مجله گیزمیز

مهندسای گیزمیز روزتون مبارک!/در دل جامعه مهندسین

ادمین/27
۵ اسفند ۱۳۹۶
۲۶ نظر
  •  

    .

    Image result for ‫روز مهندس مبارک‬‎

     

     

     

    🔹واکنش کاربران فضای مجازی به روز مهندس

    💬مهندس بودن فقط اونجاش که میری اسنپ ثبت نام میکنی…

    💬‏امروز تو دانشگامون جوری روز مهندس رو جشن گرفتن انگار که قرار نیست مسافر کشی کنن !!

    💬خواجه نصیرالدین طوسی و شیخ بهائی وقتی فهمیدن چارنفر قراره با پول باباشون مدرک بگیرن و بنز سوارشن بهشون بگن مهندس،
    هرشب میرفتن پیش زکریای رازی میگفتن حاجی این کشف جدیدتو بیار تست کنیم.

    💬تفاوت بارز پزشکان و مهندسین در این است که: 
    پزشکان در اول کار، از شما امضا می گیرند که هیچ مسئولیتی ندارند.
    ولی مهندسین، در اول کار، به شما امضا می دهند که همه مسئولیت ها را می پذیرند!
    روز مهندس مبارک باد.

    💬‏رشتت چیه؟
    مهندسی کامپیوتر.
    مهندس قربون دستت یه سی‌دی شاد واسه ما رایت میکنی؟

    💬مهندسی که حقوق وزارت کاری میگیره همون روز کارگر رو بهش تبریک بگین بهتره…

    💬مهندسی فقط اونجاش که پول خورد نداری به مسافر میگی برو حلالت

    برچسب ها :
  • پربازدیدهای ماه
  • [metaslider id=146737]
  • نظرات شما
    غیر قابل انتشار : 0
    در انتظار بررسی : 0
    انتشار یافته : 26
    1. یه جوری میگن روز مهندس ، ادم ندونه فک میکنه مهندسی شغله !!ً




      12



      5
    2. چه قشر بدبخت و طفلکی هستن 😐
      واقعا دلم میسوزه!
      البته میشه به سه قشر تقسیم کردشون فارغ از سطح سواد و مدرک های دوزاری!طرف از آزاد و پیام نور چلغوزآباد مدرک داره و به خودش میگه مهندس!
      ۱٫۱% از جامعه ی مهندسی که درآمد و شرایط کاری فوق العاده دارن و از دکترها هم ممکنه جلو بزنن!
      ۲٫شاید ۵۰% از جامعه ی مهندسین با ارفاق حقوق معمولی و کمی بالاتر از خط فقر دارن که ممکنه اصلا تو فیلد خودشونم کار نکنن!!
      ۳٫۴۹% باقی مانده که بیکار تشریف دارن کلا!
      +
      به هر حال! ما به هر ۳ قشر این جامعه ی مظلوم و بیچاره تبریک میگوییم و آرزوی موفقیت داریم براشون!
      تبریک ویژه هم به مهندسای گیزمیز ادمین بانو ، مهندس کاردرست و باحال Hamed خان و سایر دوستان و وابستگان!
      +
      تو کل خاندان ما تنها کسی که مدرک مهندسی نداره منم!
      همه یا برق یا عمران یا معماری :/
      کلا بگم که مجبورم دوران استراحت پسا امتحانی رو با تبریک گفتن طی کنم 🙁
      +
      خطاب به جمله ی متن پست!
      حالا که پزشکا و کادر درمان شدن بی مسیولیت و مهندسا با مسیولیت!! مریض شدین و چپ و راست شدین برید پیش همون مسیول ها!
      یه استادی داشتیم تعریف میکرد که من روزی ۳ ۴تا عمل قلب شاید انجام بدم و سینه بشکافم حالا ممکنه این وسط یکی هم بمیره!مردم انتظار دارن که خودکشی کنم!!نه! اگه ناراحت بشم یا دردسر برام ایجاد بشه دیگه جون اون ۷۰ ۸۰درصد دیگه رو هم نمیتونم نجات بدم!! در کل شغل های درمانی آدم های محکمی میخواد…
      +
      از طرف باهوش سایت:
      کفش ۱۰
      پسر ۵
      سوت ۴
      جواب #۶۰#




      5



      20
      • باهوش سایت جوابشو زدم تو پست




        6



        1
        • هولی شت :/
          به لنگه ها دقت نکردم !
          خانوم نمیشه نصف نمره رو بدی که حداقل پاس بشیم؟




