مجله گیزمیز

پدر قرص تقویتی می‌خورد که شب‌ها به بچه‌ها تجاوز کند…

ادمین/27
۱۷ آبان ۱۳۹۶
۳۸ نظر
  • خاموشی چراغ کودکی با زوزه‌ تندباد محرومیت

    «ایران» از زمینه‌های اقتصادی ناهنجاری‌های اجتماعی در مناطق حاشیه پایتخت گزارش می‌دهد

     

     

    ریحانه یاسینی
    گندم‌های طلایی در کنار جاده‌ای فرعی که سطح پر دست انداز آن چیزی میان آسفالت و خاکی است،  تکان تکان می‌خورند و بالای آن‌ها ابری تشکیل شده است. همه چیز در آن سوی گندم‌زار کوچک در هاله‌ای از غبار به چشم می‌آید. مردی سوار بر کمباین در میان گندم‌ها حرکت می‌کند و دروی محصول، ابر کوچکی را در نزدیکی شهری با زندگی‌های غبارآلود ایجاد کرده است. کمی جلوتر از آن، جاده به سمت خاکی شدن می‌پیچد و تا جایی پیش می‌رود که تا چشم کار می‌کند، خاک است و خاک و دخمه‌های آجری. 

    همین حوالی تهران، چند سال پیش مددکارها در کارگاهی را کوبیدند، مردی از کارگاه چوب‌بری بیرون آمد و گفت هیچ کس اینجا نیست، اما کمی بعد از آن ۴ دختربچه کمتر از ۱۰ سال با گریه و چهر‌ه‌هایی مستأصل به دو فرار کردند، بیرون آمدند و به مددکارها پناه بردند.  آن طرف‌تر هم باغی است که پای دنیا دخترکی ۷ ساله را به خاطر تجاوز سرایدار به او به دادگاه باز کرد و پرونده‌اش را به دیوان عالی کشور رساند. دختری که از ۴ تا ۶ سالگی به طور مستمر در همین باغ، به جسم نحیف و روح لطیفش تعرض می‌شده است. همین حوالی دختری زندگی می‌کند که پدرش افغان و مادر معتادش ایرانی است. ۱۰ ساله است اما شناسنامه ندارد. چند وقت پیش مادر او برای دریافت مواد تلاش می‌کرد تا کودکش را به مردی اجاره دهد، مردی که کارش همین و در محله‌های فقیرنشین معروف است. رویا هم حتی پیش از آنکه به سن بلوغ برسد به همین ترتیب، تجربه تجاوز را از سر می‌گذراند.

    اینجــــا، فقر و اوضــــاع نابسامان اقتصادی، کارهای سخت انجام دادن و تجربه خشونت‌های جنسی و جسمی خاطره‌ای مشترک میان بچه‌هایی است که بعضی افغان هستند، بعضی ایرانی و بعضی‌ها نیز یکی از والدین‌شان ایرانی و دیگری افغان است. مدیرعامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران به تازگی با اعلام نتایج یک پژوهش درباره ۴۰۰ کودک کار گفته است:«ثابت می‌کنیم که به ۹۰ درصد کودکان کار تجاوز می‌شود.»

     

     


     


