مجله گیزمیز

رسومات و چگونگی برگزاری مراسم خواستگاری در منطقه شما/همدلی

  • .

    Related image

     

     

     


     

     

    یکی از دوستان گیزمیزی درخواست این پست رو داشتن…لطفا کمی در مورد رسومات و چگونگی برگزاری مراسم خواستگاری در منطقه خودتون توضیح بدید …اینکه آشنایی چه طور هست معمولا چند جلسه طول میکشه کیفیت هر جلسه به چه صورت هست و …

    با تچّچّچّچّچّکر

    برچسب ها :
  • پربازدیدهای ماه
  • [metaslider id=146737]
  • نظرات شما
    غیر قابل انتشار : 0
    در انتظار بررسی : 3
    انتشار یافته : 30
    1. حدیث 21 شیراز

      ۹۵درصد ازدواجای ما فامیلیه بخاطر همین زیاد منوط ب قوانین سخت نیس کلا راحتیم 🙂




      10



      10
      • فک کن چقدر شیرازیا خسته ان که مادره به پسرش میگه همین کلثوم دختر داییت مگه چِنِه؟؟؟ 🙂
        بعدم میگیرن همو




        7



        0
    2. یکی از بزرگترین اشگالاتی که از رسوم خواستگاری سنتی میشه گرفت اینه که بیشتر مواقع پدرو مادر پسر دختر رو میپسندن وپاپیش میذارن وبعد پسررو میبرن دختر رو ببینه .
      ای کاش خانواده دختر این اجازه رو ندن .ویه جورایی شرایط رو فراهم کنن که پسر از راه دور بدون این که دختر بفهمه دختر رو ببینه .دیدم که در این مواقع غرور و اعتماد به نفس دختر خورد میشه.
      وپسرای سخت پسند هم بهتره خودشون دختر مدنظرشون رو پیذاکنن وقتی سلیقه ی خانوادشون با ب پسندشون نیست




      37



      9
    3. خب اقا/خانم شهرتون هم میگفتی تا کسانی که اونجا هستن راهنمایی کن
      رسومات کل ایران رو میخوای چکار!




      16



      2
    4. اگه خیلی خیلی سنتی باشه کاملا طبق معرفی هست که مثلا آقا یا خانم فلانی یه دختر دارن با این مشخصات (اصلا شخص رو ندیدن ) بعد یه جلسه زنونه مادر و یکی دوتا خانم(خواهر یا خاله آقا پسر) میرن دختر خانم رو میبینن و بعد به آقا پسر میگن و جلسه بعدی خود آقا پسر با مادر میان(گل میارن نه شیرینی تاکید میکنم گل) بعدم که اگر همه چیز مناسب بود چند جلسه صحبت به همین شکل و بعد هم خانواده میان و در حالت بعد یکی دوتا بزرگ فامیل از هر طرف که بهش میگیم پیش بله برون و بعدم که بله برون اصلی که تعداد افراد بیشتره و خیلیا صیغه میخونن و خیلیام نمیخونن(ما که نمیخونیم)بعدم که آزمایش و خرید و قرار عقد و …
      اگر نیمه سنتی باشه پسر معمولا به یه صورتی غیر محسوس میاد دختر خانم رو میبینه بعد به مادر محترم میگه و زنگ میزنن و با پدر و مادر میان خواستگاری و بقیه ماجرا
      اگرم خیلی مدرن باشه پسر دختر رو میبینه و میپسنده و با طرف صحبت میکنه و بعد به خانواده اعلام میکنه و میان و باقی ماجرا
      مورد دوم رو من بیشتر میبینم بین اطرافیانم و البته بیشتر هم صیغه میخونن فاصله بین بله برون تا عقد رو….
      یه شکلی هم هست که پسر و دختر از طریقی معرفی میشن ولی اول با هم میرن جایی صحبت میکنن و اگر تفاهم اولیه حاصل شد بعد میان خونه یه صورت سنتی…من شخصا این روش رو دارم البته میگم طرف بیاد سر کارم و خواهرمم میگم بیاد و به اون شخص هم میگم حتما مادر یا خواهرش باشن و اگر توافق اولیه حاصل شد بعد بیان خونه…از بس میان خونه وقت و پول آدمو حروم میکنن دیگه حرصم میگیره الکی کسی رو راه بدم…اوایل ذوق داشتم کلی خرج میکردم و میوه و دکور شیک میذاشتم ولی الان تا حداقل ۷۰ درصد اکی نباشه نمیذارم کسی بیاد خونه…
      *جلسه اول و دوم اقای محترم گل میبرن و ما هم شیرینی نمیذاریم یا اگر بذاریم شیرینی خشک میذاریم…شیرینی تر زشته یعنی پیش پیش جواب مثبت دادی
      *تا جلسه چهارم فقط صحبته و خانواده اصلی باید بیان عمو و عمه و خاله و این چیزا نباید باشن
      *بعد از جلسه چهارم اگر دیگه نیازی به صحبت نبود حداقل یه فرجه ۱ تا ۳ ماهه میره بابت تحقیق از طرف و بعد از اون اگر طرف اکی بود بقیه مراسم اجرا میشه
      رسومات ما به جای خاصی برنمیگرده گرچه اصالتا ترک همدان هستیم ولی فامیلای پدریم این طور نیستن و خیلی قر میان و مراسم دارن(مراسم شیرینی خورون،مراسم چادر برون،مراسم حلقه برون و …) ولی در کل خانواده های ترک روی دختراشون خیلی حساسیت دارن و به داماد سخت میگیرن برای ازدواج




