مجله گیزمیز

داستان مزاحمت های خیابانی برای یک خانم

منصور قیامت
۱ خرداد ۱۳۹۵
۶۵ نظر
  • یک پیاده‌روی بدون مزاحم و موی دماغم آرزوست…

     

     

     

    عصر یه روز دلگیر، جمعه ۱۴ فروردین حوصله‌ام حسابی سر رفته بود . دلم نمی‌خواست تو اون هوای خوب خونه بمونم. دوست داشتم بزنم بیرون و تو شهر  پیاده بگردم.
    تمام ایام عید رو شوهرم  سر کار رفته بود و شباش خسته به خونه اومده‌ بود. یکی از پسرهام هم که در پیش‌دانشگاهی درس می‌خونه از دوم عید کلاساش شروع شده بود.
    البته دو روز آخر اسفند رو جنگی رفتیم  شمال و برگشتیم.
    ولی تو ایام ۱۳ روزه‌ی عید به غیر از چند عیددیدنی کوتاه و مختصر و دیدن چند جای شهر با پسر بزرگم، دیگه جایی نرفتیم.  من همه‌ش یا پای تلویزیون بودم و یا کتاب می‌خوندم. تقریبا همه‌ی دوستام هم مسافرت بودن یا مشغول دید و بازدید با اقوامشون.

     

     

    اون روز تا حاضر شدم برم پیاده‌روی،  دم در دیدم شوهرم از سرکار اومد. گفت وایسا منم باهات بیام. گفتم تو خسته‌ای و منم می‌خوام خیلی راه برم.
    با نگرانی گفت ولی خیابونا خیلی خلوته، اذیتت نکنن. خندیدم و گفتم دیگه کی با من کار داره!! تازه، نگران نباش، سعی می‌کنم ماشینو ببرم وسط شهر پارک کنم و  تو خیابون اصلی پیاده‌روی کنم. خوبه؟ خیالش کمی راحت شد و اومد تو خونه و من درو  بستم و رفتم بیرون.

     

     

    هوا بی‌نهایت دلپذیر بود. نسیم خنک به صورتم می‌خورد و کیف می‌کردم. بی‌اختیار نفس عمیق می‌کشیدم. احساس می‌کردم هوا پر از اکسیژنه. اکسیژنی که آدمو مست می‌کنه.

    تو خیابون اصلی، شرایط از هر نظر خوب بود، تک‌وتوک مغازه‌ها باز بودن، و تعداد کمی از مردم، بیشتر به صورت خانواده، مشغول خرید بودن. نه اونقدر شلوغ بود که نشه بدون تنه زدن و تنه خوردن راه رفت و نه اونقدر خلوت که آدم احساس تنهایی و ترس کنه.
    با خیال راحت تند تند راه می‌رفتم  و شاید لبخندی هم بر لب داشتم، که ناگهان احساس کردم کسی مثل سایه منو تعقیب می‌کنه.

     

     امیدوار بودم اشتباه کرده باشم. جلوی اولین مغازه ایستادم. او هم ایستاد. نگاهش کردم، مردی حدودا سی یا سی‌و پنج ساله بود. گوشی موبایلش رو روی گوشش گرفته بود و می‌گفت عزیزم هر کدومو پسندیدی بگو برات بخرم.   گفتم حتما با من نبوده و دچار  سوءتفاهم شده‌ام  و راه افتادم. اما مرد باز هم تعقیبم کرد. به بهانه‌ی خرید وارد چند مغازه و فروشگاه شدم.  حتی رفتم چند جا لباس پرو ‌کردم.
    اما وقتی برمی‌گشتم می‌دیدم منتظر ایستاده. و باز هم با گوشی موبایل روی گوشش  می‌آمد جلو و  نزدیک گوشم عین وز وز مگس می‌گفت اینقدر سرم ندوون جیگر، هر جا بری دنبالت میام. نازتو خریدارم.
    این‌ها رو حتی جلوی خانواده‌هایی که جلوی ویترین وایساده بودن  می‌گفت.

     

    اعصابم خرد شده بود. اگر چیزی می‌گفتم، لابد می‌گفت با تو نبودم و داشتم با تلفن حرف می‌زدم. قدم‌هامو تند ‌کردم، کند کردم. رفتم اونور خیابون، همه جا گوشی به دست دنبالم میومد. بالاخره فکری به نظرم رسید. فروشگاهی می‌شناختم که یک در هم در خیابان پشتی داشت. از این در رفتم و از در پشت فرار کردم.
    بالاخره از دستش راحت شدم.
    سعی کردم دیگه در صورتم احساس لذت از هوا و پیاده‌روی مشهود نباشه. خود همین مزاحمت اخمی رو پیشونیم نشونده بود.
    حدود سه چهار کیلومتری همینطور ‌رفتم. گاه‌گاهی متلکی چیزی می‌شنیدم که نسبت به تعقیب کردن بازم بهتر بود. تموم خانم‌های ایرانی فکر کنم به متلک‌های گذری عادت کرده باشن.

     

     بعد به پارکی رسیدم و دورش زدم و برگشتم. موقع برگشتن احساس  شادی و نشاط داشت به من برمی‌گشت که باز احساس کردم کسی تعقیبم می‌کنه. کم‌کم صدای وز‌وزش هم  به گوشم رسید.  از شکل اندامم می‌گفت. من به جایش خجالت کشیدم. جلوی ویترین  یک مغازه‌ی کفش‌فروشی وایسادم. عکسش در شیشه ویترین درست پشت سرم معلوم بود. جوانی حدودا بیست، بیست‌ویکی‌دوساله  به نظر میومد.  قدم‌هامو  تند کردم. اونم تند کرد. وارد مغازه‌ی کفش فروشی دیگری شدم و چند کفش امتحان کردم. شاید می‌فهمید من  از نظر سنی به دردش نمی‌خورم و دست برمی‌داشت. آنقدر پررو بود که  وارد مغازه شد و درست بالای سرم ایستاد. کفش‌ها را با ناراحتی پس دادم و راه افتادم. فکر کنم کارمندان کفش‌فروشی متوجه شدند مزاحمم شده.

