مجله گیزمیز

قاتل آتنا: وجدانم راحت است / نه به آتنا تجاوز کردم و نه او را کشتم

ادمین/26
۱ شهریور ۱۳۹۶
۲۶ نظر
  • قاتل آتنا: وجدانم راحت است / نه به آتنا تجاوز کردم و نه او را کشتم

     

     

     

     

    به گزارش خبرنگار انتظامی خبرگزاری تسنیم، می‌گویند خیلی از زندانی‌های این زندان هنوز هم نمی‌دانند قاتل آتنای ۶ ساله، در یکی از سلول‌های همان زندانی است که آن‌ها هر روز و شب‌شان را در پشت میله‌ها و دیوارهای آن می‌گذرانند؛ زندانی‌هایی که کمتر روزی است داستان‌ قتل دلخراش آتنا را دهن به دهن نچرخانند و هر روز روایت جدیدی به آن اضافه نکنند.

    از وقتی قاتل آتنا را به زندان آورده‌اند، در انفرادی بوده؛ دور از چشم همه؛ با دو نفر محافظ شبانه‌روزی؛ می‌گویند زندانی‌های اینجا آنقدر غیرتی هستند که اگر بو ببرند «اسماعیل» پشت همین میله‌ها و دیوارها است، لحظه‌ای زنده‌اش نمی‌گذارند؛ قاتلی که با اعمال شیطانی و قتل فجیع آتنا، نه تنها قلب پدر و مادرش را که قلب تمام مردم ایران را به آتش کشید.

    با هر قدمی که برمی‌دارد، صدای جیرینگ جیرینگ کشیده شدن زنجیرهای پابند «اسماعیل» به موزاییک داخل بند، بلندتر می‌شود و صورتش در قاب نوری که از پشت سرش به داخل راهرو می‌پاشد، واضح‌تر می‌شود؛ چهره‌اش آرام است و بی‌روح؛ قیافه‌اش نه به جانی‌ها می‌خورد نه به شیطان‌صفت‌ها؛ درست مثل آدم‌های معمولی است؛ نه جای چاقو روی صورتش است و نه صدایش نخراشیده است و کلفت؛ ریز اندام است و به نسبت آخرین عکسی که از او دیده‌ام  تغییری نکرده؛ با اینکه دستبند آهنی و پابند فلزی‌اش هیبتش را تکیده و افتاده کرده، ولی حال و روزش بهتر از چیزی است که تصور می‌کردم؛ صورت تراشیده؛ سر و وضع تمیز و مرتب و موهای فر و تنکی که معلوم است تازه شسته شده؛ به هر حال همه چیز در نگاه اول مرتب است و آرام…

    با اینکه تأکید داریم که کلماتش را به زبان فارسی بگوید ولی وقتی احساساتی می‌شود و اشک‌هایش از نوک بینی‌اش می‌چکد و صدایش می‌لرزد، ناخودآگاه کلماتش آذری می‌شود و جمله‌های یکی در میان فارسی و ترکی؛ نامفهوم؛ به هر حال لُب کلامش این است که اعترافات قبلی‌اش را بالاجبار گفته و خلاصه نه به آتنا تجاوز کرده و نه او را کشته … حرف‌هایی که شاید باورش برای خودش هم چندان امکانپذیر نیست.

    متن زیر گفت‌وگوی یک ساعته‌ای است که با این متهم در زندان داشتیم؛ گفت‌وگویی که سعی شده برای حفظ امانت‌داری، حتی‌المقدور با همان کلمات شکسته و افعال محاوره‌ای به صورت مکتوب منتشر شود.

     

    _ اسماعیل، از اون روزی بگو که آتنا به قتل رسید.

    توی مغازه در حال رنگرزی بودم؛ عرق کرده بودم؛ جلوی مغازه نشستم تا عرقم خشک شه؛ وقتی بلند شدم و رفتم داخل مغازه دیدم دختر بهنام از داخل سرویس، داره بطری آب معدنی پر می‌کنه؛ بهش گفتم دختر داری چه‌کار می‌کنی؟ یهو دیدم افتاده جلو دستشویی؛ از پله افتاده و داره از بینی و دهانش خون میاد؛ نمی‌دونم سکته کرده بود یا هر چی؛ منم از ترس پدر و فامیلشون که قره‌داغلی‌ان و از ترس اینکه اگه می‌فهمیدن منو می‌کشتن، پا و دهانش رو گرفتم که خون زمین نریزه. چون مغازه باز بود و ما کار می‌کردیم، توی مغازه مشتری میومد و برای اینکه مشتری نفهمه بردمش اتاق پشتی قایمش کردم اونوقت دیدم مرده؛ نمی‌دونم از افتادن مرده یا سکته کرده یا تو دست من مرده به هر حال داخل مغازه من اتفاق افتاده بود.

