مجله گیزمیز

چرا زنان ایرانی، خودشان را دوست ندارند؟

ادمین/27
۲۶ مهر ۱۳۹۷
۵ نظر
  • خبرگزاری ایسنا – سهیلا صدیقی: جلوی آینه می‌ایستد و خوب خودش را برانداز می‌کند. به جهت‌های مختلف می‌چرخد و چربی‌های جمع‌شده دور شکم و پهلویش را توی مشتش اندازه می‌گیرد. چند دقیقه‌ای از سر یأس و ناامیدی به حجم پوست و چربی جمع‌شده در دستش در آینه روبرو خیره می‌شود و می‌رود توی فکر؛ فکر عمیق …

    این قصه هر روز خیلی از زن‌هاست. قصه خیلی از آنان که بدنشان را دوست ندارند. قصه زن‌هایی که بلد نیستند به ترک‌های شکمشان بعد از زایمان عشق بورزند. بلد نیستند عاشق جثه ظریف و قد کوتاهشان، ‌کک و مک‌هایشان، پوست اضافه شکمشان و … باشند. اصلا انگار این چربی‌های اضافه یک وقت‌هایی بغض می‌شوند و گیر می‌کنند توی گلو. اصلا انگار می‌شوند یک خشم فروخفته.

    چرا بعضی زنان، خودشان را دوست ندارند؟

    شاید با خودتان بگویید که ساده‌انگارانه است اما برای اینکه بهتر متوجه شوید، روایت‌های زیر را بخوانید:

    «یه مشکلی برام پیش اومده که فکر نکنم هیشکی بتونه بهم کمک کنه. شوهرم از ظاهرم یه ایراد گنده گرفت. من از لحاظ صورت، همه بهم میگن خوبم. شوهرمم می‌گه از صورتم خیلی راضیه اما انداممو دوس نداره. می‌دونین؟ من قدم ۱۶۴ و وزنم ۶۱ کیلوئه. قد و وزنم به هم می‌خورن. نه لاغرم، نه چاق؛ اندامم متعادله اما شوهرم میگه دوست دارم تپل باشی. مثل گلابی باشی. یعنی دوست نداره شکم و پهلو داشته باشم. نمی‌دونم آخه من خودمم بکشم که شکل گلابی نمی‌شم!»

    ***

    «بیشتر از دو ماهه که عقد کردم و تو این دو ماه عاشقانه همسرمو دوست داشتم. رفتارای همسرم تو این مدت خیلی متغیر بود؛ گاهی اینقدر قشنگ ابراز عشق می‌کرد و گاهی اصلا یه اس‌ام‌اس خالی هم برام نمی‌فرستاد. فقط هفته اول ازدواجمون بود که خیلی رویایی بود.

    بعد از اون که روابط دو نفره‌مون بیشتر شد، تغییراتی تو رفتار همسرم دیدم که توضیحش طولانیه. بالاخره همسرم دیروز بهم گفت که از دست من ناراحته که چرا قبل از ازدواج درباره خصوصیات جسمیم بهش همه واقعیتو نگفتم.

    از گفتن این حرفا شرم دارم ولی ببخشید، ناچارم بگم تا کمکم کنید. من خدا رو شکر سالم و سلامتم ولی اندامم اون‌طوری نبوده که همسرم انتظارشو داشته. آخه من چی رو باید می‌گفتم؟ میگه این چیزا باعث سردیش شده و از رضایتش کم کرده. من چیکار کنم؟ الان می‌دونم کسی رو عاشقانه دوست دارم که داره یه جورایی منو تحمل می‌کنه. دارم دق می‌کنم، فکر نمی‌کردم منی که بین دوستام به خوش‌اندامی معروف بودم الان مشکل اصلی زندگیم بشه عدم رضایت همسرم از اندامم.»

    ***

    «ما دو ساله که عروسی کردیم و از لحظه‌ای که من پا به خونه شوهرم گذاشتم دائما از چهره و اندام من ایراد می‌گیره. من دختری هستم که به وضع ظاهریم اهمیت می‌دم و با اینکه لاغرم اما شوهرم می‌گه که من بدترکیب و چاقم.

    شوهرم بعضی وقتا منو به خاطر ظاهرم به شدت تمسخر می‌کنه و زنای دیگه رو با من مقایسه می‌کنه و به راحتی فلان زنو بهم نشون می‌ده و مثلا می‌گه ببین چه قدی داره، چه پاهایی داره. چشماشو دیدی؟ شنیدن این حرفا خیلی برام سخته اما کاری از دستم بر نمیاد. فکر میکنم ظاهر نامتناسب من نسبت به خواسته‌های اون، شوهرمو به گناه می‌ندازه. یعنی خیلی بهش سخت می‌گذره؟! لطفا کمکم کنید.»

