مجله گیزمیز

قوانین برخی مدارس در جهان/قوانین عجیب مدرسه شما چی بود؟

ادمین/27
۲۰ دی ۱۳۹۶
۴۹ نظر
  • ۱۰- نخود منجمد

    قوانین عجیب مدارس جهان

     

     

     

    این عکس را یک دانش‌آموز چینی منتشر کرده و گفته که معلم برای تنبیه او، مجبورش کرده تا با زانو روی نخودهای منجد بایستد. برخی از رسانه ها ادعا می کنند که این روش تنبیهی در میان والدین و دبیران در این کشور آسیایی رایج است.

     

     


     

     

    ۹- دوستان صمیمی

     

     

    در کشور انگلستان و توابع آن داشتن دوست صمیمی در مدارس ممنوع است. این روش مورد تایید والدین، دبیران و روانشناسان قرار دارد. به این خاطر که وقتی دانش‌آموزان گروه‌های چند نفری از دوستان را تشکیل می‌دهند، بسیار شادتر خواهند بود و هیچ دانش‌آموزی نیز تنها نمی‌ماند.

    البته این طرح با انتقادهایی نیز همراه است. در تحقیقاتی در رابطه با رشد و پرورش کودکان ثابت شده، آن‌ دسته از دانش‌آموزانی که دوستان صمیمی برای خود دارند، به لحاظ ذهنی از سلامت بیشتری در طول زندگی برخوردار خواهند بود.

     

     


     

     

    ۸- رنگ موها

     

    مدارس توکیو اجازه رنگ کردن موها را به دانش‌آموزان نمی دهد. ۵۷ درصد از مدارس عمومی در پایتخت کشور ژاپن، باید ثابت کنند که رنگ موهایش طبیعی است. برای پیشگیری از دروغگویی دانش‌آموزان، دبیران با خانواده آن‌ها تماس گرفته و در رابطه با رنگ موهایشان سوال می پرسند.

    این قانون برای این است که همه دانش‌آموزان در مدرسه با هم برابر باشند. از آنجا که همه دانش‌آموزان یونیفورم‌های یکدست دارند، کوچک‌ترین تفاوتی بسیار مشخص و واضح خواهد بود و ممکن است انتقادهایی به دنبال داشته باشد.

     

     


     

     

    ۷- ممنوعیت به زبان آوردن کلمه‌هایی همچون «ثروت»، «تولد» و ۴۸ واژه دیگر

    قوانین عجیب مدارس جهان

     

     

    بر اساس قوانین مصوبه در شهر نیویورک، دانش‌آموزان اجازه بیان کلماتی همانند ثروت، تولد، طلاق، بیماری و … را ندارند. دلیل این است که این واژه های حساس که هر کدام به موضوع خاصی اشاره دارند، می تواند برای دیگر دانش‌آموزان یادآور خاطره های تلخی باشد.

     

     


     

    ۶- خودکار قرمز

    قوانین عجیب مدارس جهان

     

    در دوران تحصیل بیشتر ما، معلم ها برای تصحیح برگه های امتحانی، املاء و … همیشه از خودکار قرمز استفاده می کردند. اما در سال های اخیر در کشورهایی همانند استرالیا و انگلستان استفاده از رنگ قرمز توسط دبیران ممنوع شده است. به این خاطر که می گویند این رنگ در کودک نوعی ترس ایجاد کرده و به لحاظ روانشناسی در روحیه او تاثیر منفی می گذارد.

    رنگ هایی همانند سبز، صورتی، زرد، بنفش و آبی رنگ های ملایم تری محسوب می شوند و حسی از تهدید را منتقل نمی کنند.

     


     

     

    ۵- دست بلند کردن

    قوانین عجیب مدارس جهان

     

     

    در دوران مدرسه، دانش‌آموزانی که داوطلب پاسخ دادن به سوالات هستند، دست خود را بلند می کنند. اما در ناتینگهام شایر در کشور انگلستان این کار ممنوع است. به این خاطر که می گویند همیشه یک تعداد دانش‌آموزان مشخص این کار را انجام می دهند و این امر در یادگیری بقیه دانش‌آموزان تاثیر منفی دارد. در مدارس این شهر معلم ها خودشان انتخاب می کنند که کدام دانش آموز به سوال پاسخ دهد.

    البته این طرح چندان موردتایید والدین قرار ندارد. گفته می شود در این حالت، دانش‌آموران همیشه استرس دارند که برای پاسخ‌گویی سوالی که جواب آن را نمی دانند، انتخاب شوند. این در حالی است که کسی که پاسخ درست را می داند، فرصت جوابگویی ندارد.

     

     


     

     

    ۴- دئودورانت

     

     

    در مدارس پنسیلوانیا، استفاده از اسپری بدن ممنوع است به این خاطر که تا پیش از آن، چندین دانش‌آموز واکنس آلرژیک جدی به این اسپری نشان داده بودند. البته از دیگر دلایش هم این بود که برخی از نوجوان ها در استفاده از این اسپری های خوشبو کننده افراط می کردند.

     

     


     

     

    ۳- چُرت ظهرگاهی

     

     

    دانش‌آموزان در کشور چین اجازه دارند که به مدت ۳۰ دقیقه در طول روز چُرت بزنند. معلم ها باور دارند که این خواب کوتاه در میانه روز به افزایش انرژی و قدرت یادگیری کودکان می افزاید. دانش آموزان مقطع ابتدایی اجازه دارند تا روی میزهای خود در کلاس درس بخوابند. برای این منظور، می توانند با خود پتو و بالش بیاورند. دانش‌آموزان بزرگ تر باید روی نیمکت بخوابند که اغلب هم موجب کمر درد و بروز مشکلاتی در ستون فقرات می شود.