     تجاوز میان زباله‌ها

     بالاتر از این منطقه، شهرکی از توابع جنوب تهران، در کنار کوره‌های آجرپزی بیغوله‌هایی ساخته شده و چند خانوار آنجا کنار هم زندگی می‌کنند. دختربچه‌های لاغراندام با پیراهن‌هایی بلند در میان خاک‌ها روزگار می‌گذرانند و به صاحب کوره «ارباب» می‌گویند. هوای عصر پاییز در این بیابان سرد است و آتشی روشن کرده‌اند. خاطره، دخترک ۷ ساله آجرهای کوچکی برمی دارد، روی منبع آتش پرت می‌کند تا آن را خاموش کند، با مهارت دست هایش را برای نشان دادن نحوه کارش تکان می‌دهد و می‌گوید:«ما هم آجر می‌زدیم. آجرها را برمی داشتیم اینجوری اینجوری، خانه به خانه کنار هم می‌چیدیم. سخت بود. سنگین بودند.» رکود ساختمانی دامن کودکان کار در کوره‌های آجرپزی را نیز گرفته است و کسب و کار دیگری در این جغرافیای بیابانی رونق گرفته است. یکی از اعضای جمعیت امام علی می‌گوید:«قبلاً بچه‌ها در کوره‌ها یا واحدهای صنعتی کار می‌کردند، اما مثل تمام بخش‌های اقتصاد، این کار هم به رکود خورد. الان بچه‌ها زباله‌گردی می‌کنند و پول در می‌آورند.» حالا کوره‌ها به گاراژی از ضایعات که حکم پول را برای کودکی بچه‌ها دارد، تبدیل شده‌اند. بچه‌ها زباله‌ها را به کوره‌های متروک می‌آورند، آن‌ها را دپو و تفکیک می‌کنند و به پیمان کارهای بازیافت شهرداری می‌فروشند.
    الهام فخاری، عضو شورای شهر تهران چند وقت پیش گفته بود:«سوءاستفاده جنسی بزرگ‌ترین آسیب برای بچه‌های زباله‌گرد است.»
    اینجا، یکی از محله‌های حاشیه است که از دردِ فقر، همه نوع آسیبی در آن جریان دارد. هر بار که خبری از قتل، تجاوز، کودک آزاری و… منتشر می‌شود، موجی از درد را همراه خود می‌کشاند، چند وقت بعد فراموش می‌شود تا کار به حادثه بعدی برسد. اما در سکونتگاه‌های فقیرنشین درد روایت هر روزه آن هاست. بچه‌هایی که در میان خانواده‌هایی معتاد، کار می‌کنند و گاه نیز در کودکی بعد از تجربه‌های تجاوز کارشان به اعتیاد جنسی و تن‌فروشی می‌رسد.

     


     


    کار میان اسید و سوزن صنعتی
    رعنا، دختر ۱۹ ساله‌ای است که از نخستین سال‌های نوجوانی خود کار کرده است. نه دستفروشی، نه گل‌فروشی و نه پاک کردن شیشه‌های ماشین‌ها سر چهارراه، او روزهای ۱۱ تا ۱۵ سالگی‌اش را در کارگاه قطعه‌سازی خودرو گذرانده است. حالا سیمای او نه دختر جوان ۱۹ ساله، که زنی استخوان ترکانده با نگاهی رنج دیده است. او در این شهرک زندگی کرده، روستایی که تا چند وقت پیش حاشیه بوده و حالا بدون هیچ زیرساخت و تأسیساتی، به شهر تبدیل شده است. رعنا با حواس‌پرتی از روی زمان و سال‌ها می‌گذرد و کارش را چنین روایت می‌کند:«در یک کارخانه خیلی بزرگ کار می‌کردم. سوله ۷۰۰ متری بود. طاقچه و باکس ماشین می‌زدیم. برای همه جور ماشین‌هایی هم بود، پرشیا، ۲۰۶ و… خیلی سخت بود و خطر داشت. یکبار داشتم طاقچه‌ها را منگنه می‌زدم، دو تا انگشتم سوزن خورد و چسبید به‌هم.
     دو ساعت فقط گریه می‌کردم. نمی‌دانستم باید چه کار کنم. دست یکی از همکارهایمان هم قطع شد. از آنجا بیرونم کردند، پولم را درست ندادند.» او بعد از آن سرِ کاری رفته که اسمش را «آبکاری» می‌گذارد:«این چیزهای فلزی را که از آن لیوان و ظرف آویزان می‌کنند، آبکاری می‌کردیم.
    در اسید می‌گذاشتیم که زنگ زدگی‌اش برود. خیلی وقت‌ها اسید می‌پاشید و صورتم را می‌سوزاند. خیلی سخت بود. شب‌ها هم که خانه می‌رفتم، نمی‌توانستم بخوابم.آدم است دیگر، می‌ترسد.» ترس او نه از زندگی فقیرانه در محله موادفروش‌ها، بلکه از پدرش بوده است. پدری معتاد که به دخترهایش دست درازی و تعرض می‌کرد.

