مجله گیزمیز

اوضاع خنده دار زندگی دانشجویان ایرانی

  • زندگی دانشجویی و دوران دانشگاه، دورانی شیرین و پر خاطره و پر از وقایع و اتفاقات ماندگار برای هر کسی است که خیلی از شما عزیزان این دوران را تجربه کرده اید. شوخی های دانشجویی، زندگی در خوابگاه ها و مشکلات آن و … که بدون شک دورانی را برای شما رقم خواهد زد که هیچگاه از یاد و خاطرتان نمی رود.

     

     

    در این سری تصاویری جالب و دیدنی و بعضاً تامل برانگیز از زندگی دانشجویی هموطنان عزیزمان در جای جای ایران را جمع آوری کرده و شما عزیزان را به تماشای آن دعوت می کنیم. لازم به ذکر است که این تصاویر در کمال احترام به تمام دانشجویان عزیز و زحمتکش کشور ارائه میگردد و صرفاً جهت مزاح و یاد آوری مشکلات این نوع زندگی است.

     

     

     

    اوضاع خنده دار زندگی دانشجویان ایرانی

    اوضاع خنده دار زندگی دانشجویان ایرانی

    اوضاع خنده دار زندگی دانشجویان ایرانی

    اوضاع خنده دار زندگی دانشجویان ایرانی

    اوضاع خنده دار زندگی دانشجویان ایرانی

    اوضاع خنده دار زندگی دانشجویان ایرانی

    اوضاع خنده دار زندگی دانشجویان ایرانی

    اوضاع خنده دار زندگی دانشجویان ایرانی

    اوضاع خنده دار زندگی دانشجویان ایرانی

    اوضاع خنده دار زندگی دانشجویان ایرانی

    اوضاع خنده دار زندگی دانشجویان ایرانی

    اوضاع خنده دار زندگی دانشجویان ایرانی

    اوضاع خنده دار زندگی دانشجویان ایرانی

    اوضاع خنده دار زندگی دانشجویان ایرانی

    اوضاع خنده دار زندگی دانشجویان ایرانی

    اوضاع خنده دار زندگی دانشجویان ایرانی

    اوضاع خنده دار زندگی دانشجویان ایرانی

    اوضاع خنده دار زندگی دانشجویان ایرانی

    اوضاع خنده دار زندگی دانشجویان ایرانی

    اوضاع خنده دار زندگی دانشجویان ایرانی

    اوضاع خنده دار زندگی دانشجویان ایرانی

    اوضاع خنده دار زندگی دانشجویان ایرانی

    اوضاع خنده دار زندگی دانشجویان ایرانی

    اوضاع خنده دار زندگی دانشجویان ایرانی

    برچسب ها :
  • پربازدیدهای ماه
  • [metaslider id=146737]
  • نظرات شما
    غیر قابل انتشار : 0
    در انتظار بررسی : 1
    انتشار یافته : 34
    1. بهار/30/تهران

      چهارتا از مهم ترین دستاوردهای دانشگاه:
      – اس ام اس دادن بدون نگاه کردن به موبایل
      – خوابیدن سر کلاس با چشمای باز
      – کار گروهی در هنگام امتحان
      – حرف زدن بدون تکون خوردن لب
      بعضیا از دانشجوها هم خیلی آدمهای افتاده ای هستن. واحد پاس نمیکنن همش میفتن :)

      خخخخخخخخخ واقعا اون درخواست راهنمایی با گزاره تأثیر گذار فکر کن طرف یه درصد جوابو بگه
      اون مونوپاد دانشجویی هم تمیزیش تو حلقشون. خودِ گوشی یکی از کثیف ترین وسایلیه که باهاش سرو کار داریم اونوقت اینا گذاشتنش تو خاک انداز به اون کثیفی
      دانشگاه شام شام :) شوخی میکنی !!!