          3



          7
          • هولی شت دیگه چیه؟خجالت نمیکشی؟فردا با ولیت بیا




            6



            2
          • خانوم به خدا اولین بارمونه!(سریع پوزیشن مظلوم و معصوم میگیرد و با بغض حرف میزند 🙂 )
            ایندفعه رو فقط از انضباط کم کنید (این را که میگوید یک قطره اشک در چشمانش حلقه میزند)
            اجازه هست بریم؟ )در حالیکه کج نگاه میکند تا تیر خلاص را بزند 😀 )




            4



            6
          • حالا اشکال نداره باباتم نیومد نیومد یه عمویی دایی پسر خاله ای چیزی اگه بود بگو بیاد…البته مجردا!ترجیحا قد بالای ۱۹۰ هیکل درشت ورزشکاری…بیاد ببینم چی کار میتونم برات بکنم




            10



            3
          • خانوم دختران سرزمینم چی فرض کردی؟!
            همچین کیسی مگه میشه به سن ازدواج برسه و رودست بمونه :/
            مخصوصا که پسرای فامیل ازدواجین و تهش ۳۰سالگی ازدواج میکنن ولی دخترا ناازدواجین و سن ازدواج ۳۵هم داریم!
            ضمنا این حرفهای طاغوتی چیه که میزنید خانوم؟!
            برای ازدواج فقط سه چیز مهمه! ایمان!جهاد!شهادت!
            الانم میرم اداره گزارشتون میکنم که فردا با ولی برید اداره 😀
            با اجازه برم کلاس :)))




            5



            6
          • ولیم خودش گفته…چی فک کردی




            6



            2
          • من تسلیم 😐
            😀




            0



            0
          • ادمین نمیری. هنوزم دارم میخندم به کامنتت!




            3



            4
          • همین دیگه …والا بلا من همین حرفا رو هم تو مهد میزنم هم مدرسه ولی همه فک میکنن شوخی میکنم…بابا شوخی نمیکنم یه خورده جدی باشید

            مرسی اه




            8



            2
      • مهندسای گلی که با لحن شوخی و طنز من آشنایی ندارن بهشون بر نخوره :/
        خوبه گفتم فک و فامیل خودمم مهندسن اونایی که دانشگاه رفتن!
        +
        وضعی که مهندسا تو ایران دارن الان یه چیزیه ۱۸۰ درجه مخالف کشورهای پیشرفته و صنعتی!
        مهندسای ایرانی هر جای دنیا که برن وضعشون خیلی خیلی خیلی بهتر از ایران خواهد بود!
        برای فهمیدن میزان پیشرفت فرهنگی و اقتصادی جامعه به وضع دو تا قشر باید توجه کرد
        ۱٫اساتید و معلمین
        ۲٫مهندس ها و کارگرها
        پدرم میگفت بهم که اون موقعی که داشت باه خاطر عشقش به آموزش با مدرک مهندسی وارد آموزش پرورش میشد فکر میکرد داره به مدرکش خیانت میکنه که دو تا کار باهاش انجام میده :/ ولی اینطور خودش قانع میکرده که نسل جدیدی رو تربیت میکنن که ایران بسازن!
        ولی ج.ا دوست داشتنی هم کلا اعتبار مدارک مهندسی به تمسخر گرفت
        و هم به خاطر جامعه ی اسلامیش(!) نسل های جدید رو از لحاظ اخلاقی داغونتر کرد




        8



        9
      • سلام جوان میشه بگید آمارها را از کجا آوردید ؟
        کلا بد نیست آدم یاد بگیره همه جا نیاز نیست اظهار فضل بکنه
        مگه نه …




        16



        5
        • والا ۲۰۰ ۳۰۰تا مهندسی که میشناسم همین آمار در موردشون صدق میکنه!
          اگه وضع آماری بهتر یا بدتره اعلام بفرمایید!
          ضریب جینی در ایران “”چاک”” خورده!!!!
          یعنی تو هر شغلی یک درصد شاید ۸۰% درآمدهارو داشته باشن!بقیه باید تو کف و خون غلت بزنن و شاید اصلا شغلی هم گیرشون نیاد!!
          میگی نه؟! به آمار وکلای بیکار پزشکای بیکار و مهندسای بیکار نگاه کن!
          تعصب ها رو بذاریم کنار دیگه…