     


     


     تن فروشی در ۱۰ سالگی، برای ۵ هزار تومان
     رعنا حالا در خانه علم جمعیت امام علی زندگی می‌کند و کارهای ساختمان را انجام می‌دهد، او می‌گوید:«الان خواهرم مشکلی دارد که نمی‌توانم بگذارم خانه بماند، بزرگ‌ترین خواسته‌ام این است که او را پیش خودم بیاورم.» دو تا از خواهرهایش در بهزیستی زندگی می‌کنند اما خواهر ۱۳ ساله دیگرش را از بهزیستی بیرون کرده‌اند. او ابا دارد از مشکل خواهرش بگوید، اما روایت مددکاران از فاطمه که در۸ سالگی تجربه تجاوز صاحبِ کارگاهی چوب‌بری را از سر گذرانده، روشن است.


    مسعود، یکی از مددکاران این خانواده چنین روایت می‌کند:«پدر خانواده حتی قرص تقویتی می‌خورد که شب‌ها به بچه‌هایش تعرض کند. بچه‌ها از او می‌ترسیدند و به آدم‌های دیگر راحت اعتماد کردند. فاطمه در ۸ سالگی برای مدتی هر روز به بهانه بستنی و… به کارگاه چوب بری کشیده می‌شد و آنجا مورد تجاوز قرار می‌گرفت. کار به جایی رسید که او به این وضعیت عادت کرد. ۱۰ سالش بیشتر نبود اما حتی بلال فروش و کله‌پز محل نیز به او دست درازی کرده بودند و با دریافت‌های۲ هزار تومانی و ۵ هزار تومانی، این کار هر روزش شده بود.» مسعود درباره وضعیتی که به آن اعتیاد جنسی می‌گویند، ادامه می‌دهد:«کار به جایی رسید که خودش آمد پیش ما و گفت از این وضعیت خسته شدم، از خودم بدم می‌آید.

     

    او را بهزیستی بردیم، اما آنجا هم به خاطر مشکلات روان شناختی زیادی که برایش پیش آمده بود، اذیت می‌کرد و بعد از دو ماه خودشان او را به خانه برگرداندند. یکی از وقت‌هایی که پدرشان می‌خواست بچه‌ها را اذیت کند، دخترها با آجر به سر او زدند. ما با پلیس تماس گرفتیم، گفتند ساعت ۱۲ شب حکم ورود به منزل نداریم و مجبور شدیم با کمپ‌های ترک اعتیاد تماس بگیریم.» بعد از آن، دو ماه طول می‌کشد تا مددکارها بتوانند به کمک وکیل، با جرم پرداخت نکردن نفقه و کودک آزاری که خود پدر به آن اعتراف کرده بود، حدود دو سال مرد معتاد را به زندان بیندازند. مددکار این خانواده می‌گوید: «حالا نیز دوران حبسش تمام و آزاد شده است. اما در این مدت، مادر خانواده هم دیگر از همه چیز عبور کرد و آنقدر وضعیت شان با فقر همراه بود که خانه را به پاتوقی برای کارهای خودش تبدیل کرد.»


    چهره فاطمه با وجود قامت کوتاهش، شباهتی به دخترکان نوجوان ندارد، کم حرف است و در نگاهش تشویش زنان رنج کشیده و میانسال می‌گذرد. زندگی در محله ای فقیرنشین، تنها کودکی و نوجوانی را از او دریغ نکرده است؛ درد روایت هر روز بچه‌هایی است که روزها و شب هایشان را با  فاصله نیم ساعتی از پایتخت در محله‌های فراموش شده می‌گذرانند و در هیاهوهای رسانه‌ای نیز جایی ندارند.
    زندگی در اوضاع بد اقتصادی کار را به جایی رسانده است که معضلات اجتماعی به روندعادی زندگی بچه‌ها تبدیل شده است. پسربچه‌ای ۷ ساله می‌گوید:«اینجا پسر بزرگ‌ها با ما کاری می‌کنند که ما همان‌ کارها را با دخترهای کوچک‌تر می‌کنیم.»
     

     

    برچسب ها :
  • پربازدیدهای ماه
  • [metaslider id=146737]
  • نظرات شما
    غیر قابل انتشار : 0
    در انتظار بررسی : 0
    انتشار یافته : 38
    1. آبجی اینا رو ولش کن نمیدونی کجا باید اسم نوشت واسه پیاده روی کربلا؟؟

      Thumb up 64 Thumb down 60

      • مهدی 20(444سابق)

        به نزدیکترین استانداری عراق در کرمانشاه و تهران و اهواز و مشهد مراجعه کن و با درود بر روح پر فتوح شهدای جنگ عراق ساندیس خودت ر بنوش و وارد مسیر شو.

