت: «این موهات رو کی سفید کردی؟ این شکلی نبودی که.» نشستم روی نیمکت فلزی و سرد حیاط. نشست کنارم. دلم می‌خواست براش بگویم که یک شبی هم تولد عشق من بود که خودش نبود، دورهمی نبود، نایب نبود، دربند نبود، امامزاده صالح نبود، خدا…. فقط سرد بود.»

     

     

     

     

    برچسب ها :
  • پربازدیدهای ماه
  • [metaslider id=146737]
  • نظرات شما
    غیر قابل انتشار : 0
    در انتظار بررسی : 0
    انتشار یافته : 23
    1. یه پیشنهاد به دوستان دانشجو! تو برگه امتحانیتون بنویسید:
      ” استاد! بخاطر این برگه ای که دست شماست، بابام من و یه شب به یه مرد غریبه فروخت!

      خیلی جمله اش تکان دهنده است، حتما نمره میگیرید!




      17



      26
    2. ادمین
      متن آخر فقط!
      خدا چیکارت کنه یه بیکلام پر سوز و گداز پلی کرده بودم متن آخرم که پرسوز بود دیگه هیچی خودمم به سوزش و اشک!
      پ.ن:تقلب در دروس عمومی مستحب و برای اندیشه واجبه!ولی جان بچت تخصصی تقلب نکن که مملکت بیشتر از این به فنا نره!




      25



      4
    3. واااای
      ادمین جان خدا خیرت بده تا اعتراض کنم
      واای اخری معررررررکه بووود




      7



      0
    4. ترم یک دوران کارشناسی توی یه کلاس عمومی آجر رو از طاقچه ی پنجره برداشتم کوبیدم زمین ، بعد از من این کار توی اون کلاس مد شد، چند نفر دیگه هم بعد از من همون ترم همون کلاس اجر کوبیدن زمین، ولی استاد منو با ۹ رد کرد، سید بود، توی نامه به جدش قسمش دادم ولی قبول نشدم . یادش بخیر




      4



      1
    5. افسانه شیراز

      خب بیخود نیست که میگن سیستم قبولی وگذروندن دانشگاه توی ایران قیف وارونست اون از سیستم اموزش و پرورش و کنکور،اینم از اموزش عالی،بعد میگن چرا خیلی از فارغ التحصیلای دانشگاهی هیچی حالیشون نیست و عملا بازدهی صفر هست،دانشجویی که اه وناله راه میندازه زیر برگش بی برو وبرگرد باید انداختش چون اکثرا دروغ میگن،حالا شب امتحان نتونستی بخونی تو طول ترم چیکار میکردی که پایان ترم شدی مثلا ۶…




      11



      2
    6. یه بنده خدایی تعریف میکرد توی یکی از دانشگاههای آمریکا یه دانشجوی ایرانی که بورسیه ایران بود و باید بعد از فارغ التحصیلی برمیگشت ایران؛ نمره B گرفته بود و خیلی با استادش چونه میزد نمره A بهش بده تا معدلش خیلی خوب بشه که استاده خیلی هم ازش خوشش نمیومده. میگفت من توی دفتر بودم یه دانشجوی آمریکایی هم قبل از این دانشجوی ایرانی اومده بود و برای نمره اش اصرار میکرد تا قبول بشه. میگفت استاده به آمرکیاییه نمره نداد ولی به ایرانیه نمره A داد. اصلا از دانشجوهای ایرانیش خیلی این رفتار رو دیده بود. میگفت ازش پرسیدم چرا این کار رو کردی. گفت من نمیتونم اجازه بدم یک دانشجوی بی سواد فارغ التحصیل بشه چون در محیط کار با بیسوادیش به کشورم لطمه میزنه. اما ایرانیه میره ایران کار میکنه.