      20



      7
      • نسترن/۳۰/گیلان

        خیلی جالب بود واسم توضیحاتت. من ۶ سال خوابگاه زندگی کردم، قشنگ یاد دوستام افتادم با توضیحات. اونا هم این اتفاقا براشوم میوفتاد. تازه یکیشون بعد از یه خواستگاری سنتی و جواب رد دادن از هر دو طرف، دختر و پسر باهم بی اف، جی اف شدن :))) خیلی خوب بود.
        ولی در مورد سمت ما هم بگم، همه جا همه طور فرهنگی هست، ولی ۹۰ درصد ازدواجا اینجا اینه که دختر و پسر با هم دوست میشن و بعد از شاید چند سال دوستی(ممکنه خونواده ها هم در جریان دوستی شون باشن یا نباشن)، بحث ازدواج پیش میاد و اگه خونواده ها راضی باشن میان خواستگاری. مثلا برای خواهرم دقیقا وقتی اجازه دادن که خواستگار بیاد تو خونه که بابام دیگه راضی شده بود. اینم بگم تمام عمه ها و عمو ها و..هم که زمان ازدواجشون قبل از انقلابه دوست بودن با هم. یعنی فرهنگ اکثر مردم گیلان همینه از قدیم اینطوری بوده. هرچند که مثال نقض هم زیاد دیده میشه.




        5



        2
      • الان واجبه که طرف گل و شیرینی ببره ؟
        من اگه اونقدری پول داشتم که شیرینی بخرم و بتونم دهنمو واسه یه شب شیرین کنم زن نمیگیرفتم که
        عجب مکافاتیه
        ما میریم خاستگاری که شیرینی تر با موز بخوریم :)))




        4



        1
    5. کاوه(هادی)/تهران/28

      مهدی اینو واسه تو گذاشتن !

      http://www.uupload.ir/files/twm_25659543_956019721213315_1600428739362755536_e.jpg

      ــــــــــــــــ

      یه خانم پرستار خیلی گوگولی بودن که چند بار برام آمپول زدن …. بعد از چند هفته دیگه اونجا ندیدمشون ؛ انگاری رفتن از اونجا ……… :((

      تا حالا چند ده بار کیس مناسب پیدا کردم که البته فقط چند تاشون اونجوری بودن که فکر می‌کردم ://

      ولی توی همین سایت ستاره خانم خیلی ماه بودن که شوهر کردن ( کوفت بگیره سینا ) ………

      یه دختره بود هنوزم به یادشم …… توی اینترنت باهاش آشنا شدم ( توی یه فروم ) قبل از بردنم به امین آباد بود …… اون موقع مجرد بود ….. برگشتم نامزد کرده بود …… بعدم ازدواج کرد …….. خوشگل نبود ولی باهوش بود ……..