    _ یعنی تو آتنا رو نکشتی؟

    نه من نکشتم یا از پله افتاده یا وقتی دستم رو جلوی دهانش گرفته بودم که خون روی زمین نریزه مرده یا نمی‌دونم سکته کرده مرده ولی من نکشتمش؛ خودم دختر دارم؛ ای کاش من مرده بودم و اون نمرده بود. خودم دختر دارم سه تا بچه دارم.

    _ خب تو قبلاً اعتراف کردی که آتنا رو کشتی.

    من توی فشار بودم؛ سرم باد کرده بود؛ همه بدنم سیاه بود؛ گفتم توی پارس آباد هرچی کشته شدن به گردن من بیاندازید و منو راحتم بذارید؛ اعدام بشم از این عذاب و شکنجه راحت می‌شم. دو ماهه خانواده‌ام رو ندیدم به خدا من هم آدمم؛ منم اشتباه کردم ولی اشتباهم فقط این بود که به پدرش نگفتم.

    _ خب وقتی دیدی آتنا افتاده روی زمین چرا به پدرش نگفتی که چه اتفاقی افتاده؟

    ترسیدم؛ ترسیدم منو بکشن؛ ولی کاش گفته بودم و می‌مردم ولی این همه عذاب نمی‌کشیدم؛ من توی این مدت یک مرتبه از اول تا آخر قرآن رو خوندم تا خدا از سر تقصیرم بگذره ولی ترسیدم از اینکه به پدرش بگم. حتی چند بار هم پدرش رو توی مسجد جامع دیدمش ولی جرأت نکردم بهش بگم.

    _ ولی نتیجه آزمایش‌های پزشکی قانونی صراحتاً می‌گوید که به آتنا تجاوز شده است.

    من تجاوز نکردم؛ وجدانم راحته. خودم دختر دارم؛ منم انسانم؛ وجدان و شرف دارم؛ به خدا قسم می‌خورم دست به اون دختر نزدم. پزشک قانونی هم بگه، مهم نیست؛ من وجدانم راحته که به اون بچه دست هم نزدم. بمیرم هم وجدانم راحته.

    _ ولی نتیجه آزمایش‌ها چیز دیگه‌ای هست…

    به من می‌گن مایع شهوتی روی شلوارت بوده؛ خب اصلاً من هیچی؛ اگه دختری افتاده باشه و در حال مرگ باشه، کسی احساساتی می‌شه؟

    _ جنازه آتنا را چطور مخفی کردی؟

    توی یک سطل بزرگ که پلاستیک داشت انداختمش؛ بعداً بردمش توی پارکینگ

    _ کی طلاهای آتنا رو برداشتی؟ بعد از اینکه انداختی‌اش توی بشکه؟

    همون موقع که جنازه آتنا روی زمین بود النگوهاش رو درآوردم؛ قبل از اینکه بندازمش توی بشکه.

    _ خب یعنی تو توی اون شرایطی که خون از دهن و بینی آتنا میومد و به قول خودت ترسیده بودی که کسی نیاد توی مغازه و حتی مطمئن هم نبودی که مرده یا نه، طلاهاش رو درآوردی؟

    پدرش دستفروش بود؛ من نیاز مالی ندارم ولی دنبال یک فرصتی بودم که طلاهاش رو بندازم توی حیاط خانه پدرش. من هیچ نیاز مالی ندارم. من خودم جای النگوها و گوشواره‌اش رو به پلیس گفتم.

    _ توی مدتی که خانواده آتنا ازش بی خبر بودن، پدرش پیش تو نیومد تا سراغ آتنا رو از تو بگیره؟

    نه اصلاً.

    _ تو قبلاً هم پرونده داشتی.

    نه نداشتم.

