مجله گیزمیز

ناصر محمدخانی را از فرودگاه دزدیدند/ آدم‌رباها: اقوام همسر صیغه ای محمدخوانی!

  • به نقل از همشهری: با تهدید و اجبار، این فوتبالیست مشهور را ربودند و چند ساعت در خانه‌ای زندانی کردند. ماجرا از این قرار بود که شامگاه سه‌شنبه این فوتبالیست جنجالی و بازیکن سابق تیم ملی و پرسپولیس برای خانواده‌اش پیامکی فرستاد و عنوان کرد که بستگان همسرش او را با تهدید ربوده و قصد دارند به خانه‌ای در جنوب پایتخت ببرند. در چنین شرایطی خانواده این فوتبالیست راهی اداره پلیس شدند و به طرح شکایت پرداختند. آنها عنوان کردند که جان وی در خطر است و به‌دلیل اختلافاتی که این بازیکن با همسرش دارد، ممکن است بستگان همسرش بلایی سر وی بیاورند.

    .

     

    چند ساعت بعد

    با ثبت این شکایت پرونده‌ای تشکیل شد و تیمی از مأموران اداره یازدهم پلیس آگاهی پایتخت راهی مخفیگاه آدم‌ربایان در جنوب تهران شدند. آدرسی که فوتبالیست معروف در اختیار خانواده‌اش قرار داده بود متعلق به یکی از بستگان همسر وی بود. وقتی مأموران به مقابل در خانه رسیدند حدود ۴بامداد سه شنبه بود که در نهایت با حکم قضایی وارد خانه شدند و با دستگیری ۸ نفر از آدم‌ربایان، گروگان را پس از ساعت‌ها اسارت آزاد کردند. اما انگیزه آنها از آدم‌ربایی چه بود؟

    با آزاد شدن فوتبالیست مشهور و دستگیری گروگانگیران تحقیقات از آنها در اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران آغاز شد. عامل اصلی آدم‌ربایی به مأموران گفت: آقای فوتبالیست مدتی قبل با دختر یکی از بستگان ما به‌صورت موقت ازدواج کرد. مدتی بعد متوجه شدیم که آنها دچار اختلاف شده‌اند.

    به‌دنبال این ماجرا بزرگان فامیل جمع شدند و با پادرمیانی و وساطت این زوج را آشتی دادند. حتی من هم چندین بار با او صحبت کردم اما این اختلافات ادامه داشت و بحثمان شد. وی ادامه داد: مدتی که گذشت باردیگر متوجه اختلافات آنها شدم به حدی که زن جوان این بار از خانه‌اش قهر کرد و پیش ما آمد.

    وقتی از او شنیدم که اختلافات آنها جدی‌تر شده تصمیم گرفتم شخصا این موضوع را حل کنم. وی گفت: چند روزی که گذشت متوجه شدم آقای فوتبالیست به سفر رفته است. در چنین شرایطی با کمک چند نفر از آشنایانمان نقشه کشیدیم تا پس از بازگشت او، به فرودگاه برویم و با کشاندن وی به خانه‌ای در جنوب پایتخت هم او را گوشمالی دهیم و هم کاری کنیم که دیگر همسرش را ناراحت نکند.

    متهم ادامه داد: شب حادثه به فرودگاه رفتیم و چون از قبل زمان بازگشت او را می‌دانستیم منتظر ماندیم. وقتی از فرودگاه خارج شد به سمتش رفتیم و به زور او را سوار ماشین کردیم. پس از آن او را به خانه‌ای در جنوب پایتخت بردیم و در آنجا با هم درگیرشدیم؛ غافل از اینکه او به خانواده‌اش اطلاع داده و چند ساعت بعد ماموران به خانه‌ام آمدند و دستگیر شدیم. اصلا فکرش را نمی‌کردم پای پلیس به ماجرا کشیده شود چرا که موضوع کاملا خانوادگی بود. به گزارش همشهری، هم‌اکنون تحقیقات در این پرونده در دادسرای جنایی تهران ادامه دارد.

    .

     

     


     

    درحالی که همین امسال در جشنواره فیلم فجر ، قصه زندگی ناصر محمدخانی و قتل همسرش ، لاله سحرخیزان سوژه فیلم یادم تو را فراموش شده است ، ناصر ، مهاجم توانمند دهه ۶۰ فوتبال ایران دوباره خبرساز شده است.