      Thumb up 36 Thumb down 4

    2. وای پوکیدم از خنده مخصوصا اون عکس نون لواش با پفک!!!!
      و عکس آخری 😀 نااااااااازی دلش خواسته خوب 😉

      Thumb up 23 Thumb down 0

    3. سعيد امامي

      جالب بود
      آقا یه خاطره از دانشگاه بگم!
      ما یه هم اتاقی داشتیم فامیلش میشی بود!
      یه بار هر چی صداش میزدیم میشی محل نمیداد و انگار گوشش نمی شنید!
      یه بار همه با هم دستمون رو گذاشتیم بغل گوشامون و به جای اینکه فامیلشو صدا بزنیم همه گفتیم:بعععع!
      یهو برگشت نگاه کرد!از اون به بعد دیگه به جای اینکه فامیلشو صدابزنیم و بگیم میشی!
      به جاش میگفتیم: بععع!که زود بفهمه کارش داریم!

      Thumb up 22 Thumb down 38

      • اسپرینگ.spring.تهران

        حالا ما یه همکلاسی اقا داشتیم توی دوران کارشناسی.اسمش “بزی” بود.( ب با فتحه)
        هر کی میخواست اسمشو از رو لیست صدا کنه میگفت بزی(ب با ضمه) و همیشه بمب خنده منفجر میشد
        طفلک اخرش به غلط کردن افتاد و رفت که فامیلیشو عوض کنه
        همیشه دلم براش میسوخت.طفلک دست خودش که نبود فامیلیش

        Thumb up 12 Thumb down 3

    4. یاد باد آن روزگاران یاد باد
      گرچه یاران غافلند از یاد من
      از من ایشان را هزاران یاد باد

      Thumb up 35 Thumb down 1

    5. عطیه|ساری|۱۸مهر

      واقعا جالب بووود. 😀
      اینم حال این شبای خوابگاهاست :
      http://uupload.ir/files/qrtj_75172293925898566520.jpg

      😉 :)

      Thumb up 27 Thumb down 1

    6. بهاره/۳۳/کرج

      ایییییییش این چه وضعیه؟! من که دوران دانشجوییم خیلی تمیز و شیک گذشت. دانشگاهم همین بغل خونمون بود. هر هر هر

      Thumb up 4 Thumb down 22

      • بهار/30/تهران

        اصن روایت داریم همین کثیفیاس که آدمو در برابر میکروبا واکسینه میکنه :) یعنی خود میکروب هم باورش نمیشد اینقدر سیستم ایمنی بدنو ارتقا بده

        Thumb up 24 Thumb down 2

    7. عاطفه از مشهد الرضا (ع)

      منم با اینکه خوابگاهی بودم اما سعی میکردیم تمیز باشیم و کمتر از این صحنه ها واسمون اتفاق میفتاد

      Thumb up 10 Thumb down 4

    8. عالیه دوران دانشجویی خصوصا دوره کارشناسیش
      یادش بخیر ما هم نون با ساقه طلایی رو توی رزومه مون داشتیم!!!

      Thumb up 10 Thumb down 0

    9. نگار.25. تهران

      آقا من با تقلب مشکل دارم، خیلی برام سخته.. درواقع هیچوقت موفق نشدم…
      یبار دوسه تا کاغذ خیلی کوچولو تقلب نوشتم بردم سر جلسه، اینارو از تو جیبم در آوردم یکم استفاده کنم یهو دستم آنچنان شروع کرد به لرزیدن انگار که پارکینسون گرفته باشم صدای تپش قلبمو هم از تو گوشام میشنیدم :) درهمین حین استاد محترم شرو کرد به قدم زدن به سمت من، یهو هول شدم همه برگه ها رو ریختم رو زمین … خلاصه برگه کوچولوی تقلب بود که تو هوا براخودش میرقصید :) در یه حرکت انتحاری پامو سریع گذاشتم روشون زیر کفشم محکم نگهشون داشتم شانس آوردم استاد حواسش نبود، تا آخر جلسه پام خشک شد جرات نمیکردم تکون بدم پامو…
      ۱۰ سال پیر شدم سر اون جریان :) بنظرم ۲ساعت بیشتر وقت گذاشتن برا درس خوندن ارزش همچین حملات قلبی ومغزی رو نداره :)
      فقط نمیدونم رمز موفقیت اوناییکه با ارامش تقلب میکنن چیه!