          3



          2
    3. شیدای گیلان

      قصه به هرکه می برم فایده ای نمی دهد
      مشکل درد عشق را حل نکند مهندسی




      3



      0
    4. مشکل ما مهندسا قبل از کنکور این بود که هر چی مخ بود ریخته بودن تو کنکور ریاضی پدرمون پشت کنکور دراومد. بعد از اینکه پوستمون کنده شد کنکور قبول شدیم رشد بی ضابطه دانشگاهها و افزایش بی ضابطه ظرفیتهای ورود به دانشگاهها، رییییید تو آینده مون. هنوزم یادم نمیره سال اولی که من رفتم دانشگاه سال اول ریاست جمهوری احمدی نژاد بود. تابستون سال بعد داشتم برای دختر همسایه مون انتخاب رشته میکردم دیدم تمام ظرفیتهای پیام نور دوبرابر شده! کلی رشته محل جدید اضافه شده. در صورتیکه دانشگاه همون دانشگاه بود. این اتفاق برای بقیه انواع دانشگاهها هم افتاده بود. دقیقه ای یه دانشگاه غیرانتفاعی و پیام نور و آزاد و فلان و فلان باز میشد. حتی ظرفیتای دانشگاههای سراسری به شدت افزایش پیدا کرد.
      کلی رشته محلهای شبانه با ظرفیتهای بالا اضافه شد و … و … و … هر رشته محلی هم که اضافه میشد یا براش دانشگاه میساختن مهندسی بود.
      هیچوقت یادم نمیره همکلاسی دبیرستان من دو سال کنکور آزاد شرکت کرد تا کاردانی دانشگاه آزاد ساوه قبول شد. یکی دیگه شون سه سال شرکت کرد تا ریاضی محض دانشگاه آزاد تبریز قبول شد. یکی دیگه از شهریار رفت بیرجند کاردانی علمی کاربردی کامپیوتر بخونه! من کاردانی کامپیوتر علمی کاربردی تهران قبول شده بودم دوستم که تو کنکور علمی کاربردی قبول نشده بود زنگ زد به من خبر داد و تبریک گفت! بچه ها از تهران میرفتن شهرستانای یزد و خراسان برای دانشگاه آزاد.
      سال آخر کارشناسیم بودم یادمه قشنگ دانشگاه تهران تو پردیس کرج ظرفیت ارشدش روزانه دو نفر بیشتر نبود! دو تا هم شبانه. بقیه دانشگاهها هم همین بودن. دکترا که یه نفر یه نفر میگرفتن. هر دانشگاه هر دانشگاهی ظرفیت ارشد دکترا نداشت.
      دو سه سال بعد همه ظرفیتا چند برابر شد. مثلا یادمه داشگاه رشت فقط تو یکی از گرایشا ۲۴ نفر ارشد گرفت.
      تو خود دانشگاه ما بعد چند سال انقدر سطح دانشجو اومده بود پایین که من راضی نشدم برم درس بدم. گفتم حوصله شونو ندارم. میون این همه رشته محلهای مهندسی برق و مکانیک و کامپیوتر و درد و مرض تو دانشگاههای غیرانتفاعی و آزاد و پیام نور و فلان، دیگه کی میاد کاردانی آبیاری بخونه؟ اونی که جای دیگه راش ندادن!
      رقابتها به حدی پایین اومده که من میگم حتی دانشجوهای دانشگاههای صنعتی مرکزمون هم سطحشون اومده پایین. ارشد که دیگه هیچی. مثلا شما فارغ التحصیل ارشد دانشگاه سراسری تو تهران رو در سال مثلا ۸۷ به هیچ عنوان مقایسه نکنید با سال ۹۴! دکترا هم به همین ترتیب. مخصوصا اینکه خیلی از نخبه ها لیسانس که گرفتن یا رفتن از این مملکت یا خیری در ادامه تحصیل ندیدن انصراف دادن. میدون خالی میشه برای سایرین.
      اوضاع جوری شد که اگه یه مهندس با لیسانس هم کارش درست بود مجبور شد بخاطر اینکه از نرم جامعه عقب نیفته ادامه تحصیل بده. تا بتونه تو بازار کار موقعیت قبلی خودش رو حفظ کنه.