     

    پسر پشت سرم میومد  و مرتب قربون صدقه‌م می‌رفت. خیلی عصبانی شده بودم و  به صورت عصبی می‌دویدم. دیدم بچه پررو درست کنارم داره می‌دوه. رفتم اونور خیابون، اومد، رفتم یه خیابون دیگه، اومد. ایستادم نگاهش کردم، خواستم یک سیلی بهش بزنم، آنقدر قیافه‌ی مظلوم و معصومی داشت که دلم سوخت. چند بار گفتم لطفا مزاحم نشو! خجالت بکش! اما دست بردار نبود. اومدم از جلوی پلیس رد بشم، شونه به شونه‌م اومد. خواستم به پلیس بگم که این مزاحممه، گفتم نکنه پلیس منو محکوم کنه و بگه چرا بدون شوهرت اومدی بیرون. از یه لحاظ هم دوست نداشتم برای پسری به سن اون سوءسابقه درست کنم.
    اما  اون‌ور چهارراه دیگه حقیقتا طاقتم طاق شد. وایسادم و بی‌اختیار داد زدم: مرتیکه، خجالت نمی‌کشی! تو همسن پسر من هستی. چرا  یک ساعته موی دماغم شدی؟ اعصابمو به هم ریختی و…
     جلوی چند عابر آقا که با نیش‌های باز جمع شده بودند، با پررویی گفت برای اینکه سینه‌های خوشگلی داری، دوست دارم تا دنیا دنیاست وایسم و سینه‌هاتو تماشا کنم؟ و حرف‌های دیگری شبیه به این…
     دلم می‌خواست با مشت محکم بکوبم تو سرش. با فریاد گفتم، چرا شما آقایون فکر می‌‌کنید اگه زنی تنها بیاد تو خیابون حتما باید دنبالش راه بیفتید؟
    چرا شما آزادید هر وقت خواستید بیایید تو خیابون قدم بزنید، خرید کنید، اما یا خانم اگه تنها بیاد فکر می‌کنید حتما چیزیش می‌شه؟ و باید حتما مزاحمش بشید. اونم من که جای مادرت هستم.
    گفتم پسرجان، دیدی که دلم نیومد بدمت دست پلیس، اما آیا وقتی می‌گید گشت ارشاد بده، خودتون رعایت می‌‌کنید؟
    عابر‌ها که تعدادشون بیشتر شده بود و اولش قضیه رو جدی نگرفته بودن، با شنیدن اسم گشت ارشاد، یک‌هو ورق برگشت و شروع کردن به نصیحت کردن پسره. اولش کمی شاخ و شونه کشید که آزادم هر کاری بکنم و ازین خانم خوشم اومده. اما بقیه حسابی نشوندنش سرجاش… وقتی راه افتادم برم. هنوز داشتند بحث می‌کردند.

     

    با اعصابی خراب برگشتم خونه.
    شوهرم پرسید پیاده‌روی خوش گذشت؟ کسی مزاحمت نشد؟
    خیلی سعی کردم اخم نکنم. گفتم خوب بود و به بهانه‌ای به اتاق خواب رفتم  و کمی به حال خودم و بقیه خانم‌ها اشک ریختم تا حالم کمی جا اومد.

     

     

    چند روز بعد در میدون فردوسی کاری داشتم، بارون شدیدی می‌بارید، به طرف میدون انقلاب پیاده می‌رفتم که متوجه مردی حدود سی‌ساله شدم که با کت‌وشلوار سایه‌به سایه‌م میومد و هی متلک می‌گفت. من سعی می‌کردم از زیر سایه‌بون‌های مغازه‌ها برم که کمتر خیس بشم. اما اون عین موش آبکشیده  درست  زیر بارون میومد. آب از هفت‌بندش آب می‌چکید. تا میدون انقلاب سعی کردم  خودشو ندیده‌ و حرفاش رو نشنیده بگیرم. ولی مگه می‌شد.  آدم ظاهرا آرومه اما تو دلش از عصبانیت انگار داره منفجر می‌شه.
    به ظرف جمالزاده تقریبا دویدم و اونم دنبالم اومد. تو جمالزاده اونقدر می‌دوید که نفهمید من سوار ماشین کرج شدم.  و از من جلو افتاد. چند متر بعد یه کمی دنبالم گشت و خیلی پررو اومد نشست تو ماشین. خوشبختانه من جلو نشسته بودم . اون رفت عقب نشست. و چون راننده با چتر بیرون وایساده بود و مسافر صدا می‌کرد تونست کلی حرف مفت(از نظر خودش حرف محبت آمیز) بهم بزنه ولی من جوابشو ندادم. انگار گوشم اصلا نمی‌شنوه. تا ماشین پر شد.
    وقتی به اتوبان رسیدیم به شوهرم زنگ زدم که اونم از سر کارش راه بیفته تا با هم برسیم به ایستگاه کرج. مرتیکه شنید. اما پیاده که نشد هیچی، وقتی نگاهم به آینه افتاد دیدم داره برام بوس می‌فرسته.
    گفتم یه حسابی ازت برسم که مرغای هوا برات گریه کنن.

     

    ایستگاه کرج که رسیدم دیدم خوشبختانه شوهرم جلوی ماشینش وایساده. هنوز بارون شدیدا می‌بارید. مرد مزاحم  پررو پررو دنبالم راه افتاد و متلک می‌گفت. حالا احمق در تماس چندباره با شوهرم تو راه می‌دونست میاد دنبالم. شوهرم از دور متوجه شد. تا بهش رسیدم گفتم این آقا از میدون فردوسی تا اینجا دنبالم راه افتاده. شوهرم عین عقاب پرید بگیردش، مرد مزاحم یهو راهشو کج کرد و پرید تو خیابون جلوی ماشینا. نزدیک بود تصادف کنه . ماشینه ترمزش کشیده شد اما بالاخره گرفت و اون تونست جون سالم به در ببره تا به نحو احسن و صحت و سلامت کامل قادر باشه مزاحم زن‌های دیگه بشه. 

     

    ——

     

    یادمه سه چهار سال پیش که با همسرم رفتیم دبی، دوسه روز اول -که همه جا با هم بودیم ـ دیدم هیچ مردی نگاهم نمی‌کنه و به غیر از دست درازی دوسه آقای فروشنده به بهانه‌ی دادن جنس یا گرفتن پول، هیچ موردی از متلک و نگاه هیزانه  در خیابوناش ندیدم. حتی در ساحل دریاش که مایو پوشیده بودم هیچکس نگاهم نکرد.
    اون‌قدر احساس امنیت می‌کردم که روز آخری که  شبش پرواز داشتیم  ولی من هنوز خرید‌هام رو نکرده بودم و همسرم  هم می‌خواست لوازم فنی برای خودش بخره، بهش پیشنهاد دادم  هر کدوممون دنبال خریدهای خودش  بره  و دوسه ساعت قبل از پرواز جلوی هتل بیاییم برای برداشتن ساک‌هامون. همسرم قبول کرد.

     

     

    تاکسی گرفتم و آدرس یک فروشگاه مشهور رو دادم. راننده پاکستانی اونقدر منو در خیابونا الکی چرخوند که هم کرایه رو زیاد کنه و هم از خودش حرف بزنه. آخرش هم در اثر اعتراض من یه جای بیخود که اصلا ربطی به اون فروشگاه نداشت پیاده‌م کرد و چرت و پرتی گفت و رفت.
    یه تاکسی دیگه سوار شدم. شکر خدا این‌یکی که سودانی بود  منو یه راست برد به همون فروشگاه و گفت راننده‌ی قبلی اصلا یه مسیر دیگه شما رو آورده. می‌تونستید شماره‌شو بردارید و بدینش دست شرطه. شرطه گواهینامه‌شو باطل می‌کرد و دیپورتش می‌کرد به کشور خودش.

