مجله گیزمیز

نقش های ترسناکی که صدمات جسمی و روحی جبران ناپذیری به بازیگران وارد کردند(۲)

  •  

    ۱۰- ویرا فارمیگا در فیلم احضار روح (۲۰۱۳)

     

    ویرا فارمیگا قبل از امضای قرارداد بازی در فیلم «احضار روح» (The Conjuring) چیزی از داستان واقعی پشت این فیلم نمی دانست و حضور در این فیلم را فرصتی تکرار نشدنی برای خود قلمداد می کرد. وی گفته که بعد از خواندن بخش هایی از فیلمنامه و صحبت کردن با جیمز وان، کارگردان فیلم، قبل از شروع فیلم برداری، وی لپ تاپش را باز کرده و ناگهان رد ناخن هایی را از بالا تا پایین صفحه نمایش آن دیده است. همین اتفاق به نحوی دیگر تنها یک روز پس از اتمام فیلم برداری فیلم «احضار روح» برای وی در آپارتمانش رخ داد. به گفته ی فارمیگا، صبح روز بعد از اتمام فیلم برداری که وی از خواب بیدار می شود شکل خراش هایی را روی ران خود می بیند. وی گفته که این رد ناخن ها بسیار واقعی بنظر می رسیدند. اگر چه وی سعی کرد این موضوع را نادیده بگیرد اما عنوان کرده که این موضوع تنها یک نمونه از اتفاقات عجیبی بوده که برای عوامل ساخت «احضار روح» اتفاق افتاده است.

     

     

    ۱۱- پاتریک ویلسون در فیلم «احضار روح ۲»

     

     

    وقتی پای ژانر ترسناک مربوط به احضار روح به میان می آید، پاتریک ویلسون جزئی جدایی ناپذیر از آن خواهد بود. در کارنامه ی بازیگری او می توان فیلم های ترسناک زیادی را دید؛ از «حیانت آمیز» (Insidious) گرفته تا «آبنبات سخت» (Hard Candy) و البته فیلم های «احضار روح». به نظر ویلسون، دومین قسمت از فرانچایز «احضار روح» بیش از هر فیلم ترسناک دیگری او را ترسانده است. وی گفته در طول فیلم برداری چنان اتفاقات ترسناکی رخ داده که کشیشی به منظور خواندن دعای سلامتی برای اعضای تیم تولید فراخوانده شد.

    وی در این باره می گوید:” یک پرده ی بسیار بزرگ بود که از کف اتاق به سمت سقف رفت و به شدت تکان می خورد در حالی که نه دری باز بود و نه پنکه ای روشن، هیچی نبود. این اتفاق بسیار غیرطبیعی بود زیرا نه چیز دیگری تکان می خورد و نه بادی می وزید. هیچ صدایی شنیده نمی شد اما پرده به شدت تکان می خورد. وی گفته که به شدت انسان شک گرایی است اما از زمان بازی در این فیلم ادعا کرده که فکر می کند خانه اش جن زده شده است و بارها از افراد دیگر شنیده که در خانه ی او صدای خنده ی بچه به گوش می رسد.

     

     

    ۱۲- ورونیکا کارترایت در فیلم «بیگانه» (۱۹۷۹)

     

     

    صحنه ی منفجر شدن سینه در فیلم «بیگانه» (Alien) در میان غیرمنتظره ترین و ترسناک ترین صحنه های فیلم های علمی تخیلی طبقه بندی می شود و شاید دلیل این موفقیت این باشد که بازیگران حاضر در این صحنه نیز نمی دانستند که قرار است چه اتفاقی رخ بدهد، به همین دلیل عکس العمل و تعجب آن ها از این صحنه کاملاً واقعی است. ریدلی اسکات در مورد این که چرا تصمیم گرفته این اتفاق رخ دهد گفته است: “قرار بود که عکس العمل ها بسیار ترسناک باشد. اگر بازیگری تنها ادای ترسیدن را دربیاورد، نمی توانید ظاهر ترسناک واقعی یک موجود وحشی را متصور شوید”. بدون شک این حربه ی ریدلی اسکات در واقعی درآمدن این صحنه و عکس العمل بازیگران سهم زیادی داشته است.