    _ تو قبلاً توی زندان نبودی؟

    چرا بودم؛ یه بار به خاطر زنا.

    _ سابقه دیگه‌ای هم داشتی؟

    ضرب و جرح، قتل و آدم ربایی که در آن تبرئه شدم.

    _ اطرافیانت می‌گن آدم شروری هستی..

    نه! اصلاً

    _ خب! معمولاً به آدمی که سابقه زنا داره؛ سابقه ضرب و جرح داره؛ سابقه آدم‌ربایی و قتل داره می‌گن شرور.

    (سکوت)

    _ توضیح می‌دی که پرونده زنا مربوط به چی بوده؟

    وقتی من از زن اولم جدا شده بودم یک زنی بود به اسم فرانک؛ یک ماه با من دوست بود؛ یک بار رفته بود سفر و به من گفت که بعد از سفر میاد اردبیل منم از پارس آباد برم اردبیل تا یک روز با هم بگردیم؛ گفتم باشه؛ بعدازظهر یه آقا و خانمی آمدند مغازه من و گفتند تو که با دختر من فرار کردی بگو کجاست؛ اون با یکی نامزده و از این حرفها؛ من هم گفتم من اینجام اون یه شهر دیگه؛ بعد از اون ماموران پلیس امنیت اخلاقی آمدند و به من گفتند باید بروم دادگاه؛ من هم رفتم؛ پدر دختر و قاضی در دادگاه حضور داشتند؛ بعد از حرف‌های پدر دختر گفتم که آن دختر رفته مسافرت و من پارس آبادم؛ چطور ممکنه باهم فرار کرده باشیم؟ خلاصه تبرئه شدم ولی ۱۰ روز بعد خود «فرانک» آمد سراغم و گفت اگه با من نیایی من خودم را می‌کشم؛ من هم گفتم برو بکش؛ من با تو فرار نکردم؛ خلاصه بعد از یک ماه دوباره از من شکایت کرد و گفته بود که این با من فلان کار و بهمان کار رو کرده؛ قاضی به من گفت تو این دختر را می‌گیری؟ من هم گفتم نه؛ من که اون رو سفر نبرده بودم؛ نهایتاً محکوم شدم و ۲ ماه زندان رفتم و با وثیقه آزاد شدم.

     

     

     

     

    _ «عصمت غ» رو می‌شناسی؟ باهاش چند وقت ارتباط داشتی؟

    عصمت مشتریم بود؛ من به داداش و خواهرش و ۶۰ نفر که برام فرش می بافتن دستمزد می‌دادم ولی هیچ ارتباط دیگه‌ای باهاش نداشتم.

    _ اون رو چطور کشتی؟

    اونو نکشتم.

    _ خودت مگه اعتراف نکردی؟

    زیرفشار بودم و گفتم هر قتلی اینجا بوده رو من گردن می‌گیرم. اصلاً از خانواده‌اش بپرسید می‌گن که عصمت رفته آذربایجان و با یکی ازدواج کرده. توی آگاهی گفتن من یک سال و نیم یک خانه‌ای را اجاره کرده بودم و بعد پرسیدن عصمت غریبی رو کجا نگه داشتم؛ منم بهشون گفتم من هر روز صبح میرم مغازه و شب برمی‌گردم؛ اگه یک ساعت دیر برم خونه خانمم زنگ میزنه می‌گه کجایی. من یک سال و نیم کجا می‌تونستم برم؛ پارس‌آباد محیط کوچکیه؛ همه همدیگر رو می‌شناسن.

    _  از همسر اولت جدا شدی؟

    بله.

    _ چرا می‌خواست از تو جدا بشه؟

    اخلاقمون با هم جور در نمی‌آمد ولی من نمی‌خواستم طلاقش بدم.

    _ می‌گن خانومت چون می‌خواستی به یک دختربچه تجاوز کنی ازت جدا شده.

    نه؛ چون من طلاقش نمی‌دادم گفت که من یک دختربچه ۹ ساله رو برده بودم حموم.

    _ برادرت مصاحبه کرده و گفته چند وقت پیش وقتی دختر همسایه‌تون اومده بوده از تو ابریشم قالی بگیره، گریه کنان برگشته بوده خانه‌شان و برادرهایش هم به خاطر کاری که تو با خواهرشان کرده بودی و او گریان برگشته بود خانه، با تو درگیر شدن …

    نه این دروغه؛ من با برادرهای اون به خاطر مسائل مالی درگیر شدم. همه این حرفا دروغه؛ همه چی توی پرونده من در دادگاه هست.

