مجله گیزمیز

چهره های معروفی که به بیماری روحی خود اعتراف کردند

ادمین/27
۱۱ اسفند ۱۳۹۶
۳۰ نظر
  •  

     

    .

    10 چهره سرشناسی که به بیماری‌های روحی خود اعتراف کرده‌اند

     

     

    کریسی تیگن: افسردگی پس از زایمان

    در اوایل سال ۲۰۱۷ میلادی، «کریسی تیگن» – مدل آمریکایی – گفت پس از وضع حمل نخستین فرزند خود، لونا، دچار افسردگی پس از زایمان شده بود. این اختلال نوعی افسردگی است که به فاصله کوتاهی پس از زایمان پدیدار می‌شود. بر اساس آمار از هر ۷ زن یکی به افسردگی پس از زایمان مبتلا می‌شود.

    از نشانه‌های آن باید به خشم، احساس بی‌ارزشی، بی‌خوابی شدید، بی‌ثباتی خلق و احساس خستگی، بدخوابی و احساس بی کفایتی اشار کرد.

    تیگن در این رابطه گفته: «این حس ناخوشایندی است که من در دوره‌ای از زندگی خود تجربه کردم و اکنون آن را رسما بیان می‌کنم تا دیگر زنان بدانند که این افسردگی ممکن است برای هر فردی و در هر شرایطی پیش بیاید. پس زنانی که افسردگی پس از زایمان دارند، نباید خود را تنها بدانند.

     

     

     

     

    10 چهره سرشناسی که به بیماری‌های روحی خود اعتراف کرده‌اند

     

    شاهزاده هری: اضطراب

    شاهزاده هری نیز نزد روان‌درمانگر رفته و در مورد سلامت روحی خود پس از دو سال آشفتگی و ناامنی کامل در اواخر دهه ۲۰ زندگی‌اش صحبت کرد.

    در ماه آوریل سال گذشته، شاهزاده هری به خبرگزاری تلگراف گفته بود که او پس از مرگ مادرش، شاهدخت دایانا، «همه احساسات خود را خاموش کرده بود». این روند تا سن ۲۸ سالگی او ادامه داشت – یعنی زمانی که شاهزاده هری احساس می‌کرد در مرز نابودی کامل است و هنگام نامزدی سلطنتی با اضطراب شدید دست‌وپنجه نرم می‌کرد – این زمانی بود که او تصمیم گرفت تا از متخصص کمک بگیرد و به اندوهش پایان دهد.

    در حال حاضر، شاهزاده هری ۳۳ ساله است و در سلامت روحی قرار دارد. او از دیگران خواسته تا در مورد مشکلات خود صحبت کنند. در همین راستا، در سال ۲۰۱۶ میلادی با کمک شاهزاده ویلیام و کیت میدلتون، کمپین Heads Together راه‌اندازی کردند تا از شرمساریِ عمومی ناشی از بیماری‌های روحی بکاهند.

     

     

    10 چهره سرشناسی که به بیماری‌های روحی خود اعتراف کرده‌اند

     

     

    دواین جانسون: افسردگی

    دواین جانسون – «راک» – نیز پس از چندین ضربه جدی در زندگی دچار افسردگی شد. او در یکی از مصاحبه‌های خود با هالیوود ریپورتر در سال ۲۰۱۴ میلادی، گفت: نمی دانستم چرا دلم نمی خواهد کاری کنم. تا پیش از آن هرگز چنین حسی را تجربه نکرده بودم. اما سپس متوجه شدم که اینها نشانه‌های افسردگی هستند.

    این چهره شناخته شده جهانی در رابطه با افسردگی خود گفته بود: خوبی صحبت کردن در مورد اختلالات روحی این است که شما متوجه می‌شوید تنها نیستید و اشخاص دیگری هم از چنین مشکلاتی رنج می‌برند. همین کمک می‌کند تا به سراغ درمان رفته و دیگران را هم برای کمک گرفتن تشویق کنید.