      حالا بعد اون همه مکافات درس خوندن اومدیم آزمون استخدامی شرکت کنیم دیدیم فلان سازمان و وزارتخونه اصلا آزمون ورودی نداره!!! نیروهاش از طریق نامه و سفارش و سهمیه حتی از رشته های غیر مرتبط تامین میشه!!! اونم از چه دانشگاههایی. دوقوزآباد! نه اینکه اون سازمانی که آزمون میذاره این کار رو نمیکنه ها نه اونم همون بود. از هر ده نفر یه نفر از طریق آزمون جذب میکردن برای اینکه حفظ ظاهر کنن. همسر من تو آزمون وزارت نیرو قبول شد برای مصاحبه که رفته بود همه مصاحبه شوندگان از نیروهای خودشون بودن. که معلوم نیست چه جوری وارد شدن. معلومه البته!
      بعد اومدیم تو بازار کار آزاد با حقوق کارگری تو شرکتهای خصوصی پدرمون دراومد به هیچ جا هم نرسیدیم. دیدیم آینده نداریم اومدیم شرکت ثبت کردیم گفتیم بریم ببینیم اونجا چه خبره. بعله! اونجا هم خبری نبود! تا نوبت به ما رسید گفتن بید سه سال سابقه بیمه داشته باشید. چون مثل ما خیلیهای دیگه هم اقدام کرده بودن. اونهایی که تو بازار کارن خواستن شرایط رو برای ورودیهای جدید سخت کنن. نظام مهندسی هم دقیقا مثل دانشگاهها کرد. برای اینکه پول بیشتری به جیب بزنه سقف ظرفیت اعطای مدرک طراحی رو برداشت و به هر کسی یه مدرک داد!
      خلاصه چون ما در ابتدای این بازه تغییرات قرار داشتیم تونستیم با هزار مکافات شرکت رو ثبت کنیم. اما بعدش چی؟ بعدشم هیچی! اومدیم دیدیم بازار تو قبضه قدیمیهاست. شرکتهای بزرگ از پا دراومدن و سپاه خریدتشون. شرکتهای کوچیک هم وضعشون داره خراب میشه. هر کس که داشت دووم آورد هر کس هم که نداشت و ضعیف بود جمع کرد.
      برای پروژه های کوچیک که در حد ما بود دیدیم باید رشوه بدیم. طرف دیپلمه بود پیمانکار شده بود رشوه میداد پروژه میگرفت بعد از فارغ التحصیلای مدرک دار مدرکشونو سالانه اجاره میکرد به سه تومن! هر جا هم رزومه مونو دادیم کسی نیگاه هم نکرد!
      یکی گفت من فلان سازمان آب آشنا دارم بیا معرفیت کنم. همسرم گفت من حق کس دیگه رو نمیخورم. گفت یه سردار میشناسم رزومه تو بده خودتم بیا. همسرم رفت سرداره مفنگی اصلا رزومه رو نیگاه نکرد گفت بیا برای انتخابات تو ستاد من فعالیت کن. ما هم نکردیم! فک کن این آقا ما رو ببره پشت یه میزی بنشونه فردا هر خواسته غیرقانونیی ممکنه بکنه! همین سردار به همین دوستمون که میخواست معرف ما بشه پیشنهاد مدیریت تو بخشی از صدا و سیما رو داده بود صرف اینکه همرزم بودن! این آشنای ما هم نرفته بود. گفته بود من که بلد نیستم چرا باید برم پشت همچین میزی بشینم جواب خدا رو نمیتونم بدم!
      خلاصه جوونیمون رفت. اومدیم تو بازار کار بدون سرمایه بدون خاکخوری. کو تا برسیم با جایی که باید! فقط داریم دووم میاریم. هی میدویم تا فقط شرایط موجود رو حفظ کنیم.
      منم الان افتادم به پایاننامه نویسی. برای مهندسای شهرداری که سنی ازشون گذشته و با دیپلم استخدام رسمی شدن! بعد دارن تو این دانشگاهای آزاد دوقوز آباد مدرک میگیرن! دیدم مملکتم خرابه شده منم یه کلنگ دستم گرفتم افتادم به جونش بلکم زودتر از هم بپاشه بره!…
      ببخشید خیلی کامنتم طولانی شد.
      الهام جان سر درد دل مارو باز نکن ثواب داره.




