مجله گیزمیز

زندان و شلاق ، مجازات بوسیدن همسر در مکان عمومی!

ادمین/27
۲۱ تیر ۱۳۹۷
۹ نظر
  • برچسب ها :
  • پربازدیدهای ماه
  • [metaslider id=146737]
  • نظرات شما
    غیر قابل انتشار : 0
    در انتظار بررسی : 0
    انتشار یافته : 9
    1. خوب حالا وقتشه بعد از کمپین برقص تا برقصیم کمپین بماچ تا بماچیم راه بندازیم …اصن میتونیم با مانتو جلو باز در حال رقصیدن همدیگه رو ببوسیم!به به عجب فکر بکری اصن کمر ظلم و استکبار جهانی شکست با این ایده




      65



      8
    2. کمپین #بماچ تا بماچیم
      باید دوباره معجزه ای ، ها ، مرا ببوس
      من مرده ، عشق مرده ، مسیحا ! مرا ببوس
      کو شانه های تو که دلم سخت ابری است
      لب تر کن و ببر تو مرا ، تا ” مرا ببوس ”
      یک عمر تشنه تشنه تو را می سروده ام
      حالا رسیده ام به تو ، دریا ! مرا ببوس
      گلدان تشنه ای شده ام پشت پنجره
      محض خدا به جای تماشا مرا ببوس.




      33



      1
      • باشه ^_^
        .
        محض اطلاع عادت به مسواک زدن ندارم ! کلا ارگانیکم 🙂




        17



        5
        • اتل متل توتوله
          یه مسواک کوتوله
          همش با غر غر میگه
          میرم از اینجا دیگه
          صاحب من ممده
          عجب دهنش بو میده
          شنیده ام بعد شام
          گفته تورو نمیخوام
          با من شده خیلی بد
          به موی من لب نزد
          قهر میکنم من باهاش
          میرم کنار کفشاش
          به جون هرچه مسواک
          کفشارو میکنم پاک
          ممد ! اول مسواک بعد بوس جیش لالا




          26



          2
          • ای بر روح پرفتوحت .
            .
            —————————-
            از میرزا ممد خان کاملا کبیر ( نوبر العالم ) نقل است
            روزی عزم سفر به شام کردم و من باب حلالیت و شفاعت و خیریت بر پیشگاه شیخ الفاسد حاج غلام شیشه پیشه وارد گشتم !
            قصد و غرض سفر بر شیخ الفاسد اشکار گردانیدم و جویای مشورت گشتم !
            و چون وی بر افق خیره گشت و خشتک بخاراند ، دانستم که مشکل در راه افتد !
            بعد از ساعتی تفکر که خورشید در افق محو شد و دو لایه از خشتک شیخ بر اثر خاراندن پوده گشت ، حاج غلام بگفتا که خیر و شر در این راه به یک وزن باشد و من نتوانم ان را تمیز بدارم !
            پس دست زیر فرش برد و دیوان حاخ غلام عریاد خویش بیرون اورد و استخاره بدان کرد !
            .
            حاج غلاما بی حبیب خود نمی‌کردی سفر
            این سفر راه قیامت می‌روی تنها چرا
            .
            بگفتا که خوب میباشد ولاکن من باب احتیاط که شرط عاقلان است ، کنیز مرا با خود ببر که سختی سفر بر تو اسان گردد !
            سحرگاه توشه سفر در یک خورجین نهادیم و کنیزک در ان یک و عازم شام گشتیم !
            چون سفر به نیمه گشت بر روزگار خویش لعنت فرستادم که یاوری چون شیخ الفاسد بر زندگانیم نازل گشته !
            کنیزک گلشید نامش بود و از فرقه محمودیه !
            من باب عبادت این گروهک بر هر چه که پیششان اید بوسه زنند و ان را محترم شمرند !
            کنیزک بر خار گزن بوسه زده و لبان وی پاره بگشت طبیب برای مداوا ۱۰۰ درهم از من ستاند !
            به دهی رسیدیم که جنازه مردی بر سر دستان مردمش بود، کنیز بر تابوت بوسه زد و چون زن ان میت بدید نعره ای بزد و دهیان ده فرسخ ما را دنبال نمودند !
            چون به دجله رسیدیم خواست که بر اب بوسه زند ، چون لغزشی کرد بر من چنگ کشید، عنقریب که جام لبیک را به زور در حلقم ریزد !
            چون به شام رسیدم تاجری عزم سفر به هند داشت و من باب مشورت و سهل سفر بر من وارد گشت !
            بر افق خیره گشتم و خشتک بخاراندم و ساعتی تفکر نمودم تا چگونه ان کنیز را از جان خود برهانم !
            پس بگفتمش که سختی و سهل در این سفر به یک وزن باشد ^_^




            12



            0
    3. ببین با چیا سرمون رو گرم کردن..
      فردا میگن زن و شوهر دست تو دست هم شلاق، زن و شوهر هنگام خرید حبس، زن و شوهر در حال خندیدن اعدام..




      27



      3
    4. طبق شرع مقدس هر کدام از اعمال واجب را نتوان انجام داد ، می توان نایب گرفت
      در این خصوص واجب است نایب گرفته شود و جهت این امر واجب در محل فرودگاهها و ترمینالها از طرف حوزه های علمیه مکانهایی مشخص شود که طلاب مورد وثوق و تائید شده جهت ارائه خدمات مذکور طبق تعرفه مدون و مصوب به ارائه خدمات خداپسندانه جهت جلوگیری از به گناه افتادن امت واحده اهتمام ورزند.
      ومن الله توفیق…




      18



      7
    5. یادم آمد چون از شام بازگشتیم و به بغداد رسیدیم میرزا ممد خان که سرشار از ژنهای خوب بود ، اختلاسی کرد آنچنانی که هنوز در آ ن بلاد سابقه نداشت، اما چون در آن دیار آشنا و پارتی نداشت و رشوه قبول نمیکردند . به جرم دزدی بر سر دارش کردند. میرزا محمد خان ناباورانه به طناب دار خیره شده بود و در حالی که اشک میریخت گفت: مرگ چقدر ناگهانی است و ما چقدر بوسه بدهکاریم؟ گلشید گفت : دیگر برای این حرفها دیر است وقتی که برای سفر با تو عازم شدم ، حاج غلام تفالی زد و گفت برو به امان خدا که من در طالع این جوان رفعتی میبینم آنچنانی ، ندانستم که این رفعت بالا رفتن تو از چوبه دار هست !و میگریست همچنان .
      سپس گلشید، به پای چوبه دار رفت و بر پای او بوسه زد!!
      مردم علت این کار عجیب را پرسیدند؟
      گفت : هزار رحمت بر او باد ، که در کار خود مَرد بود!!
      ولی این کار را به کمال نرساند و سَر در راه آن داد…
      و در آن لحظه درسی داد: در هر کار که هستی، همیشه بهترین آن باش ، حتی دزدی و اختلاس …ولی سعی کن هر طور شده خودت را به کانادا و بلاد کفر برسانی …چرا که راه رو اشتباه رفتی داداش ، راه تورنتو از عراق و شام و لندن میگذره …




      8



      0
    6. ولی میتونن دعوا کنن و همددیگرو لت و پاره کنن.این ایراد نداره.مرد هم میتونه داد بزنه زنم به شما چه.تو کشوری که بوسیدن همسر جرمه و کتک زدنش آزاد توقعی نمیشه داشت.




      11



      1
  • ارسال نظر