     

     

     

    10 چهره سرشناسی که به بیماری‌های روحی خود اعتراف کرده‌اند

     

     

    دمی لواتو: اختلال دو قطبی، پرخوری عصبی و اعتیاد

    دمی لواتو نیز داوطلبانه در مورد اختلال دو قطبی، پرخوری عصبی و اعتیاد خود صحبت کرده است. این خواننده مشهور در سال‌های اخیر مستندی در مورد مشکلات روحی با عنوان «ورای سکوت» ساخته و منتشر کرد که در مورد مشکلات خودش بود. یکی از اختلالاتی که لواتو به آن دچار بوده، گاوگرسنگی (bulimia) یا پرخوری عصبی است که توانسته با کمک متخصصان بر آن فائق بیاید.

    او به رسانه‌ها گفته بود که بسیار مهم است که اگر نشانه‌های مشکلات روحی را در وجود خود می‌بینیم، در مورد آن صحبت کنیم و خجالت را کنار گذاشته و کمک بگیریم. لواتو که در حال حاضر ۵ سال است زندگی سالمی را در پیش گرفته همچنین گفته که می‌توان مشکلات روحی و روانی را پشت‌سر گذاشت و زندگی موفقی داشت.

    بولیمیا، نوعی پرخوری عصبی است. در این بیماری فرد ابتدا مقدار زیادی غذا می‌خورد و سپس با ایجاد استفراغ عمدی یا مصرف ملین یا مدر می‌کوشد از افزایش وزن خود جلوگیری کند. شیوع این بیماری در زنان جوان بیشتر است.

     

     

    10 چهره سرشناسی که به بیماری‌های روحی خود اعتراف کرده‌اند

     

     

    کریس ایوانز: اضطراب اجتماعی و صداهای ذهنی

    کریس ایوانز نیز بیان داشته که از اضطراب اجتماعی و صداهای ذهنی رنج می‌برد. او در مصاحبه با مجله رولینگ‌استون گفته که اغلب در مراسم فرش قرمز یا برنامه‌های معرفی فیلم دچار این اضطراب می‌شود و دوست دارد محل را ترک کند. او برای درمان به مدیتیشن و مطالعه نصایح رهبران بودایی روی آورده است. اگر چه این کارها تا حدی به وی کمک کرده‌اند، اما همچنان از صداهای ذهنی خود رنج می‌برد.

    جمع‌هراسی یا اختلال اضطراب اجتماعی نوعی اضطراب است که با ترس و اضطراب شدید در موقعیت‌های اجتماعی شناخته می‌شود و بخشی از فعالیت‌های روزمره شخص را مختل می‌کند. بعضی از مبتلایان ممکن است هفته‌ها از خانه خارج نشوند یا از بسیاری موقعیت‌های اجتماعی مانند موقعیت‌های شغلی و تحصیلی خود صرف نظر کنند. با توجه به اینکه این اختلال در بسیاری از نقاط جهان چندان شناخته شده نیست و ناشی از اختلالات شخصیتی فرض می‌شود مبتلایان به هراس اجتماعی معمولاً به خود درمانی روی می‌آورند.

     

     

    10 چهره سرشناسی که به بیماری‌های روحی خود اعتراف کرده‌اند

     

     

    لیزا نیکول: اختلال دوقطبی

    در سال ۲۰۱۵ میلادی، لیزا نیکول در مورد اختلال دوقطبی خود سخن گفت و بیان داشت که این بیماری سبب شد تا بیش از یک دهه از شغلش کناره‌گیری کند.

    این هنرپیشه در دهه ۹۰ میلادی برای بازی در سریال‌های تلویزیونی Ally McBeal و ER مشهور بود. اما در اوایل دهه دو هزار میلادی، او تصمیم گرفت از هالیوود کنار برود.