     

     


     

     

    ۲- زمان دستشویی رفتن

     

     

    در دبیرستان های شیکاگو، قانون عجیبی برای دستشویی رفتن وجود دارد. دانش‌آموزان فقط اجازه دارند ۳ بار در هر نیم‌سال تحصیلی کلاس را برای دستشویی رفتن ترک کنند. دلیل گذاشتن چنین قانونی هم این بوده که در گذشته دبیرستانی ها به هوای سرویس بهداشتی کلاس را ترک کرده و دیگر باز نمی گشتند.

     

     


     

     

    ۱- ایستادن روی دست ها

     

     

    تنبیه ها و قوانین خیلی عجیب بیشتر در کشورهای آسیایی مشاهده می شود. یکی از این موارد، ایستادن روی دست هاست که دانش‌آموزان در نتیجه حرف زدن در کلاس یا دیر آمدن، باید در گوشه کلاس یا حیاط سر و ته بایستند. البته دویدن و بالا نگه داشتن دست ها در آسمان هم از دیگر تنبیه ها بشمار می روند.

     

     

     

     

    برچسب ها :
  • پربازدیدهای ماه
  • [metaslider id=146737]
  • نظرات شما
    غیر قابل انتشار : 0
    در انتظار بررسی : 0
    انتشار یافته : 49
    1. *اگه دست به سبیل و ابروت زدی حق نداری بیای مدرسه تا در بیاد!
      *حکم پیدا کردن رژ لب توی کیف ۳ روز اخراج از مدرسه و تعهد دادن بود.
      *حق نداری ناخنتو بلند کنی حتی اگر تمیز و سوهان کشیده باشه.(حتی دبیرستان!)
      *با ۱۷ سال سن حق نداری به جای شلوار فرم احمقانه بنفش شلوار مشکی بپوشی!
      خاک بر سرشون واقعا ولی از همه این قوانین تخطی کردم …همه کارنامه هامو نگه داشتم تو همه معدل بالای ۱۹ انضباط زیر ۱۵…فقط بیچاره مادرم که هر روز مدرسه بود ……




      45



      6
      • تو دوران پیش دانشگاهی یه بار دیر رسیدمو مجبور شدم نامه بگیرم… مدیر دید ابروهام تمیزه مجبورم کرد که برم هد سر بخرم و بذارم…




        20



        2
      • ما بدبختا آینه هم حق نداشتیم بیاریم مدرسه چه برسه به رژلب




        15



        0
        • یه سری رژ مسافرتی کوچیک بود قبلنا نمیدونم یادتونه یا نه…شاید اندازه دو بند انگشت بود…ولی خیلی وقتا میشد بعد از مدرسه میخواستیم بریم بیرون میاوردیم که بزنیم…من همیشه قایمش میکردم لای موهام…چون بلند بود با کش موهامو جمع میکردم اینم میذاشتم بینش…در مورد آینه هم همینطور بود از این کوچیک صدفیا داشتم اونم همین جور مخفی میکردم…کلا یادآوریش باعث عذابه…چه قدر حریم خصوصی بی معنی بود اون زمان…هنوزم اثرات روانیش از بین نرفته برام




          21



          1
        • دفترچه خاطرات فکر کن یه بار دفترچه خاطراتمو گرفتن چه پرونده ای داشت می شد… کم مکنده بود اخراج بشم… آخه ۴ تا چرت و پرت چی بود مگه؟ خاطره خاصی م نبود توش حالا
          کلیپسم جرم بود… یادتونه؟




          2



          0
      • حدیث 21 شیراز

        جدی انظباط زیر ۱۵ 🙂
        آره واقعا قانون مزخرفیه این ابرو برنداشتنا
        منو دوستام یه اکیپ ۱۴/۱۵نفری انسانی بودیم که تمام قوانین مدرسه رو زیر پا گذاشته بودیم ینی فقط مدرسه رودست ما میچرخید 🙂 یه روز روز آزادمون بود یه روز بساط جوجه کباب تومدرسه راه مینداختم« ینی ببین ما دیگه دانش آموزای بودیم :-)»
        روزای اخرم یهو تصمیم میگرفتیم یه هفته نریم مدرسه ینی میگفتم بچه‌ها از شنبه تا چهارشنبه استراحتیم همه ام پایه مدیرمون بنده خدا روزای اول میگف نمیدونم انظباط صفر ، اخراج ولی کو گوش شنوادیگه کلا سکوت کرده بود البته خدایش خیلی درس خون بودیم همه معدلا بالابود
        هی یادش بخیر




        5



        1
      • مزخرف ترین قانون که براهمه بوده این بودکه تاکلاس چهارم دبستان حق استفاده ازخودکارنداشتیم
        دومیش این بودتوزمستون وپاییز توبرف وباران بایدیه ربع توصف وایسی مرگ برآمریکا ودرودبرنظام بدی(بارهابودبه خاطرش سرمامیخوردم طوری شدکه ازسال۵دبستان همیشه یه جورتنظیم میکردم موقع رفتن به کلاسا برسم مدرسه)
        درموردماپسراهم لباس آستین کوتااجازه نمیدادن حتی اگه تابستون باشه.
        موبایلم که دوران ماتاآخردبیرستان حق استفاده نداشتیم(حالاسال آخریکم بهترشد)




        7



        0
      • خدایی سیبیل داشتن برای یه دختر نوجوون که تو دوره ایه که اعتماد بنفسش صفره خیلی زور داشت
        الان که دبیرستانیا همچین ماشالله دارن ما نسل سوخته بودیم




        11



        0
      • اخه چه کاریه……
        دختر با سیبیلش قشنگ هست…
        پسر هم با ابروی تمیز شده….