     

     

     در فروشگاه چرخ رو برداشتم و شروع کردم به خرید. بیشتر سوغاتی‌های خوب رو از همون فروشگاه خریدم. چرخ تقریبا پر شده بود که دیدم مرد عرب قد بلند و درشت هیکل و شکم گنده‌ای  با لپهای سرخ و سفید با لباس و سربند عربی هی از پشت قفسه‌ها برام دالی می‌کنه و می‌خنده. ندیده گرفتم. پیش خودم گفتم اینجا که ایران نیست بهش بگم مرتیکه مزاحم نشو و…
    اینقدر هم ماشالله دختر خوشگل و س..سی تو این کشور هست که دیگه کی به من با این سن و سال و هیکل با اضافه وزن نگاه می‌کنه.
    اما زهی خیال باطل. مردک ول‌کن نبود. توی قسمت حوله‌ و لحاف که کمی خلوت بود، یک‌راست اومد طرفم  و اومد یه موبایل  بذاره تو دستم که دستمو کشیدم و  موبایله افتاد زمین. برداشتش و دوباره به سمتم گرفت. به انگلیسی گفتم فکر کنم منو با یکی اشتباه گرفتید. در حالی‌که صداش از شدت شهوت می‌لرزید به فارسی جواب داد: من زن ایرانی  خیلی دوز داشت(دوست)… گفتم شما غلط کردید دوز داشت. من شوهر دارم.  اشتباه گرفتید! و چرخو روندم به یه سمتی دیگه.
    فکر کردم  الان دمشو می‌ذاره رو کولش و می‌ره. اما نه،  باهام اومد و به زور چرخ دستیمو از دستم درآورد و گفت: من حزاب (حساب)کرد، زن ایرانی دوز داشت مرد عرب براش حزاب کرد!  با لحن مسخره داد زدم، بیخود، من دوز نداشت!
    اما مگه مردک ول‌ می‌کرد. تازه شروع کرد با همون فارسی مسخره‌ش حرفای س..سی زدن…  با عجله به سمت صندوق راه افتادم و با صدای بلند گفتم الان شرطه خبر می‌کنم. فهمیده بودم از شرطه(پلیس) خیلی می‌ترسن. یهو غیبش زد.

     

    تاریک شده بود. با خریدهام اومدم منتظر تاکسی وایسادم. بر خلاف همیشه هیچ تاکسی در اون حوالی نبود، بعد از حدود نیم ساعت ماشین سفیدی جلوی پام ایستاد و مرد راننده با لباس عربی به فارسی گفت. خانم‌ بفرمایید، می‌رید هتل …. (اسم هتلی که دراونجا اقامت داشتیم آورد) با خوشحالی گفتم بله. راستش نمی‌دونم چرا به صورت احمقانه‌ای فکر کردم شوهرم تاکسی فرستاده برام.  اومد کمک کرد بارهامو در صندوق عقب جا داد. در جلو رو باز کرد ولی من عقب نشستم. به محض اینکه راه افتاد فهمیدم تاکسی نیست. شروع کرد از زن‌های ایرانی تعریف کردن. من هیچی نگفتم و خدا خدا می‌کردم زودتر برسیم. می‌دونستم راه زیادی تا هتل نداریم.
    عین بلبل فارسی حرف می‌زد و می‌گفت چند شرکت داره و وضع مالیش خیلی خوبه. چقدر ساختمون و ویلا در کجا و کجای دبی داره و…. زانوی پای چپش رو به صورت خیلی بدی تا نزدیک پنجره‌ی در سمت چپ تکیه داده بود  و لنگش را باز گذاشته بود. که شاید مثلا بگه ماشینم دنده اتوماتیکه یا چیز دیگری…
     سرشو برگردوند و پرسید شما دبی رو دوست داری؟ دوست داری با یکی از شیخ‌های دبی ازدواج کنی و برای همیشه یک زندگی خوب داشته باشی؟ هر چی اومدم حرفو عوض کنم که چقدر خوب فارسی حرف می‌زنید و… با جوابی کوتاه که شرکای ایرانی دارم سرو تهشو هم می‌آورد و دوباره سوالی مثل سوال بالا می‌کرد. می‌دونستم راه رو هی داره دور می‌زنه و اصلا به مقصد هتل مورد نظر نمی‌ره. نمی‌دونستم اشتباهمو چه‌طوری جبران کنم.

     

     

    ناگهان فکری به نظرم رسید. بهش گفتم  از دبی خیلی خوشم اومده .کشور واقعا قشنگی دارید. من خبرنگارم. اومدم از وضع کشورتون و بخصوص وضع زن‌های ساکن اینجا  گزارشی تهیه کنم.  برام جالب بود که تا وقتی با شوهرم تو کشورتون می‌گشتم هیچکس نگاهم هم نمی‌کرد.  مخصوصا از شوهرم خواستم  اجازه بده یه‌چند ساعت تنها باشم تا برخورد مردان دبی رو با زنان تنها ببینم. فکر می‌کنم اینجا محیطش برای خانوما خیلی امن باشه. موبایلمو از کیفم درآوردم و با گفتن یه با اجازه‌ی مختصر، در حالیکه سرش رو عقب گرفته بود، عکسی ازش گرفتم و پرسیدم، اجازه می‌دید صداتونو هم ضبط کنم؟ یهو برخوردش عوض شد، لنگشو جمع و جور کرد و گفت خواهش می‌کنم.
    یه عالمه سوال‌های الکی پرسیدم که خانم‌هاتون(آخه گفته بود سه زن داره) چقدر آزادن برن این ور و اون ور. چه طوری لباس می‌پوشن؟ شما بهشون می‌گید نقاب روی صورت بزنن و فقط چشاشون معلوم باشه یا به میل خودشون اینطوری می‌پوشن؟ شما موافقید خانوما رانندگی کنن و از این جور سوالات.

     

     

    عین بچه‌ی آدم به سوال‌هام جواب می‌داد. سعی می‌کرد مرد روشنفکری به نظر بیاد می‌گفت من کاری ندارم زن ها و دخترام چادر و نقاب نپوشن و رانندگی کنن اما خودشون دوست ندارن.
     وقتی ازش پرسیدم چرا نمی‌رسیم هتل، گفت  اجازه می‌دید بریم شرکت از محصولاتمون به عنوان یادگاری بهتون چند تایی بدم. گفتم وای نه خیلی دیرم شده  و ساعتمو نگاه کردم و گفتم الان ممکنه شوهرم از نگرانی به شرطه زنگ زده باشه.  بعد از کمی اصرار  که زود می‌ریم زود برمی‌گردیم ، با انکارهای تند من ، منو برد جلوی هتل پیاده کرد. اما باز کم نیاورد، کارتش رو داد و گفت امشب هتل رو پس بدید و با شوهرتون بیایید خونه‌ی ما(خواستم بپرسم خونه‌ی کدوم همسرتون، که خودش گفت خونه‌های جدای زیادی داره). گفتم امشب داریم می‌ریم ایران. کلی خواهش کرد دفعه‌ی دیگه حتما از قبل بهش زنگ بزنم و هتل نگیرم. کارتشو یادگاری نگه‌ داشتم. و تا ماه‌ها روم نشد به شوهرم بگم اون روز تو دبی چی کشیدم.