    من از آن دوران داروهای ضد اضطراب مصرف می‌کردم تا توانستم در سال ۲۰۱۵ میلادی به دنیای بازیگری باز گردم.

    اختلال دوقطبی یا افسردگی شیدایی نوعی اختلال خلقی و بیماری روانی است. افراد مبتلا به این بیماری دچار تغییرات شدید خلق می‌شوند. اختلال دو قطبی به صورت معمول در آخر دوره نوجوانی یا اوائل دوره بزرگسالی تظاهر پیدا می‌کند.

    دوره‌های شیدایی از چند روز تا چند ماه به طول می‌انجامند و معمولاً شدت آنها باعث می‌شود که بیمار نیازمند درمان جدی به صورت بستری یا همراه با مراقبت زیاد باشد. با فروکش کردن علایم، به خصوص در اوایل سیر بیماری، معمولاً فرد به وضعیت قبل از بیماری خود برمی‌گردد و به همین دلیل بسیاری از بیماران یا خانواده‌های آنان تصور می‌کنند بیماری کاملاً ریشه کن شده و دیگر نیازی به ادامه درمان وجود ندارد؛ بنابراین درمان خود را قطع می‌کنند.

     

     

    10 چهره سرشناسی که به بیماری‌های روحی خود اعتراف کرده‌اند

     

    رایان رینولد: اضطراب

    رایان رینولد اعتراف کرده که همسرش، بلیک لایولی به او کمک کرده تا اضطراب خود را درمان کند.

    رینولد در مصاحبه ماه ژانویه خود بیان داشته که اضطراب و تشویش او در نتیجه بی‌مهری طرفدارانش سبب شده تا بی‌خواب شود و این همسرش بوده که به وی کمک کرده تا این شرایط را پشت سر گذاشته و بتواند موفقیت‌های فعلی خود را کسب کند.

     

     

    10 چهره سرشناسی که به بیماری‌های روحی خود اعتراف کرده‌اند

     

    کارا دلوین: افسردگی

    کارا دلوین نیز در دوران نوجوانی خود افسردگی شدید داشته است.

    این مدل فشن و بازیگر انگلیسی نیز در مصاحبه با نشریه دیس مورنینگ گفته که از افسرده بودن خود شرمسار بوده است. اما پس از اینکه فهمیده او تنها کسی نیست که بااین بیماری دست‌وپنجه نرم می‌کند، سعی کرده در مورد افسردگی‌اش صحبت کند.

    او در این رابطه گفته: اگر شما بیاموزید که خود را دوست داشته باشید، برایتان مهم نباشد دیگران چه نظر یا عقیده‌ای در مورد شما دارند و فقط دنباله‌روی رویاهای خود باشید، می‌توانید هرآنچه می‌خواهید را بدست بیاورید.

     

     

    10 چهره سرشناسی که به بیماری‌های روحی خود اعتراف کرده‌اند

     

    کندریک لامار: افسردگی

    کندریک لامار نیز در سال ۲۰۱۵ میلادی در مورد بیماری روحی خود موضع نگرفت. در آن سال، این هنرمندِ برنده جایزه گرمی اذعان داشت که به افسردگی شدید مبتلا بوده و برای مدت طولانی به خودکشی می‌اندیشیده است.

    او از کشته شدن دوستان خود غمگین بوده و احساس گناه داشته و می‌خواسته به جای برگزاری تور کنسرت در مراسم تدفین آنها شرکت کند.

     

     

    10 چهره سرشناسی که به بیماری‌های روحی خود اعتراف کرده‌اند

     

    اما استون

    اما استون نیز در مورد اختلال اضطراب خود بارها سخن گفته است. او اذعان داشته که در کودکی بارها مورد حملات عصبی قرار گرفته و بشدت مضطرب است. وی حتی هیولای سبزرنگی که در سن ۹ سالگی ترسیم کرده بوده تا اضطرابش را نشان دهد را نیز به نمایش عمومی گذاشت.