    چرا بعضی زنان، خودشان را دوست ندارند؟

    ***

    باشگاه‌های بدنسازی و کلینیک‌های مشاوره، این روزها پر هستند از زن‌هایی که نه برای سلامت جسم و روحشان بلکه برای اینکه دوست داشته شوند به این مراکز مراجعه می‌کنند. زن‌ها ورزش می‌کنند نه فقط برای حفظ سلامت جسمشان بلکه برای اینکه در کوتاه‌ترین زمان به اندام دلخواهشان برسند. به کلینیک‌های مشاوره و روانشناسی مراجعه می‌کنند، نه برای تعالی روحشان بلکه برای اینکه راهکاری بیابند تا جنس مخالف بیشتر دوستشان داشته باشد.

    اگر شما هم از این دسته زن‌ها هستید، ‌ این گفت‌وگو با دکتر مرجان علی‌قارداشی (روانشناس) را بخوانید:

    به نظر می‌رسد که این روزها خانم‌هایی که به کلینیک‌ها برای مشاوره مراجعه می‌کنند، در جست‌وجوی یک چیز مشترک هستند. یعنی دوست داشته شدن که در اندامشان در جست‌وجوی آن هستند.

    بله؛ این موضوع وجود دارد. یکی از دلایلش هم نارضایتی از مسائل زناشویی است. خانم‌ها می‌آیند و می‌گویند که همسرم به من بی‌میل است و اولین نکته‌ای که به ذهنشان متبادر می‌شود این است که حتما شوهرم از اندامم راضی نیست. آنچه ما باید بررسی کنیم، احساسی است که به یک زن در رابطه دست می‌دهد. مقوله‌ای که اینجا مورد بحث است، مقوله «انتخاب‌شدن» برای زن‌هاست و آنها یکی از مهم‌ترین شاخص‌های انتخاب‌شدن را در ظاهرشان جست‌وجو می‌کنند. این همان چیزی است که پای خیلی از خانم‌ها را به اتاق‌های مشاوره باز می‌کند.

    زن‌هایی که خیلی از آنها پس از گرفتن رژیم‌های عجیب و غریب و در نهایت دست نیافتن به اندام ایده‌آل حالا افسردگی شدید گرفته‌اند و فکر می‌کنند دیگر محال است وزن کم کنند یا … البته این موضوع در مورد دخترهای نوجوان هم صدق می‌کند که دوست دارند برای جنس مخالف جذاب باشند و در مسیر زیبایی دست به رژیم‌های عجیب می‌زنند؛ افرادی که انقدر رژیم‌های وحشتناک گرفته‌اند که دیگر مبتلا به اختلال «آنورکسیا» شده‌اند.

    یک اختلال غذایی که به‌موجب آن افراد به خود گرسنگی می‌دهند. افراد مبتلا به این اختلال، ترس و واهمه شدیدی از چاق شدن دارند. عادات غذایی آنها نیز از همین ترس ناشی می‌شود، هر چند که آنورکسیا معمولاً دختران نوجوان را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد.

    به نظر می‌رسد دلیل اصلی واهمه زنان نسبت به اندامشان برخوردی است که مردها با این موضوع دارند. فکر نمی‌کنید واکنش‌های مردان باعث می‌شود که برخی زنان تا این مرحله پیش بروند؟

    بله؛ یکی از دلایلی که باعث شده است که زن‌ها تا این اندازه بی‌رحمانه با عمل‌های جراحی سراغ اندامشان بروند، پاسخ به درخواست جامعه مردان است. مردها از زن‌ها بدنی را می‌خواهند که تماما عضلانی باشد اما اینکه ما بگوییم مردها در این زمینه مقصر هستند، ساده‌انگارانه است. از نظر من یکی از مقصرهای اصلی در مسیر این تفکر، سوپراستارها هستند که هیچ‌کدام حاضر نیستند در تصاویر خود نقص‌های بدنشان را نشان دهند. آنها می‌خواهند تاکید کنند که زن‌های کاملی هستند برای همین خیلی وقت‌ها هم از روش‌های فوتوشاپی استفاده می‌کنند.

