مجله گیزمیز

دیشب خواب دیدم که مرده بودم …

منصور قیامت
۱۱ آذر ۱۳۹۳
۲۴ نظر
  • دیشب خواب دیدم که مرده بودم …

     

     

     

    روز اول یه فرشته اومد بم گفت: 
    چی میخوای؟
    بهش گفتم: آب

    گفت برو بالای اون تپه آب بخور … وقتی رفتم دیدم یه چشمه بزرگی بود، دل سیر آب خوردم

     

     

     

    روز سوم همون فرشته گفت : امروز  چی میخوای؟
    بازم گفتم: آب …
    گفت برو بالا اون تپه آب بخور … در حالی ک چشمه کوچکتر شده بود، دل سیر آب خوردم ….. 

     

     

     

    روز هفتم، همون فرشته گفت: امروز چی میخوای؟؟
    بازم گفتم آب ..
    گفت برو بالا اون تپه … در حالی که چشمه کوچک و کوچکتر شده بود.. آب خوردم….

     

     

     

    بعد چهلم همون فرشته گفت : امروز چی میخوای؟ … با عطش فراوان 
    گفتم : آب … 
    گفت برو بالا اون تپه … در کمال تعجب دیدم قطراتی مدام در حال ریزش هستند … برگشتم و به فرشته گفتم :
    چرا اینطوری شده؟؟؟… 

     

     

     

    گفت : روز اول ، همه دوستات ، فامیلات ، عشقت و مادرت برات اشک ریختند ، روز سوم فقط عشقت ، رفیقات و مادرت برات اشک ریختن … 

     

    روز هفتم فقط عشقت و مادرت برات اشک ریختن ولی روز چهلم فقط این مادرت بود که برات اشک میریخت و همین قطرات همیشه پاپرجاست…

     

    وقتی بیدار شدم پای مادرمو بوسیدم و فهمیدم عشق فقط مادر است و بس

     

    سلامتی همه مادرا