    او از متخصصان کمک گرفته تا این اضطراب را برطرف کند و در این زمینه نیز تا حد زیادی موفق بوده است و بیماران دیگر نیز خواسته تا اختلال روحی خود را قبول کرده و در جهت درمان آن از هیچ تلاشی فروگذار نکنند.

     

     

     

    برچسب ها :
  • پربازدیدهای ماه
  • [metaslider id=146737]
  • نظرات شما
    غیر قابل انتشار : 0
    در انتظار بررسی : 0
    انتشار یافته : 30
    1. فاطمه/20/تبریز

      عاغا یکی بم بگه منی که هیچ وقت از خونه نمیرم بیرون و شاید ماهی یکی دوبار برم بیرون اونم خییییلی زود برمیگردم چون نمیتونم تحمل کنم چرا بم میگن افسرده؟آیا این افسردگیه؟ اگه هست از الان اقدام کنم تا بدتر نشده :/




      13



      0
      • به خاطر کنکوره :/
        خیلی از کنکوریای فارغ التحصیل همینجورین!
        پیشنهادم اینه که بدون اینکه کسی بفهمه جز افراد درجه ۱ ماهی یه بار برو پیش روانشناس درد و دل کن!
        احتمال زیاد خیلی به آینده و اینکه چطوری میخواد پیش بره فکر میکنی!
        این چند ماه تحمل کن دیگه چاره ای نیست 🙁 اغلب فارغ التحصیلای کنکوری همین مدلی میشن! بازم احتمالا در مورد چیزایی که تو فکرته با هیچکی حرف نمیزنی!منزوی شدی از نظر روحی که رو حضور فیزیکیت تو جامعه هم تاثیر گذاشته!
        اگه شرایطش داری ماهی یه بار برو پیش مشاور و فقط حرف بزن!!




        8



        2
        • فاطمه/۲۰/ تبریز

          مگه مریضم برم پول بدم به روانشناس بگم حرفامو گوش کن؟ خسیس نیستم ولی منطقی هم نیس :/
          همون بریزم تو خودم بهتره،فقط چطور بتونم از خونه دل بکنم بزنم بیرون اینو بم بگین ،رفیق صمیمی هم ندارم که بگم باهم بریم خانواده هم که هرکسی مشکلات و کار خودشو داره ،من ماندم تنهااااااای تنهااااااااااااااا
          ولی از طرفی هم علاقه ای ندارم این روال عوض بشه همینطوری میخوام بمونم خونه کپک بزنم




          5



          3
          • عهههه!
            وقتی میری پیش یه روانشناس یا مشاور از لا به لای حرفات مشغولیات ذهنیت و درگیری هاتو میفهمه و برات راه حلشونو میگه!
            ورزش کن!
            ورزش واقعا آدمو شاداب میکنه!
            من هر روز صبح دوچرخه سواری میکنم! اگه پا بده در طول هفته بسکتبال هم میرم! اون دوچرخه ی اول صبح ولی خیلی تاثیر داره!
            این که هیچ کاریم نداری الان هم خیلی موثره! نوع موسیقی هم که گوش میدی هم موثره! نباید ناله باشه و نباید خیلی شاد که دور از جون خل بشی! چند تا بیکلام گوش کن و تو دریاش غرق شو! اگه تو شهر دیگه یا حتی تو شهر خودتون خونه ی آشنایی مادربزرگی چیزی هست برو و دو سه روز اونجا باش بذار از یکنواختی در بیای!




