مجله گیزمیز

تنها جایی که ازش دست خالی برنگشتم دماغم بود !

منصور قیامت
۳ خرداد ۱۳۹۴
۲۳ نظر
  • 1.jpg

     

    10723697_377243629153238_1481839468_n.jpg

     

    11189316_354460128086680_1343011844_n.jpg

     

    11189556_1579876455634769_146167982_n.jpg

     

    11190049_357683877758491_1582676814_n.jpg

     

    11192633_1431843407116996_1692530473_n.jpg

    طنز

    11192828_895969793775003_607050502_n.jpg

     

    11193114_1433133147003400_1381473140_n.jpg

     

     

    11203321_851510368253417_2008259524_n.jpg

     

    11205821_1611785005742564_532384027_n.jpg

     

     

    11208222_885001338229893_112737911_n.jpg

     

    11208517_371845839691042_1097337229_n.jpg

     

    11232515_355113281363068_1020510303_n.jpg

     

    11242670_831023680318639_1366895524_n.jpg

     

    11246783_609068522529023_943113319_n.jpg

     

     

    11256934_1616140105291915_1314494056_n.jpg

    طنز

    11260894_554144861393553_684479102_n.jpg

    طنز

    11272867_1437716453211860_1929467577_n.jpg

     

    11287615_847680191978284_861688553_n.jpg

     

    11311234_935156356524190_1649302935_n.jpg

     

    11312467_700906236682574_213458562_n.jpg

     

     

    11325654_459006420928993_1932586812_n.jpg

     

     

    11326194_1439740133009609_1709921186_n.jpg

     

    11326416_1010188615661042_1271781770_n.jpg

     

    11326690_648476661962988_1316878459_n.jpg

     

    11334633_103763369958941_313716195_n.jpg

     

    11335522_475010432648611_555088699_n.jpg

    برچسب ها :
  • پربازدیدهای ماه
  • [metaslider id=146737]
  • نظرات شما
    غیر قابل انتشار : 0
    در انتظار بررسی : 1
    انتشار یافته : 23
    1. میثم / 31 / کرمان

      از وقتی بین ایران و آمریکا توافق شده

      خبر رسیده توخیابونا واشنگتن موتور میگیرن !!!
      —————————————————————————————–
      به نظر من سخت ترین عذاب توی دنیا رو پسر نوح کشید
      فک کن داری غرق میشی یه گورخرم داره از روی کشتی بابات برات دست تکون میده کصافط !!!

      Thumb up 45 Thumb down 9

    2. کار زشتی یه اونم توی جمع ولی لامذب حال میده انگار ی گلوله در اوردی یک کشور فتح کردی

      Thumb up 8 Thumb down 21

    3. 🙂 🙂 🙂 … ممنون عالی بودن

      Thumb up 15 Thumb down 3

    4. حرف دلمون را خیلی قشنگ با طنز نوشته بود .عالی بود. پکیدم از خنده

      Thumb up 16 Thumb down 4

    5. مثل همیشه عااالی. فقط پس زمینه جمله ها تمرکز ادمو به هم میریزه. زنده باشی

      Thumb up 12 Thumb down 2

    6. قدیمی بودن،منصور جان یکم ب روز باش

      Thumb up 16 Thumb down 13

    7. محمد جاجرم

      وجب به وجب زمینو رو میگردمبرای پیدا کردنت………
      .
      .
      .
      .
      .
      .
      .
      .
      .
      .
      .
      .
      .
      .
      .
      .
      .
      پست عاشقانه نیس بابا
      یه فلش گم کردم ،
      پیدا کنن زنده زنده دفنم میکنند….

      Thumb up 25 Thumb down 2

    8. ولی من هی از این پست دست خالی بر می گردم :))) دو سه باری باز و بسته کردمش اما هیچی واسم نشون نداد فقط نظراتش …
      این طبیعیه یا فقط واسه منه ؟؟ 😀

      Thumb up 5 Thumb down 2

    9. بهار/30/تهران

      زندگی به من آموخت تنها چیزی که به مرور زمان درست میشه سیرترشیه بقیه چیزا با پول همون لحظه درست میشه 🙂

      Thumb up 21 Thumb down 3

    10. تپل بانو/نازلی

      خوب اقا غلام ببین چه عمه هایی که روز قیامت منتظرن تا شما برسی تا برسن خدمتتون 🙂

      وااااااااااااااااای چه همه عمه میشن فک کن!

      اینم خاطرات یک معلم انشا (واقعیه)