        13



        0
      • سلام
        به خدا قسم (دارم قسم میخورم)
        مظلوم تر از من دوران مدرسه کسی نبود، آروووووم
        نمیدونم کدوم …………………………………………………………….. (اینا همه فوحشه)
        باعث شد انظباتم بشه ۱۸
        البته یادمه یه ۲-۳ باری تو دوران دبیرستان حاضر جوابی ناظم و برخی معلمین رو کردم (حق مسلمم بود چون حرفشون زور و غیر منطقی بود).
        احتمال میدم ۱۸ شدن انظباتم برای همین بوده باشه.

        بیشعوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووور (واسه اون ناظمه یا معلمه که باعث شد انظباتم کم شه)




        9



        2
      • برید خدا رو شکر کنید که خدمت نمیرید تو ارتش زیر بغل و اونجامونو چک میکردن که مو های زائدمونو زده باشم…تا این حد گیر بودن…وای وای وای برنامه نظافت صبحها رو دیگه نمیگم منی که تو خونه دست به سیاه و سفید نمیزدم باید میدیدی چطور جارو میزدم…بعدم فرمانده نمیدونی که به چه چیزایی گیر میداد…چشش کوچیک ترین آشغالا رو میدید یه دونه برگ درخت…یه کوچولو کاغذ…خدایا شکرت که تموم شد…




        11



        0
    2. هیچ وقت یادم نمیره کلاس ۲ دوم دبستان سر کلاس از معلم مون اجازه گرفتم برم دستشویی نا مرد اجازه نداد دوباره اجازه گرفتم بازم گفت نه یه دل پیچه ای گرفته بودم که به زمین زمون التماس می کردم همین که زنگ خورد نه می شد دوید به سوی دستشویی نه میتونستم از جام تکون بخورم بلخره هر طوری بود خودم رسوندم تو حیاط و در آخر هم به دستشویی ولی مهلت نداد شلوار بکشم پایین …….




      14



      0
      • وااایی یاد خودم افتادم وقتی پیش دبستانی بودم
        ولی خب منها من ب دسشوییم نرسیدم تو کلاس کارو تموم کردم خخخ




        3



        0
    3. مدرسه ی ما چون مجتمع سمپادی بود و ۷مقطع زیر نظرش بودند و اصطلاحا بهش میگفتن تیزهوشان کلی بودجه دولتی و خیلی زیاد کمک از خیرین مدرسه ساز بهش میرسید حتی زمین بزرگش رو هم مرحوم نوشیروانی که اسمش رو دانشگاه صنعتی نوشیروانی هست اهدا کرده بود.خصوصا بعد اینکه نوید نادری از مدرسه ی ما رتبه یک کنکور ریاضی فیزیک شد این کمک های مالی شدت هم گرفت و به گفته ی حسابدار مدرسه دریافتی ها در سال ۹۵ به بیش از ۲۰۰میلیون رسید که برای یه مدرسه دولتی فوق العادست!
      به خاطر همین مدیر مدرسه ی ما توسط تیم فرماندار/امام جمعه/نماینده مجلس انتخاب میشد!
      ما دو نوع شیوه ی مدیریتی تجربه کردیم
      ۱٫مدیر اصولگرا
      ۲٫مدیر اصلاح طلب
      دوره ی مدیر اصولگرا هر روز صبح صبحگاه داشتیم باید دعای کامل فرج حفظ میبودیم هر کس نماز میومد بهش امتیازاتی داده میشد یه سری از دبیران باسواد اخراج شدند بصورت اتفاقی یه سری از دوستان به دفتر احضار میشدن و از حضور در آزمایشگاه و کتابخانه محروم میشدند فرت و فرت اردو به مشهد و راهیان نور برگذار میشد هیچکس حق یک روز غیبت نداشت با دوربین در و دیوار مدرسه چک میشد که اگه کسی چپیم زد خانوادش احضار کنن و دو تا ستاره بزنن رو دوشش:D
      استراتژی آموزشی:اولویت اول و تمرکز روی المپیاد و لیگ علمی بسیج است!!کنکور و آمار قبولی خر است!!
      مدیر اصلاح طلب:صبحگاهی در کار نبود و میگفت سردتون میشه!اولین روز اومد گفت در مدرسه بازه و اینجا دانشگاست هر کس خسته شد بره بیرون!!کنار مدرسمون یه دانشگاه آزاد بود؛کافه ی دانشگاه آزاد پر بچه های ما بود!!حتی بچه ها با یه سری قرار ازدواج گذاشتن!خیلیا با دوست دختراشون اونجا قرار میذاشتن!ما که مثبت تر بودیم زنگ میزدیم پیتزا بیارن برامون مدرسه!آها در مورد ظاهر در دوره ی اصولگرا ناخنها و موها چک میشد و لباس فرم داشتیم ولی دوره ی اصلاح طلب خبری از اینها نبود و هر کسی هرجور میخواست میرفت مدرسه!مدیر روابط مدرسه رو با فرزانگان قوی تر کرد و با دخترای سمپاد کلاس مشترک میذاشتیم که من به یکیشون ریش تراش کادو دادم:D
      استراتژی آموزشی:اولویت و تمرکز اصلی رو کنکور است!!تولید علم و المپیاد خر است!!
      …….
      نتیجه:
      در زمینه ی آموزشی و آمار قبولی در کنکور و المپیاد مدرسه در دو مدیر یکسان و بی ربط به مدیریت بود!
      همه زحمات بچه ها اساتید و هزینه ی والدین بود و دیگر هیچ…
      یه چ* مثقال تجربه ی مدرسه اونوریم دارم ولی نمیگم خز نشه 🙂