            9



            1
          • فاطمه/۲۰/ تبریز

            اره ورزش رو موافقم اصلا اهل ورزش نیستم سعی میکنم ازاین ب بعد انجام بدم‌
            چشم موسیقی بی کلام هم امتحان میکنم وای به حالت اگه خوب نشم 🙂




            6



            0
          • در مورد ورزش نگو سعی میکنم! بگو چشم و انجامش بده!
            +
            آفرین دختر خوب 🙂
            ببین در مورد بیکلام ها باید ببینی که چه سازی رو بیشتر دوست داری یا چه نوع هارمونی که حالت خوب میکنه!
            چند تا لینک گذاشتم ولی ثبت نشد
            سنتی هم گوش بده هم ادبیاتت خوب میشه هم روحت جلا میده! سنتی هم منظورم همایون شجریانه!
            لینک نمی تونم بذارم خودت سرچ کن
            آهنگ ساقی ساقی حامد نیک پی + کل آلبوم خداوندان اسرار همایون شجریان
            فعلا همینا بسه!
            بعد نری کل وقتت آهنگ گوش بدیا :/
            من اینارو معرفی میکنم که تو تایم استراحتت که به آهنگ گوش دادن اختصاص میدادی ازش استفاده کنی!




            8



            1
      • من دیگه مهمونی م دوس ندارم برم… جشن نامزدی دخترخاله م بزور بردنم… دیگه یا خونه تو اتاقمم یا دانشگاهم..
        منم نظرم اینه حتما برو… قبلش تحقیق کن و یه دکتر خوب پیدا کن فقط




        4



        0
        • فاطمه/۲۰/ تبریز

          خوبه خودتم مثل منی و میفهمی تنهایی چقد ارامش میده باز میگی برو 🙂




          5



          0
          • آره آرامشش شاید مخصوصا اوایل شاید خوب باشه… اما خب دیگه هرچی میگذره یه جوری میشه…
            من قبلا همه ش با دخترخاله هام و فامیل شوخی و خنده و التماسم میکردن ساکت نمیشدم… یا می رفتم همه ش خونه هاشون… الان فقط یه جا مهمونی میدن دخترخاله کوچولومو که خیلی دوسش دارم ببینم باهاش باشم… زیاد حرف نمی زنم… شوخی کمتر… شبام خیلی دلتنگی داره… اصن از یه ساعتی به بعد دیگه گاهی وقتا همه ش دلگیریه




            2



            0
          • این علایمت کاملا اپیدمیه بین فارغ التحصیلای کنکوری و ما همشونو ارجاع میدیم به یه روان شناس!
            یه سری خب جبهه میگیرن!
            ولی یه سری دیگه که میرن پیش روانشناس در عرض دو سه جلسه خیلی روحیشون بهتر میشه!
            ولی خب انتخاب یه روانشناس خوب کار خیلی خیلی سختیه :/
            +
            فعلا همین کارایی که میگم بکن
            ۱٫ورزش روزانه داشته باش! بدو برو تا پارک یخورده ورزش کن و برگرد!
            ۲٫الان به نتیجه فکر نکن و فقط بخون!با روی خوش و شادی برو سر درس و فکرای بیخود بلاک کن!
            ۳٫هر موسیقی گوش نده!خیلی تاثیر داره! موسیقی های ناله دار که ببرنت تو فکر میتونن نابود کنن روحیت رو!
            ۴٫آخر هفته یه تفریح ۱ ۲ساعته جور کن چه میدونم با دوستات بزن بیرون یا یه تفریح کوچیکی بکن دیگه میتونه کافه رفتن باشه یا بیرون غذا خوردن باشه




            6



            1
          • نتیجه؟ من کنکورمو دو ساله دادم… برا ارشد دارم شروع می کنم…دانشگاه لعنتی م خیلی وقت گیره… از همه چی ادمو می ندازه برا همینم حرفتو قبول دارم…
            موسیقی ناله دار؟ داریوش و ابی هایده رو بین ناله دارا حساب کنم؟




            1



            0
          • LoL
            با شما نبودم اینارو که
            با خانوم فاطمه تبریز بودم که کنکوریه 😀
            +
            سلیقه ی موسیقی تون هم پرفکته!