      عشق اولم فکر کنم تا الان ازدواج کرده …. عشق دوممو حتی اسمشم نمی‌دونم ……… ://

      کلاً بیشتر اونایی که ازشون خوشم اومد با یه گردن کلفت و سبیل کلفت و چاقو کش و قمار باز و بچه‌باز و … ازدواج کردن ! ……… :((

      ولی خدا کنه اون خانم پرستاره ازدواج نکنن ……….

      چشمای معصوم و گوگولی مثل چشمای کبوتر ………. ^_^
      ناز ، باکلاس ، خانم ………

      فقط منشیه خیلی بداخلاقه ! نمی‌دونم چه جوری برم ازش بپرسم اسم اون خانمه چی بود ……..

      اگر قسمت نشد ، میخوام هر طور شده دارومو کم کنم ؛ که پشت بندش سیگارمم کم بشه چند تا شغل حقوق بالا توی مهندسی صدا و برنامه نویسی و … جور کنم ، برم آمریکا ؛ اگه بشه با خانم کت دنینگز ازدواج کنم ^_^ می‌دونم لقمه گنده‌تر از دهنم حساب میشن ولی من زن خوشگل باکلاس ناز می‌خوام ……….




      5



      10
    6. نارسیس/31-1-64/تهران

      دوست عزیز

      حالا چه فرقی میکنه رسم و رسومات خواستگاری چجوریه !

      همین که بابای عروس پولدار باشه کافیه !

      وگرنه مهریه رو کی داده کی گرفته !




      13



      2
    7. مراسم چادر برون ؟؟؟ لطفا اندکی توضیح …




      2



      0
      • یه چادر که برای مراسم عقد هست میخرن و میارن با کلی شیرینی و مخلفات و چادر رو یه برش کوچیک میزنن…کلی طبق و گل و شیرینی هم میارن …خوش میگذره




        6



        0
        • نسترن/۳۰/گیلان

          ما هم قدیما ازین رسما داشتیم، مثلا وقتی من ابتدایی بودم. تو گیلکی بهش میگن “چادر بینی”. ترجمه لغویش میشه: “چادر بریدن” ولی دیگه الان اصلا انجام نمیشه. خیلی از رسومات داره از بین میره.




          3



          0
      • دخترا توی مراسمای خاستگاری چادر سر کنین
        به چند دلیل
        اول این که معصوم تر دیده میشین
        دوم این که عیباتون دیده نمیشه
        سوم این که اکثر پسرای ایران فتیش چادر دارن …
        چهارم این که بالاخره حجاب محدودیته برای جنس مقابل!!ممکنه همین باعث بشه کشش بده مراسمو و تا بیشتر شمارو کشف کنه و خب شما هم بیشتر وقت دارین گولش بزنین 😐
        من برم تا با سنگ نزدینم 🙁
        جدی ولی یه پست بزارین واقعی بگین تا حالا چند تا خواستگار جدی داشتین
        ببینیم جدا این بحران کمبود خاستگار که میگن جدیه ؟
        جدی میگما




        2



        0
    8. من ننم بنگاه شادمانی داره 😀
      جدی میگم تفریحش اینه که یه پسر رو به یه دختر معرفی کنه و انقدر پیگیر میشه تا بالاخره عروسی کنن و آخرشم هر بار عروس و داماد با یه کادویی به عنوان معرف میان دست بوسی خونه ما.
      آخریه که ازدواج کرد فقط یه کیلو موز آورد قبلیش هم یه جعبه شکلات مجلسی باراکا آورده بود.
      ولی جالبتر اینه که مادر بنده تو جلسات خواستگاری، عقد، عروسی و… همه اینا در حالتی که نه از فامیل داماده نه عروس شرکت میکنه 😀

      شما هم کافی بود تو واقعیت می تونستید ننه منو ببینید و بگید میخواین ازدواح کنید تا کلی کیس مناسب رو براتون رو کنه که من که پسرش باشم تا حالا اون کیس ها رو یه بارم اصلاً ندیدمشون!!
      البته خب برای بعضی سخت پسند ها بوده که موفق نشده نمونه اش دایی خودم نزدیک ۴۰ سالشه هنوز ازدواج کرده مادر من بیشتر از ۱۰ دختر تا حالا بهش معرفی کرده اما همه شون به یه دلیلی نشده.