      12



      2
      • من خودمم این مشکلاتو درک میکنم

        ولی مشکل من اینه که خودم بیشتر از همه از خودم شاکیم که چرا این کارو کردم…همیشه میگفتن بچه درسخون باید بره رشته خوب من اصلا شناختی از رشتم نداشتم فقط به خاطر اینکه رتبه خوبی داشتم و بقیه گفتن رفتم…دانشگاه خوب رشته خوب همه چیز خوب و عالی ولی چیزی نبود که من بخوام…اتفاقا تو درسا هم خوب بودم ولی ته دلم دوستش نداشتم …همیشه دلم میخواست برم رشته انسانی ولی خوب خانواده اجازه ندادن اولا چون مدرسه های سمپاد اون موقع انسانی نداشت بعدم چون اسمش بد در رفته بود…وقتی به دانشگاه و واحدای پدر در بیاری که گذروندم فک میکنم غصم میشه…یعنی این همه سختی لازم بود؟برای چیزی که الان تو زندگیم خیلی کاربردش کمه؟باور میکنی از لج  این همه درسی که خوندم دارم میرم حق التدریس مدرسه درس میدم؟با اینکه خیلی از نظر حقوق بالا نیست و آنچنان مالی دستمو نمیگیره؟ولی یه جوری انگار خودآزاری گرفتم میگم بااااید از چیزی که خوندم استفاده کنم…تو این مملکت آدما به اندازه سختی که کشیدن به عافیت نمیرسن .وقتی میگن مهندس واقعا ته دلم یه بغضی دارم …شاید بخندم و با مسخره کردن بقیه همراه بشم ولی واقعا اون حجم سختی این پایانو نباید داشته باشه…




        15



        0
        • ای بابا… تازه یادم افتاد. همسرم دو سه ترم رفت درس داد دانشگاه ساعتاش رو پر نمیکردن. عین ما ریخته بودن تو دانشگاه که دو ساعت در هفته تدریس بگیرن واسه رزومه شون. بعد یه سال حقوقشو میرختن. آدم روش نمیشد بگه چقد میدن.
          یه تعاونی کشاورزی تو شهریار استخدام زده بود چند ماه هم سر اون دوندگی الکی داشتیم. نگو آگهی استخدامشون صوریه. اصلا کارشناس نمیخوان. چون اصولا کار کشاورزی نمیکنن فقط سم میفروشن. فقط دارن تحت پوشش کشاورزی کار بانکی میکنن.
          من ده سال پیش زمانیکه هنوز تو جامعه نیفتاده بودم کلی انرژی و علاقه مندی داشتم. کلی گل و بلبل میدیدم همه چیو. ولی الان ماههاست دارم از خودم میپرسم من چی دوس دارم؟…




          5



          0
        • من آدمی هستم که به انواع رشته های ریاضی و تجربی و انسانی علاقه مندم. سال اول دبیرستان معلم ادبیاتمون فکر میکرد من میرم رشته انسانی، معلم زیستمون فکر میکرد میرم تجربی و معلم ریاضیمون هم فکر میکرد میرم رشته ریاضی.
          تو دانشگاه هم رشته خودم رو هم خیلی دوس داشتم. مخصوصا دوس داشتم تو همین زمینه کار کنم. یادمه خیلی از همکلاسیای من با وجود اینکه بچه های مستعدی بودن اما علاقه ای به رشته شون نداشتن. به خصوص اینکه تو جامعه روشون نمیشد اسم رشته شون رو بیارن. اما من هر وقت از کنار مزرعه ای رد میشدم که آبپاش ها داشتن کار میکردن محو این صحنه میشدم. کلا کار با آب و گیاه و خاک رو خیلی دوس داشتم.
          نمیدونم چرا انقد رشته های انسانی توکشور ما بلااستفاده و بی ارزشه! در حالیکه مشکل اصلی ما همینه! روانشناسی انسانشناسی فلسفه جامعه شناسی مردم شناسی جغرافیا و … یه بار تو تلگرام با یه دکترای روانشناسی که یه کانال داشت بحث کردم که چرا از فلان شاخص آماری فلان استفاده غلط رو میکنین. کار بسیار غیر علمی که خیلی مردم رو به غلط مینداخت. کلی براش توضیح دادم و شرح و تفسیر کردم و فقط ازش یه جواب کلی گرفتم. چون اصلا آمار رو نمیفهمید. به هیچ عنوان هم کوتاه نمیومد فکر میکرد عقل کله. منم بیخیالش شدم. اگه فقط یک سوم از بچه های دهه شصتی که رفتن ریاضی میرفتن انسانی الان وضعمون این نبود.