      Thumb up 21 Thumb down 13

      • علیرضا/ایران/ツ

        نگار چرا راه دور میری از خودم بپرس . :)

        تا حالا اصطلاح “دروغ بزرگ” رو شنیدی ؟
        دروغ بزرگ یه تکنیک تبلیغاتی در دنیای سیاسته که اولین بار آدولف هیتلر ازش استفاده کرد .
        از نظر هیتلر این روش مستلزم اونه که دروغ آن چنان عظیم باشه که هیچ کس باور نکنه کسی اونقدر گستاخ باشه که چنین بی‌شرمانه حقیقت رو تحریف کنه .
        هیتلر می گفت : “دروغهای کوچک همیشه خود را نمایان میکنند.دروغ را آنقدر بزرگ بگویید که تصور دروغ بودن آن هم به ذهن کسی وارد نشود”

        می ریم سراغ تقلب :
        به جای اون برگه های کوچولوی تقلب از برگه های بزرگ تقلب استفاده کن . :)
        بنده خودم هر وقت می خواستم تقلب کنم خیلی شیک و مجلسی توی یه برگه ی A4 هر چی میخواستم مینوشتم می بردم جلسه امتحان میذاشتم بین برگه هام . مراقبای محترم هم فکر نمی کردن یه نفر اونقدر گستاخ باشه که اینجوری تقلب کنه .
        البته اون اواخر این روشو یاد گرفتم .
        با مرحوم هیتلر دیر آشنا شدم . :)

        البته دروغ بزرگ فقط واسه تقلب تو امتحان مجازه . :) در کل دروغ گفتن کار کثیفیه و دروغگو دشمن خداست . ( اینو گفتم که زهر اون بدآموزی گرفته بشه :) )

        در ضمن نگار اون یه دونه گونی رو یادته ؟؟؟
        کردمش ۲ تا . در جریان باش . :)

        Thumb up 29 Thumb down 0

        • ولی من دروغهای کوچیک رو بصورت دفترچه می نوشتم، با سرفصل نویسی تمیز و طبقه بندی شده، تقلبی که تو امتحان ساختمان داده هام کردم ته تقلبا بود، خیلی با حوصله براشون وقت میگذاشتم
          گل مریم جان میومدیم تا شونصد فرسنگی همه آی کیو جلبکی از آب در میومدن اونوقت تکلیف چی میشد؟ چرا هیچوقت سعی نکردی روی پای خودت بایستی و به خودت متکی باشی؟ سعدی علیها رحمت می فرماید هرکه نان از عمل خویش خورد منت حاتم طایی نبرد :) تازه اونجوری که شما فرمودین یه جور دزدی حساب میشه اما روش من عرق جبین ریختنه و کاملا حلال :)

          Thumb up 5 Thumb down 1

        • بچه ها این تقلب چ خاطره ساز بوداااااااااااااااااااا همه باهاش خاطره دارن …متقلبااااااا

          Thumb up 1 Thumb down 0

      • چشمای قوی عسیسم. از شونصد کیلومتری میتونم خطو ببینم. بخدا باید تو کتاب گینس قدرت بینایی منو ثبت کنن. بعله. واین بود رمز موفقیت من!