     

  • پربازدیدهای ماه
  • [metaslider id=146737]
  • نظرات شما
    غیر قابل انتشار : 0
    در انتظار بررسی : 3
    انتشار یافته : 65
    1. خانم ایرانی که در خارج از کشور با مایو بره لب دریا در ایران تو خیابون بیشتر از این نمی شه ازش انتظار داشت که کسی مزاحمش نشه !

      Thumb up 124 Thumb down 132

      • موافقم

        من یه دخترچادری هستم و از این مشکلات خیلی خیلی کم برام پیش میاد

        وهمینطور تو سفر دبی که با خانواده رفته بودم با چادر میگشتم و واقعا اذیت نشدم

        انتخابمو کردم و واقعا از اینکه از چشم مردهای هیز خودمو میپوشونم راضی راضیم

         

        Thumb up 137 Thumb down 57

        • انسانها آزاد آفریده شده اند. شما دلتو خوش کردی خودتو میپوشونی اما چشم کثیف بعضیها از همون زیر چادر هم اسکن میکنن شما رو. خودمونو گول نزنیم.متلک گویی و آزار بدنی فقط تو جوامع عقب افتاده و بسته اتفاق میفته.امیدوارم غیر از دبی جاهای دیگه هم بری تا متوجه عرایضم بشی دوست خوبم. منم مثل تو خانمم

          Thumb up 60 Thumb down 77

          • بله مسلما افراد بیمار زیاد داریم تو جامعه-(البته نه اینکه حجاب فقط چادر -دیگه ما اطرافمون همه جور آدم دیدیم

            واقعا بعضی خانما هستن که با مانتو حجاب و متانتی دارن که بعضی چادری ها ندارند)

            و مورد دیگه این که رفتار من باعث نباشه که اینجور مسائل برام پیش نیاد برای من کافیه و الباقی دیگه دست من نیست و غیر قابل پیشگیریه

            به هر حال لااکراه فی الدین…."دردین اکراهی نیست اینکه سرنوشت آدم در قیامت چطوریه مربوط به اعمال انسان در دنیاست.

            Thumb up 34 Thumb down 12

          • بله. آزاد که آفریده . شما راحت باش که آقایون مجبور نشن زحمت اسکن به خودشون بدن.

            الحمدلله که جز دبی جاهای دیگه هم رفته اید.

            Thumb up 9 Thumb down 6

        • اینقد چرند نگو
          یعنی توی این کشور فقط باید چادریا از امنیت نسبی برخوردار باشن؟؟؟؟؟ اگه کسی سلیقه ش توی لباس پوشیدن با امثاله شماها فرق داشت و چادر نپوشید ، نباید با خیاله راحت توی خیابون راه بره؟؟؟؟؟؟
          حالم از امثال ِ شماها که فکر میکنین همه باید مثه شما باشن به هم میخوره
          به قول ِ شاعر : منو نمیشه شبیه خودت کنی زوری

          ما ایرانی ها به جای اینکه یه پلاکه فروهر گردن بندازیم و توی خیابون ادای آدمای امروزی و روشن فکرو در بیاریم باید یادبگیریم که به همون سه تا شعار(گفتار و پندار و کردار نیک) عمل کنیم .
          پسره یه پلاک از فروهر گردنش میندازه و ادعاهاش گوش فلکو پر کرده اما هنوز یاد نگرفته که حجاب زن ایرانی پلک چشمانه مردانه ایرانیه
          بازم به قوله شاعر : ” ما جسمه پژو با مغز پیکان “

          Thumb up 54 Thumb down 54

          • من خودمو گفتم که واقعا آسوده ام و با شمای نوعی کاری نداشتم که مثل اسپند رو آتیش شدید

            برنامه خانم آرین یادم مونده که با افتخار میگفت حجابم تاج بندگی منه و واقعا هیچ وقت از یادم نمیره این حرفش

            خود خانما میدونن که زیبایی هایی دارن که می تونن راحت جلوه بدن به همه یا ندن و مساله حجاب دیگه فراتر از این رفته که بیایم اینجا بحثشو بکنیم…

            حالا هرکی یه راه انتخاب میکنه  یا حجاب یا بدحجاب یا بی حجاب

            محیطمون اونقدرا هم بسته نیست-ماشاا… بعضیا(چه خانماوچه آقایون) دیگه طوری لباس میپوشن که آدم دهنش وا میمونه

            Thumb up 46 Thumb down 21

          • “حجاب زن ایرانی پلک چشمانه مردانه ایرانیه؟؟؟؟؟”
            نه بابا!!!!

            آقای گفتار و پندار نیک، لااقل یه سرچ بکن ببین حجاب زن ایرانی قبل از اسلام پلک چشم آقایون بوده یا پوشش داشنه. ظاهرا بیشتر از پسر گردنبندیه به یاد گرفتن نیاز دارید

            کسی هم نگفت خانم لزوما باید چادر سرش باشه ننه من غریبم راه انداختی

            Thumb up 15 Thumb down 11

        • من یک دختر مانتویی هستم آرایش در حد زیبایی میکنم ولی جلف نیستم

          تیکه زشت شنیدم ولی خدا رو شکر کسی دنبالم نبوده

          اما تا حالا ۲ بار با مادرم بیرون بودیم ۲ تا مرد ۳۰-۴۰ ساله حتی با وجود من دنبال مادرم بودن 

          مادر من از جوونی چادری بوده و هنوزم هست ولی باز این آدم ها دنبالشن 

          چند بار هم با اعصاب خورد اومده خونه وقتی پرسیدم بیچاره با گریه شبیه همین ماجراها رو تعریف کرده برام

          با وجود اینکه چادریه و اصلا ارایش نمیکنه

          مردای این مملکت به هیز بودن عادت کردن به عوضی بودن

          نمیگم همشون ولی ۷۰-۸۰ درصدشوون!!

          واقعا زنای ایرانی بدبختن!!!

          Thumb up 49 Thumb down 8

        • “خانم” محترم شما چه چادر بزاری چه چادر نزاری ، کم و بیش و خواسته یا ناخواسته تو این کشور رویایی ، بهتون متلک می گویند ، حالا شاید چادری ها کمی کمتر از غیر چادری ها مورد عنایت جوانان قرار گیرند ولی این زیاد تفاوتی در اصل موضوع نداره ، ، چرا باید جوانان ایرانی در هنگام پیاده روی در خیابان به زنان یا دختران متلک بگویند ؟؟ شک نکنید که این درد هم میشه ریشه یابی و کم و بیش اصلاح کرد … چرا این اتفاقها بیشتر تو ایران میوفته؟