        Thumb up 54 Thumb down 25

      • اگه کسی حسینی باشه درست زندگی میکنه

        Thumb up 9 Thumb down 12

      • این مساله چه ربطی به پیاده روی کربلا داره؟؟؟ اتفافا همین آدما اهل کمک کردن به بقیه هم هستن یا دست کم اگر وسع مالی زیادی نداشته باشن، دیگه دزدی، اختلاس و کم کاری نمی کنن. خود شما برای این افراد چیکار کردید که حالا برای بقیه تعیین تکلیف می کنید که کجا برن و کجا نرن؟؟؟

        Thumb up 16 Thumb down 22

        • ربطش تو اینه که توی سال تلویزیون،روزنامه ها،رسانه ها،مردم،سیاستمدارا و… چندبار حسین حسین و کربلا کربلا میکنن چندبار از مشکلاتی که تو جامعه هس حرف میزنن؟برای اون چقدر فکر و هزینه میکنن برای این چقدر؟
          ربطش تو اینه که یه عده خیلی ادعاشون میشه ولی اینجاها خفه خون میگیرن ، وگرنه از کسی که ادعاش نمیشه خوب کسی انتظاری هم نداره.ربطش تو اینه که یه عد باید عمامشونو بزرگتر کنن و بذارن بالاتر و بیشتر ژست نورانیت و پیغمبری بگیرن.لبخند ملیح بزنن و همه چیو دایورت کنن رو **** و بگن آمریکا شیطان بزرگه بعد میلیارد میلیارد پول بفرستن کشورای دیگه رو آباد کنن.

          Thumb up 30 Thumb down 6

          • تجربه نشون میده همون اونایی که اینجور مواقع هارت و پورت میکنن و دم از انسانیت میزنن و این و اون رو متهم میکن، همونایی هستند که پرونده گنده کاری هاشون رو که بررسی میکنی به دوزیست بودنشون پی میبری.
            .
            .
            .
            آره داداش من. اینجوریاس

            Thumb up 10 Thumb down 22

            • عجیبه که با وجود اینهمه کامنت هنوز نگرفتی موضوع بحث شناخت این و اون نیست
              با این تجربه زیاد و شناخت عمیق ادما بهتر نیس انرژیتو بزاری رو کف بینی و فالگیری،درامد خوبیم داره.
              خیلی وقته که حرف و درد مردم شده هارت و پورت که البته با یه برچسب زدن و عنوان دادن براحتی خفه میشه.

              Thumb up 22 Thumb down 1

    2. این ها باید عقیم شن عقیییم

      Thumb up 31 Thumb down 2

    3. http://s9.picofile.com/file/8311292876/Screenshot_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B7%DB%B1%DB%B1%DB%B0%DB%B8_%DB%B0%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B5%DB%B3.png
      این پیج همین خبر رو گذاشته بود و کامنت گذاشتن که دروغه و به معاونش فحش دادن که خودت این کاره ای!!!

      Thumb up 14 Thumb down 0

    4. مهدی ۲۰(۴۴۴سابق)

      چشم کربلایی ها و دوستان عظما روشن!

      Thumb up 53 Thumb down 38

      • چه ربطی به کربلا داره ؟ اونایی که پای پیاده با کمترااز ۵۰۰ تومن میرن کربلا مشکل گشان ؟
        واقعا به عقل بعضی ها باید شک کرد که همه چی رو به هم ربط میدن …
        تو هرکشوری فقیر و بیچاره هست و حکومت و دولت باید فکری به حالشون کنن .که نمیشه ..چرا چون منافع بعضی ها تو همین چیزاست

        Thumb up 32 Thumb down 39

        • مهدی 20(444سابق)

          این روزا یوزرهای یه بار مصرف زیاد شدن که میان یه فحش میدن میرن…میدونم خودتی….بی خیال
          سوزان جون مشکل همینه که حکومت مرکزی به جای کمک به معیشت مردم بدنبال تامین طرفدار ایدیولوژی و صدور انقلاب به. عراق و سوریه و بحرین و قطر و یمن و لبنان و فلسطین و جدیدا برج های دوبی و عربستان میشه!
          فقط هزینه و مبلغ مصرف شده ی ایران در سال ۲۰۱۶ فقط در جبهه ی سوریه رو ۱۰ میلیارد دلار تخمین میزنن!!
          حالا بقیش بماند بقیه جبهه ها خرجمون بیشترم هست آخه دهن هموطنای فلسطینی و لبنانیمون خیلی گشادتر از این حرفاس!! 