    من یادم است که یک بار از «کیم‌کارداشیان» در حالی که در ساحل بود، عکسی پخش شد که بی‌هوا از او گرفته شده بود. او به جای اینکه بیاید از خودش دفاع کند و بگوید که بدن او هم مثل خیلی از زن‌های دیگر کامل نیست، اول شروع به ابراز ناراحتی کرد که چرا عکسش پخش شده است و بعد شروع کرد به دلیل آوردن که نور عکس خوب نبوده و مدتی به دلیل مشغله نتوانسته ورزش کند و از این حرف‌ها. او نپذیرفت که اگر هم نقصی داشته باشد، این عیب نیست.

    از طرفی رسانه‌ها هم در این زمینه مقصر هستند؛ رسانه‌هایی که تصاویر پر از رتوش از زن‌ها نشان می‌دهند و زن‌ها هم خودشان را با آن تصاویر مقایسه می‌کنند. شبکه‌های مجازی هم این روزها پر است از افرادی که لایف‌استایل خود را به نمایش می‌گذارند. در حالی که خیلی از آنها یا ورزشکارند یا مدل هستند. یک خانم خانه‌دار یا یک خانم کارمند هم که مثلا شغلش طوری است که باید ۸ ساعت پشت میز بنشیند، خودش را با این افراد مقایسه می‌کند.

    چرا بعضی زنان، خودشان را دوست ندارند؟

    موضوع دیگری که وجود دارد، این است که رسانه‌ها برای ما استاندارد زیبایی تعیین می‌کنند. استانداری که هر چند سال یک‌بار هم بر اساس مد روز تغییر می‌کند. فکر می‌کنید تعریف استاندارد زیبایی کار درستی است؟

    خیر؛ اصلا درست نیست. هر آدمی فیزیک ظاهری خود را دارد و تغییر ایجاد کردن در این حالت فیزیکی محدود است. وقتی استاندارد زیبایی تعریف کنیم، یعنی داریم از یک ماشین انسان‌ساز حرف می‌زنیم. استانداردهای زیبایی را بنگاه‌های زیبایی تعریف می‌کنند؛ بنگاه‌هایی که مدل‌هایشان به خودشان گرسنگی محض می‌دهند تا به سایز ۳۲ یا ۳۴ برسند. دلیلش این است که نمایش هر لباسی در سایز کوچک، جذاب‌تر است.

    خیلی از این مدل‌ها حتی رحم خود را از بدنشان در می آورند که برآمدگی‌های طبیعی هم نداشته باشند. این موضوع آنقدر فاجعه‌بار بود که سازمان بهداشت جهانی به بنگاه‌های زیبایی اخطار داد که سایز مدل‌هایشان باید در حالت طبیعی باشد.

    چند درصد از مراجعه‌کنندگان شما برای سلامتی ورزش می‌کنند و چند درصدشان در راستای دوست داشته شدن؟

    به زعم بنده فقط ۴ درصدشان برای سلامتی ورزش می‌کنند. باشگاه‌های بدنسازی پر است از زن‌هایی که با عذاب روی تردمیل می‌دوند به امید اینکه چند کیلو وزن کم کنند. یکی از مشکلات خانم‌ها در ایران، بازار لباس است. بازار پر از لباس‌های چینی است که مطابق با بدن مردم آسیای شرقی که ریزجثه هستند، طراحی شده‌اند.

    برای همین وقتی یک زن ایرانی برای خرید لباس می‌رود، باید لباس یک یا دو سایز بالاتر بخرد و این برای یک زن حس ترسناکی است. در حالی که اگر تولیدات داخلی بر اساس بوم‌شناسی مردم ما تولید می‌شد، زن‌ها انقدر حس چاق بودن نداشتند. مثلا آمریکایی‌ها بر اساس ویژگی‌های مردم خودشان لباس طراحی می‌کنند.

    به نظر شما زن‌های ایرانی چقدر خودشان را دوست دارند؟

    بسیاری از زنان ایرانی فقط به خوب بودن برای دیگری می‌اندیشند. برای اینکه همسر خوب، مادر خوب یا فرزند خوبی باشند که البته این موضوع، ناشی از باوری است که زن را به عنوان وسیله‌ای برای رضایت دیگران می‌بیند. زن‌ها به این فکر نمی‌کنند که آیا برای خودشان آدم خوبی هستند؟

    پیشنهاد شما برای این زنان چیست؟

    اول از همه باید روی اعتماد به نفس این افراد کار شود. معمولا من از این افراد می‌خواهم که یک هنر یاد بگیرند یا سراغ کار جدیدی بروند. از آنها می‌خواهم که دست از اشتباهشان بردارند؛ دست از ایده‌آل‌گرایی بردارند. از آنها می‌خواهم که بیش از هر چیز روی سلامت جسمشان کار کنند. سطح توقع خودشان را با همسرشان هماهنگ کنند و راجع به نقاط ضعف و قوت خودشان با او حرف بزنند، نه اینکه نسبت به همسرشان احساس خشم داشته باشند.