      دختر ۱۱ ساله می خواهم فاحشه بشوم…
      مسلما این موضوع انشاء برای هزارمین بار – اگر نه بیشتر – تکرار شده ، فقط برای اینکه تغییری ایجاد بشود موضوع را این جوری پای تخته نوشتم ” می خواهید در آینده چه کاره بشوید . الگوی شما چه کسی است ؟ ” و برایشان توضیح دادم الگو یعنی اینکه چه کسی باعث شده شما تصمیم بگیرید این شغل را انتخاب کنید . انشاء ها هم تقریبا همان هایی هستند که هزار ها بار تکرار شده اند ، با این تفاوت که چند تا شغل جدید به آن ها اضافه شده ” مهندس هوا و فضا ” ، ” پدرم می گوید الان ام وی ام بهترین رشته ی دنیا است و خیلی پول دارد – منظورش MBA است ” ” دوست دارم مهندسی اتم بخوانم ولی پدرم دوست ندارد می گوید اگر آشپزی بخوانم بیشتر به دردم می خورد ” و … .
      ولی اعتراف می کنم از همه تکان دهنده تر این یکی است ” می خواهم فاحشه بشوم ” شاید اولین باراست که یک دختر بچه ده ساله چنین شغلی را انتخاب کرده .
      ” خوب نمی دانم که فاحشه ها چه کار می کنند … ( معلومه که نمی دانی ) ولی به نظرم شغل خوبی است . خانم همسایه ما فاحشه است .این را مامان گفت . تا پارسال دلم می خواست مثل مادرم پرستار بشوم . پدرم همیشه مخالف است . حتی مامان هم دیگر کار نمی کند .من هم پشیمان شدم . شاید اگر مامان هم مثل خانم همسایه بشود بهتر باشد او همیشه مرتب است . ناخن هایش لاک دارند و همیشه لباس های قشنگ می پوشد . ولی مامان همیشه معمولی است . مامان خانم همسایه را دوست ندارد . بابا هم پیش مامان می گوید خانم خوبی نیست . ولی یک بار که از مدرسه بر می گشتم بابا از خانه آن خانم بیرون آمد . گفت ازش سوال کاری داشته . بابای من ساختمان می سازد . مهندس است . ازش پرسیدم یعنی فاحشه ها هم کارشان شبیه مهندس های ساختمان است ؟ خانم همسایه هنوز دم در بود . فقط کله اش را می دیدم . بابا یکی زد در گوشم ولی جوابم را نداد . من که نفهمیدم چرا کتکم زد . بعد من را فرستاد تو و در را بست .
      … من برای این دوست دارم فاحشه بشوم چون فکر می کنم آدم های مهمی هستند . مامان همیشه می گوید که مردها به زن ها احترام نمی گذراند .ولی مرد ها همیشه به خانم همسایه احترام می گذارند مثلا همین بابای من . زن ها هم همیشه با تعجب نگاهش می کنند ، شاید حسودی شان می شود چون مامانم می گوید زنها خیلی به هم حسودی می کنند . خانم همسایه خیلی آدم مهمی است . آدم های زیادی به خانه اش می آیند . همه شان مرد هستند . برای من خیلی عجیب است که یک زن رئیس این همه مرد باشد . بعضی هایشان چند بار می آیند . بعضی وقت ها هم این قدر سرش شلوغ است که جلسه هایش را آخر شب ها تو خانه اش برگزار می کند . همکار هایش اینقدر دوستش دارند که برایش تولد گرفتند . من پشت در بودم که یکی از آنها بهش گفت تولدت مبارک . بابا می خواست من را ببرد پارک ، بهش گفتم امروز تولد خانم همسایه است . گفت می داند . آن روز من تصمیم گرفتم فاحشه بشوم چون بابا تولد مامان را هیچ وقت یادش نمی ماند .
      تازه خانم همسایه خیلی پول در می آورد . زود زود ماشین هایش را عوض می کند . فکر کنم چند تا هم راننده داشته باشد که می آیند دنبالش . این ور و آن ور می برند .
      من هنوز با مامان و بابا راجع به این موضوع صحبت نکردم . امیدوارم بابا مثل کار مامان با کار من هم مخالفت نکند.

      Thumb up 49 Thumb down 5

    11. خخخخخخخخخخخخخخ چیست؟؟؟؟
      .
      .
      تیکاف پیر مرد ها قبل از تف کردن به مدت۱۰ثانیه……
      .
      .
      حالا هی بجای خنده بنویسید خخخخخخخخخخ

      پسرا ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪانشون:
      ﻣﺎﻣﺎﻧﺖ ﻫﺮ چرت و پرتى می نوﺷﺖ ﻣﻦ ﺍﻟﮑﯽ ﻻﯾﮏ می کردم

      Thumb up 23 Thumb down 6

    12. یارو شب تو اتوبوس هى از صندلى ۸ بلند میشه میره صندلى ۱۴ باز بر میگرده سر جاش. یکى بهش میگه چه مرگته بخواب دیگه! یارو میگه لعنت به کسى که گفت دوتا صندلى بگیر شب راحت بخوابى…!

      Thumb up 14 Thumb down 2

    13. دیشب موقع خواب به خدا گفتم:
      بگیر از من هر انچه که تو را از من می گیرد…

      ناگهان ندا امد:
      گوشیتو بده …

      منم سریع رفتم زیرپتو خروپف کردم…
      دوباره ندا امد
      دیگه زر نزنیا…
      منم گفتم :چشم

      Thumb up 49 Thumb down 1

    14. نگار 28 یزد

      عاشق این پستاتم عالی دسته گلت درد نکنه …

      Thumb up 5 Thumb down 1

    15. بعد رفتنت من دیگر مثل سابق نشدم….
      .
      .
      .
      یه جیگری شدم که بیا و ببین ، تا چشات درآد.

      Thumb up 20 Thumb down 1

    16. مردی تصمیم گرفت همه گرفتاریهایش را به دریا بسپارد اما هرکاری کرد زنش سوار قایق نشد!

      Thumb up 15 Thumb down 2

    17. مامان پارسا-اصفهان 29

      سلام
      ممنون یه کم سر حال شدم امروز اعصابم کاملا خرده حالم اصلا خوش نبود باز این پست رو خوندم بهتر شدم فقط کاش بیشتر بود

      Thumb up 2 Thumb down 0

    18. شترمرغه باحال بود مرسی

      Thumb up 2 Thumb down 0

  • ارسال نظر