    ناصر که دقیقا دو دهه قبل برای قتل همسرش توسط همسر صیغه ای اش ، خبرساز شد و پرونده شهلا یکی از عجیب ترین پرونده های جنایی ایران شد و فرزندان ناصر را از داشتن مادر محروم کرد ، هنوز هم دیگر نامی در فوتبال ندارد . بازیکنی که از علی پروین تا مرحوم حجازی و پورحیدری در وصفش می گفتند بهترین بازیکن بعد از انقلاب. کسی که علی کریمی را در برابرش ناتوان می خوانند ، این قدر اسیر حاشیه ها شده است که دیگر کمتر نامی از او در محافل فوتبالی می شنویم. افسوس!

    .

     

     

     

     

     

  • پربازدیدهای ماه
  • [metaslider id=146737]
  • نظرات شما
    غیر قابل انتشار : 0
    در انتظار بررسی : 3
    انتشار یافته : 19
    1. دو زن رو به کشتن دادی،بس نیس؟

      Thumb up 48 Thumb down 3

      • نه طرفدار پرسپولیسم نه شهلا نه لاله… ولی هروقت نامررررررررردی این بشر،یادم میفته…
        **************

        ﺑﻪ ﻧﻘﻞ ﺍﺯ ﻭﺑﻼ‌ﮒ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﮔﻢ ﺷﺪﻩ

        ﻋﻤﻮ ﻧﺎﺻﺮ ﺳﻼ‌ﻡ!

        ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﮐﻪ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪﻡ ﺧﺒﺮ ﺗﺎﺋﯿﺪ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺷﻬﻼ‌ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻧﺪﻡ ﺍﺻﻠﻦ ﻫﻢ ﺗﻌﺠﺐ ﻧﮑﺮﺩﻡ. ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﭼﺮﺍ؟ ﭼﻮﻥ ﺣﺎﻻ‌ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻭﻗﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻪ ﺩﺍﺭ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﺷﻬﻼ‌ ﺳﺖ. ﺣﺎﻻ‌ ﮐﻪ ﺑﺮﻑ ﻫﺎ ﺩﺍﺭﺩ ﺁﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺳﺮﺑﺎﺯﺍﻥ ﻭ ﻣﺠﺮﯾﺎﻥ ﺑﻪ ﺩﺍﺭ ﮐﺸﯿﺪﻥ، ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺑﻪ ﺑﺮﻑ ﺭﻭﺑﯽ ﺳﮑﻮﯼ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ.

        ﺍﺻﻠﻦ ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﻫﺎ! ﻋﻤﻮ ﻧﺎﺻﺮ ﺧﻮﺩﺕ ﺧﻮﺑﯽ؟ ﺑﺒﯿﻦ! ﻣﻦ ﻫﻤﻪ ﻣﺎﺟﺮﺍﯼ ﻋﺸﻘﯽ ﺗﻮ ﻭ ﺷﻬﻼ‌ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﯽ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ.

        ﻧﺎﺻﺮ! ﯾﺎﺩﺕ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﺧﺎﻧﻪ ﯼ ﺷﻬﻼ‌ ﺩﺭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻇﻔﺮ؟ ﻫﻤﺎﻥ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ *** ﻭ ﻫﯿﮑﻞ *** ﺷﻬﻼ‌ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻫﺎﻥ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺘﯽ؟ ﻫﻤﺎﻥ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺷﻬﻼ‌ ﺑﺴﺎﻁ ﺗﺮﯾﺎﮎ ﮐﺸﯽ ﺗﺮﺍ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ؟

        ﺭﺍﺳﺘﯽ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﯼ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺎ ﺷﻬﻼ‌ ﻋﺸﻖ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺧﻮﺩﺕ ﭼﻪ ﺳ…ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺖ. ﺁﺧﺮ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﺍﮔﺮ ﺷﻬﻼ‌ ﺳ…ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩﺵ ﺗﺮﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ ﮔﺮﭼﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ ﻫﻤﺴﺮﯼ ﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺧﻮﺩﺵ ﻫﻮﻭﯾﯽ! ﺷﻤﺎ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﻮﺩﯾﺪ. ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﺯﻥ ﺷﺮﻋﯽ ﺍﺕ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ!