          Thumb up 8 Thumb down 1

      • تو ایران مجبوریم از ترس شماها کفن پیچ باشیم یا اینکه مثل کلاغ سیاه بگردیم

        اونجا هم ولمون نمی کنین

        خیلی از همین چادری ها رو دیدم که……

        بگذریم

        فعلا" دور دور شماست

        Thumb up 28 Thumb down 44

        • آخه عزیز من چرا یه جوری حرف میزنی که دل آدمو تا عمقش میسوزونی؟دور چی دست ماست؟چی دست ماست؟اصن ما کیا هستیم ؟من و تو چه فرقی داریم با هم؟من با چادرم چی به دست آوردم که تو نیاوردی؟اونایی که تو این مملکت حق و حقوقتو خوردن و دارن عشق و حال میکنن چادری ان؟پورشه سوارا چادری ان؟ دو سه نفر رو اون بالاها با چادر دیدی که دارن حقتو میخورن که البته حجابشون به خاطر خدا نیس و قانون میگه باید داشته باشن و فقط واسه نفعشونه ،همه رو به چوب اونا میرونی؟همه ی مردمو؟اشتباه گرفتی عزیزم من و امثال من هم داریم مث تو که از حجاب خوشت میاد یا نمیاد تو این مملکت با همه ی کم و کاستیاش زندگی میکنیم با همه مشکلاتی که خودتم میدونی ،بهمون وی آی پی ندادن که بشینیم مشکلات مردمو تماشا کنیمو خودمون آسوده باشیم، ای خدا فک نمیکردم یه روز به خاطر عمل کردن به حرفت تهمت بشنوم، من حجابو انتخاب کردم،نه اون حرفها و عمل هایی که تو فکرتون راجع به اآدمای محجبه ساختین؟مث همیشه اینبارم راجع به آدما با ظاهرشون قضاوت نکنین،همه مث همو با یه فکر زندگی نمیکنن،اون چیزایی کهراجع به یه عده شنیدین به خاطر ظاهرشون بهشون نسبت ندین فرقی نمیکنه چه با حجاب چه بی حجاب

          Thumb up 39 Thumb down 12

        • بانو میم عین/25

          کلاغ سیاه،لفظی که تو دوران نوجوونی خیلی شنیدم و الان هم از زبون ی همجنس میشنوم…

          میدونی چی ناراحت کننده هست،اینکه ما حجاب رو انتخاب کردیم و از هر سمتی مورد تمسخر قرار میگیریم،لفظ کلاغ سیاه چیه؟؟کی یادتون داده به چادری ها اینو بگید؟؟

          موقعی که تیریپ مشکی میزنید،لاک مشکی،پیرهن شب مشکی،رنگ موی مشکی،ارایش مشکی،اون موقع مد هست،اما تا پای چادر میاد وسط،میگید کلاغ سیاه؟؟!!!

          اینکه به شماها میگن در و داف،خوشتون میاد،چرا اجازه میدین به خودتون ک توهین کنید به دیگران و خواسته هاشون،به علایقشون،به دینشون…

          خیلی از چادری ها رو دیدی که چی،نترس،بقیه حرفتو بزن…

          اون کسی که چادر سرشه و هزار جور کثافت کاری میکنه،چادری نیست،کما اینکه زنایی ک وایمیسن کنار خیابون و شغلشون معلومه،به خاطر پوششی ک دارن ما هم باید بگیم همه مانتویی ها فاسدن،مشکل اخلاقی دارن؟؟!!!

          به قول ی نفر التماس دعای تفکر

          Thumb up 7 Thumb down 3

    2. به نظر بنده کشورهای آسیایی ومسلمانها از نظر مشکلات و محدودیتهای جنسی کاستی هایی دارن که منجر به مزاحمتهای خیابانی میشه و بشدت فضا را بر خانما تنگ و ناامن میکنه، به عقیده بنده جهت رفع این معضل بایستی از افکار و اندیشه های روانشناسان و جامعه شناسان غربی استفاده گردد تا خانما  از این معظل بزرگ نجات و رهایی یابند.
      به امید آنروز

      Thumb up 56 Thumb down 17

      • به عنوان کسی که جامعه شناسی خونده عرض میکنم خدمتتون

        از هر۱۰۰دختر زیر ۱۶سال در آمریکا بیش از ۵۰ نفر توسط محارمشان! مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفتن

        منبع: جنگ علیه خانواده نوشته ویلیام گاردنر

         

        Thumb up 55 Thumb down 30

        • در ایران و بیشترین امار در استان خوزستان هم وجود داره اما به خاطره حفظ ابرو زیاد علنی نکردن و فقط در حد یک خبر

          Thumb up 36 Thumb down 14

        • چه فرقی میکنه

          تجاوز یه بحثش ضربه ی روحی ای هست که به دختر وارد میکنه که من شنیدم بعد از یه مدتی رفع میشه یه بحثش که تو کشورایی مثل کشور ما مطرحه ابرو و مشکلاتی که برای اردواج دختر پیش میاد و … هست که زندگی دختری که مورد تجاوز قرار گرفته رو تحت تاثیر قرار میده تو امریکا اگه به دختری تجاوز شه بعد از یه مدت میتونه خودشو جمع و جور کنه به زندگی عادیش برسه اما یه دختر تو ایران اگه بهش تجاوز بشه علاوه بر تجاوز هزار تا مشکل اجتماعی و خونوادگی دیگه براش پیش میاد.و در ضمن فک نکنم امار تجاوز تو کشور ماهم کمتر از چیزی که شما گفتی باشه ولی خیلیا به خاطر حفظ ابرو متاسفانه شکایت نمیکنن

          Thumb up 6 Thumb down 0

          • من به این خانوم کاملا حق میدم و یه دختر چادری با یه قیافه ی معمولیم که ارایش نمیکنم اصلا ولی ناشدنی برم بیرون (شهرمونم کوچیکه )اما بهم تیکه نندازن واقعا بده منم خیلی وقتا دلم بحال خودمو امثال خودم میسوزه گریه میکنم بنظرم الان چادرواینا ملاک نیس این مرداو پسران که مریضن واقعا و به همه یه گیری میدن

            Thumb up 10 Thumb down 0

        • حیران ، حرف بدون مستند و مدرک نگو ، این آمار شما دروغ محضه!!! اگر هم این اتفاق به ندرت افتاده باشه ، به دلیل بحث اصالت و نژادهای مختلف در آمریکا و آزادیهای بیش از حد در این کشور غربی هست ، که در دیگر کشورهای غربی و اروپایی در این حد نیست ، هر چیزی اندازه داره…

          Thumb up 0 Thumb down 0

    3. به مسلمان و غیر مسلمان نیست به فرهنگ تربیت خانواده ها س کسی که مزاحم میشه اگه در نظر بگیره که ممکن همینجوری مزاحم خواهر و مامان اون بشن عمرا مزاحم نمیشه

      Thumb up 50 Thumb down 2

    4. عزیزم کاملا باهات موافقم… در ضمن توی خیابابون های ایران فرقی نمیکنه چه ریخت و قیافه ای باشی بعضی مردا که البته تعدادشون کم نیست ,مریضن. فک کن با لباس دانشگاه و اون اوضاع وقتی یه ادم مریض بهت دست درازی میکنه و توهم که انگار برق از سرت پریده در انتظار یه جتلمن یا یه برادر عزیزی هستی که فقط یه حرکتی از خودش نشون بده به جاش یه مشت ادم پست رو میبینی که با نیشخندهای شهوت الودشون و ابی که از دهنشون راه افتاده بهت نگاه میکنن ترجیح بری…… 

      حالا دوست عزیز, من چیکار کنم بازم فک میکنی مشکل شخص خاصیه یا اینکه چیزی به نام زیر ساخت فرهنگی در کشور مذهبیمون وجود نداره .