    اولین قدم برای اینکه ما زن‌ها خودمان را دوست داشته باشیم، چیست؟

    اولین قدم، باور نقاط ضعف و قوت خودمان است. باید منِ واقعی و منِ ایده‌آل را برای خودمان تعریف کنیم. خیلی از آدم‌ها تعریف درستی از خود واقعی‌شان ندارند. بعد از آن خود ایده‌آل را باید تعریف کرد و در نهایت باید سعی کنیم فاصله این منِ ایده‌آل و این منِ واقعی را کم کنیم.

     

     

  • پربازدیدهای ماه
  • [metaslider id=146737]
  • نظرات شما
    غیر قابل انتشار : 0
    در انتظار بررسی : 4
    انتشار یافته : 5
    1. والا من خیلی دلم میخواد خودمو دوست داشته باشم ولی تا میخوام موفق بشم یه هو یادم میوفته:دیه من از بیضه چپ یه مرد کمتره، نصف یه مرد ارثیه میگیرم، حق ندارم پوششم رو خودم انتخاب کنم، حق ندارم تنها زندگی کنم، حق ندارم تا نیمه شب بیرون باشم، حق ندارم بعضی شغلا رو داشته باشم، حق ندارم تنها زندگی کنم چون جامعه بهم دید بدی پیدا میکنه ، شهادتم مورد قبول نیست و باید ۴ تا مثل من یه چیزو بگن تا مورد قبول واقع بشه و هزار تا دلیل دیگه….
      زن تو ایران و کشورای اسلامی یه موجود ابرازی بدبخته که یه مرد سطح احترامش رو مشخص میکنه چه پدر باشه چه همسر چه هر چیز دیگه….




      44



      25
      • آیا دیه ارزش معنوی یک انسان است یا جبران اقتصادی و سازوکاری برای اداره خانواده آسیب دیده؟
        اگر دیه ارزش آدمها باشد، چرا دیه یک معتاد بی سواد با دیه یک انسان دانشمند و عالم برابره؟ یا مثلاً چرا دیه بچه یک ساله با یک دکتر یا یک پیامبر مساویه؟ ایا ارزش آنها یکیست؟ پس دیه ارزش انسانها نیست و دیه ها غالبا برای جبران ضرر به افراد ضرر دیده است.
        حالا چرا دیه مرد بیشتر از زن است؟ از قدیم وظایف مادی مردان از قبیل مهریه، نفقه، تامین غدا ، پوشاک، تحصیل فرزندان، مسکن و سایر لوازم زندگی، نگهداری از خانه و خانواده بردوش مردان بوده و زنان هیچ تکلیف شرعی ندارند و حتی می توانند بابت شیری که به فرزند خود میدن، پول بگیرند. نکته بعدی این است که دیه یک مرد به چه کسی میرسد؟ به غیر از خانواده ، فرزندان و همسر او به کس دیگر میرسد؟
        در خصوص دیه اعضا باید بگیم، در علم حقوق در بحث جزا و دیه، زایل کردن هر قدرتی دیه کامل داره. اگر بینی یک زن اسیب ببینه و بویایی اون ازبین بره، دیه کامل دارد.
        مثلا از بین بردن قدرت بینایی یا ازبین بردن موها یا بینی یا گوش ها یا لبها یا حتی شکستن دو استخوان ترقوه هم دیه کامل داره. این حکم در مورد آلت جنسی زن هم هست و دیه کامل دارد.
        همانطور که دیه دو بیضه مرد، دیه کامل است، دیه آلت تناسلی زن نیز دیه کامل است…

        دنبال فواید و نتایج دین هستین، اما آیا به دستوراتش عمل میکنین یا نه؟ چقدر خودت، خانوادت، اطرافیانت یا حتی جامعه به دستورات اسلام عمل میکنن؟ واقعاً چقدر پایبند هستن؟ بعد خودخواهانه همه چیز را گردن دین میاندازید. از خودت می پرسم ادمین، چقدر به اسلام عمل می کنی؟

        جایگاه واقعی زن در اسلام این است:
        زمانی که دختر است، دروازه بهشت را برای پدرش باز می کند.
        زمانیکه همسر است، دین شوهرش را تکمیل می کند.
        زمانکیه مادر است، بهشت زیر قدومش است.
        حال اگه چیزی غیر از این است، در مسلمانی خودمان باید شک کنیم.