        ﻧﺎﺻﺮ! ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﮐﺘﺎﺑﯽ ﺭﺍ ﯾﺎﺩﺕ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ؟ ﻫﻤﺴﺮ ﻧﺎﺯ ﻭ ﺧﻮﺑﺖ ﻣﺤﻞ ﺍﻣﻦ ﻭﺁﺳﺎﯾﺸﯽ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ. ﺧﺐ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﺵ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺗﻮ ﻫﻢ ﺭﻓﯿﻖ ﻋﻠﯽ ﭘﺮﻭﯾﻦ ﺑﻮﺩﯼ ﻭ ﭘﻮﻝ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﭘﻮﻝ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻟﺖ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ ﻭﻟﯽ ﺭﺍﺳﺖ ﻭ ﺣﺴﯿﻨﯽ ﺧﻮﺵ ﺑﺨﺖ ﻧﺒﻮﺩﯼ ﺭﻓﯿﻖ؟ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﮐﻪ ﭘﻮﻝ ﻧﯿﺴﺖ! ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺁﻟﻤﺎﻧﯽ ﻫﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﺯﻥ ﺧﻮﺏ، ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﺧﻮﺏ ﻭ ﺁﺷﭙﺰﺧﺎﻧﻪ ﺧﻮﺏ، ﻭﻟﯽ ﺗﻮ ﻫﻤﻪ ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺘﯽ ﻭﻟﯽ ﺗﻦ ﺍﺕ ﻣﯽ ﻟﺮﺯﯾﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯼ. ﺍﺻﻠﻦ ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﻭ ﺷﺮﻉ ﻭ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻭ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ.

        ﻋﻤﻮ ﻧﺎﺻﺮ ﯾﺎﺩﺕ ﻣﯽ ﯾﺎﺩ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ﺭﯼ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺗﻮ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﺯ ﺑﻬﺖ ﺧﺒﺮ ﻣﺮﮒ ﻻ‌ﻟﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩﯼ؟ ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺏ ﺍﺕ ﺭﺍ ﮐﻒ ﺳﺎﻟﻦ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ ﺑﻮﺩﯼ ﻭ ﺑﺎ ﭘﯿﮋﺍﻣﻪ ﻭ ﺗﯽ ﺷﺮﺕ ﺳﻔﯿﺪ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﻧﺸﺴﺘﯽ ﻭ ﺩﺭ ﺳﺎﻋﺖ ﺩﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻇﻬﺮ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺻﺒﺤﺎﻧﻪ ﺧﻮﺭﺩﯾﻢ ﻭ ﮔﻔﺘﯽ ﺩﺍﺩﺍﺵ! ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﯾﮕﻪ ﺟﺎﯼ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﮑﻨﻢ ﻭ ﺑﺮﻭﻡ.

        ﺑﻬﺖ ﮔﻔﺘﻢ ﺭﻓﯿﻖ ﺷﻬﻼ‌ ﭼﯽ ﻣﯿﺸﻪ؟ ﮔﻔﺘﯽ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﺷﺪ ﭼﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺷﻬﻼ‌ ﻭ ﯾﺎ ﮐﺲ ﺩﯾﮕﺮ. ﮔﻔﺘﻢ ﻣﺸﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﯼ ﻣﺸﺘﺮﮎ ﺩﺍﺷﺘﯿﺪ ﻫﻤﺶ ﭘﺮ؟ ﮔﻔﺘﯽ ﺁﺭﻩ. ﻣﯽ ﺩﻭﻧﯽ ﺗﻦ ﺍﺕ ﺩﺭﺩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﭼﻮﻥ ﺑﺴﺎﻁ ﺗﺮﯾﺎﮎ ﮐﺸﯽ ﺷﺐ ﻗﺒﻞ ، ﺧﻮﺏ ﻧﺒﻮﺩ. ﺍﺻﻠﻦ ﺧﻠﻖ ﺍﺕ ﺗﻨﮓ ﺑﻮﺩ ﻭﻟﯽ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺷﺪ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ.