      Thumb up 58 Thumb down 1

    5. متلک گفتن ممکنه پیش بیاد اما من که تا به حال کسی دنبالم نیافتاده اینجوری مزاحمت ایجاد کنه

      Thumb up 19 Thumb down 15

    6. کرم از خوِدِ درخته

      Thumb up 41 Thumb down 69

    7. من به عنوان کسی که دختر خالم مورد تجاوز و اذیت و ازار قرار گرفته و اخرش منجر به مرگ شده میگم

      مخصوصا به دختر های جوان ۱۶ تا ۳۰ ساله

      گول هر کسی که میگه دوستتون داره رو نخوردید باورتون میشه دوس پسرش این بلا رو سرش اورده

      پسره اونو به خونش دعوت کرده و اونم رفته اول فقط در حد معمولی بوده ولی بعد…واقعا مامانش سر خاکش نیومد گفت تخصیر خودش بوده ولی بعد پشیمون میشه و میره و توبه میکنه

      این کسایی که مورد تجاوز قرار میگیرن همه جنون جنسی دارن و من به شدت با اعدام نکردن بعضیاشون مخالفم

      ادمی که این کاراارو میکنه حتما باید قبل از بروز فاجعه های بیشتر باید به دکتر مراجعه بکنه

      و اینم بگم پدر مادرای اون شخص ها نباید از طرف بگذرن چون گناه بزرگیو منجر میشن و ممکنه سر عقل نیان و یه خانواده دیگه ای رو بدبخت کنن ممنون که خوندین

       

      Thumb up 44 Thumb down 2

    8. این داستانارو که خوندم خیلی ناراحت شدم منم بارها مورد اینجور اذیت ها که تاثیرشو تا چند روز تو رحیم گذاشته قرار گرفتم به امید اونروز که این مسایل پیش نیاد خیلی عذاب آوره

      Thumb up 23 Thumb down 1

    9. متلک یه جور تجاوزه اون هم به صورت  کلامیه. واقعا آرزو دارم یه روز از جلوی چند تا پسر رد شم و بهم چیزی نگن. باور کنید وقتی از روبروم  چند تا پسر رد میشن کلا راهمو عوض می کنم.

      Thumb up 34 Thumb down 1

    10. فهيمه//18//توروسننه

      خدارو شکر که شهرمون خیلی کوچیکه واز مزاحمتها اصلا پیش نمیاد……شاید بعضی وقتا یکی بت تیکه بندازه که اونم آدم نمیشنوه……ولی خداازشون نگذره مردایی که نفهمن ودنبال این چیزان…

      Thumb up 6 Thumb down 3

    11.  

       

      یه توصیه: خانمها یی که از زیبایی نسبی برخوردارن بهتره که پوشش مناسب داشته باشن تا اندامشون در معرض تماشا قرار نگیره و وقتی بیرون  میرن مث  دلقک ها صورتشون رو نقاشی و بزک نکنن. مطمئن باشن اتفاقی براشون نمیفته. وقتی نمیتونید توی جامعه اخلاق  درست رو ترویج کنید بهتره که خودتون رو  محافظت کنید.

      Thumb up 45 Thumb down 20

    12. خودت رو اصلاح کن شما ذاتت هم خرابه

       

      Thumb up 9 Thumb down 17

    13. سارا 28 تهران

      چشم چرونی و هیز بازی و ندید بدید بازی تو کشور های اسلامی خیلی بیشتره ، من تو کشورهای همسایه مثل دبی و ترکیه و سوریه  از این موارد زیاد دیدم ، اما تو چند تا کشور غیر مسلمون  اصلا و ابدا  ، کسی از این کارای چیپ و چندش آور

      نمی کنه ، یکی به من بگه دلیلش چیه؟

       

      Thumb up 18 Thumb down 9

    14. تو کلمه به کلمه اش میشد سرو وضعشو حدس بزنی. تاکیدشم اخر داستانش که کارت یه همچین موجود چندش و کثیفی رو "یادگاری" نگه داشته. بمیرم چقد بش سخت گذشته چه خاطره تلخی بوده واسش کا یادگاری هم نگه داشته

      Thumb up 41 Thumb down 7

      • یعنی واقعا حرفتون باید با اب طلا نوشته بشه..کاملا باهاتون موافقم و هزاران هزار لایک

        Thumb up 16 Thumb down 4

      • نرگس/گامبرون

        منم با حرفات موافقم به قول دوستم حتما این خانم مدل ۲۰۰ششی داره به نظر من اگه ظاهری اراسته داشته باشه از این مسائل پیش نمیاد ..واگر هم پیش اومدنباید واکنش ملایمی نصبت به فرد نشان بدی . تند وکوبنده

        Thumb up 6 Thumb down 2

    15. مریم-جوون- تهران

      ربطی به سر و وضع نداره

      یک زمانی پیاده میرفتم دانشگاه با وجودی که پوشش خیلی کاملی داشتم و حتی یک تار مو هم بیرون نبود و خیلی هم تند و جدی راه می رفتم و مسیرم هم خیابونهای اصلی و شلوغ شهر بود هیچ وقت از متلک در امان نبودم

      چند باری هم موردتعقیب قرار گرفتم که اغلب با تغییر سرعت، تغییر مسیر و یا سوار شدن به تاکسی خودم رو از دستشون خلاص کردم اما

      دو بار این روشها کارساز نشد که هر دو بار به پلیس متوصل شدم.

      تا تونستم از شر مزاحم خلاص بشم.

      به همه دخترها توصیه میکنم اگر دچار چنین مشکلی شدن بجای ادامه مسیر از مردم ، مغازه دارها یا پلیس کمک بخوان

      چون میتونه از خیلی از خطرات جلوگیری کنه

      یا اگر در محل خلوتی هستند تلفنی به ۱۱۰ و خانوادشون خبر بدن

      در امان خدا.

      Thumb up 27 Thumb down 2

    16. خانوم شما همه چیزو نوشتین ولی اول از وضع ظاهری خودتون میگفتین بعد رمان مینوشتین. مطمعنم وضعتون شبیه هموناس که مردم فکرشو میکنن یعنی فاحشه. خانومایی که متین و چادری هستن چرا مزاحم ندارن هاااان؟ یا خوشگل نیستن؟؟؟

      بعضی از خانومها دوس دارن مردا بهشون بوق بزنن و تیکه بپرونن به عبارتی حال میکنن اگه تیپ و ظاهر شما هم شبیه این جور خانومها باشه مطعنن شما هم حرفایی رو میشنوینو بوق واستون میزنن.