      12



      1
      • حسین آقا با این حساب ضرب المثل کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی در مورد والده محترم شما صدق میکنه، البته به دور از بخش شوخی مسئله، کار مادر شما ستودنیه چون معرفی کردن دو نفر بهم اونم برای ازدواج واقعا دل و جرات میخواد




        6



        0
        • ولی از نظر خودم کارش کاملاً اشتباهه و به نظر من کارش سرک کشیدن تو زندگی دیگران حساب میشه چون فکر کنید اون دو نفری که ازدواج کردن چهار روز دیگه به اختلاف هاشون پی ببرن و دعواشون بشه کی این وسط لعن و نفرینشو می خوره؟ مادر بنده 😀
          بعدش از خونه و زندگی و بچه های خودش میگذره ۲۴ ساعته یه پاش خونه اینه یه پاش خونه اون.
          از نظر من آدم باید سرش تو زندگی خودش باشه و همون که زندگی خودش و خانوادش رو خوب پیش ببره بزرگترین کارو کرده به خودشم بارها میگم اما قبول نمیکنه.
          معرفی کردن بد نیست ولی در این حد که مثلاً به پسره بگی اگه قصد ازدواج داری دختر آقا یا خانم فلانی هم هست برو فلان جا ببینش دوست داشتی برو خواستگاریش.
          نه که مثل مادر بنده تا آخرین لحظه خواستگاری، عقد و عروسی و… طرفو ببریم این دیگه نمیشه اسمشو یه معرفی و پیشنهاد ساده گذاشت.




          7



          0
    9. سمت ما (خوزستانو بیشتر لرها) آخرین نفراتی که حق اظهار فضل دارن خود دختر پسری هستن که میخوان ازدواج کنن و همه چیز باید کاملا با موافقت تککککک به تککک اعضای خانواده صورت بگیره وگرنه شده به زور هم نمیذارن ازدواجی صورت بگیره مگر اینکه هردوطرف قید خانواده رو بزنن کلا ، ینی اینجور بگم دختر پسر شاید همدیگرو شدیدا هم بخوان و انتخاب کنن ولی اصلا این چیزا واسه خانواده ها مهم نیست و خیلی راحت اگه حال نکنن حتی اگه دلایل مخالفتشون هم غیر منطقی باشه میگن نه




      8



      3
    10. سلام .من روش خاصی رو بلد نیستم و یادم نگرفتم هر چی بود همون شنیده ها مون بود
      ولی مراسم خواستگاری من
      من کارم فیلمبرداریه با این که ده سال سابقه داشتم و تو عروسیا کلی دختر بود که می تونستم ازدواج کنم ولی قسمت نشد
      و حالا .
      من با اصرار یکی از فامیل ها رفتم اراک فیلمبرداری شب حنا بندان خونه یکی از اقوام ماندم و فردا قبل از عروسی یه آقایی که الان پدر زنه من هست اومد بهم گفت می خوام تو رو برا دخترم خواستگاری کنم .
      من .پدر خانمم . فیلمبرداری . اینجا .
      ولی همین کلمه مهر دخترشو تو دلم باز کرد و من با تحقیقاتی که کردم با ایشون ازدواج کردم و الان پانزده سال از ازدواجمون می گذره و من هر روز از دیروز راضی تراز انتخابم هستم
      در ضمن بعد از ازدواج فیلمبرداری رو کنار گذاشتم و به شغل اول خودم که درسشو خونده بودم و به عنوان کار اولم بود یعنی حسابداری روی آوردم
      یعنی می خوام بگم بعضی وقتها فقط یک کلمه با خلوص نیت می تونه سرنوشت آینده ات رو تغییر بده
      دوستان سخت نگیرد فقط قلبا بخواین . آیین و رسوم فقط کارها رو سخت می کنه
      اگه پدر خانمم می خواست سنتی عمل کنه و دخترشو به من معرفی نمی کرد شاید امروز من ازدواج خوبی نداشتم
      صداقت داشتن بزرگترین نعمت است .ممنون که حرفهامو خوندید .