          Thumb up 37 Thumb down 17

      • دوستان عظما:
        -نصر من الله و فتح قریب!!!

        Thumb up 6 Thumb down 8

      • میدونم بی فایده ست حرف زدن
        ولی هر چی فکر کردم نفهمیدم چه ربطی داره به کربلا رفتن ملت
        یعنی خودت هیچوقت هیچ مسافرت خارج از کشور نرفتی که پولشو بدی به فقرا؟ هیچوقت پولی برای خودت خرج نمی کنی بخاطر عذاب وجدان از وضعیت فقرا؟
        من میلیاردرم باشم تنها جایی که بخوام برم همین عراقه. ابدا جای دیگه به شکلی غیر از زیارت خرج نمیکنم. مگر کار و اجبار باشه. الان هم که میلیاردر نیستم وضعم همینه. اگه بتونم پول جور کنم سالی یکبار برم. هیچ خرج دیگه ای اضافه تر ندارم. یک ردیف بودجه واجبه کنار غذا و پوشاک و خرجهای واجب دیگه. میخوام بگم چه بدبختی ای گیر کردیم. من بتونم از خرج شکم و خرجای دیگم مثل کلاسایی که میرم میزنم که برم زیارت امام حسین. تو از کل دنیا یک نفرو یکجور دیگه دوست داشته باشی بی صبر نمیشی برای دیدنش. فقط تفریح نیست، چیزی هست که درکش برای دشمنان و طعنه زنندگان امام حسین سخته.

        اصلا چرا به بقیه ملت که برای تفریح به کشورای دیگه سفر میکنن این چیزا رو نمیگی؟ میخوای بگی کسی که نمیره کربلا و مکه هیچ امیدی بهش نیست که به فقرا کمک کنه؟ یعنی خودتم میدونی چی هستین؟

        غصه فقرا رو نخور. اینا که نه. ولی فقرای آبرومند در حسرت یک سفر کربلا یا حتی مشهدن. بعد تو اینجا براشون نوحه میخونی. همین کاری که آستان قدس میکنه برای زائر اولی ها و هزینه سفرشونو میده یکی از نمونه های کمک به فقراست. مثل اینکه هر چی آدم دور برت بوده بی دین بودن که ندیدی بعضی از همین فقرا چطور اشک میریزن و آرزوی مشهدو دارن.
        البته من که میدونم اینا بهانه ست. مشکل اصلی امام حسینه اگه من سالی ده بار برم ترکیه کلی جنس هم بخرم سالی بیست بار برم تایلند، بچه هامو آمریکا بدنیا بیارم هیچ کس بازخواستم نمیکنه.
        اما سالی یکبار با سختی برم کربلا خاری تو چشم حسودان و دشمنان امام حسینه. پول همه چیو که خودم میدم بقیه چیزای رایگانم از وقف ها و کمک های مردمه نه دولت. دولت بتونه از این زائرا خوب کاسبی میکنه. بنابراین تو هیچ حقی نداری بیای به سفر من و بقیه گیر بدی.
        ما خودمون بلدیم چطور به فقرا کمک کنیم. تو برج عاج که ننشستیم تصور فانتزی از فقر داشته باشیم و با شکم پر و بی دغدغه دم از فقرا بزنیم. لای پر قو بزرگ نشدیم که از راه دور یک کمکی بکنیم حس مادر ترزا بگیرمون. بعد کلی نظریه برای فقر بدیم بخاطر دو قرون کمک کردن. اون چیزی که تو ازش دم میزنی من خیلی بیشتر از تو می بینمش و از بچگی با این آدما بودم. چیزایی که دیدم مثل فیلم سینمایی جلوی چشمامه اگه هیچ درکی از فقر نداشتم دو قرون کمک میکردم بعد دنبال این بودم با کل دین و دنیای همون فقرا بجنگم. حس روشنفکر پنداری زیادم خوب نیست تو هیچ وقت نمیتونی تندتر از مردمت حرکت کنی که مسیرشونو تغییر بدی. هیچ وقت نمیتونی با ذات آدما و اعتقادات مذهبی.شون بجنگی. خودت هم مشکلی برات پیش بیاد میری همین حرما. میگی حاجتمو بگیرم. بقیه همش ژسته. نمیتونی با این پیش فرض حتی خودتو قانع کنی بعد میخوای به جنگ اعتقادات و باورهای مردم بری؟