      15



      12
    4. ۱- تاف زدن اواخر دهه ۸۰: اگر زده بودیم با قیچی موهای جلو رو میبریدن تا مجبور شی کچل کنی. (کار ندارم چقدر این مدل های شیش و هشتی ضایع بودا. 😀 )
      ۲- دوتا دستم رو ببرم بین موهات بزنه بیرون فردا کچل نیایی رات نمیدم.
      ۳- لباسی جز لباس فرم بپوشی باید وایسی بعد زنگ اخر اشغالای حیاطو جمع کنی.
      ۴- اینم واسه دوران راهنمایی که نوبت صبح بودیم. اگر بعد زنگ اخر نماز نرید انضباط کسر میشه.(چه نمازایی که بدون وضو و بدون ذکر و … خونده میشد)!! 🙂

      ۵- ولی این آخری رو دوست داشتم. یه معلم زبان داشتیم دوران دبیرستان. ساعت کلاسش صبح بود میگفت هرکسی بعد ۷:۴۵بیاد باید با پول خودش شیرینی بخره برای کلاس. نصفش رو خودش دیر میومد. چه حالی میداد. کل تایم از ۷:۳۰ دعا میکردیم هرکسی نیومده تا این ۷:۴۵ نیاد. 😆
      ———-
      حالا یه خاطره:
      معلم دین وزندگی بنده خدایی آخوند بود. ما اینو خیلی اذیت میکردیم خیلی هااا(البته ایشون هم به طریقی جبران میکرد). کلا رفتارای نرمالی نداشت یکم. یه روز هماهنگ کرده بودیم جلسه بعد که این خواست بیاد همه جز لباس فرم مدرسه یه لباس کامل سفید بیاریم که دکمه آخر لباس(از این یقه دیپلماتی ها) داشته باشه که کلاس این بنده خدا بپوشیم و همه هم یقه آخوندی ببندیم.
      همون روز کلاس که خواست شروع بشه قبل اومدن اوشون! لباس فرم هارو عوض کردیم و سفید پوشیدیم و یقه هارو تا اخر بستیم. خیلی شیک و تمیز و هماهنگ.اتفاقی و بدون هماهنگی یکی از بچه ها با خودش اسپیکر آورده بودو گفتیم صدای قرآن پخش کنیم سوره شمس (همون صوتی که تو مراسم ختم پخش میشه.) در کلاس بسته بودیم و این بنده خدا اومد.
      یعنی اینقدر طبیعی بودیم همه. انگار نه انگار تیپا اینطور بود. خیلی همه ریلکس. همینطور نگاه میکرد و قرآن هم پخش میشد. بنده خدا اولش رنگش پریده بود فکر کرد از دنیا رفته و ما هم از حوری های بهشتی هستیم و قران پخش میشه 😀 😛
      این بنده خدا هم از ما بدتر بود و یه باری قاط زد رفت پای تخته نوشت:
      ” تعدادی بچه گربه پیدا شده که غذا نخورده و میو میو میکنند، لطفا پدر و مادر گربه شان بیایند تحویل بگیرند.”
      دقیقا همین جمله اش بود. بچه ها هم قاطی کردن و جوابش رو دادند. این بنده خدا هم ترسید رفت بیرون. ما هم گفتیم الان قراره کتک بخوریم حداقل لباس رو عوض کنیم. وسط کار که یکی عوض کرده بود. یکی لخت بود . یکی هنوز لباس سفید تنش بود. ۳ تا ناظم مدرسه رسیدن. قشنگ با خودشون شلنگ هم آورده بودند.

      خب دیگه بقیش که چی به سرمون اومد در حد +۱۸٫ 😛 :D.
      ————–
      نتیجه اخلاقی: یادش بخیر…




      8



      3
    5. مهدوی/27/مشهد

      در دوران راهنمایی یک مدیر بسیار خشک مقدس داشتیم که در دوران هفته ی دفاع مقدس دانش آموزان را مجبور کرده بود حتما با چفیه به مدرسه بیایند و سر کلاس هم حق نداشتیم چفیه را از گردن برداریم….یک بار دیگر هم دیوانه شده بود سه آرایشگر به مدرسه مان آورد و کله ی همه ی ما را با نمره ی ۸ کچل کرد…یک معلم ادبیات هم داشتیم که اولین روز سال تحصیلی برای همه ی ما نمره ۲۰ را در دفتر ثبت کرد و گفت در صورت اینکه خطایی از شما سر بزند ازین نمره ۲۰ کم خواهم کرد تا پایان ترم…. یکی از قوانین عجیبی که داشت حتما باید در کلاس او همه دست به سینه مینشستیم و در اگر موردی میدید نیم نمره کم میکرد