            1



            0
          • فکر می کردم ۲۰ سنش باشه برا همین فکر نمی کردم کنکوری باشه
            فاطمه جان امیدوارم موفق باشی و به هدفت برسی… هرچیزی که بخوای با یه تلاش سخت میشه به دست آورد… آرزوی موفقیت دارم برات




            1



            0
          • فاطمه/۲۰/ تبریز

            چشم اقای دکتر همشونو انجام میدم،فقط من پزشکی قبول شم شیرینی بده نیستمااااااااااا از الان بگم




            1



            0
          • نه دیگه قرار شد آبگوشت مدل تبریزی بدی بهمون
            از اول هم خبری از شیرینی نبود 😀
            +
            من دکتر نیستم هنوز :/




            2



            0
    2. طرف شاهزاده بریتانیاست استرس داره !!
      بعد پیش هر دکتری میری میگه اضطراب از خودت دور کن! لعنتی میشه مگه؟!
      +
      اما استون چه خوبه 🙂




      18



      1
    3. غریب آشنا(س امامی)

      منم افسردگی دارم ولی الان دارو مصرف میکنم گوش شیطون کر با دارو خیلی بهترم.عالی داروهام هم سیتالوپرام۴۰ریسپریدون و تریفن .پرانول۱۰ رستین

      کسایی هم که دارو مصرف میکنن اگه مایلند اسم داروهاشونو بگن.




      4



      2
    4. من خیلی دلم می خواد واقعا برم پیش یه روانشناسی که بتونه کمک کنه اما واقعا نمیتونم… یه بار رفتم و چون اون موقع دلایلی بود که اصلا دلم نمی خواست برم و به اجبار بود و روانشناسه اصلا خودش دیوااانه بود… دلم نخواست دیگه برم… ولی خب خیلی نیاز دارم مشکلاتم رو بگم شاید تاثیری روی حالم داشت..




      3



      1
      • فکر کنم مازندرانی بودی…
        اگه آره بگو کجاشی تا بهت یکیو معرفی کنم




        4



        1
        • جدا تا حالا اینجا گفتم مازندرانی م؟ یادم نیست
          بابل




          2



          0
          • تو مهدی آباد ساری یه دکتر کشوری هست که خیلی باسواده! از رتبه های برتر ارشد و دکتراست و دکتراشو تهران گرفته!
            شما که داری برای ارشد هم میخونی این آقا علاوه بر روانشناس بودن مشاور همه جور کنکور هم هست
            وقت بگیر برو بابلی کیجا 🙂
            +
            هنوز شما به حافظه ی من ایمان نیاوردین؟! اه!




            8



            0
          • خیلی ممنون… چه دوره بابا:(((( … حالا ببینم چطور میشه ولی خب سعیمو می کنم
            شما ساروی هستین؟ البته ببخشید اگه فضولیه




            0



            0
          • نه من شاهی-ساروی هستم 😀
            یه پام ساریه یه پام شاهی!
            +
            مهدی آباد یکی از محله های ساریه!
            بیمارستانامیرمازندرانی میدونید کجاست؟!نزدیک همونه!