        ﻋﻤﻮ ﻧﺎﺻﺮ ﻧﻤﯽ ﮔﻢ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺷﻬﻼ‌ ﻭ ﯾﺎ ﮐﺲ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﻗﺘﻞ ﺭﺍ ﺩﺍﺩﯼ ﻭﻟﯽ ﻣﺸﺘﯽ! ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺍﻡ ﻟﻮﻃﯽ ﻫﺎ ﻧﯿﺴﺖ . ﻣﻦ ﻣﺜﻞ ﺷﻬﻼ‌ ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﺷﻪ ﻭﻟﯽ ﻃﺮﻑ ﻭﻟﺶ ﮐﻨﻪ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻥ ﺧﺪﺍ! ﺗﻮ! ﺗﻨﻬﺎﺵ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ ﻭ ﺭﻓﺘﯽ. ﺍﯼ ﺁﻗﺎ! ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﮐﻪ ﻣﺮﮒ ﻭﺍﮊﻩ ﻣﻠﻤﻮﺱ ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﭼﻪ ﻓﺮﻕ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺷﻬﻼ‌ ﺑﻤﯿﺮﺩ ﯾﺎ ﮐﻪ… ﻣﻬﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﯼ!

        ﯾﺎﺩﺕ ﻣﯽ ﯾﺎﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻇﻔﺮ ﮐﻪ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺷﻬﻼ‌ ﺑﺎ ﭼﻪ ﺳﻠﯿﻘﻪ ﺍﺗﺎﻕ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺗﺰﺋﯿﻦ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﭼﻪ ﻇﺮﺍﻓﺘﯽ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍﻩ ﻣﯽ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺑﺎ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﺵ ﻣﺤﻮ ﺗﻮ ﻭ ﺣﺮﮐﺎﺕ ﺗﻮ ﺑﻮﺩ؟ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﯽ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺗﻮ ﻫﻢ ﻋﺎﺷﻖ ﺍﺵ ﺑﻮﺩﯼ ﻭﻟﯽ ﺧﻮﺏ ﭘﺎﯼ ﻻ‌ﻟﻪ ﻫﻢ ﺩﺭ ﻭﺳﻂ ﺑﻮﺩ. ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﻣﺰﺍﺣﻢ ﻋﯿﺶ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺧﺮﺍﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. ﻻ‌ﻟﻪ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺷﻬﻼ‌ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻭﯾﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺑﻪ ﻟﻨﺪﻥ ﻭ ﺧﺎﺭﺝ ﺍﺯ ﮐﺸﻮﺭ ﺁﻣﺪﯼ.

        ﻋﻤﻮ ﻧﺎﺻﺮ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻫﻢ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﮐﻮﺩﮐﺎﻧﺖ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ﺣﺲ ﺷﺮﻡ ﻭ ﮔﻨﺎﻩ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺳﺮﺍﻏﺖ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﯾﺎ ﮐﻪ ﻧﻪ؟

        ﺧﺐ ﺭﻓﯿﻖ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﻡ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻃﻮﻻ‌ﻧﯽ ﺷﺪ. ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﺷﻬﻼ‌ ﺑﺪ ﺟﻮﺭﯼ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ﻭﻟﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﺪﻥ ﺗﻮ ﻧﻪ!

        Thumb up 33 Thumb down 6

    2. الان من توی شوکم شدید
      من دیشب فیلم خشم و هیاهو رو دیدم اولین بار و همین ۱ ساعت قبل یبار دیگه سرچ کردم ماجرا رو و داشتم میخوندم. یعنی هنوز پیج های مربوط به ماجرا الان که دارم تایپ میکنم بازه. بعد یباره اومدم گیزمیز و این خبرو دیدم! الان هنگم قشنگ 😐

      Thumb up 14 Thumb down 0

    3. باز زن صیغه کرد؟:|

      Thumb up 18 Thumb down 0

    4. حیف شد باید بش تجاوز میکردن بعدشم میکشتنش

      Thumb up 15 Thumb down 9

    5. زمانی که این ماجرا رخ داد من نوجوان بودم و خبرها رو دنبال میکردم از طریق روزنامه ها. سالی که شهلا رو اعدام کردن خوب یادمه
      اما هیچ وقت واقعیت امر مشخص نشد. هیچ وقت هیچ کس با اطمینان نگفت که ماجرا چی بود. چقدر دادگاه تشکیل شد و چقدر قاطی ها رای به محکومیت دادن و چقدر باطل کردن و …

      در مورد پسرهای ایشون هم اگر بچه هاش باهاش دشمنی و کینه ای داشتن الان دیگه مردی شدن برای خودشون واگر پدرشون رو دخیل در مرگ مادر میدونن، میتونن عدالت رو در حقش اجرا کنند
      پس به نظر من بهتره این مواردی که مثل رازی در دل تاریخ میمونن رو قضاوت نکنیم چون اون کاره هاش هم از پسش بر نیومدن چه برسه به ما