      10



      2
    7. زهرا 25 کرمان

      دوره کارشناسی استاد نامه نوشتن بودم. کثرمواقع نمره میگرفتم در حد یکی ۲ نمره ولی هیچوقت پاس نشدم با نامه نوشتن. همیشه همکلاسیام میومدن سراغم که چی بنویسیم نمره بگیریم .منم برای هرکسی یه داستان میسراییدم.لامصبا همه نمره میگرفتن بجز خودم. ولی باید بری حضوری حرف بزنی ملاقات حضوری با استاد خیلی بیشتر جواب میده. این برا من بیشتر کارساز بود. ریاضی۲ رو ۳بار افتادم دفعه اخر رفتم اتاق استاد با دوستم. از این دختر دوست ها بود همچین شل و ول شده بود موقع حرف زدن ماها. ازمون پروژه خواست به شرط دادن نمره. ولی بعد گرفتن نمره دیگه نرفتم پیشش،حتی هرجام میدیمش فرار میکردم ازش.خاطره زیاد دارم از این نمره گرفتنا و نمره ندادنا حتی.
      ترم اخر کلا۸ واحد داشتم. یه درس ۳واحدی بود ۷ صبح. منم غریبه بودم با بچه ها و واقعا زورم میومد برم سرکلاس.به استاد گفتم من یه خواهر کوچیک دارم باید ازش پرستاری کنم‌.پرستار خودش ساعت ۸نیم میتونه بیاد منو ببخشید که نمیتونم بیام کلاس.
      بیچاره باورش شد اخر ترممم با ۱۴ پاسم کرد




      2



      1
    8. متن اخر خیلی قشنگ بود

      والا زمان ما اگه من اینکارو میکردم … مستقیم حراااااست




      6



      0
    9. خواهر بزرگم و همسرش استاد دانشگاه هستن…یکی از تفریحات خانوادگیمون اینه که اینا از نامه های دانشجوها عکس بگیرن بذارن گروه خانواده ما بخندیم…یه بار یکیشون نوشته بود ببخشید استاد مادرم مرده بود و کلی گریه زاری…بعد من گفتم این کجاش خنده داره؟طفلک مادرش مرده…بعد خواهرم ۴ تا دیگه از برگه هاشو گذاشت عینا همینو نوشته بود یعنی این بشر از ترم یک تا ۷ یه نامه رو برای همه اساتید مینوشته یه درصدم نمیگفته شاید استاد یادش مونده باشه…




      7



      7
    10. آقا ی سوال فنی؟؟؟بچه هایی که ریاضی مندسی تو رشته کامپیوتر داشتن پیشنیاز چند تا درس بود که این تو ترم یکی مونده به آخر هنوز پاس نکرده بوده؟؟؟نمیشه که؟؟بنظرم متن ی کمی مشکوکه.
      منم ی بار واسه معادلات دیفرانسیل نامه نوشتم.خدایی هم حقم افتادن نبود.استاتیک و معادلات تو ی روز بود.اول استاتیک دقیقا پشت سرش معادلات.استاد ما هم یکی بود از اون اخلاق گندا که خیلی اذیت میکرد.منم ترم سوم بود که برداشته بودم.بهش گفتم نیام سر کلاس.قبول کرد ولی گفت حواست باشه میان ترم بیای وگرنه حذفت میکنم.دقیقا میان ترم هم جلسه های آخر بود گرفت.تو همون روز گفت پایان ترم هر کی نامه بنویسه و ناله کنه حتما میندازمش اونم با نمره کم.گذشت تا رسید به پایان ترم.هر کاری کردم بیشتر از ۸ نتونستم بنویسم.دیدم خیلی ضایس بره برا بار چهارم.منم که واسم مهم نبود چند بشم چه ۸ چه ۱ در هر صورت حذف میشد.دل رو زدم به دریا و نامه نوشتم.یادم نمیره.نوشتم استاد من قبلش استاتیک داشتم و الانم بیشتر از این زورم نرسید.۳ ترم هم داشتم.دیگه کرم خودته دوست داشتی بنداز دوست داشتی نمره بده.ولی خدایی اگه استاتیک نداشتم خودم نمره میگرفتم.
      وقتی نمره ها اومد بهم داده بود ۱۲٫۵ دمش گرم.خیلی خوب بود.اصلا ی حالی تو اون ۱۲٫۵ بود که تو صدتا ۲۰ نبود.دیگه واسه ی استاد فقط نامه نوشتم که اونم تعریف میکنم.وگرنه اصلا تو فاز این چیزا نبودم.