            2



            0
    5. مشاور و روان شناس خوب خیلی کمیابه اما اگر پیدا شه واقعا موثره.
      من خودم چون علاقه دارم به متد های علمی و حرف علمی بیشتر تو کله ام میره تا صحبت های معنوی و انرژی درمانی و …، روش TA رو خیلی دوست دارم و چیزیه که با سیستم مغزیم سازگاره وازش لذت میبرم.
      از طرفی دارو یه جاهایی واقعا ضروری و کمک رسانه. از اعتیاد دارویی به این جور داروها به شدت میترسم اما پذیرفتم یه جاهایی مشاوره و دارودرمانی باید توام باشن تا اثر بهتری بذارن و هیچ چیز بیشتر از خود ادم نمیتونه کمک کنه. مشاور جهت میده به افکارت، دارو سعی میکنه تعادل نوروترنسمیتری برقرار شه اما در نهایت خودتی که باید دست بذاری روی زانوت و بلند شی
      زاناکس خوردم مدتی که ازش متنفر شدم چون خیلی منگ و گیجم میکرد. زولپیدم رو دوست داشتم اما اونم دیگه بی اثر شد و خوابم رو نتونست تنظیم کنه. فلوکستین بهم تپش قلب شدید میداد که با پروپانولول کنترل شد و بعد از چند هفته مصرف دیده ارره انگار سروتونینه داره یه کارایی میکنه. اما یچیزی خیلی خوب بود تو ترک کردن زاناکس چون بهش وابسته شده بودم و اون یه سرماخوردگی ۲ هفته ای خفن بود که به قدری گیج و بی حالم کرده بود که ناخوداگاه بدون دارو خوابم میبرد و تونستم زاناکس و زولپیدم رو کنار بذارم و الان فقط در خدمت فلوکستین جان هستم
      اها و در پایان اینکه من دارم دوره افسردگی رو میگذرونم. شدیدا ازش میترسیدم اما با مطالعه و کمک گرفتن متوجه شدم باید بپذیرم این دوران رو و بعد از عبور از این مرحله صاحب بلوغی ازش خواهم شد که تا این دوران رو نگذرونم و خلوتش رو طی نکنم، آرامشی به دست نخواهم اورد




      10



      1
      • درود ثنا بانو
        فلوکسیتین توش مت آمفتامین هست
        و شما خیلی بهتر از من عوارض این ماده رو میدونی…
        هر چی زودتر با نبودش کنار بیاید خیلیییی بهتره!
        ببخشید جسارت شد




        7



        0
        • کاوه(هادی)/تهران/28

          توش مت‌آمفتامین نداره … ولی اثرش مشابهه … کلاً داروهایی که روی اعصاب اثر میذارن و تا امروز توزیع شدن توی نوروترنسمیترها یا مقاومت الکتریکی ایجاد می‌کنن و جلوی فعالیتش رو می‌گیرن ؛ یا جلوی بازجذبش رو می‌گیرن ؛ یا بعضاً جلوی جذبش رو می‌گیرن یا کمک می‌کنن به ترشح شدنش یا فعالیتش ( مثل آمانتادین که جلوی اکسیده شدن و شکسته شدن دوپامین رو می‌گیره ) ….

          ولی همشون از دم مزخرفن …. حالا ببخشید که رک می‌گم ولی من از بچگی فقط به علوم پایه علاقه داشتم …. چون همه چیز توش علمی-منطقی و واقعیه ….. ریاضی ، شیمی و فیزیک که تا حدودی زیست‌شناسی رو هم علاقه داشتم و دارم ….. ولی توش پیشرفت خیلی کمی صورت گرفته …… از علوم انسانی و الهیات (!) و رشته‌های آبگوشتی مثل خیاطی و آرایشگری و … هم که متنفرم ……

          نه که بد باشنا … ولی از بس مزخرف توشون مطرح شده و مزخرفات خودشون رو علمی (!) معرفی می‌کنن ؛ تا چرت و پرت می‌شنوم اعصابم به هم می‌ریزه شروع می‌کنم فحش دادن ! :))

          مثلاً داروهایی مثل رانیتیدین یا فاموتیدین رو در نظر بگیر … هیستامین هاش۴ ( من با هاش راحت‌ترم ! ^_^ از اچ۳ اچ۴ گفتن خوشم نمیاد ) رو بلوکه می‌کنن و به صورت علمی رسانایی الکتریکیشو تا حد زیادی از بین می‌برن ….. ولی روی گیرنده‌های دیگه هم اثر میذارن …. بعدم خیلی کار غلطیه که به خاطر ترشح بیش از حد معده این داروها رو تجویز می‌کنن ( حتی آلومینویم ام‌جی یا لاکسی ژل هم که اسید معده رو خنثی می‌کنن هم باید فقط در صورت لزوم تجویز بشن ) ….. در واقع به جای اینکه مسئله رو حل کنن ، صورت مسئله رو پاک می‌کنن …..