    _ پدر آتنا گفته راضی به اعدام تو نیست؛ می‌خواد تو سنگسار بشی.

    من راضیم به رضای خدا؛ هر چی مصلحت الهی باشه همون می‌شه؛ خب حق می‌دم بهشون؛ بچه‌شون مرده؛ من اشتباه کردم که همون اول که بچه‌شون روی پله افتاده بود! بهشون نگفتم.

    _ دوربین مغازه‌ات را چرا خاموش کرده بودی؟

    مدتی بود که می‌خواستم مغازه را تخلیه کنم؛ برای همین هم دوربین مغازه را از یک ماه قبل از حادثه از برق کشیده بودم؛ الان هم شما مغازه را ببینید مشخص است که دیوارها بتونه کاری شده تا مغازه را موقع تحویل، تمیز به مالک بدهم.

    _ یک فیلم از تو هست که داری میوه از مغازه‌دار همسایه‌ات می‌دزدی؟

    صاحب مغازه دندان من را شکسته بود و محکوم هم شده بود؛ آمد پیش من و بهم گفت اگه رضایت ندی، من از تو فیلم دارم که در حال دزدی هستی و می‌روم شکایت می‌کنم؛ گفتم برو شکایت کن؛ شکایت کرد ولی من در دادگاه هم گفتم و شاهد هم داشتم که اون اجناس را خریده بودم؛ آخه سیب زمینی چه ارزشی داره که من بخوام سیب‌زمینی بردارم؟ همه اینها توی پرونده هم هست و من هم در اون پرونده تبرئه شدم.

    _ خیلی‌ها می‌گویند یکی از بستگانت که در سیستم قضایی پارس‌آباد سمت مهمی داشته توی پرونده‌های قبلی‌ات کمکت می‌کرده…

    نه به خدا اینها همه دروغ است؛ ما حدود ۲۵ سال است که با او قهریم و رفت و آمدی هم نداریم و او هم تبریز است نه پارس‌آباد. هر چی می‌گن دروغه.

    _ حال مادرت به خاطر کارهای تو خیلی خوب نیست؛ می‌گه روی بیرون رفتن از خانه را ندارد؛ یک جورایی خانواده‌ات می‌گویند تو آبروی آنها را هم برده‌ای…

    (پس از مدتی سکوت) مادر و خانواده‌ام من را می‌شناسند؛ می‌دانند من اهل این کار نیستم؛ برادر، برادرش را می‌شناسد؛ مادر، پسرش را می‌شناسد؛ ای کاش پایم شکسته بود و این اتفاق نمی‌افتاد. (گریه)

    _ فکر می‌کنی دادگاه چه حکمی برات صادر می‌کنه؟

    نمی‌دونم… ولی وجدانم راحته… من اشتباه کردم. خدا می‌دونه شاید اونها رضایت بدن؛ به هر حال آنها هم انسان هستند ولی من اشتباه کردم و پشیمانم. به خدا حاضرم دو تا دست منو ببرن ولی من دوباره چشمای اون بچه رو ببینم.

    _ تجربه تلخ جنسی در دوران کودکیت داشتی؟ اصلاً بچه شر و شوری بودی؟

    نه؛ من ۳۰ سال کاسبی کردم؛ همیشه کمک خرج خانواده و کمک حال پدرم بودم؛ خواهرم را عروس کردم؛ شغلم رنگرزی بود؛ یک عمر با آتش و رنگ کار کردم و در آخر هم سرنوشتم این طوری شد.