          2



          0
      • چقد مثل دل پر من بود حرفاتون… من هنوز تحصیلم تموم نشده بعد تموم شدنش امید چندانی ندارم…
        الانم ندارم… وقتی میبینم اونا که با سهمیه اومدن دریغ از یه کلمه درس خوندن و یاد گرفتن چارتا خط میگن ما کارمون معلومه مدرکمونو فقط باید بگیریم حالم بد میشه
        همکلاسیم با رژ جیغ و آرایش زیاد میرفت سرکلاس و تو کلاس با ناز و ادا خرف می زد که چون استاد هیزه بهش نمره بده… بعد کجا؟ تو یه دانشگاه دولتی خوب
        یکی دیگه م همه ش دور و بر استادا و دانشجوهای ارشد و دکترا و پسرایی که خانواده های با نفوذ دارن…
        آخرشم همین سهمیه ایا و پارتی دارا میرن سرکار… منم باید برا ارشد جون بکنم تا بعدش




        1



        0
    5. من.بابام.خواهرم(درحال تحصیل).دایی و خانمش.عموم حالا از چی بگم




      0



      1
    6. تبریک میگم به معنسای سایت به ویژه پسر نخبه مون امید خان عزیز!
      اینکه می بینم بچه های شریف و امیرکبیر یا ترک وطن می کنند یا دوباره شدن دانشجوی پزشکی و دندون پزشکی و مشاوره کنکور و مربی آموزشگاه دلم میگیره!
      اعتراف می کنم فقط بخاطر اسم مهندسی دهه ی ۸۰ رفتم فنی! ولی همون ترم اول انصراف دادمو فهمیدم این کاره نیستم!
      این روزا هم که مهندسیِ دکتر احمدی نژاد حسابی گل کاشته! به اونم تبریک میگم




      3



      1
      • سلام…
        خاله جان خیلی ممنون بابت محبتتون. سپاس.
        ——
        تعداد دوستای تاپ دانشگاه های تهرانیم که طبق موارد بالا از مهندسی دور شدن بیشتر داره میشه از دوستایی که موندن و میگذرونن.
        ——
        ای بابا…اینقدر حرف هست که هیچی ولش کنیم بهتره.




        3



        0
    7. کیمیا- تهران

      ببخشید ولی باید ر….د تو این رشته های مهندسی که تو دانشگاههای کوفتی درس میدن…من نرم افزار خوندم با رتبه ۹۰۰ یعنی متنفرم ازش چون ۶ ساله دارم کار میکنم و تو رشته خودم نیستم و الان فقط ازش اسمش یادم مونده..خیلی شاکیم خیلی شاکی که چرا تو اینجا بدنیا اومدم و چرا با شوهرم به هر دری میزنیم نمیشه بکنیم بریم ازین خراب شده…چرا تو دانشگاه ههای ایران هیچی یاد نمیدن..همه همکلاسیام بعد کلی دوره های موسسه فنی واسه خودشون تونستن یه کاری راه بندازن خیلی هزینه کردن ولی منی که نمیشد هزینه کنم الان تو یه جای دولتی به صورتی کاملا پرو›ه ای شش ساله کار میکنم و تبدیل وضعیت حتی به قراردادی نمیشم و شوهرمم بعد ۱۲ سال کار تو جای دولتی امسال گفتن بودجه مملکت کمه و حقوقشونو ۵۰۰ تومن کم کردن اونم تازه تو وزارت خونه……..خیلی دلم پره ادمین جان به قول معصومه انگولک نکن 🙁




      7



      0
    8. اینکه مهندسا میگن ما اول امضا میکنیم و مسولیت تا آخر رو میپذیریم و میگن پزشکا اول امضا میگیرن که هیچ مسولیتی رو نمیپذیرن بر میگرده به قوانین متعالی شرعی ما که مثلا میتونیم بریم از پزشکی که کلیه تومور دار مارو از بدنمون خارج کرده شکایت کنیم و طلب دیه بکنیم اگه اون امضا ها رو نگیره. نکته دیگه مهندس عزیز شما مسولیت چیزی رو میپذیری که بر اساس علمت ایجاد شده و مدل رفتارش کاملا قابل پیشبینی هست برات. ولی پزشک با موجودی طرفه که طراحیش بر اساس علم نبوده. مثلا مهندس عزیز اگه قرار بود انسان رو طراحی کنی سوراخ غذا و نفسش رو انصافا اینقدر نزدیک به هم طراحی میکردی ؟ یا دندونش رو از ماده مقاومتری مثل همونی که دندونپزشکا دندونو باهاش پر میکنن درست نمیکردی ؟




      4



      3
  • ارسال نظر