      4



      2
    6. قانون های مدارس دخترانه ایران که همه جا یکی بوده و تجربه اش کردیم. حالا باز خوبه شما دوران مدرسه تون تموم شده و خاطره شده. من که هم چنان درگیرشم و کشمکش تموم نشدنی با این قوانین مسخره.حالا چندتاشو میگم.
      اجبار در حضور داشتن صف صبحگاهی و ظهرگاهی- اجبار در خواندن نماز جماعت مدرسه- نداشتن آرایش، نپوشیدن لباس های مدل دار، الزام به استفاده از رنگ مشکی، سورمه ای و طوسی ( لعنت الله علیه)، حضور در طرح محضر قرآن و مراسمات سیاسی مذهبی آموزشگاه، دیگه از کاغذبازی هاش بگذریم.
      البته چند مورد آخر مربوط میشه به مدرسه ی طالبانی امسالم که پرسنل ساندیسیون هستن. امام جمعه ی تهران و بیاناتش همانا، صف مدرسه ی ما هم همانا




      9



      7
    7. پیدا کردن آینه تو کیف دانش آموزای دختر از پیدا کردن هرویین تو کیف دانش آموزای پسر جرمش سنگین تر بود
      شماها یادتون نمیاد ولی یه زمانی کمربند داشتن مانتو جرم محسوب میشد و مدیر و ناظم و معاون عوضیش سر صف مث وحشیا کمربند مانتوهارو قیچی میکردن
      ای تف توروشون چقده تحقیرمون میکردن با این حرکت
      تو اکثر کشورا قوانین مدرسه به نفع دانش آموزه ولی تو کشور ما علیه دانش آموز




      12



      2
    8. واااای مزخرفترین قانونشون ک همه جام هس کوتاهیه ناخوناس
      نمیفمن دختره و ناخونای بلنش اقا مگ پادگانه
      مدرسه ما ی قانون خیلییی مزخرف دیگم داره اینه ک حق نداری شییرینی بستنی چیزی بیاری با دوستات بخوری
      وای ک سر این پارسال من غوغا کردم
      ب مناسبت هفته معلم کیک تصویری سفارش دادم با عکس انیشتن و تیکه کلام دبیر فیزیکمون ک سر کلاس بخوریم
      خلاصه بابام گفتم بیارتش مدرسه اومدم ازش بگیرم یهو معاونمون اومد خیلی ممنون زحمت کشید و خوشحال و خندان ک گفتم باباجان کیکو بده ببرم کلاسمون یهو معاونمون وحشی شد گف نخییر اجازه نمیدم حق ندارین تو کلاس چیزی بخورین بذارینش تو دفتر باشه یام بذارش تو یخچال ظهر ببرش منم گفتم حتمن ک گذاشتم تو دفتر کووفت بخورین
      خلاصه گذاشتمش توو یخچال ۱٫۲زنگ گذشت ک با حرف و پارتی و اینا قبول کردن بدنش بهمون
      اونم چجوری مدیرمون اومد گفت خانوم فلانی این چ کاریه مدرسرو با سالن غذاخوری اشتباه گرفتین و فلان و اینا(ناگفته نمونه ی بارم واسه دوستام لازانیا پختم ی تیکم واسه دفتر نبردم خخخخ) بعد کلی دعوا گف میتونی ببریش و اونم با کلی تهدید تازه گف حق نداری بشقاب چیزیم ورداری رو دستاتئن بخورید خخخخ
      خلاصه جاتون خالی دوستم چنتا چنگال اورده بود معلم فیزیکمونم کیکو با چنگال برید و جعبه کیکو تیکه کردو واسمون اونروز کیک گذاشت چقدم ک حوشمزه بود خخخخ

      قانون مزخرف دیگه ایم ک امسال اومده و خوشبختانه ازش فرار کردم اینه ک هرکی موهاش دیده شه ۲هزارتومن ازش میگرن بهش هد میدن اونم چجوورییی مانتو شلوار ابی نفتی با مقنعه مشکی و هد سفیییید فک کنم ب عمق فاجعه پی برده باشین البته من ازش پیروی نکرده و باکمال پررویی فرم سورمه ای میپوشم خخخخ
      کلن مدرسمون قانون چرت زیاد داره ک یادم اومد میگم




      7



      8
    9. باید اونقد بلند داد بزنی”” الله اکبر “” که امریکا بلرزه !
      .
      یه بار هم دوم راهنمایی جلو اخوند مدرسه واسه نماز جماعت مکبر وایستادم !
      بعد اون روز دیگه یادی از من نشد !
      تو هیچ مراسمی منو شرکت ندادن !
      از سکوت معلم دینی میشد هزاران فریاد رو شنید !
      یکی از جمله هایی که بکار بردم رو تا اخر راهنمایی تو سرم کوبیدن !
      “”و صله مسلمونا تسلیما “”




      19



      2
      • آخ آخ
        این جمله ی جوری بگو مرگ بر آمریکا که تا امریکا بره صداش کل ابتدایی زدن تو سر چهار تا بچه معصوم!




        11



        4
    10. محمدرضا/۲۴/اصفهان

      ۷ صبح توی سرمای زمستون مارو توی حیاط به صف میکردن و قرآن و دعای فرج میخوندن !!
      مجبورمون میکردن موهامونو بتراشیم !!
      نوبتای ظهر قبل از رفتن به کلاس باید میرفتیم وضو میگرفتیم و توی نماز خونه ای به ابعاد نزدیک به ۱۰۰ متر مربع جمعیتی حدود ۷۰-۸۰ نفرو به زور جا میدادن تا نماز جماعت به جا بیاریم !! شدت بوی جوراب به حدی بود که موقع سجده عملا تا مرز بیهوشی میرفتیم و بر میگشتیم !!