     

     

     

     

    ورونیکا کارترایت، از بازیگران فیلم، در این باره گفته است:” ما می دیدیم که چیزی دارد بیرون می آید پس همه ی ما به شدت ترسیده بودیم، همه به جلو خم شدیم تا آن را بررسی کنیم… ناگهان به یکباره بیرون آمد. به شما بگویم که هیچ کدام از ما انتظارش را نداشتیم. بیرون آمد و شروع به چرخیدن در اطراف کرد”. سیگورنی ویور، بازیگر دیگر این فیلم، نیز در این صحنه کاملاً شوکه شده بود. وی در این باره گفته است:” من فقط به جان [هرت] فکر می کردم. حتی به این فکر نمی کردم که داریم فیلم می گیریم”. در این میان کارترایت عکس العمل ترسناک تری نسبت به بقیه داشت و به گفته ی یکی از عوامل ساخت فیلم “وقتی خون به صورت او پاشید، بیهوش شد”.

     

     

    ۱۳- شلی دووال در فیلم «درخشش» (۱۹۸۰)

     

     

    استنلی کوبریک در طول ساخت فیلم «درخشش» (The Shining) از روی رمانی به همین نام نوشته ی استفن کینگ، شلی دووال را تا مرز دیوانگی پیش برد. از بدرفتاری هایی که کوبریک با دووال در این فیلم داشت می توان به این موضوع اشاره کرد که وی به دیگر بازیگران گفته بود هر وقت دووال ناراحت یا افسرده است با او همدردی نکرده و سعی نکنند رنج او را تسکین دهند. صحنه ها به صورت کاملاً مرتب از لحاظ زمانی و بر اساس ترتیب زمانی، فیلم برداری شد و می توان فروپاشی روحی که شخصیت دووال در طول داستان نشان می دهد را به خوبی حس کرد، مشکلات روحی که وی در زندگی شخصی اش نیز با آن ها روبرو شد. دووال خود در این باره گفته است:” از ماه می تا اکتبر من همیشه بین بیماری و سالم بودن در نوسان بودم زیرا استرس این نقش بسیار زیاد بود. استنلی چنان مرا تحریک و تهییج می کرد که تا به آن زمان تجربه نکرده بودم.

     

     

     

     

    این سخت ترین نقشی بود که در تمام عمرم بازی کرده بودم”. وی در تمام طول زمان فیلم برداری چنان خسته شده بود که باید مقدار زیادی آب می نوشید تا به خاطر گریه کردن های متوالی در طول فیلم برداری صحنه های ترسناک و اصلی فیلم، بدنش دچار کمبود آب نشود. حتی وی موهایش که به شدت دچار ریزش شده بود را به کارگردان نشان داد. اما همه ی این رنج ها باعث نشد که کوبریک صحنه ی چوب بیسبال را ۱۲۷ بار تکرار نکند و رکورد دار این موضوع در تاریخ سینما شود. بعدها جک نیکلسون در مورد بازی دووال در این فیلم گفت:” سخت ترین کاری که از یک بازیگر دیده بودم زیرا در بیش از ۴۰ درصد فیلم وی در ترس و وحشت مطلق قرار دارد”. اما او روش های کوبریک برای بازی گرفتن از دووال را موفق و مفید دانسته و گفته است که وی دووال را به سمت نقش هل می داده و اگر او جای دووال بود واقعاً نمی دانست چکار کند”.