        Thumb up 25 Thumb down 25

        • مهدی ۲۰(۴۴۴سابق)

          خانم محترم
          چه طرز حرف زدنه اخه؟ارومتر! دعوا نداریم که!
          توهین رو کسانی میکنن که خودشون و حرفهاشون بی مایه است و باید با توهین خودشونو نشون بدن دور از جون شما!
          معلومه که عشق شما به کشور عراق و عراقیها روی روحیه و طرز تفکر تون تاثیر گذاشته و جلوی چشمتون رو در برابر حقیقت گرفته که اثبات همون جمله ی معروفه که عشق ادم کور می‌کنه!
          خوبه که بدون تعصب دیدمون رو بازتر کنیم
          تا قبل از فاجعه منا و کشته شدن مسافران راهپیمایی اربعین وجود نداشت
          درست سال بعد ۳ میلیون ایرانی با کارت ملی ریختن تو عراق
          قطعا باید بدونید که وقتی چیزی نیست و بعداً بوجود میاد قطعا هدف و برنامه ریزی و هزینه کلان دولتی پشتشه

          Thumb up 14 Thumb down 12

          • سلام آقا مهدی اگه یه کم بررسی کنی متوجه میشی راهپیمایی اربعین قدمت ۱۴۰۰ ساله دارد یعنی دقیقا از سال ۶۱ هجری قمری ، بله عزیز دلم در تمام طول این تاریخ تا کنون مردم یا مخفیانه یا مانند امروز به این زیارت میروند . یا علی

            Thumb up 3 Thumb down 2

        • مهدی ۲۰(۴۴۴سابق)

          من با تلاش حاجتم میگیرم…
          در مورد سفر هم هزینه سفر بنده تو تابستون به مشهد حدودا دو برابر هزینه ای در میاد که بخوام برم دانمارک یا هر کشور اروپایی دیگه و برگردم!!
          همچنین کشوری هستیم
          ضمناً سفر های من به خارج از کشور محدود به چند کشور شمال اروپایی و فرانسه میشه بعلت دلایل شخصی و انقدر بولهوس نیستم که به تایلند و قم و مشهد برای مقاصد جنسی سفر کنم!!

          Thumb up 12 Thumb down 11

        • احسنت mshd جان بسیار عالی پاسخ دادید . ممنون .

          Thumb up 5 Thumb down 6

      • اگه کسی حسینی باشه درست زندگی میکنه

        Thumb up 10 Thumb down 4

      • البته که ما باید به فکر بچه های کار و بچه های بد سرپرست باشیم و از آنها حمایت کنیم، شکی در این مساله نیس، ولی من خیلی دوس دارم بدونم که خود شما تا به حال برای این بچه ها چیکار کردید؟

        Thumb up 8 Thumb down 1

        • مهدی ۲۰(۴۴۴سابق)

          مثل همفکران شما اهل ریا نیستم
          ولی شخصاً به چند کودک کار تو شهرمون تدریس میکردم که خدارو شکر همشون تیزهوشان قبول شدن و داخل مدرسه هم کسی از هویت واقعیشون خبر نداره و خرجشون رو هم یک خیریه ی کوچیک از دانشجویان میده
          ضمناً شخصا برای یه دختر بدسرپرست که پدرش نمیذاشت موسیقی یاد بگیره با دادن رشوه!!! به پدر محترم راضیشون کردم که دختر بیچاره رو بفرسته کلاس موسیقی!
          دیگه به اندازه کافی ریا کردم
          حالا شما بفرما غیر از نذری خوردن و سینه کوبیدن چه کاری برای بچه های مسلمانان کردی