      Thumb up 14 Thumb down 4

    6. چه فرقی میکنه

      دویاره رفته زن صیغه کرده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ای بابا

      Thumb up 13 Thumb down 1

    7. ایشالا ک یروزی همین قضیه صیغه کردنات ی بلایی سرت بیاره بلکه خون کسایی ک با خودخواهی وزیاده خواهی هات ب گردنته حروم نشه …. مردک تو ک نمیتونی غلط میکنی انقدررررررر صیغه میکنی معلوم نیست چیکارمیکنه این بلاهارو سرش میارن… بدم میادازش

      Thumb up 26 Thumb down 3

    8. افسانه شیراز

      چقدر این اقا حاشیه داره،یعنی هر ادم دیگه ای جای این بود با اون جریان لاله وشهلا و اون ابروریزیها دور زن جماعتو ی خط قرمز میکشید ودیگه پیداش نمیشد ولی ایشون مثل اینکه خیلی بیش فعاله وهمچنان روحیه وامادگیشو حفظ کرده … 😐

      چطوری این خانمه حاضر شده همسر موقتش بشه اونم با این تاریخچه درخشان… ://////

      Thumb up 21 Thumb down 1

      • خیلی خیلی ببخشید که اینطور حرف میزنم ولی هیچ جور دیگه ای حق مطلب ادا نمیشه.

        با نهایت تاسف:
        چیزی که زیاده زن و دختر خر!!!

        Thumb up 1 Thumb down 2

    9. یک چیز قطعیه و اون اینکه شهلا جاهد اونقدر ناصر رو دوست داشت که حاضر نشد زوایای پنهان و رازهای اون پرونده رو که یقینا” ناصر و همدستانش درش دست داشتن رو بازگو کنه و ناصر در نهایت بی معرفتی و نامردی با خانواده زنش در قصاص اون همداستان شد و جرات نکرد مخالفت کنه…

      ایکاش بجای اینهمه حاشیه به زندگی عادی و البته حرفه ائی فوتبال برمی گشت و زندگی جدیدی رو شروع میکرد

      او یقینا” یک نابغه بی تکرار و یک زلزله ی ۱۰ ریشتری در زمین بر سر حریف بود…

      افسوس و افسوس که انسان قدر اینهمه لطف و عنایت خدا رو با اعمالش اینجور میده…

      Thumb up 10 Thumb down 2

    10. فتانه/28/تهران

      حالا چه آش دهن سوزی هست که انقدر سرش دعواست ؟!!!

      Thumb up 14 Thumb down 1

    11. کاش حداقل یه کم قیافه داشت :/

      Thumb up 13 Thumb down 0

    12. هر جا سخن از اینکارا هست اسم تیم قرمزها میدرخشد

      Thumb up 10 Thumb down 23

    13. من اون سال ها با خودم آرزو کردم اگه یروز وکیل شدم پرونده شهلا رو دوباره به جریان بندازم..
      الان که فکر میکنم میبینم از این شهلاها و ناصرها تو کشور ما فراوونه..

      Thumb up 7 Thumb down 1

    14. مظلوم ترازشهلاوجنازه اش ندیدم….
      بچه هاهنوزیادم نمیره …
      بهشت زهرا ساعت ۱۱صبح….
      …. یه خانمه حدود۵۰ساله باظاهرشیک ومرتب باموهای بلوند
      بانگاه به جنازه شهلاگفت این کیه گفتم شهلاقاتل لاله سحرخیزان زن ناصر…گفت بسه پسر…
      یادت باشه آدم عاشق آخرعاقبتش همینه یامیکشه یامیکشنش فرقی ام نداره یاجسمش ویاروحش و ….

      Thumb up 11 Thumb down 0

    15. ایکاش یکم فکر ما پرسپولیسیهارو میکردی …فکر باشگاهی که اونجا توپ زدی…فکر نکنم بخاطر کاری که با شهلا کردی تا آخر عمرت خیر ببینی …من جات باشم خودکشی میکنم و به این زندگی ننگین پایان میدم….تازه اون دنیا خدا منتظر توست ….

      Thumb up 5 Thumb down 0

  • ارسال نظر