مجله گیزمیز

ماجرای خواندنی هیزم شکن و فرشته مهربان

منصور قیامت
۲ اسفند ۱۳۹۳
۲۸ نظر
  • هیزم شکنی مشغول قطع کردن یک درخت خشک بالای رودخونه بود، که ناگهان تبرش افتاد تو رودخونه.


    وقتی در حال گریه کردن بود، یه فرشته اومد و ازش پرسید: چرا گریه می کنی؟


    هیزم شکن گفت: تبرم توی رودخونه افتاده.


    فرشته رفت و با یه تبر نقره ای برگشت و از هیزم شکن پرسید: "آیا این تبر توست؟"


    هیزم شکن جواب داد: "نه"


    فرشته دوباره به زیر آب رفت و این بار با یه تبر طلایی برگشت و پرسید: آیا این تبر توست؟؟


    دوباره، هیزم شکن جواب داد: "نه".


    فرشته باز هم به زیر آب رفت و این بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسید: آیا این تبر توست؟


    جواب داد: آره.


    فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به او داد و هیزم شکن خوشحال روانه خونه شد. 

     

     

    ماجرای خواندنی هیزم شکن و فرشته مهربان

     

     

    روزی دیگر هیزم شکن وقتی داشت با زنش کنار رودخونه راه می رفت زنش افتاد توی همان رودخانه. هیزم شکن داشت گریه می کرد که فرشته باز هم اومد و پرسید که چرا گریه می کنی؟ 


    هیزم شکن هراسان گفت : اوه فرشته ! زنم افتاده توی آب !!


    فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت و پرسید: زنت اینه؟ هیزم شکن فریاد زد: آره !!!


    فرشته عصبانی شد. " تو تقلب کردی، این نامردیه "


    هیزم شکن جواب داد : اوه، فرشته منو ببخش. سوء تفاهم شده. می دونی، اگه به جنیفر لوپز "نه" می گفتم تو می رفتی و با کاترین زتاجونز می اومدی. و باز هم اگه به کاترین زتاجونز "نه" میگفتم، تو می رفتی و با زن خودم می اومدی و من هم می گفتم آره.


    اونوقت تو هر سه تا رو به من می دادی. اما فرشته، من یه آدم فقیرم و توانایی نگهداری سه تا زن رو ندارم و نمیوتنم عدالت رو بین اونها رعایت کنم !! و به همین دلیل بود که این بار گفتم آره.

     

     

    فرشته از این عدالت محوری هیزم شکن خوشش اومد و گفت بچه کجایی ؟؟
    هیزم شکن گفت : از کاربرای گیزمیزم !!
    فرشته گفت : ایول بابا بزن قدش  

     


    سلامتیه همه بچه های گل گیزمیز