          Thumb up 15 Thumb down 7

          • مهدی عزیز.
            من سالهاست سایت گیز میز رو دنبال میکنم وخیلی کم پیش اومده که پیامی بزارم وهمیشه هم با همین یوزر بودم و نهایتا جای سوزان سوزی نوشتم .
            اما در مورد صحبتت من متقاعد نشدم .. چون مشکل ما ایرونی ها اینه که هر جا خرابی ایجاد شد دنبال پیداکردن مقصریم نه درست کردن کار

            Thumb up 7 Thumb down 2

          • من با افتخار تمام به شما میگم که من هم در عزاداری امام حسین شرکت میکنم و هم تا جاییکه بتونم به دیگران کمک میکنم. شما منافاتی بین این دو کار میبینید که نمی تونید هر دو رو با هم انجام بدهید؟؟؟

            Thumb up 8 Thumb down 5

          • به کودکان کار درس دادی بعدم همشون تیزهوشان قبول شدن!!!!

            داداش قمپز چندتا نقطه داره؟

            اگر شهرتون انقدری کوچیک هست که سی درصد بچه ها برن تیز هوشان حرفی. اما اگر یه شهر متوسط به بالا هست که این حرفتون همون کلمه چند نقطه ای هست که گفتم.

            من خودم علاوه بر اینکه دانشگاه و مدرسه بین المللی درس میدم به بچه هایی که جهشی درس میخونن یا میخوان تیزهوشان قبول شوند درس میدم. با اینکه شغلم اینه و سابقه و توانایی خوبی در تدریس مقاطع مختلف دارم هیچوقت ادعام نشده که بگم همه شاگردهام تیزهوشان قبول شدند، چون واقعا نشدند.
            بعد شما چنین ادعایی دارید اونم برای بچه های کار؟

            Thumb up 8 Thumb down 8

            • مهدی ۲۰(۴۴۴سابق)

              قائمشهر کلا ده تا کودک کار داشت که پنج تاش پارسال کلاس ششم بودن
              یعنی به هوش بچه ها هم حسودی می‌کنی!؟

              Thumb up 6 Thumb down 3

            • مهدی ۲۰(۴۴۴سابق)

              خانم محترم
              من ۴سال تیزهوشان و سه سال دانمارک خوندم و الان هم با سن کمم تو دانشگاه آزاد زبان تدریس میکنم و قطعا در حدی عرضه دارم که ۵تا بچه با استعداد به کوری چشم حسودان به جایی برسونم

              Thumb up 9 Thumb down 4

    5. زیر پوست شهر فساد موج میزنه

      Thumb up 29 Thumb down 1

    6. دین ندارید آزاده باشید

      Thumb up 10 Thumb down 15

      • مگه مملکت میذاره کسی آزاده باشه؟
        تو خود عربستان کشور پیامبر خیلی ها می تونن براحتی دین نداشته باشن و آزاده باشن اما آیا تو ایران میشه آزاد بود و با عقاید دلخواه زندگی کرد؟
        تو ایران شما فقط کافیه مسلمون باشی و به یه دین دیگه مثل مسیحیت کوچ کنی تا حکم اعدام برات بزنن دیگه بماند نبود آزادی بیان و بقاء در پاچه خواری و…

        Thumb up 15 Thumb down 4

    7. تیتر این پست تنمو لرزوند…

      Thumb up 14 Thumb down 0

    8. حالا هی من میگم از زندگی زده شدم
      بقیه میگن چرا
      خدا شاهده تا ته پستو خوندمو گریه کردم
      تف تو مرامت دنیا

      Thumb up 12 Thumb down 0

    9. همه این اتفاقات از فقر و نداری میفته..متاسفانه مسعولین کشور به فکر خودشون هستن و خوابیدن.

      Thumb up 10 Thumb down 0

    10. فاتحه ی این ملت خوندست .

      Thumb up 10 Thumb down 3

    11. شما با بیست سال سن اینهمه کار میکنی ؟
      و البته اینهمه حرف هم میزنی؟

      Thumb up 2 Thumb down 4

  • ارسال نظر