     

     

    ۱۴- جیمز برولین در فیلم وحشت امیتی ویل (۱۹۷۹)

     

     

    جیمز برولین از همان ابتدا برای بازی در اقتباس سینمایی جی آنسون در رمان «وحشت امیتی ویل» (The Amityville Horror) مردد بود زیرا زمانی که از وی برای بازی در این فیلم دعوت گردید هنوز فیلمنامه آماده نشده بود و رمان مذکور به وی داده شد تا بخواند. برولین از اتفاقاتی که در حین خواندن کتاب برایش رخ داد چنان وحشت کرد که نزدیک بود بازی در این فیلم را نادیده بگیرد. وی در این باره گفته است:” داشتم کتاب را می خواندم و ساعت دو صبح بود. خب من شلوارم را روی در اتاق خوابم آویزان می کنم، در واقع آن را گوشه ی بالای درب اصلی منتهی به اتاق خواب می اندازم. ناگهان شلوارم سر خورد و روی زمین افتاد. چطور کله ام به سقف نخورد، واقعا نمی دانم، زیرا من در یکی از ترسناک ترین قسمت های کتاب بودم. این اتفاق چنان مرا شگفت زده کرد که بعد از مدتی که حالم بهتر شد کلی خندیدم و با خودم گفتم من باید در این فیلم بازی کنم”.

     

     

    ۱۵- رایان رینولدز در فیلم وحشت امیتی ویل (۲۰۰۵)

     

     

    جیمز برولین تنها بازیگر نقش اول فیلم «وحشت امیتی ویل» نبود که تاثیرات فراطبیعی این فیلم گریبانگیر او شد. بازسازی این فیلم در سال ۲۰۰۵ نیز شاهد اتفاقات ترسناک و ناخوشایندی بود از جمله این که زمانی که فیلم برداری در روزهای آغازین خود بود جنازه ی یک ماهیگیر در منطقه ی فیلم برداری به ساحل آمد. اما برای رینولدز کابوس بعد از پایان فیلم برداری فیلم آغاز شد زیرا تنها چند روز قبل از آماده سازی تور تبلیغ فیلم، رونالد دفوئه جونیور که داستان فیلم بر اساس جنایت وی ساخته شده بود درگذشت. وی در این باره گفته است:” فکر می کنم که خیلی از افراد برای فروش فیلم هایشان از این کارها انجام می دهند اما اتفاقات عجیبی در این مورد رخ داد. بسیاری از اعضای تیم تولید ساعت ۳:۱۵ از خواب بیدار شدند و هر بار که این مشکلات در خانه پیش می آمد اتفاق مشابهی رخ می داد. به نظرم مربوط به ناخوداگاهمان بود. فیلم نامه را می خوانید و ناگهان ساعت ۳:۱۵ از خواب بیدار می شوید”.

    وی در مورد خانه ای که بازیگران در آن سکونت داشتند نیز گفته است:” بیدار می شدید و همه چیز غمناک بود. چیزی در مورد خانه وجود داشت که غم انگیز بود. مسئله به رنگ های اطراف خانه مربوط می شد و همه چیز کمی غیرطبیعی جلوه می کرد”.

     

     

    ۱۶- ساندرا پیبادی در فیلم آخرین خانه سمت چپ (۱۹۷۲)

     

     

    ساندرا پیبادی بازیگر فیلم تریلر «آخرین خانه سمت چپ» (The Last House on the Left) ساخته ی وس کراون در سال ۱۹۷۲در داخل و خارج از فضای فیلم بسیار تحت تاثیر قرار گرفته بود و همبازی هایش سعی داشتند با تهدیدهای واقعی او را در درون نقشش فرو ببرند.

    مارک شفلر، از بازیگران فیلم در این باره چنین گفته است:” او در صحنه فیلم برداری نبود، او در درجه ای از نگرانی که باید می بود نبود. بنابراین ما این کار را بارها و بارها انجام دادیم. همه دلزده شده بودند. پس من به وس [کراون] گفتم که یک دقیقه مرا با او تنها بگذار. کاری که من با او کردم و شما نمی توانید در فیلم ببینید این بود که او را به لب صخره بردم و او را به انتهای صخره بردم و در حالی که او را گرفته بودم گفتم اگر این سکانس لعنتی را همین الان اجرا نکنی تو را پرت خواهم کرد و وس این صحنه را فیلم برداری کرد و در واقع ما صحنه ی متفاوتی را ضبط کردیم. اما این روش کار کرد زیرا باید بعضی اوقات کسی را خرد کنید”. یکی دیگر از همبازی های او در این فیلم به نام دیوید هس به او گفته بود که برای این که پیبادی عکس العمل واقعی تری داشته باشد او را خواهد کشت.