          برای همین زیست‌شناسی رو دوست دارم که بیسش رو از بیوشیمی و یه مرحله پائین‌تر شیمی‌های آلی و کانی و تجزیه و بدونم ؛ و در کنارش مباحث فیزیک هم که خیلی جاها توی پزشکی به کار می‌ره … مخصوصاً تصویر برداری که همش فیزیکه ….. ولی پزشکی رو دوست ندارم …….

          پزشک ماهر و متخصص هم به ندرت پیدا میشه ….. اکثرشون تمام دروس دبستان و راهنمایی و دبیرستان رو که فراموش کردن هیچ ؛ حتی دروس خودشون رو هم که توی دانشگاه خوندن فراموش کردن ……. فقط بین ۵۰۰ تا الی ۱۰۰۰ تا دارو رو می‌دونن که چه اثری دارن ( اونم کلی ) بعد هر کی میاد براش چهار تا دارو می‌نویسن پییاده‌ش می کنن …….

          مثلاً همین داروهایی که جلوی بازجذب دوپامین یا سروتونین یا نوراپینفرین رو می‌گیرن کلی عارضه ایجاد می‌کنن ….. و کلاً از هرچیزی که توی ادراک اختلال ایجاد کنه بدم میاد ……..




          3



          0
          • کاوه(هادی)/تهران/28

            البته در مورد الهیات که کلاً فرق می‌کنه …. از دم یاوه و خزعبل و اراجیفن …….




            1



            0
          • جالبه که چقدر اطلاعات خوبی از بیوشیمی دارید! درود بر شما!
            والا استادی داشتیم که همش میگفت پزشکی سر و تهش سوراخه!!
            اولا این که هیچ چیز قطعی ممکنه نباشه و چون تو ۹۹% موارد کار درست رفته جلو ما کردیمش قانون ولی ممکنه درست نباشه!
            ثانیا اینککه بحث ساید ایفکت مطرحه! یعنی یه چیز درست میکنی ده جای دیگه میزنه بیرون!
            ولی خب چاره چیه؟! پزشکی لازمه برای بشر و زندگی ها رو نجات میده و طول عمر ها رو زیاد میکنه با همه ی نقصهاش!




            2



            0
          • در مورد علوم پایه هم که خیلی خیلی قشنگتر و جذاب تر از پزشکی میتونن باشن که ترکیبی از حفظیات استدلال سرعت و مهارته!
            و اینکه روحیه ی خاصی میطلبه کار درمان که در هر کسی پیدا نمیشه!
            +
            در مورد تعداد داروهایی که هر پزشک میدونه به نکته ی فوق العاده مهمی اشاره کردید! واقعا دمت گرم!
            مشکل بزرگ همینه!
            پزشک های ما که سهمیه ای نیستن و رانت ندارن مخصوصا از ۸۰به اینور بسیار ماهر و متبحرن ولی بروز نیستن!
            خودشونو آپدیت نمی کنن با شیوه ها و روش های درمانی جدید و همچنین داروهای جدید!
            البته یه قشر خیلی کوچیکی هم هستن که واقعا آپدیتن ولی ۹۰% خیر!




            2



            0
    6. من تازگیا فهمیدم که مشکل شخصیتی دارم: تیپ شخصیتی مهرطلب، برتری طلب و عزلت طلب که این چند وقته ترکیب این سه تا و غالب شدنشون توی مراحل مختلف زندگیم مشکلات زیادی برام به وجود آورده. کسی دیگه ای هست که چنین مشکلی داشته باشه یا اینکه از وجود چنین مشکلی در وجود خودش باخبر باشه؟ آگر آره برای رفع مشکل چیکار کردین؟




      0



      0
  • ارسال نظر