      2



      1
      • راستش زمان ما تو رشته نرم افزار، ریاضی مهندسی پیش نیاز هیچی نبود. من ترم ۳ برداشتم افتادم. ترم ۵ برداشتم افتادم تابستون برداشتم افتادم خلاصه ۵ بار افتادم. حتی توی ترم آخر. یعنی ۱۵ واحد افتاده بودم فقط از همین درس. در صورتیکه ترم آخر ۱۲ واحد داشتم که سه تاش همین ریاضی مهندسی بود که باز افتادم. ترم ۹ تموم شد و من هنوز ریاضی مهندسی پاس نکرده بودم در صورتیکه همه درسهام حتی پایان نامه تموم شده بود. معرفی به استاد گرفتم و گفتم فقط یه ۱۴ میخوام. گفت باید امتحان بدی. امتحان دادم بهم ۱۰ داد. گفتم استاد من ۱۴ میخواستم گفت دوباره امتحان بده. گفتم استاد شوخی نکن من درسهام تموم شده. ۴ نمره بده برم پی کارم. خلاصه از من ۳ بار امتحان گرفت تا بهم ۱۴ داد. درست آخر ترم دهم از ورود به من به دانشگاه که امتحان پایان ترم ریاضی مهندسی بود نمره من رو رد کرد و من فارغ التحصیل شدم. یعنی اسماْ ۹ ترم ولی رسماْ ۱۰ ترم رفتم دانشگاه. فقط به خاطر همین ریاضی مهندسی. یعنی اگه اولین بار پاس میشدم ۸ ترمه تموم میکردم.

        من ۸ بار توی دانشگاه امتحان ریاضی مهندسی دادم ۱۰ ترمه تموم کردم ولی یه بار هم نامه ننوشتم واسه استاد. حالا ما به همه گفتیم زدیم شمام بگین زده. آره. خوبیت نداره. واردی که.




        2



        0
    11. یعنی خدا میدونه تو این برگه ها چیا که نمی نویسند…بذارید آخر بهمن نمونه ای از شاهکارهای این عزیزان رو براتون میذارم.هر ترم داستان داریم…
      یکی شعر نوشته مینویسه در وصف استاد…یکی از عمل قلب باباش…یکی تشکر می کنه…یکی بالای برگش مینویسه استاد لطفا مهربون تصحیح شود…
      البته بین بچه های کارشناسی بیشتر این امور رایجه..
      برای دانشجویان در مقطع ارشد برای من امتحان فرمالیتست. بیشتر سعی میکنم ازشون کار کلاسی بگیرم..
      آها این ترم یکی از بچه ها اخرین روز کلاس چند تا جعبه گز اصفهان آورده بود..یعنی چسبیدااااا…بازم از این کارا بکنید…مطمن باشین استاد از خجالتتون در میاد…
      شوخی کردم……..
      اگه نظر منو بخواید ی تشکر کوچولو از استاد پایین برگه امتحانی همیشه جواب میده.
      شاد باشید




      5



      1
      • یعنی گز بودا ولی حیف اون سوهان نبود از طرف نگرفتی بدبخت این همه تو خرج افتاده بود…
        اینم بگو برگه ها رو میاری کی سعی میکنه:))
        نظر شخصی من راجع به شما خانم دکتر اینه که جنابعالی بیش از حد دانشجوهاتو
        لوس میکنی …




        3



        0
    12. هیچوقت نامه ننوشتم. هیچوقتم بزور از زبون استاد جوابو نکشیدم بیرون. هیچوقتم زورکی برگه رو سیاه نکردم که بالاخره یه چی از توش در بیاد. یا سوالو خودم میدونستم یا تقلب می کردم. اگر هیچکدومش نمیشد سفید میذاشتم. از ۳ تا کار اول متفرررم.