     

     

    ۱۷-  گریگوری پک در فیلم طالع نحس (۱۹۷۶)

     

     

    فیلم ترسناک «طالع نحس» (The Omen) ساخته ریچارد دانر در سال ۱۹۷۶ شاهد اتفاقات ناخوشایندی بود که برای گریگوری پک تبدیل به یک فاجعه شد. پسرش جاناتان پک تنها دو ماه قبل از آغاز فیلم برداری این فیلم حودکشی کرده بود و هواپیمایش نیز مورد اصابت صاعقه قرار گرفت. این اتفاقات ناگوار چنان اعضای تیم تولید را تحت تاثیر قرار داد که تهیه کننده فیلم با فراخواندن یک کشیش سعی کرد اوضاع را آرام کند و گفت:” این کارها کار شیطان است و او نمی خواهد که این فیلم ساخته شود”. اما اتفاقات بعدی باعث شد که افراد زیادی ادعای تهیه کننده فیلم را باور کنند. یکی از اعضای تیم تدارکات که مسئولیت حیوانات را بر عهده داشت روز بعد از فیلم برداری صحنه ی گردش در پارک حیوانات توسط یک ببر مورد حمله قرار گرفت.

    یکی از دستیاران تیم جلوه های ویژه در یک تصادف رانندگی در نزدیکی محل فیلم برداری جان خود را از دست داد (سرش از تنش جدا شد). از همه مهم تر این که بسیاری از اعضای تیم تولید قرار بود سوار هواپیما شده و صحنه ای را فیلم برداری کنند اما  با تغییر برنامه تنها تعدادی از افراد دیگر سوار ان هواپیما شده و البته در نتیجه ی سقوط همه ی آن ها کشته شدند.

     

     

    ۱۸- جفری دین مورگان در فیلم تسخیر (۲۰۱۲)

     

     

    شاید جفری دین مورگان در سریال زامبی محور آخرالزمانی «مردگان متحرک» نقش یک انسان شرور قاتل را بازی کند اما دستکم در فیلم «تسخیر» (The Possession) شرایط برای وی کاملاً متفاوت بود. مورگان گفته است که او و همبازی هایش چنان از داستان ترسناک فیلم و جعبه ی مرموز آن وحشت زده شده بودند که بسیاری از موارد یادشان می رفت دارند فیلم بازی می کنند. ” ببینید، من آدم شکاکی هستم و دروغ نمی گویم. یعنی اتفاقات عجیبی در سر صحنه فیلم برداری این فیلم رخ داد. بسیاری از لامپ های صحنه منفجر می شدند. همه نوع اتفاقات ترسناکی رخ می داد. بارها می شنیدیم که خیلی ها می گفتند جعبه را مسخره نکنید.”. این فیلم بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده بود و بدین ترتیب این جعبه ی مرموز در واقعیت نیز وجود داشت.

    وی در این باره نیز چنین گفته است:” من نمی خواستم بترسم. اما راستش را بخواهید شاید مرا کمی بیش از حد حیرت زده کرده باشد. یکی می خواست جعبه واقعی را سر صحنه بیاورد. من شدیداً با این ایده مخالفت کردم.اگر بروید و ببینید برای کسانی که با این جعبه روح سرگردان در تماس بوده اند چه اتفاقی رخ داده، حس جالبی نخواهد بود. چرا باید این ریسک را متحمل شد؟”.

     

     

     

     

     

    برچسب ها :