      26



      4
      • این یه حسه تو همه پسرا هم هستش که تا وقتی مجردن از یه دختر یا حتی خانوادش کوچکترین نشونه ای هم ببینن احساس عاطفی بهش پیدا میکنن.
        مثلاً دختره براش دکمه آسانسور هم بزنه طرف از اون به بعد تو ذهنش یه اولویت بزرگی برای اون شخص حساب میکنه.
        حالا قضیه پدر زن شما هم هست.
        اما خب صرفاً همیشه این حس های عاطفی موجب بهترین ازدواج ممکن نمیشه و شما از این نظر خیلی خوش شانسید که پس از ازدواج هم هنوز تونستید اون حس عاطفی رو حس کنید و احساس رضایت داشته باشید 😀




        2



        2
    11. ما ترک اردبیل هستیم رسم و رسوماتمون هم تا حدود خیلی زیادی همونطوریه که ادمین جان گفتن،اما خود من ازدواجم رو اصلا مطابق رسم و رسوم ها جلو نبردم،همسرم سنتی اومدن خواستگاری،اما دقیقا بعد مرحله تحقیق که ایشون اوکی شدن،، حدود ده ماه مرحله آشنایی رو طی کردیم ،حتی راجع به مهریه و همه مسایل ریزو درشت خودمون صحبت کردیم،یعنی من اینجوری خواستم،بعد اینکه به خانواده ها گفتیم اوکی هستیم؛رفتیم عقد کردیم،بدون هیچ بله برون رسمی،بنا به دلایل شخصی نمیپسندیدم،(کلا به کلمه نشون کردن دختر و انگشتر نشون بردن حس خوبی نداشتم و ندارم،نظرم این بود انقدر شأن و شخصیتم بالاست که بخوان من رو نشون کنند،این منم که انتخاب میکنم.) جالبه تو خانواده مون همه مطابق رسم و رسومات ازدواج کردن جز من که همیشه اونجوری که دلم خواسته زندگی کردم،مثلا خانواده همسرم و خانواده خودم اصرار داشتن که جشن عقد بگیریم اما من گفتم خرج اضافه ست ،بقیه هم دیگه سکوت کردن،حتی مراسم شب یلدا رو هم که میخواستن هدیه بیارن، گفتم ترجیح میدم با همسرم جشن دو نفره بگیرم ،خانواده همسرمم گفتن باشه.




      9



      2
    12. از ی سری چیزا خندم میگیره.خدایا خودت و بزرگیتو شکر.چیو داری نشونمون میدی




      5



      1
    13. والا چیزی که تو خونه ما پدرجان رسم کردن…
      یک سال با پسر و خانواده پسر باید رفت و آمد داشت تا رفتار و اخلاق هردو خانواده
      دست هم بیاد بعدش قبول کنن…
      ولی تو همسایه ها و اطرافیان دیدم از مراسم خاستگاری تا عقد ۱ماهم نکشیده و متاسفانه از دو تا یکیش بعد چندماه بهم خورده واسه همین روش پدرم رو بیشتر قبول دارم..




      8



      1
    14. کلا ازدواج رو ایگنور کنیم و از زندگی و موهبت هاش لذت ببریم
      کسی با این فکر من مشکل داره ؟
      اگه دارین این سوال منو جواب بدین
      چی توی ازدواج میبینین که میرین میکنین ؟؟!




      2



      0
    15. اینو یادم امد بگم که اسکار بهترین خاستگاری تعلق داره به اون خانومی که دم دمای چلچلی شوعرش پا میشه براش میره خاستگاری تا هم یه زن جوان برای آقاش بگیره هم یکی بیاد توی این خونه بی صاحاب کمک دستش بشه ظرفا رو بشوره …
      کجا رفته این سنت های زیبای ما ؟ 🙁 آه و صد حسرت




      2



      1
  • ارسال نظر