      حیاط مدرسمون بزرگ بود ! وقتی صدای اذان توی بلندگو میپیچید ناظم با یه شلنگ میومد توی حیاط و همه رو به سمت نماز خونه هدایت میکرد !! یه بار با دوستم قرار گذاشتیم که به محض اینکه ناظم اومد بریم توی دستشویی پنهون شیم و صبر کنیم که بره بالا و ما هم بعدش بریم سر کلاس !!
      وقتی همه ی بچه ها رفتن سمت نماز خونه من و دوستم هنوز توی دستشویی وایساده بودیم تا مطمئن شیم ناظم رفته !! از بخت بد ما همون موقع مستخدم مدرسه وارد دسشویی شد و با چشمای گرد گفت شما ۲ نفر اینجا چیکار میکنید ؟؟! مگه نباید الان تو نماز خونه باشید ؟؟! من و دوستم از ترس زبونمون بند اومده بود ! خلاصه مارو برد تحویل ناظم داد ! اونم همون موقع زنگ زد خونمون و گفت : بچتون توی دستشویی مدرسه با یه نفر دیگه از بچه ها معلوم نیست داشتن چیکار میکردن !! مدرسه ما جای همچین بچه های بی اخلاقی نیست !!
      حالا بگذریم که بعدش مادرم اومد حق اون مرتیکه رو گذاشت کف دستش !!

      ولی چیزی که برام از اون موقع هنوز به یادگار مونده استرسه هنگام شنیدن صدای اذانه !! حس بدبینی و نفرت به آدمای نماز خون و حس ترس موقع شنیدن صدای اذان نا خودآگاه توی وجود من شکل گرفت !!

      اهمیت مدرسه و محیط آموزشی دقیقا همینه !! ممکنه کل باور ها و اعتقادات ینفرو نا آخر عمرش تغییر بده ! خیلی مراقب محیط آموزشی بچه هاتون باشید !




      16



      5
      • مستــــــانــــه

        دوران راهنمایی که دو شیفتی بودیم منم درگیر این نماز اجباری بودم.
        قبول باشه نمازای بی وضو و بی مجتهد و بدون تکلمی که تو اون مدرسه بجا آوردم 🙂

        تو همون سن و سالا بود که بدون هیچ اجباری خودم عادت کرده بودم هرشب حتما حتما قبل از خواب با خدای خودم حرف بزنم. برای همه آدما دعا میکردم. هیچوقتم نگفتم فلانی بکش فلانیو نابود کن. این نمازم که تا چند سال روتین انجام میدادم دلچسب ترین راز و نیاز من با خدای خودم بود. چقدر بهم آرامش میداد.




        8



        5
    11. دوران دبیرستان چادر سر کردن اجباری بود و منم دوست نداشتم سر همین موضوع
      با ناظممون (هرجا هستی بدون هنوزم ازت متنفرم)، بحثم شد اینم کی نیلای پاستوریزه..
      چون بهم توهین کرد بلوایی راه انداختم تا جایی که خانم مدیر ازم معذرت خاست…
      یا به صف کردن دخترای دبیرستانی و دیدن ناخوناشون، نداشتن دفتر خاطرات..
      …..
      اها پیش دانشگاهی ی قانونی تو مدرسمون باب بود بچه زرنگا میتونستن موبایل بیارن و ضعیف ترا اگه خدایی نکرده گوشی میاوردن فردا بابد با جدوآبادشون میومدن مدرسه
      در نهایت جریمش اضافه شدن به شهریه مدرسه بود…




      7



      4
    12. سجاد/30(27سابق)

      چقد بد بود مجبورمون میکردن سرمون از ته بتراشیم،هروقت موهامون یکم بلند میشد سرصبحگاه جلو بچه ها با ماشینای ریش تراش وسط سرمون یه چهارراه درست میکردن،چقد خجالتمون میدادن،چقد بد بود




      4



      1
    13. قوانین زاییده مردم هستش.مردم هم بر اساس ظرفیت و شرایط موجود کاری رو انجام میدن.اما قوانین بازدارنده اکثرا بخاطر مشکلاتی که بوجود اومده تعیین شدن و شاید اصلا درست هم نباشه.ولی کاش مثل قدیم تو مدارس به نظافت و پیراستگی اهمیت میدادن.نمیدونم درسته یا نه ولی فک میکنم الان تو مدارس خیلی کاری به کار بچه ها ندارن.




      8



      4
      • ن باو فک میکنی
        دهنمونو سرویس کردن
        هرکی ناخوناش بلند باشه حق شرکت در امتحاناتو نداره
        گوشه ای از سخنان گهربار معاونمون قبل شروع امتحانا




        2



        1
    14. بانی/32/تهران

      در دوره راهنمایی، معلم پرورشی عقده ای منو کشوند زیر زمین استنیمو بالا زد گفت به ما گفتن رو دستت با تیغ اسم کسیو نوشتی ،اکه میخونی بخون هیچ وقت ازت نمیگذرم خانم م




      4



      2
    15. فقط قانون شماره ۳…..
      اما شیلنگ خودمون واسه تنبیه یه چیز دیگست یادش بخیر