    گفت‌وگو از محمد قربانی/ابوتراب فرخی

     

     

     

    برچسب ها :
  • پربازدیدهای ماه
  • [metaslider id=146737]
  • نظرات شما
    غیر قابل انتشار : 0
    در انتظار بررسی : 0
    انتشار یافته : 26
    1. سوال: آیا از طریق آزمایش DNA می توان زنا را اثبات کرد؟ آیا با آزمایش DNA و اقرار زن می توان زنا را برای طرف مقابل (مرد) اثبات کرد؟
      این گونه آزمایشها برای اثبات زنا حجت نیست. (استفتا از سایت دفاتر آیات عظام: خامنه ای، سیستانی، مکارم شیرازی، صافی گلپایگانی(مد ظلهم العالی) ، که توسط سایت اسلام کوئیست انجام گرفته است)
      ج۲) به طور کلی به آزمایش مذکور و اقرار زن، زنای مرد ثابت نمی شود. (آیات عظام: سیستانی و صافی گلپایگانی (مد ظلهما العالی)
      خوب این از اتهام زنا
      حالا قتل
      ۴ روش برای اثبات قتل وجود دارد
      – اقرار متهم
      -باید ۲ نفر شاهد مرد عادل و مسلمان در این باره شهادت دهند و شهادت آنها مبتنی بر مشاهده شخصی باشد
      -علم قاضی است. علم عبارت است از آگاهی، ایمان و اعتقاد قاضی بر مجرم بودن کسی؛ این علم باید ناشی از مستندات و مدارکی باشد.
      “قسّامه”، یعنی از ۵۰ نفر از اولیای دم خواسته می​شود به قاتل بودن متهم قسم بخورند، و دادگاه پس از آن حکم به محکومیت متهم خواهد داد.

      Thumb up 9 Thumb down 35

      • آقا علی !!

        ماذا فاذا برادر؟؟؟

        Thumb up 23 Thumb down 8

        • سالی حدود ۱۷ میلیون پرونده تو قوه قضاییه رسیدگی میشه . و رسیدگیها ماهها و سالها طول میکشه. بعضی ها فکر میکنن تنها فساد در قوه قضاییه باعث میشه یه نفر جانی بیاد بیرون و دوباره جنایت کنه. ولی به نظر من ریشه مشکلات دین مبنا بودن قوانینه.
          این جنایت چون رسانه ای شده مجبورن یجوری جمعش کنن ولی صدها مورد شبیه این اتفاق میفته و خبردار نمیشیم.

          Thumb up 4 Thumb down 7

      • وقتی سرش رفت بالای دار معلوم میشه که این جوریا که شما توهم میزنی نیس

        Thumb up 3 Thumb down 4

      • اولا کسی که نشسته تو حوزه رو چه به اظهار نظر درباره ی ازمایش dna و علم
        بعدم داداچ شما اینجا داری حیف میشی برو عربستان سعودی یه کم ازت استفاده کنن استعدادشو داری

        Thumb up 15 Thumb down 9

        • اولا مگر شما در حوزه بودی و خبر داری علماء چه دروسی در حوزه میخونن که بعدش میگی ربطی به دی ان ای نداره؟
          ثانیا اصل ۱۶۷ قانون اساسی چنین بیان میدارد:
          “قاضی موظف است کوشش کند حکم هر دعوا را در قوانین مدونه بیابد و اگر نیابد با استناد به منابع معتبر اسلامی یا فتاوای معتبر،‏ حکم قضیه را صادر نماید و نمی تواند به بهانه‌ی سکوت یا نقص یا اجمال یا تعارض قوانین مدونه،‏ از رسیدگی به دعوا و صدور حکم امتناع ورزد”
          بنابر این ربط فتوای علماء با قضایای مدنی و کیفری مشخص میشه.
          لطفا بدون آگاهی نظر ندید
          مستدام باشید

          Thumb up 5 Thumb down 3

        • اینکه نظر شخصی من و شما چی باشه که مهم نیست. مهم اینه که بر مبنای همین نظرات آبکی داره برای سرنوشت من و شما تصمیمگیری میشه. جالبه که از شنیدن واقعیت هم طفره میریم

          Thumb up 5 Thumb down 7

    2. مرگ از تو شرم خواهد کرد، نام مرد را به لجن کشیدی و نام انسان را، حیف مرگ

      Thumb up 18 Thumb down 2

    3. رضا/اورمیه

      این حیوون باید به اشدمجازات محکوم بشه الانم داره فیلم بازی میکنه حرفایی که بالا گفته خیلی مضحکه…