      3



      4
    13. رضا 26 اصفهان

      استاد اگه استاد باشه خودش هوای دانشجو رو داره

      من اگه ی درس بهم بگم ۸ ترم بردار تا پاس بشی بر میداشتم((لذت بخش ترین فعل ماضی عمرممممم))
      ولی به هیچ عنوان خودم کوچیک نمیکردم واسه نمره اعتراض بزنم یا التماس کنم
      من ی زمان با۹ اقتصاد مهندسی و ی بار دیگه ساخت زبان فارسی با ۹ افتادم
      ولی ترم بعد بدون استاد بالای۱۵ آوردم . ی جاهایی هست آدم باید به خودش نشون بده به جای تکیه کردن ثابت کن




      6



      1
    14. ی بارم خیلی شیک رفتم امتحان محاسبات عددی بدم و با برنامه نویسی کامپیوتر تو ی روز بود.دو روز نشستم برنامه نویسی خوندم دیدم فایده نداره من اصلا مرد الگوریتم و برنامه نویسی نیستم.گفتم ولش کن حذفش میکنم و ترم بعد با ی استادی بر میدارم که راحت بشه پاس کرد.ولی محاسبات عددی درس شیرین و جالبی بود.اینم بگم که استاد برنامه نویسی ی زنه بود شبیه اون موشه تو نیک و نیکو.بداخلاق و گند.ما خیلی شیک رفتیم ساعت ۸ محاسبات امتحان دادیم و کلی هم ذوق که نمره خوبی میگیریم.بچه ها نشسته بودن واسه برنامه نویسی میخوندن و با هم کلنجار میرفتن.منم ریلکس راه افتادم بیام خونه بچه ها گفتن کجا میری مگه امتحان نداری.گفتم نه بابا هیچی نفهمیدم ازش میخوام حذف کنم.گفتن خنگه تو محاسباتم داشتی و برنامه نویسی پیش نیازه محاسباته.همون جا بود که فهمیدم چه گندی زدم.هیچی دیگه ی دو ساعتی نشستیم خوندن و با امید الکی رفتیم سر جلسه.خودم میدونستم بیشتر از ۷ و ۸ نمیشم گفتم براش ی نامه بنویسم ببینم چی میشه.اما خب نامردی نکرد و با ۸٫۵ انداخت.محاسبات هم با ۱۷ حذف شد.




      5



      1
      • نسیم/26/زنجان

        گفتید محاسبات عددی. ترم ۸ بودم و فقط ۷ واحد درس داشتم یعنی ته کیف. موقع امتحانا مامانم اینا رفته بودن مسافرت. امتحان محاسبات عددی داشتم. استادش خوب بود، درسش هم ک هلو. روز قبل امتحان دوستم اومد و ی دور کامل خوندیم. شب خونه داداشم اینا بودم. صب ۷ پاشدم بیام خونه. تو راه برگشت رفتم نون بربری هم گرفتم که آخرین امتحان کارشناسی رو صبحونه نخورده نرم. خلاصه ی صبحونه مفصل خوردم و آماده شدم برم یونی. وسطای راه بودم که یکی از هم کلاسیا زنگ زد کجایی؟ گفتم تو راهم. گفت چه زود برگشتی… نگرفتم چی میگه گفتم وایسا میام . رسیدم به دوستم که باهم درس خوندیم و رفتیم دانشگاه. عجب صحنه ای بود….. بچه ها امتحان داده بودن و تموم. ما تازه میرفتیم امتحان خخخ. امتحان ۸ بوده و ما فکر میکردیم ۱۱٫ انقد با دوستم خندیدیم که بقیه جای ما ناراحت بودن. خلاصه گفتن برو گواهی بستری در بیمارستان جور کن و الا صفر. رفتیم پیش معاون اموزشی ک دمش گرم قبلا از اساتید خودمون بود چون میشناخت فقط پرسید خواب موندی ک منم تعریف کردم (ک در حال صرف صبحانه بودم:) )نمره ها ک اومد تا ی مدت صفر بودم ک نهایت استاده برامون راست و ریست کرد و حذفش کردن. و بعدش ی خوش شانسی در حد لالیگا. قانون اومد مهندسی نباید بالای ۱۴۰ واحد باشه و برای ما زیاد بود و گفتن باید ی درس حذف شه. اینطورری حل شد و رفت