      2



      0
    16. پوشیدن جوراب سفید ممنوع
      مقنعه فقط چونه دار مشکی
      اندازه پاچه شلوار استاندارد مدرسه ( اون زمان پاچه تنگ مد بود اصطلاحا پانک می گفتند). برای همین بعضی وقت ها پاچه های شلوار رو خط کش میذاشتند که کسی دمپاشو تنگ نکرده باشه. . یک ذره مو نباید از زیر مقنعه بیرون میومد اونقدر تذکر می دادند که همه تیک دست به مقنعه گرفته بودند.
      کیف ها در هنگام ورود به مدرسه چک می شد که عکس یا نامه ای تو کیف نباشه.
      گاهی وقت ها سر کلاس نشسته بودیم یک از خدا بی خبر لو میداد که یکی از همکلاسی ها عکس آورده سر کلاس، یک دفعه در کلاس باز می شد و کیف همه روی میز قرار می گرفت برای بازدید مجدد.
      هیچ وقت دلم نمی خواد به دوران راهنمایی و دبیرستان برگردم.
      اینقدر سخت گیری وجود داشت که دیگه کسی به فکر بلند کردن ناخن و آرایش و رنگ کردن مو و گرفتن ابرو نمی‌افتاد
      الان با توجه به شرایط، تو مدارس سخت گیری ها هم مدلش عوض شده.




      10



      2
    17. قانون عجیب دبیرستان ما، سال اول، چادر سر کردن اجباری بود. در صورتی که نه مدرسه شاهد بود نه هیچی. یه دبیرستان معمولی بود که مدیر خودشیرینش سال اول مدیریتش بود و میخواست رو دست مدیر دیوونه دبیرستان رقیب بلند شه. مدیر اون دبیرستان که واقعا دیوونه ای بود در حد زنجیری. از اینا که وقت تعطیلی مدرسه چادرشو می بست به گردنش می رفت وسط خیابون دو تا دستاشو باز می کرد پسرا رو از رو موتوراشون می کشید پایین د بزن. خدا رو شکر هیچ وقت مسیرم به اون دبیرستان نیفتاد. قانون مزخرف دبیرستان خودمون رو هم اینقدر نافرمانی کردیم که از سال بعدش حذف شد.




      8



      0
      • افسانه شیراز

        چه بامزه،یه لحظه تصورش کردم کلی خندیدم واقعن صحنه بدیعی بوده 🙂
        البته مدیر دبیرستان ما یه راهکار دیگه داشت،یه مامور نیروی انتظامی صبح ها موقع رفتن و ظهرا موقع تعطیل شدن مدرسه کشیک میداد که مبادا یه سوسک نر از شعاع ده کیلومتری مدرسمون رد بشه…
        داشتن موبایل ورژ لب واینه و برداشتن صورت و ابرو و این چیزا در برابر سخت گیریای دوره ما هیچی نیست،یعنی داشتن سبیل برای دخترا از اوجب واجبات بود، اون زمان لباس فرم که نبود یا مشکی یا قهوه ای تیره یا سورمه ای،کفش فقط مشکی اگر پاشنه دار بود پاشنه حداکثر چهار سانت اگر ورزشی بود فقط سفید و مشکی،جوراب فقط مشکی یا سفید کلفت،کافی بود جورابت ی کم نازک باشه دیگه واویلا…اون زمان مانتو چاک دار تازه مد شده بود اول سال مدیرمون همه رو مجبور کرد مانتوهاشونو بدوزن یعنی تا دو هفته بساط داشتیم سر صف،مانتو اگه بالای زانو میپوشیدی که رسما میشدی قرتی…یه دبیر پرورشیم بود وردستش،نطقای اتشین سر صف مال اون بود همیشه خدا حرفاش پر از تحقیر بود،مجله و عکس خواننده یا فوتبالیست اینام که دیگه براش حکم جهاد صادر میشد… خلاصه نفهمیدیم علت این همه عقده ای که اون نسل قبلی سر ما خالی کردن چی بود…




        8



        0
    18. بیرون نگذاشتن مقنعه و روسری از چادر مگر در مورد رنگ هایی که جلب توجه نمی کند(آیین نامه انضباطی حوزه های علمیه خواهران)




      9



      3
    19. یه نکته ی دیگه!
      خیلیا نه فقط اینجا میگن که ما تو دهن ناظم می‌زدیم و قوانین مدرسه به هیچ جامون هم نبود!
      پس این همه دختر سیبیلو با ریش مدل انگلیسی و چادری کین؟!!
      یا این پسرای پاچه خوار(مودبانه!) که سیبیل ضایع تر از دخترا و ریش یکی در میونشون نمیزنن و یکسره دم مدیر و معاون پرورشی و دبیرا بودن و الان کمتر هستن کین؟؟!!!
      احتمالا همشون منم!
      یه عالمه من!
      ……….
      خاطرات دو سه نفر خوندم
      چقدر شما گناه داشتین!!
      و چقدر وضع فرق کرده!!
      یه نمونه بگم قبلاً یه جایی میرفتم نزدیک یه دبیرستان دخترونه بود،بارها و بارها تو ساعت مدرسه چند نفر میومدن میپرسیدن که فلان کافه کجاست!!خیلی وضع ظاهری نامناسب برای مدرسه داشتن! به نظرم مکان آموزشی مقدسه و باید نظم خوبی داشته باشه!
      ولی مثل همیشه و بقیه ی زمینه ها دوستان تر زدن به همه مقدسات!




      5



      5
    20. مستــــــانــــه

      تازه کاسه لیسای مدرسه های دخترونه زمان سیکل ماهانه دخترا رو هم یادداشت میکردن! که اگه کسی الکی میگقت عذر شرعی دارم برای نماز! آمار درمیاوردن که تو که دو هفته پیش پریود بودی!