      Thumb up 19 Thumb down 0

    4. مادر و خانواده‌ام من را می‌شناسند؛ می‌دانند من اهل این کار نیستم؛ برادر، برادرش را می‌شناسد؛ مادر، پسرش را می‌شناسد؛ ای کاش پایم شکسته بود و این اتفاق نمی‌افتاد.
      ای کاش مادر و پدرت اصلا توی کثافت رو پس نمی انداختن که حالا اینجوری داغ رو دل مردم بذاری آشغال عوضی چقدر راحت هم دروغ میگه داره با این کاراش پرونده رو به درازا میکشونه چه بسا با یک زندان چند ساله بتونه جان بی مقدار خودشو نجات بده
      زودتر بمیر بذار زمین از لوث وجود لااقل یک شیطان مجسم راحت بشه

      Thumb up 22 Thumb down 3

    5. عجب دهن سرویسیه ناکس

      Thumb up 13 Thumb down 1

    6. به قول بقایی : آقای اسماعیل دروووغ میگه !!!

      Thumb up 14 Thumb down 1

    7. خدایی من ادم از این هم دروغ و تکذیب سرش سوت میکشه … چه بی شرمی

      Thumb up 13 Thumb down 1

    8. شکی ندارم با وجود این قوه ی قضاییه ی فاسدی که ما داریم این حیوان صفت بی شرف بعد از یکی دو ماه آزاد میشه و بعد هم باز به یکی دیگرو تجاوز میکنه و میکشش و باز هم یه مسئولی میاد جو خشمگین مردم رو آروم میکنه تا اتفاقی خدایی نکرده برای این حرومزاده و امثالهم نیفته چون تموم مسئولین همه از دم مثل این جانی هستن .حتما باز پروندشو برای اینکه خدایی نکرده حقی از این حیوون ضایع نشه برای بررسی و اعتراض میندازن تا دو سه ماه دیگه بعدشم با یه ۱۰ سال زندان و قرار وثیقه سرو تهشو هم میارن که اگه بیارن نامردن مردم پارس آباد اون قاضی و دادگاه و هر بی شرفی که توی اعدام نکردن این جانی دست داشتن زنده زنده به آتیش نکشن .

      Thumb up 8 Thumb down 13

    9. چقدر راحت میگه وجدانم راحته!اخه حیوون تو اگه وجدان داشتی که همچین کاری نمیکردی.

      من به حرفای این اعتماد ندارم.

      Thumb up 26 Thumb down 1

    10. فرشته/۳۲/teh

      بدا به حال اون جامعه ای که جرم و جنایت در اون عادی بشه

      Thumb up 18 Thumb down 1

    11. زهکی
      آره اروا عمت
      آخه تن لش تورو چه به وجدان که بخواد راحت باشه
      چقدم زندگیش گند و متعفن بوده پر کثافت کاری
      خوک کثیف

      Thumb up 22 Thumb down 1

    12. خدا لعنتت بکنه فقط سنگ سار.

      Thumb up 16 Thumb down 2

    13. این فقره ی بازجویی من رو پیر کرد:

      “پدر آتنا گفته راضی به اعدام تو نیست؛ می‌خواد تو سنگسار بشی.”

      وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا فَلَا یُسْرِف فِّی الْقَتْلِ ۖ إِنَّهُ کَانَ مَنصُورًا
      اسراء ۳۳

      Thumb up 13 Thumb down 2

    14. خیالی نیسسسسس

      هههه وجدانم راحته!! باید راحت باشه عزیزم!! خالی شدی دییگ!! به کثافت کاری که میخواستی رسیدی!! دیگه چی میخوای!! باید آرماش روحی داشته باشی پدرسوخته!! الان پیر زن میبرن پیک نیک!! اینکه دختر کوچلو فابریک بود!! بابای این اعتماد به نفس را باید نمود!! عجب ادم دیوثی.

      Thumb up 19 Thumb down 1

    15. غلط کردی تووو عوضی!!!! بی وجدان

      Thumb up 14 Thumb down 1

    16. مردک کثافت دروغگوی عوضی نجس

      Thumb up 13 Thumb down 1

    17. آترینا،،شیراز

      متوهم

      Thumb up 9 Thumb down 1

    18. خدایا اینا چه لقمه ای خوردن انقدر حرومزاده شدن؟ کاش هم بندیاش گیرش بیارن تیکه تیکه ش کنن

      Thumb up 14 Thumb down 2

    19. همه کار کرده همش هم میگه من بیگناهم کاری نکردم همش تهمته و …..

      Thumb up 0 Thumb down 0

  • ارسال نظر