      Thumb up 13 Thumb down 17

    17. من ادمهای زیادی رودیدم که توی ایران خیلی سربه زیر ومودب بودن وحتی به یه دختر نگاه نکردن ولی وقتی به خارج از کشور رفتن خیلی از خودشون دراومدن مثل همین خانم ایرانی که لب دریا در خارج از کشور مایو پوشیده.چه قدر خوبه که ادما حدخودشونو بدونن واز خودشون در نیان وجو خارج از کشور نگیرتشون

      Thumb up 5 Thumb down 5

    18. درسته سنم کمه ولی یه چیزایی حالیمه.من یه دختر باحجابم چون به این عقل رسیدم که بدونم این دنیا با اون دنیا چه فرقی داره.من تو این دنیا سختی میکشم ولی اون دنیا راحتم.به هیچ کسم کاری ندارم که حرفامو قبول نداشته باشه چون خود همون آدما بعدا میفهمن چه اشتباهی کردن.بعضیا فکر میکنن تو دبی خدا وجود نداره کاه تو دریا با مایو برن.واقعا خجالت آوره من پیش بابام با تاپ نمیمونم چون حیا تو این سن کمم حالیمه. حالا چه برسه پیش کلی مرد با چشای هیز.راستی اینو هم بگم من یه داداش دارم که کلی دوست دختر داره.ولی دوست داره من چادر بزارم و حجابمو داشته باشم.داداشم میگه این یه شیطنن تو جوونیه که نودونه درصد پسرا دارن ولی وقتی میخوان ازدواج کنن دنبال یه دختر خانمن ودیگه سمت اون دخترا نمیرن ولی همشونم اینجوری نیستن پس آهای دخترای بیحجاب زیاد دلتونو خوش نکنید که کلی خاطر خواه دارید.

      Thumb up 11 Thumb down 11

    19. بهناز 1۸ تبریز

      من با این که سن زیادی ندارم ولی هربار بیرون رفتم بدون متلک برنگشتم.من اکثر کلاسامو تنها میرفتم ولی الان دو سه ماهه باهر بهونه ای با بابام میرم. در ضمن من نه چادری ام نه خیلی جلف  معمولی لباس میپوشم.پسرا عادت کردن متلک بگن حالا من تو تبریز زندگی مبکنم و نمیتونم در مورد تهران قضاوت کنم.‌همه ی دوستام میگن چه اشکالی داره؟(همشون دوسپسراشونو از خیابون پیداکردن)

      Thumb up 6 Thumb down 1

    20. شماره شیطانی۶۶۶ دیگه برای تو صحبت نیومده دم از گفتار،پنداروکردار نیک بزنی،اگه باور دارید که بنده خدایید همان کاری که خدا از بنده خویش خواسته انجام بدین،مطمئنن هیچ هراسی نخواهید داشت،وکفی بالله ولیاٌ وکفی بالله نصیراٌ کافی خدا ولی وسرپرست شما باشد. سوره النسا /۴۵

      Thumb up 7 Thumb down 3

    21. .33 سرخس تکتم

      والا منم چادری ام تو یه شهرستان کوچک.دو تا هم بچه دارم.بارها برام اتفاق افتاده که همراه فرزندانم بودم و بهم متلک گفتن.ولی کلا پوشش مناسب داشته باشی کمتر مزاحمت میشن

      Thumb up 14 Thumb down 2

    22. اناز23 تهران

      سلام .همه حرفایی که زدین درست اما همه مردها بد نیستن همه زنها هم خوب نیستن به قول این دوستمون کرم هم از درخت هست خود من ارایش میکنم تیپ میزنم که زیبا جلوه بدم تیکه میشنوم. دنبالم میان اما ناراحت نمیشم چون خودم میدونم که به خاطر چیه اما یکی ساده میگرده یکی چادری باز دنبال میکننش تیکه میندازن اون از روی عادت مردهاست که به مثال تفریحشونه شما اسه بیا اسه برو که گربه شاخت نزنه بحثم نکن مردارو هم اژدها جلوه ندین

      Thumb up 1 Thumb down 3

    23. علی اردبیلی

      ببین خاله جون شماخودت دوست داشتی دیگه اصلاازون حرفالذت میبردی وگرنه توایران خیلی ازخانوما میبینن انداماشون تحریک کنندس چادرسر میکنن البته خانومی که توخیابون نیش خند بزنه همه میدونن چیکارس.پس لطفا خواستی بری به قول خودت دوبی لطف کن مایو نپوش تاابروی ایرانمونم نبری.مرسی گرند مادر

      Thumb up 4 Thumb down 7

    24. نیلوفر18داراب

      اوندشم هیچ خانمی دوس نداره بی اجازه بهش تجاوز بشه دومم اون خانم به خاطر رها شدن از شر مزاحم شروع کرده ازش فیلم گرفتن سومم کشور جهان سوم همینه نباید زن باشی اگه زن باشی گناه کبیره کردی چهارمم اشکال از روش های غلط اموزشیه که دخترا رو محدود می کنه و پسرا رو ازاد ول می کنه پنجم مردم عادت دارن همیشه از خانوما بهونه بگیرن و مقصر بدوننشون ششم نباید از این حیونا بگذرین باید مجازات شن که اونم نمی شه چون هم شرع هم عرف طرفدارشونن هفتم فرهنگ سازی خیلی غلطی راه افتاده که تا کسی مزاحم می شه ایراد می گیره حجاب طرف بد بود تنها بود بد موقع از خونه اومده بود بیرون هشتم مرد موجود مریضیه واکه شما به جای این که یه جنش ماده از نوع ادم باشی یه جنس ماده از نوع اسب ابی یا سوسمار افریقایی هم که باشی اون تحریک می شه نهم مگه شما فضولی وضع بقیه په جوریه که مزاحمش می شی دهم خدا همه رو به راه راست هدایت کنه

      Thumb up 7 Thumb down 4

    25. گیزمیز قدیما چقدر دو قطبی بوده!

      زن ها همیشه انگشت اتهام رو به سمت خودشون میگیرند.

      بقول عباس معروفی : ما نسل بدبختی هستیم! دستمان به مقصر اصلی نمی رسد از همدیگر انتقام میگیریم.

      Thumb up 11 Thumb down 0

    26. من تو تهران یا شهر بزرگى نیستم شهر من کوچیکه و نمیدونم شرایط شما چه جوریه و قضاوتم نمیکنم اما من این منطقو دارم که کرم از خود درخته چون اگه تو درست لباس بپوشى نگاهات حرکاتت رفتارت درست باشه فکر نمیکنم کسى مزاحمت بشه،درسته بعضیا به این کار ندارن چه جورى هستى متلک میندازن اما وقتى تو پوشش درست داشته باشى کسى جرأت نمیکنه بهت چپ نگا کنه در ضمن شما خودت دوست دارى از نوشته هات معلومه(خواستم تنها برم راحت باشم،سوار ماشین شدم بعد فهمیدم اژانس نیست،نمیدونم راهو میپیچوند)خانم محترم شما خیلى ریلکسى کسى منو بپیچونه من سکته میکنم قصدشو میفهمم چه برسه به اینکه بعدش برم سوار ماشینى بشم که اژانس نیست،
      این حرفام برا این خانوم بود حالا خودمو بپرسى اصلا به این داستان اعتماد ندارم ینى واقعى نیست به نظرم ترشح تخیلاته ادم اینهمه براش اتفاق بیفته بلاخره میفهمه چیکار کنه باز اون اتفاق براش نیفته من اصلا باور نکردم.