        Thumb up 8 Thumb down 0

      • بهار/30/تهران

        عاقا حالا که بحث تقلب شد بذارین منم یه خاطره تعریف کنم.منم یه بار با دوستام یه تقلب ۵-۶نفره کردیم.فک کنین امتحان داشتیم اینقدر اوضامون داغون بود.کل کتاب ۱۰فصل بود.هر کی رسیده بود فقط یه فصل بخونه.هیچی دیگه قشنگ یه کاغذ A4 برداشتیم خیلی شیک و مجلسی هر کی جواب هر سوالیو که بلد بود رو کاغذ نوشت و دست به دستش کردیم.همه اون ۵-۶نفرم پاس کردیم به غیر از یه نفر که متاسفانه ناشی بود و بلد نبود تقلب کنه.حالا همه اینا به کنار من سر امتحان مرده بودم از خنده.نمیدونستم جواب سوالا رو بدم یا جلوی خندمو بگیرم.بعضی از بچه ها هم دست و دلشون میلرزید همچین برگه تقلب رو واست شوت میکردن که نگو.خلاصه جلسه امتحان نبود که بازی هندبال بود.مراقب هم از همه جا بیخبر اصن تو یه دنیای دیگه بود.خدایی فکر نمیکرد ما همچین آدمایی باشیم که تو برگه A4تقلب کنیم.ولی خدایی خعلی تقلب حال میداد انگار که کشورگشایی کرده بودیم.

        Thumb up 16 Thumb down 0

      • سروناز /27/ آبان /تهران

        اولین تقلبی که کردم پنجم دبستان بودم تو پشت یه مقوا با مداد جواب ریاضی غلط رو داشتم به میز جلویی میدادم بغل دستیم خودشیرینم یدفه پاشد گفت خانم اجازه این داره تقلب میرسونه منم گریه تا معلمم ببخشه :) تو دوران راهنمایی و دبیرستان کتاب باز میکردم یا امداد غیبی میرسید .. تو دانشگاه رو ساق پاهام یا روی دیوار … یبار روی کاغذ کوچیک نوشتم انقد استرسم زیاد بود کاغذ له لورده شد آخر نتونستم بخونم استرسی که روی کاغذ نوشتن هست تو کتاب باز کردن نیست .. بهترین تقلب همون ساق پاس

        Thumb up 7 Thumb down 0

        • اما هتوز هیچ کدومتون تو تقلب به پای من نمیرسین! اولین تقلب رو دوم دبستان کردم. چهارم با تیغ دست میبردم تو نمره و با تیه میتراشیدم نمرمو و بعد میبردم برام امضا کنن. تو دانشگاه هم بماااند. اما دانشگاه همیشه میرسوندم. برخلاف سروناز به شدت با تقلب در حد میکرو نویسی رو یه چیکه کاغذ حال میکنم. کلا کرم تقلب دارم. هیجان و استرسشو خیلی دوس دارم

          Thumb up 7 Thumb down 0

          • بهار/30/تهران

            به خدا نمیخواستم بگم. گفتم ریا میشه ولی زدم رو دستت ثنا جون. من اولین تقلب زندگیمو کلاس اول مرتکب شدم البته کلاس اول نبود یه چیزی تو مایه های پیش دبستانی :) اون موقع از این تریپایی بود که موقع امتحان یکی میرفت زیر میز و دستشو میذاشت رو نیمکت. معلمم واسه مامانم تعریف میکرد که من همش میومدم بالا از رو دست بغلیم تقلب میکردم مینوشتم. مرده بود از خنده. ولی بعد از اون یاد گرفتم که تقلب از رو دست بقیه فایده نداره سعی کردم به خودم متکی باشم. یه همچین آدم مستقلی بودم از اول :) یعنی نون بازوی خودمو خوردم

            Thumb up 7 Thumb down 0

            • منم اولین تقلبم خیلی مشهوره و همه فک و فامیل و دوست و اشنا شنیدنش. اول دبستان معلممون میخواست امتحان قبل از عیدو عینا بعد از عید ازمون بگیره. من برگه امتحان قبل از عیدمو اوردم سرکلاس و نشستم روش. سرامتحان هی پا میشدم از روش جوابو میخوندم و میشستم. دوباره واسه سوال بعدی باز پا میشدم! معلم اگه هویجم بود می فهمید. بهم گفت مریم گلییییییییییی پاشو ببینم. زدم زیر گریه گفتم خانوم بخدا زیر ما هیچی نیست!