      12



      4
    21. اه از تمام قوانین مدرسه متنفرم من بد بخت هنوز درگیرشونم ولی با تمام قوا دارم همه رو میپیچونم




      5



      2
    22. سهیلا/32/زنجان

      از اول راهنمایی مجبور بودیم چادر سر کنیم … با چه پلشتی چادر و کیف رو جمع و جور میکردیم …
      داشتن گام به گام مساوی بود با جرم و جنایت




      8



      0
    23. تو دوران مدرسه بشدت بچه مثبت بودم اما هیچموقع پاستوریزه نبودم،از اونجایی هم که همیشه شاگرد اول مدرسه بودم هیچموقع موقع گشتن کیف ها بابت سی دی فیلم و اهنگ کیف منو نمیگشتن،یه خاطره بد از دوره راهنمایی دارم،سریال خط قرمز اونموقعا پخش میشد،اونموقع بازیگراش خیلی تو بورس بودن و پوستر و مصاحبه هاشون دست به دست میگشت،ازکیف یکی از بچه ها پیدا کرده بودن به اضافه سی دی کنسرت گروه آریان، یادمه ناظم مون قشنگ همه رو جلوی صف آتیش زد،و همه رو تهدید کرد دفعه بعدی اگه تکرار بشه،واکنشش شدیدتره؛خیلی تأثیر بدی رو ذهنم گذاشت،جوری که مامانم وسط سال میخواست مدرسه مو عوض کنه.
      تو دوره دبیرستانم با وجود اینکه مدرسه من هیأت امنایی بود و آزمون ورودی و مصاحبهو گزینش داشت،یه جورایی شبیه کره شمالی بود،اکثر گیرشون رو ابرو و اصلاح صورت و فیلم های زبان اصلی بود،یادمه بشدت رو لباس فرم حساس بودن ، همونقدر گل و گشادو بلند،اما من همیشه قبل شروع ۱مهر،میدادم مانتومو کوتاه میکردم بعدش قد شلوارمو ،البته معمولا کتونی هام ساق بلند بودن. یادمه ناظم مون زنگ میزد خونه مون به مامانم میگفت دختر شما که انقدر بچه خوبیه،ما میخواییم از هرجهت الگو باشه،اکثر بچه ها لباس فرمونو دست نزدند اما دانش آموزی که ما همه جوره قبولش داریم داره تأثیر بد میزاره،خخخخ
      مامانم میگفتن نزدیک کنکورشونه بزارید بچه ها راحت باشن.
      بعد ها شنیدم ، ورودی های بعد ما این قانون ها رو رفته رفته کمرنگ و کمرنگترش کردن.




      4



      0
      • اینم بگم تنها باری که استرس شدید داشتم سوم راهنمایی بود،یه دوستی داشتم رفته بودترکیه، کلی عکسای خاص از چندتا خواننده ترک برام سوغاتی آورده بود،بهم داد منم گذاشتم لای کتاب فارسیم،زنگ بعد معلم فارسی مون کتابمو ازم خواستن منم همینجوری دست کردم تو کیفم کتابمو دادم بهشون،همینکه کتابو دادم تو دلم گفتم وای عکسای امراه و ازجان،حالا من چیکار کنم،برگشتم به همون دوستم گفتم،خیلی دختر بامعرفتی بود،قشنگ برداشت خودشو زد به غش کردن ،بقیه دوستامم الکی جیغ زدن، و رفتن معلم همانا بالای سرشون و برداشتن کتاب از رو میز معلم توسط من




        6



        0
    24. پس ما چی بگیم که پوشیدن کفشی غیر از مشکی و قهوه ای یا سورمه ای برابر باذحکم اعدام بود. دم در مدرسه پاچه های شلوارمونو بالل میزدن که ببینن جوراب سفید نپوشیده باشیم. تو سرمای زمستون رو دستامون دست میکشیدن که مبادا کرم زده باشیم و دستامون همیشه از سرما ترک داشت و جرات نداشتیم چربش،کنیم. اگه کاکل هات بیرون بود ناظم از کاکل میگرفت میکشیدت میبرد تو دفتر. بعدشم باران توهین و تحقیر….. اینا یک از هزارشه. شماها دارین به مفهوم واقعی کلمه پادشاهی میکنین.




      2



      0
    25. درکشور من دانش آموزان را تنبیه میکنند خوب بنویسن خوب بخوانند ولی در بزرگ سالی به دلیل خوب نوشتن اعدامشان میکنند .

      خسرو قشقایی




      2



      0
    26. رضا 26 اصفهان

      زمان دبیرستان برای ما گوشی جرم بود شدید
      و هرکسی جواب معلم میداد میرفت تو لیست سیاه
      هرکی باباش پول دار بود محبوب مدیر بود جووووووووووری که ۵تا درس افتاده شد دوتا و تک ماده قبول(((پسره رفیقم بود))
      اون یکی هر سری امتحانا کلاس خصوصی میزاشت ۳۰۰٫٫۴۰۰ هزارتومن سال ۸۷ ۸۸
      می اومد میگفت خرید دیگه من میرم کلاس همون سوالایی که امتحان میاد بهم میگه
      بچه های خوبی داشتیم
      ولی مدیر و ناظم های فاسد
      میشد ازشون استفاده کرد ولی حیف فرصت نشد




      1



      0
  • ارسال نظر