        28



        12
    2. خیلی وقته که ما زنها به بردگی برده شدیم سابقه‌ای چندین هزارساله داره فقط شکل و فرمش در دوران مختلف فرق می‌کنه.




      14



      6
    3. فتانه / 30 / تهران

      به نظرم تا حدودی به فرهنگی که در جامعه رواج داره برمیگرده و نحوه برخورد قانون
      جامعه ما داره به سمتی میره که همه چیز رو با چشم ظاهر قیاس میکنیم
      سعی نکردیم تو فرهنگمون جا بندازیم ادمارو مخصوصا زنان رو همون طوری که هستن بپذیریم و دوست داشته باشیم و به زنانمون در هر جایگاهی که هستن ارزش و بها بدیم و خودباوری رو در اونها تقویت کنیم در نتیجه اونایی که اعتماد به نفس پایینی دارن یا استانه تحمل پایینی دارن خیلی زود خودشون رو مطابق شرایطی که جامعه میپسنده درمیارن مثلا نمونش یه مدت جراحی بینی به شدت شایع شد تا جایی که بعد از یه مدت خودش تبدیل به فرهنگ شد!انگار هرکی بینیشو عمل نکرده از دنیا عقب افتاده یا خیلی مثال های دیگه
      در این بین یه عده محدود هم هستن که قوی تر هستن و مقاومت میکنن و تفکراتشون رو ارجح میدونن به نظر دیگران و زندگیه خودشونو میکنن ولی جامعه کمتر حمایتشون میکنه
      طبیعتا اگه قانون هم حمایتش رو بیشتر کنه از زنان تو همه مباحث
      و زن جامعه هم حمایت قانون رو ببینه هم حمایت بقیه افراد جامعه رو داشته باشه و فرهنگمونم به سمت احترام بیشتر به مقام زن باشه خود باوری و علاقه و احترام به خود در زن ایرانی بیشتر میشه در نتیجه زن شاداب تر و موفق تر و جامعه بهتر خواهیم داشت

      حالا کلا چیزی که تو فرهنگ ما بیشتر جا افتاده از زن ایرانی به جای اینکه بیشتر برای خودش باشه برای بقیست
      و اول اینا به ذهنون میاد
      مادر خانواده
      یه مادر خوب برای بچه ها
      یه همسر خوب برای شوهرش
      یه دختر خوب برای پدر مادرش




      8



      0
    4. این نه به ایران ربط داره نه به اسلام..
      لطفا بحث ها رو با هم قاطی نکنید…

      والا ما هرچی زن خوش اندام دیدیم خارجی بوده بنابراین برای خارجی ها اندام مهمتر از ایرانیاست در ثانی این خانمهایی که میگن شوهرمون از انداممون خوشش نمیاد تا حدودی شوهرشون حق داره چون قبل از ازدواج همیشه خانم رو با لباس و مانتو دیده خوب معلومه که نمیتونه حدس بزنه اندام خانومش چه شکلیه..

      البته اسلام برای این موضوع هم راه حل داره و تقریبا تمام مراجع تقلید گفتن اگه یک زوج برای ازدواج به تفاهم کلی رسیدن و آقا فقط نگران هیکل و اندام خانمه اون خانم حتی میتونه کاملا لخت با یه پوششی از حریر جلوی آقا برای یک بار ظاهر بشه تا خیال آقا راحت بشه تا بعد از ازدواج اون خانم نیاد بگه همسرم از اندامم خوشش نمیاد…

      و دلیل اینکه این مشکل کمتر تو ازدواج خارجی ها پیش میاد اینه که خانمهای خارجی مانتو چادر تنشون نمیکنن بنابراین آقایون اندام خانمها رو راحت میتونن تشخیص بدن…
      و چون تو کشور ما خانمها باید حجاب رو رعایت کنن بنابراین راه بالا رو اسلام برای ما قرار داده تا این مشکل هم حل بشه…
      در ضمن کسانی که شک دارن میتونن از مرجع تقلیدشون بپرسن…




      3



      13
  • ارسال نظر