              Thumb up 7 Thumb down 0

              • ینی من بهتون بگم امتحان نقاشی ثلث سوم ۵ دبستانو تقلب کردم باور میکنین؟ برادرم ۱ هفته بام کار کرد که یه اسب بکشم. یاد گرفتمااا. اما بازم کرم داشتم. روز امتحان اسبی که اون کشیده بودو لای برگه هام بردم. اسب خودمو کشیدم اما مال برادرمو دادم. خخخخخ
                انشا هم یه بار پدرم برام نوشت. عااالی. بعد رتبه اورد تو منطقه. مامانمم ذوووق که بچم استعداد داره. بعد که عداب وجدان گرفتم که بابا نوشته اول کتک خوردم بعدم مامانم اسممو از لیست جایزه ها کشید بیرون. مدیر بداخلاقمون بود مامان

                Thumb up 14 Thumb down 0

    10. پفک با نون واقعا خوش مزه س تازه پرتقال با نون و بیسکویت با نون هم یه چیزه دیگس . بهترین دورانه بخدا.

      Thumb up 13 Thumb down 0

    11. اکثر بچه ها تو خوابگاه تمیز نیستن. نمیدونم چرا
      اون خانم خواب شیرین خیلی زیباست

      Thumb up 12 Thumb down 0

    12. دلم دانشگامو خاست…..دلم دوستای خوبمو خاست…..دلم اون روزا رو خاست…چقد سرخوش بودیم….دلم تنگته دانشگا

      Thumb up 16 Thumb down 0

    13. محمد جاجرم

      اخییییییییی

      Thumb up 8 Thumb down 0

    14. من دوازده خرداد فارغ التحصیل میشم,خوابگاهی نبودم ولی خیلی روزا با دوستام میرفتم خوابگاهشون,,, دوران خوبی بود, هر چند مال من هنوز ادامه داره ولی تو این هفت سال شدید عادت کردم,,, راستش دلم برای روزای اول دانشگاه تنگه, مخصوصا تو حال و هوای این روزا,,,

      Thumb up 12 Thumb down 0

    15. ابی پایین روچی

      واقعا عالمی داره ، الان که آخرای ترمه هم خوشحالم هم ناراحت، خوشحالم از این بابت که داریم از درس و استاد و دانشگاه خلاص میشیم و از این که دارم از بچه ها دور میشم ناراحتم…

      Thumb up 11 Thumb down 0

      • به جمع بیکارها خوش اومدی
        اگه من جایه دانشگاه دنبال پارتی بودم خیلی خوب بود خیلی
        کاری که پارتی بازی میکنه مدرک دکترا تو این مملکت نمیکنه

        Thumb up 11 Thumb down 0

    16. سلام ما هم همین اوضاع رو داشتیم روزگاری یادش بخیر داش منصور بذار خوش باشن فردا که تموم بشه دانشگاهشون از بیکاری افسردگی میگیرن همون احساسی که من الان دارم احساس پوچی میکنم

      Thumb up 9 Thumb down 0

    17. سارا تهران

      خنده دار!!!!! این وضعیت تأسف باره، نه خنده دار. چرا دانشجوهای ما باید در یه همچین وضعیتی زندگی کنن!؟؟؟

      Thumb up 4 Thumb down 1

    18. دوران دانشجوئی بهترین دوران زندگی من بود گاهی وقتها اینقدر دلتنگش میشم که دوست دارم فقط یک روز از اون روزها برگرده ..امیدوارم کسائی که توی این دوره هستن قدر لحظات شیرینشون رو بدونن اوج جوانی وامیدواری که هیچوقت بر نمی گرده

      Thumb up 1 Thumb down 0

    19. =)) اون تن ماهیه خیلی باحال بود…
      ازون تدیگ س.خته ها ممنم یه عکس داشتم..شاهکاره دوستم سحر بانو بود..مقل همین دقیقا،مشکی خالص :))

      Thumb up 3 Thumb down 0

    20. یادش بخیر چقد دوران خوبی هست من این دوران رو گذراندم. دوران سخت اما شیرین دوران پر دغ دغه اما جذاب. پرحادثه اما جالب

      Thumb up 1 Thumb down 0

  • ارسال نظر