        2



        0
    15. من تو دانشگاه ۲ تا مشکل داشتم
      ۱-بد خط بودن
      ۲ -سوالاتی میومدن که به واقع فقط یک کلمه بود جوابش و اصلا ” چرایی ” تو متن سوال نبود ، منم همون یک کلمه رو می نوشتم بعد میدیدم نصف نمره رو گرفتم!بارها و بارها پیش میومد منم بارها و بارها نمینوشتم توضیحات اضافیو و داستان ادامه داشت.لعنت ب دانشگاه .اه




      3



      0
    16. دوران کارشناسی دوست صمیمیم با۸امتحان فقهش رو افتاد از اونجا که استاد با پدرم آشنا بود با هزار خواهش ز زد به استاد گذشتو شروع ترم جدید استاد یهو سرکلاس منو مخاطب قرار دادو گفت خانم فلانی دیگه منو تو رودربایستی نذار برا اینکه ناحق نکنم مجبور شدم به همه۲نمره بدم…
      خلاصه آش نخورده و دهن سوخته..
      منم از اون دست دانشجوها بودم که روم نمیشد نامه نگاری کنم..




      3



      1
    17. من از دروغ گفتن وخودتو کوچیک کردن اونم جلو استاد متنفرم
      استاد اگه شعور داشته باشه میفهمه۹با۱۰فرقی نداره ینی معلومات در ی حده حالا چ دردیه یکیو بندازی




      3



      0
    18. یه چیزی میگم شاید منقی بارون بشم ولی عقیده من اینه و عقیده شما هم محترم
      نمره دادن به دانشجو اشتباه محضه ما باید این فرهنگ رو جا بندازیم که کسی که میخواد مدرک لیسانس بگیره باید اندازه اون مدرک سواد داشته باشه وگرنه همون آدم بیسواد میاد تو جامعه و مسئولیت یه جایی رو به عهده میگیره و گند میزنه به مملکت
      اگه سیستم نمره دهی سخت باشه اولا فارغ التحصیلان باسوادی خواهیم داشت دوما جامعه پر نمیشه از لیسانس و فوق لیسانس و دکتر بیکار چون اون کسی که این مدارک رو میگیره دیگه حاضر نمیشه هرکاری رو بکنه و فقط کار پشت میز نشینی میخواد




      7



      0
    19. اعتراض نوشتن خودش یک هنر.بعضی مواقع هم اعتراض به طرز بی ادبانه نوشته میشه. یکی از دانشجوهای من نوشته بود. استاد این نمره که دادید، در شان خودتون نسیت چه برسه به من.(شان خودش بالا تر از استاد میدونست) منم یک پرینت از اعتراض گرفتم. بعدم به همه نمره زیر یک دادم. در نهایت در یک جلسه با بچه ها دلیل نمرات پاییین توضیح دادم. در نهایت دانشجو ها خودشون با همکلاسی بی ادب شون برخورد کردن. نمرات اصلاح شد.
      ولی حتی همون دانشجو بی ادب هم بهش نمره اضافه کردم.




      2



      0
  • ارسال نظر