      Thumb up 10 Thumb down 4

    27. مزاحمت همه جا ممکنه باشه حتی جاهایی که لحظه ای به فکر ادم خطور نمی کنه بعدازسه دهه رندگی تجربه ی من به من میگه نحوه ی مدیریت انسان در برخورد با این قضایا خیلی مهمه …اینکه تموم فکر و ذهنت بسپاری به این مسایل فقط روح و روان ادم درگیر میشه و فرصت اندک لذت بردن از زندگی هم ازمون گرفته میشه…

      Thumb up 7 Thumb down 1

    28. چه فرقی میکنه

      من که پوششم معمولیه همیشه مانتو بلند میپوشم و موهام کاملا پوشیده اس تا حالا مزاحمتی برام پیش نیومده اگرم بوده یادم نیس .توی کشور های اروپایی هم دخترایی که لباس مناسب نمیپوشن مورد مزاحمت قرار میگیرن تو فیلمهاشونم میتونید ببینید

      Thumb up 12 Thumb down 5

    29. کارت اون مرد عرب رو ماه ها بعنوان یادگاری نگه داشتید؟!!!!! عجب! به شوهرتون پیشنهاد دادید جداگانه بگردید! کسی دیگه ای هم هست که مثل من با خوندن این متن احساس کنه این دوستمون ما رو …. فرض کردن؟

      Thumb up 12 Thumb down 2

    30. بهروز/22/نيشابور

      من همیشه فکر میکردم توی این مملکت پسرا بیشتر دنبال دخترای مجرد هستند
      اما با خوندن این پست نظرم عوض شد و هیچوقت فکر نمیکردم دنبال زنان متاهل باشن
      حتی من درآینده نمیتونم بذارم همسر آیندم تنهایی بره بیرون چون نگرانش میشم
      چرا ممکلت اینجوری شده؟بیایید کمی انسان باشیم

      Thumb up 6 Thumb down 1

      • همشهری عزیز!!!توهم شهر خودمون من مامانم چادری با حجاب کامل اما بارها با اینکه سنشم بالاس مزاحمش شدن جامعه وافعا داغون مجرد یا متاهل چادری یا بحجاب با حیا یا فاحشه هیچ فرقی نداره کسی که کرم داشته باشه به همه متلک میندازه …….

        Thumb up 4 Thumb down 0

    31. من تا الان که ۲۶ سال سن دارم حتی یک بار به کسی متلک یا تیکه ننداختم در صورتی که از سال ها پیش دوستام و هم مسیرهام ودام متلک وتیکه مینداختن چه مدرسه ای چه غیره مدرسه ای و این یک افتخار بزرگ و والا برای منه و همچنین یک رکورد بزرگ. من در این زمینه ازفرهنگ وتمدن بالایی برخوردارم .در ظمن فکر نکنید من بوجونوفوسو زندگی میکنم من در غرب تهران زندگی میکنم . در ظمن کسایی که تیکه میندازن اگه ناموس داشته باشن وبهش لحظه ای فکر کنن قطعا این کارو نمیکنن پس در نتیجه متک گویان یا عاری از ناموس هستن یا غیرترو در وجود ندارن.

      Thumb up 15 Thumb down 0

    32. رضا24اصفهان

      خانم ها اینا مرد نیستن نرررررررر هستن

      ای کاش میشد یکم فرهنگ سازی میشد
      به خدا لذت جوونی و مردی به داشتن گرل فرند و عشق هایی امثال این نیست

      Thumb up 10 Thumb down 0

    33. جامعه بسته مثل این میمونه که چند نفر رو چند ماه در یک اتاق حبس کنی وحتی غذا هم براشون گذاشته باشی و هیچ راهی به بیرون نداشته باشن . بعد از چند ماه در رو باز کنید ببینید چه جوریه؟؟؟؟؟؟؟
      بعد جناب منصور خان بیان تیتر بزنن” یک پیاده‌روی بدون مزاحم و موی دماغم آرزوست…”
      آره جامعه اینجوریه ….. قانون درست حسابی در جوامع باز خیلی بازدارنده تر می تونه باشه …….یه معلم زبان داشتیم که تعریف می کرد در یکی از کشورهای غربی حتی آقایون خیلی مشهور هم با بالاترین مدلهای ماشین در خیابوون هم حق متلک گویی به زنان را ندارن چون قانون هایی دارن که خیلی بازدارنده است و به راحتی دادگاهی میشن و …. عوضش جاهایی دارن که خیلی راحت می تونن عقده های روانی و ج ن س ی شون رو خالی کنن …..

      Thumb up 3 Thumb down 0

    34. در کل فقط یه چیز میتونم بگم

      اونم این که ، خاک تو سر همچین مردایی ….
      البته اینو هم بگم که بعضی خانوما واقعا سزاواره این متلکا هستن

      Thumb up 2 Thumb down 0

    35. مهدی 30 تهران

      حجاب زن و نگاه مرد هر دو مکمل هم هستند.هر کدوم که نباشه این داستان بوجود میاد.تو این داستان حداقل ۵۰ درصد خود این خانوم مقصره بنظرم.

      Thumb up 2 Thumb down 0

    36. یکی به نعل میزنه یکی به میخ
      به عبارت دیگه با دست پس میزد و با پا پیش میکشید

      Thumb up 1 Thumb down 0

    37. کاش این خانمها یه عکس از خودشون توو اون موقعیتا میذاشتن !!!
      خواهشا نیاین بگین ربطی ب پوشش نداره
      چرا داره …. خیلی هم داره
      پسرای ما اذعان دارن ک با طرز پوشش دخترای بد حجاب ایران بیشتر تحریک میشن تا اینکه یه زن کاملا عریان رو ببینند !
      پس خواهشا نگید ب پوشش ربطی نداره
      من کلا مانتویی هستم ولی اگر بخوام برم بیرون و مانتویی برم از طرز نگاهها حالم بد میشه برای همین ترجیح میدم چادر بپوشم

      Thumb up 3 Thumb down 3

    38. خب الان این داستان ینی چی خانوم شما اگه محل نذارید کسی مزاحم نمیشه اخه با غرور و اخم راه برید و هر کی چیزی گفت قشنگ جواب بدید شما اجازه میدید اون دنبالتون کنه این درست نیست ب نظرم

      Thumb up 3 Thumb down 0

    39. این خانوم خودش مشکل داره
      این کارا چیه اخه میکنه پیاده روی یا شب تنها بره دبی دور دور کنه
      حقشه

      Thumb up 3 Thumb down 0

    40. من اگر دختر یا زن بودم موقع بیرون رفتن یه تبر با خودم می بردم و پیرا را تهدید میکردم.به نظرم دخترا در جوانی باید بزن کلاس کاراته و دفاع شخصی

      Thumb up 0 Thumb down 0

  • ارسال نظر